-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

Latest News from Emrooz for 12/01/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امروز: حسن غفوری‌فرد٬ عضو حزب موتلفه از آن‌دسته روحانیون و نظامیانی که اتهامات فراوانی متوجه محمد خاتمی می‌کنند٬ پرسیده چگونه می‌خواهند «در پیشگاه خدا جوابگو باشند.»
به گزارش دیگربان، آقای غفوری‌فرد در گفتگو با سایت «خبرآنلاین» ارتباط خاتمی با «اسرائیل٬ کمونیست‌ها٬ بهایی‌ها و گرفتن پول از عربستان» را ادعایی بیش ندانسته است.
وی همچنین «آتش زدن قرآن، پرچم ایران و تصویر امام سوم شیعیان» از سوی محمد خاتمی را از جمله اتهاماتی دانسته که از تریبون‌های نماز جمعه نیز مطرح شده است.
محمدرضا نقدی٬ فرمانده سازمان بسیج به همراه گروه دیگری از روحانیون نزدیک به علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه٬ سال‌هاست بدون آنکه تحت تعقیب قضائی قرار بگیرند٬ اتهاماتی از این قبیل متوجه رئیس دولت اصلاحات می‌کنند.
آقای نقدی هشتم آذر ماه نیز بدون آنکه به نام خاتمی اشاره کند گفته بود: «شخصی که تا دیروز با پادشاه منفور عربستان پول گرفته به طور قطع صلاحیت نامزدی در انتخابات را ندارد.»
فرماندهان سپاه و بسیج به همراه بسیاری از محافظه‌کاران همچنان به تلاش‌های خود برای حذف کامل محمد خاتمی از عرصه سیاست ادامه می‌دهند و اعلام کرده‌اند او حق شرکت در انتخابات آتی را ندارد.


 


امروز: رئیس پلیس فتای تهران برکنار شد و علاء‌الدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم بالاخره اعلام کرد ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس «فتا» مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
به گزارش دیگربان، خبرگزاری فارس روز شنبه (۱۱آذر) گزارش کرده اسماعیل احمدی‌مقدم٬ فرمانده پلیس پس از روشن شدن ابعاد مختلف پرونده ستار بهشتی دستور برکناری سعید لشکریان٬ رئیس پلیس فتای تهران بزرگ را صادر کرده است.
علاء‌الدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم امروز به سایت رسمی مجلس گفته ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس «فتا» مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
آقای بروجردی افزوده که «بر اساس گزارش پزشکی قانونی، مرگ ستار بهشتی متاثر از این ضرب و شتم‌ها نبوده بلکه ناشی از شوک و ترس بوده است.»
این نماینده مجلس همچنین با اعلام اینکه موضع‌گیری اولیه وی درباره این پرونده براساس اظهارات مقام‌های پلیس بوده٬ از فرماندهان این نیرو خواسته «مطالبی که به کمیسیون امنیت ملی اعلام می‌کنند، دقیق و مبتنی بر واقعیت باشد.»
ستار بهشتی وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله‌ اوایل آبان در تهران دستگیر و چند روز بعد در حین بازجویی کشته شد.
مرگ این وبلاگ‌نویس با اعتراض‌های گسترده بین‌المللی همراه شده است به طوری که مقام‌های جمهوری اسلامی وادار به موضع‌گیری و توضیح درباره علت مرگ وی شده‌اند.
با وجود وعده‌های مقام‌های قضائی و مجلس تاکنون از جزئیات علت مرگ ستار بهشتی و کسانی که در قتل وی نقش داشته‌اند اطلاعاتی منتشر نشده است.


 


امروز: رضا شهابی فعال کارگری محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه با هشدار نسبت به وضعیت جسمانی خود و انتقاد از تغذیه ناسالم و نبود مواد غذایی کافی و کیفیت بسیار بد غذا و ازدحام جمعیت در زندان اوین گفته است: در نتیجه مشکلات استراحت و خواب نه تنها بیماری و آثار عمل جراحی در من رو به بهبودی نگذاشته بلکه بیم آن می رود که بر اثر بی توجهی مقامات مسئول هرچه پزشکان رشته اند پنبه شود.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در نامه خود از آنچه مرگ تدریجی زندانیان و فرسودگی فیزیکی و ذهنی آنها نامیده سخن گفته و به رییس دستگاه قضاء هشدار داده که "اگر به خاطر بی توجهی های بعدی اتفاق و حادثه ای برای من و کسان دیگری چون من در زندان روی دهد، مسئولیت آن با قوه قضائیه و سازمان زندان ها و البته در راس آن مسئولین بلند پایه کشور خواهد بود."

او در این نامه می نویسد: آنها که از عدالت و مهر ورزی و رفاه و آسایش و آزادی و آوردن پول نفت به سر سفره مردم حرف می زدند، توسط افراد مرتبط با آنها مانند گروه آریا و غیره در طول مدت حکومتشان دست به اختلاس و غارت اموال مردم زده یا پول بیت المال را میلیارد میلیارد تومان بالاکشیده اند یا از عوامل سال ها سرکوب بوده اند، در زندان هم به ریاست و زندگی اشرافی خود ادامه می دهند و هر روز با خانواده هایشان تماس تلفنی دارند. این چه عدالتی است که در آن راهزنان و گردنکشان و ویژه خواران دیروز و امروز از همه امکانات بهره مند اند اما اقلیتی نجیب صرفا به خاطر دفاع از حقوق مشروع قانونی و آزادی و آزادی خواهی و برابری طلبی از همه چیز محرومند.

رضا شهابی فعال کارگری محبوس در زندان اوین پیش تر در دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال زندان،‌ پنج سال محرومیت از فعالیت سندیکایی و پرداخت هفت میلیون تومان جریمه محکوم شده بود. او در خرداد سال ۸۹ در کرج بازداشت شده بود.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام و احترام

قریب یک سال است از وخامت وضع جسمانی ام به خصوص در ناحیه گردن می گذرد. یک سال قبل در همین روزها بود که پس از ۱۹ ماه بازداشت در سلول انفرادی غیر قانونی در بازداشگاه آزاردهنده ۲۰۹، از ناحیه گردن به دلیل فشارهای وارده در هنگام بازجویی دچار درد شدید شدم و تنها پس از پیگیری های خانواده و فعالین کارگری و اعتصاب غذا بود که مسئولان وزارت اطلاعات مجوز انتقال مرا به بند عمومی ۳۵۰ صادر کردند. اما در حالیکه از شدت درد قادر به حرکت کردن نبودم، اعزام مرا به بیمارستان منوط به شروطی کردند.

وضعیت جسمانی ام قبل از عمل طوری بود که پزشک قانونی با مشاهده وضعیت جسمی ام در بهداری زندان اوین و مطالعه نظر پزشک معتمد اعلام کرد: وضعیت شما حاد است و باید جراحی کنید. چون می دانستم احتمال بازگشت به زندان پس از عمل وجود دارد، با آن مخالفت می کردم تا اینکه پزشک قانونی وعده داد که با مرخصی پس از عمل موافقت می کند. اکنون حدود ۳ ماه است که بعد از عمل جراحی با وجود نیاز و تائید پزشکی مبنی بر ضرورت استراحت در منزل به جای رفتن به مرخصی استعلاجی قانونی و استفاده از مرخصی که در مورد همه زندانیان مشابه رایج است، به خاطر فشار وزارت اطلاعات دوباره به بند ۳۵۰ منتقل شدم. در اینجا به دلیل تغذیه ناسالم و نبود مواد غذایی کافی و کیفیت بسیار بد غذا و ازدحام جمعیت و در نتیجه مشکلات استراحت و خواب نه تنها بیماری و آثار عمل جراحی در من رو به بهبودی نگذاشته بلکه بیم آن می رود که بر اثر بی توجهی مقامات مسئول هرچه پزشکان رشته اند پنبه شود.

همه این ها در حالی است که بنابر توصیه مکتوب پزشک و جراح معالج به دادستانی باید حداقل ۲ ماه برای استراحت به منزل منتقل شده و به صورت مداوم و حرفه ای در خارج از زندان فیزیوتراپی شوم تا اندک اندک به وضعیت عادی خود برگردم.

مسئولان قوه قضائیه به توصیه پزشک عمل نکرده اند و این باعث شده است تا به خونریزی پی در پی از ناحیه بینی، سر، سرشانه ها، بازوی دست چپ و درد شدید کمر دچار شوم. در نتیجه علایم بعد از عمل جراحی یعنی احساس درد شدید در سر و چشم ها، بی حس شدن درد مداوم در بازوی چپ (هرچند کمتر از دوران عمل جراحی)، بی حس شدن انگشت کوچک و دست چپ و مواردی دیگر شوم. از طرفی درد کمر بیشتر شده و هر دوپایم با مشکل مواجه شده و همه روزه خواب می رود و روز به روز سست تر می شوند، به طوری که بدون ماساژ دادن و کمک هم اتاقی ها امکان بلند شدن از زمین را ندارم. متاسفانه وعده های مسئولان برای دادن مرخصی تاکنون عملی نشده است و حتی در اعزام به بیمارستان سستی می شود که این نشان از بی اهمیتی جان زندانیان سیاسی برای دادستان و سایر مقامات دارد، در حالی که اینگونه سستی ها و بی مبالاتی ها باعث مرگ زندانیان در بازداشگاه ها شده و می شود.

اگر به هشدارهای دلسوزانه زندانیان سیاسی که در قالب بیانیه، اطلاعیه و نامه هایی به مسئولین زندان ارائه می شد، توجه می کردند، چه بسا امکان داشت جلوی چنین اتفاقاتی را گرفت، به طور مثال آقایان هدی صابر، محسن دکمه چی و بسیاری از زندانیان گمنام دیگر همچون ستار بهشتی که بر حسب اتفاق ۲۰ ساعتی را در ۳۵۰ گذراند، قربانیان این بی مبالاتی ها و بی توجهی ها هستند و این وضعیت نامناسب جسمانی و روحی با نداشتن امکان تلفن کردن به خانواده همراه شده است. واقعا دیدن درد زندانیانی که از شهرستان به تهران منتقل شده و ماه هاست از تلفن کردن محروم اند، و در نهایت مشکلات بسر می برند، آنهم در حالیکه خانواده بضاعت و توان آمدن به تهران را ندارند، امکان تحمل ناملایمت ها را برای کسانی چون من کمتر می کند. به این ها اضافه کنید کیفیت بسیار پایین غذایی زندان اوین را که حقیقتا مگر از سر اجبار گرسنگی، قابل خوردن نیست و اغلب روزها، زندانیان غذای زندان را نمی خورند. گوشت قرمز و سفید روز به روز کمتر می شود و دیگر اصلا وجود ندارد، سهمیه ماست به یک روز در هفته کاهش یافته و اساسا هیچ نوع میوه و سبزی ای به زندانیان داده نشده در حالیکه به دلیل قصور عمومی بنیان اقصادی خانواده ها ویران شده است، شماری از کالاها در زندان آن هم با قیمت بالاتر از قیمت فروش در خارج از زندان و با کیفیت نازلتر به زندانیانی که دارای مشکلات مالی فراوان هستند، فروخته می شود.

تعداد قابل توجهی از زندانیان، گرفتار مشکلات شدید مالی اند. تراکم بیش از حد زندانیان در اتاق ها (هر اتاق تقریبا ۲۶ متر مریعی حداقل ۲۰ نفر) سرانه فضایی زندان را به شدت کاهش داده و بوی بد فاضلاب و کهنه بودن تاسیسات و کوچک بودن فضای هواخوری تحمل شرایط زندان را بسیار دشوار کرده است. مستعمل بودن تاسیسات باعث قطع برق در شب ها و روزهای بارانی و سرد شدن آب حمام به ویژه آب گرم در حمام و سرویس های بهداشتی باعث بروز مشکلاتی از جمله سرما خوردگی زندانیان می شود و گویی در و دیوار و همه جای زندان انسان را روحا و جسما شکنجه می دهد. ملاقات کابینی هر هفته با محدودیت های بیشتر مواجه شده. ملاقات حضوری خلاف نص صریح آئین نامه زندان ها هر ماه یکبار داده نمی شود و در مورد آزادی مشروط و مرخصی که حق هر زندانی است، وضع به مراتب بدتر است.

آنها که از عدالت و مهر ورزی و رفاه و آسایش و آزادی و آوردن پول نفت به سر سفره مردم حرف می زدند، توسط افراد مرتبط با آنها مانند گروه آریا و غیره در طول مدت حکومتشان دست به اختلاس و غارت اموال مردم زده یا پول بیت المال را میلیارد میلیارد تومان بالاکشیده اند یا از عوامل سال ها سرکوب بوده اند، در زندان هم به ریاست و زندگی اشرافی خود ادامه می دهند و هر روز با خانواده هایشان تماس تلفنی دارند. از رئیس قوه قضائیه و قضات و مسئولان مرتبط به زندانیان سیاسی می گویند ما کاره ای نیستیم. ای کاش اختلاس و دزدی کرده بودید تا می توانستیم حکم کمتری به شما بدهیم. راستی این چه عدالتی است که در آن سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند؟ کدام وجدان بیدار می تواند آرام باشد در حالیکه هر روز چندین میلیارد تومان از سرمایه های مورد نیاز متخصصان و اساتید دانشگاه و کارمندان و کارگران و مهندسان به دلیل واهی و پرونده سازی هدر می رود. این چه عدالتی است که در آن راهزنان و گردنکشان و ویژه خواران دیروز و امروز از همه امکانات بهره مند اند اما اقلیتی نجیب صرفا به خاطر دفاع از حقوق مشروع قانونی و آزادی و آزادی خواهی و برابری طلبی از همه چیز محرومند.

دفاع بنده از حقوق عده ای کارگر مظلوم و زحمتکش و مورد تهدید واقع شده در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، کدام قسمت امنیت ملی را به خطر انداخته است؟ مگر نه این است که همین صدا و سیما هر روز تصاویر میلیون ها کارگر و شهروند اعتصابی و اعتراضی اروپا را با افتخار نشان داده، از آنها تجلیل می کند، آیا آنها با ما تفاوت دارند؟ چه شده است که همان عمل در یک نقطه ای این ارض جرم و در نقطه ای دیگر افتخار محسوب می شود؟ آیا این مصداق معیارهای دوگانه حقوق بشری نیست که هر روز دیگران را بدان متهم می کنیم؟ چرا خانواده ای باید به خاطر یک ملاقات ۲۰ دقیقه ای کابینی آنهم در هفته یکبار، مدام آزار و اذیت شده و مورد هتاکی و بی احترامی قرار گیرند؟ چرا مسئولان زندان و دادستانی به خواسته های خانواده های زندانیان بی توجهی می کنند؟ آیا ویران کردن بنیان اقتصادی و مالی و شغلی ما کافی نبوده است؟ با کدام معیار انسانی تیشه به ریشه خانواده هایمان می زنید؟ جرم آنها چیست؟ چرا می خواهید خانواده ها را آنقدر اذیت کنید که بازدارنگی را به چاردیواری خانه ها بکشانید؟

مدتهاست درخواست اعزام به دندانپزشکی و پزشک متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات را داشته ام اما پاسخی دریافت نکرده ام. چرا زندانیان سیاسی را مجبور به پوشیدن لباس مجرمان با آن وضع مسخره کرده اید؟ چرا دادستان تهران و رئیس جدید زندان اوین شمشیر را برای بند ۳۵۰ از رو بسته اند؟ بی گناه تر از این زندانیان کدام زندانیان هستند؟

چرا حقوق شهروندی، حقوق اساسی و حقوق ما به عنوان زندانی در محیط زندان آشکارا زیر پا گذاشته می شود؟ آیا این چیزی جز مرگ تدریجی زندانیان و فرسودگی فیزیکی و ذهنی آنهاست؟ ما به زندان محکوم شده ایم آنهم به ناردست اما به این همه رنج و محدودیت که محکوم نشده ایم. و اما زندانیان را به جان هم انداختن چه چیزی جز شکنجه نرم است؟ تاکی باید به خاطر ملاحظات رسانه ای در مقابل مطالبات انسانی خود کوتاه بیاییم؟ مگر قویه قضائیه طبق اصل ۵۶ قانون اساسی جدا از قوای دیگر نیست؟ مگر قویه قضائیه طبق اصل ۵۷ قانون اساسی مستقل از قوای دیگر نیست؟ پس چرا وزارت اطلاعات یک دفتر فضولی در داخل زندان اوین بند ۳۵۰ که متعلق به سازمان زندان ها و قویه قضائیه است دایر کرده است؟ آیا این اقتدار آن وزارت، ضعف قویه قضائیه را نشان نمی دهد؟ مگر جز این است که ما را با اتهام های واهی و پرونده سازی و بازجویی های غیرقانونی به سال ها زندان محکوم کرده و به زندان فرستاده اند؟ پس دایر شدن این دفتر فضولی در داخل بند سیاسی به چه معناست؟

من به عنوان یک کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد از همان اولین روز دستگیری با قطع حقوق و مزایا و بیمه تامین اجتماعی توسط مسئولان شرکت واحد که ظاهرا با درخواست وزارت اطلاعات بوده است مواجه شده ام. در حالیکه هیچ منبع درآمد دیگری نداشته و ندارم. خانواده ام در سخت ترین شرایط اقتصادی به سر می برند و توان تهیه پول پیش خانه و اجاره منزل و هزینه های سرسام آور افسارگسیخته زندگی را ندارند.

من نسبت به موارد فوق و چنین مواردی اعتراض دارم. جرم من دفاع از حقوق خودم و همکارانم و هم طبقاتی هایم بوده و هست و خواستار رسیدگی مسئولان باوجدان به این وضعیت هستم.

اگر به خاطر بی توجهی های بعدی اتفاق و حادثه ای برای من و کسان دیگری چون من در زندان روی دهد، مسئولیت آن با قویه قضائیه و سازمان زندان ها و البته در راس آن مسئولین بلند پایه کشور خواهد بود.

رضا شهابی

زندان اوین بند ۳۵۰ اوین ۶ آذر ۱۳۹۱

عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی


 


امروز: آیت الله دستغیب در ادامه سخنان خود در ماه محرم بار دیگر خواستار آزادی میرحسین و کروبی و زندانیان سیاسی شد.

وی تاکید نمود که حکم محاربه برای برخی از زندانیان صادق نیست و ادامه داد که این به هیچ وجه یک موضع‌گیرى سیاسى نیست، بلکه نظرى کاملا فقهى است و عدّه‌ى دیگرى از فقها نیز با آن موافقند.

این مرجع تقلید در سخنانی که در شب عاشورا بیان شد، اظهار کرد: رزمندگانى که در جبهه‌هاى جنگ حاضر بودند، حکمت و فلسفه نخوانده بودند، امّا چون از خود گذشته و متّصل به فطرت و وجدان خدایى خود شده بودند، موقعى که تیرها و ترکش‌هاى دشمن به بدنشان مى‌خورد، از یک سو خدا را شکر مى‌کردند و از سوى دیگر دشمن را لعن مى‌نمودند. آنها مى‌دانستند که اصل قدرت از خدا است، امّا اگر کسى آن را با اختیار خود در بدى به کار انداخت، گناهکار است.

متن کامل سخنان این مرجع تقلید به نقل از سایت حدیث سرو به شرح زیر است:

«مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ اِلَى دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَکُونَ الآثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ اِلَیْکَ عَمِیَتْ عَیْنٌ لاَ تَرَاکَ عَلَیْهَا رَقِیباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصِیباً»

«تو کى از نظر پنهانى تا به دلیل و برهان محتاج باشى و کى از ما دور شدى تا آثار و مخلوقات، ما را به تو نزدیک سازد؟ کور باد چشمى که تو را نمى‌بیند با آنکه همیشه تو مراقب و همنشین او هستى، و در زیان باد بنده‌اى که نصیبى از عشق و محبّتت نیافت.»

کسى که اهل تقواى کامل است، نور وجود خداى تعالى را در وجود هر موجودى، با چشم دل مشاهده مى‌کند.

شخص متّقى، فقط خداى واجب الوجود را قادر و عالم و حى و کریم و رحیم و رحمان مى‌بیند. از این روى هر کجا علمى یافت، آن را از خدا مى‌بیند؛ هر کجا قدرتى بود، آن را منتسب به خدا مى‌داند و سایر صفات خوب را در هر کجا دید، متوجّه اصل آن؛ یعنى خداى تعالى مى‌شود. همچنین هر فعلى را از هر کس که صادر شود، از خدا مى‌بیند. به جهت آن که پشتوانه‌ى آن فعل، «اراده» است و اراده فقط از آنِ خداوند است. به علاوه نفس حیات و موجودیت موجودات را از آنِ حضرت واجب الوجود مى‌بیند و مى‌داند که او منشأ حیات است، پس همواره با چشم دل، خدا را مى‌بیند و متوجّه او است لذا فرمود : «مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ اِلَى دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ».

این گونه خدا را دیدن، فرق مى‌کند با این که موجودى را ببیند و از وجود او پى به وجود خداى تعالى ببرد. او اول خدا را مى‌بیند.

درباره صفات بد هم همین است؛ یعنى هر کجا صفت بدى از کسى ظاهر شد، قدرت آن از خداوند است لکن فاعل آن، آن را به شکل بد به کار برده است.

رزمندگانى که در جبهه‌هاى جنگ حاضر بودند، حکمت و فلسفه نخوانده بودند، امّا چون از خود گذشته و متّصل به فطرت و وجدان خدایى خود شده بودند، موقعى که تیرها و ترکش‌هاى دشمن به بدنشان مى‌خورد، از یک سو خدا را شکر مى‌کردند و از سوى دیگر دشمن را لعن مى‌نمودند. آنها مى‌دانستند که اصل قدرت از خدا است، امّا اگر کسى آن را با اختیار خود در بدى به کار انداخت، گناهکار است.

مؤمن اگر از حیوانى آسیبى ببیند، خدا را شکر مى‌کند، امّا اگر آسیب رساننده انسان باشد، او از یک طرف قدرت پروردگار را مى‌بیند و شکر مى‌کند و از طرف دیگر، ظالم را مجرم و مستوجب عقوبت مى‌داند. ظاهر شدن حقیقت عبودیت ـ که امام صادق علیه السلام به عنوان بصرى فرمود ـ انسان را صاحب چنین فهمى مى‌کند.

امام صادق علیه السلام در ادامه حدیث عنوان بصرى مى‌فرماید :

این اولین درجه تقوا است. خداوند متعال مى‌فرماید :

(تِلْکَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الأرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین)

«جهان آخرت را براى کسانى مهیّا نمودیم که در روى زمین درپى مقام‌پرستى نرفته، مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک براى پرهیزگاران است.»

این ویژگى کسى است که مى‌خواهد بنده‌ى خدا باشد و ظلمى به کسى نکند. با وجود شجاعت مبارزه با نفس و مهار آن ـ أشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ ـ خود را ذلیل خداى تعالى مى‌داند؛ «انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین».

این اولین درجه‌ى تقوى از مرتبه‌ى سوم آن؛ یعنى «اقبال الى الله» است. تقوا داراى سه مرحله است. مرحله‌ى اول، انجام کامل واجبات و ترک محرمات؛ مرحله‌ى دوم، ازاله‌ى اخلاق ناپسند و مرحله‌ى سوم، خود سه مرحله دارد: اقبال الى الله، تخلّق به اخلاق الله و فناء فى الله. این راه، مخصوص کسانى است که مى‌خواهند سالک طریق الى الله باشند.

عنوان بصرى به امام صادق علیه السلام عرض کرد: مرا نصیحتى فرما. فرمود :

«تو را به نُه چیز سفارش مى‌کنم و این نُه چیز سفارش من است به کسانى که پویندگان راه خدا هستند و از خداوند مى‌خواهم که تو را در عمل به آنها توفیق عنایت فرماید. سه چیز در تربیّت نفس، سه چیز در بردبارى و سه چیز در علم است. آنها را به خاطر بسپار و در مورد آنها سهل‌انگارى مکن. عنوان گوید: دلم را براى شنیدن آماده ساختم.

حضرت فرمود: امّا سه وصیّتى که به تربیّت نفس مربوط مى‌شود: آنچه را اشتها ندارى نخور؛ زیرا موجب حماقت و نادانى مى‌شود. تا گرسنه نشدى غذا نخور و هرگاه خواستى غذا بخورى، غذایت حلال باشد و «بسم الله» بگو، و به یاد آور سخن رسول خدا صلّى الله علیه و آله را که فرمود: آدمى ظرفى را بدتر از شکمش پر نکند. پس چون ناچار به آن است، یک سوم آن را براى غذا، یک سومش را براى نوشیدنى و یک سوم دیگر را براى نفس کشیدن بگذارد.»

حضرت در ادامه مى‌فرماید: «امّا آن سه خصلت که در بردبارى است: اگر کسى به تو گفت: اگر یکى بگویى ده تا مى‌شنوى، بگو: اگر ده تا بگویى، یکى هم نمى‌شنوى. اگر کسى دشنامت داد، بگو: اگر تو راست مى‌گویى از خدا مى‌خواهم مرا ببخشد و اگر دروغ مى‌گویى از خدا مى‌خواهم تو را ببخشد. اگر کسى تو را تهدید نمود، تو او را اندرز ده و برایش دعا کن. امّا آن سه خصلت که در علم است: آنچه را نمى‌دانى، از علما بپرس و هرگز براى سرزنش کردن و آزمایش نمودن آن‌ها سوال نکن. از عمل کردن به رأى خود برحذر باش و در هر چه احتیاط را مناسب مى‌بینى، احتیاط کن. از فتوى دادن بگریز، همان‌گونه که از شیر مى‌گریزى و گردن خود را پل براى مردم قرار مده.»

نظر فقهى بنده این است که درمورد آقایان موسوى و کروبى و بسیارى از زندانیان سیاسى، عنوان محارب صادق نیست. این به هیچ وجه یک موضع‌گیرى سیاسى نیست، بلکه نظرى کاملا فقهى است و عدّه‌ى دیگرى از فقها نیز با آن موافقند و از خداوند تبارک و تعالى به برکت حسین بن على علیه السلام خواستاریم که این دو بزرگوار و همسر آقاى موسوى و دیگر زندانیان سیاسى را آزاد فرماید و این مشکل بزرگ را به دست تواناى خود برطرف نماید.

خداى تعالى همه‌ى ما را از بلاهاى دنیا وآخرت حفظ کند. بلاهاى دنیا مى‌گذرد، امّا صرف مواجهه با حضرات معصومین، با حال گناه و سرزنش آنان بر کردار ما، بسیار سخت و خجالت‌بار است، مخصوصآ سادات وقتى در مقابل جدّشان قرار مى‌گیرند، مانند فرزندى که پدرش او را در حال انجام کار زشتى دیده و مى‌خواهد نصیحتش کند، چقدر خجالت و شرمندگى براى آن فرزند وجود دارد؟ سادات چنین هستند، در مقابل جدّ خود. این شرمندگى گاه به حدّى است که انسان حاضر است به جهنّم برود، امّا با ائمه اطهار رو در رو نشود. درست است که رحمت واسعه‌ى الاهى شامل حال همه‌ى مؤمنین مى‌شود، امّا نباید از خداى تعالى و اولیاى او حیا کرد؟ گیرم که امام حسین علیه السلام شفاعت کند و خداى تعالى ببخشد، امّا انسان که نمى‌تواند خطاى خود را فراموش کند.


 


امروز: محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در پیامی از زندان اوین تصریح کرده است که دموکراسی و تداوم آن بدون پشتیبانی از سوی یک نظام حزبی کارآمد، رؤیایی دست نیافتنی است ... و این واقعیتی است که تجربیات جامعه ما از مشروطه تاکنون آن‌را بارها نشان داده است.

این زندانی سیاسی با مروری بر اهداف انقلاب اسلامی آورده است: زندان‌ها و زندانیان امروز کشور گویای واقعیت تلخ دیگری است، زندانیانی که نه اسلحه برداشته بودند و نه قدمی در جهت براندازی. و تنها خواست آنان اجرای قانون و استیفای حقوق عامه بود.اکنون وقتی در حصر بودن نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دو دوره مجلس که از چهره‌های شاخص این انقلاب و نظام هستند، و محکومیت و حبس بخش مهمی از فعالان و مسؤولان سیاسی سابق و محدودیت‌ها و حذف انبوهی دیگر از شخصیت‌ها ی سیاسی، فرهنگی وفعالان اجتماعی و چهره‌های شاخص انقلاب و دوران جنگ و بعد از آن را می‌بینیم انحراف از معیارهای اولیه آزادی با وضوح بیش‌تری خود را نشان می‌دهد.

وی در این پیام با اشاره به روند اصلاحات نوشته است: حتی در مواردی که به مدد کاریزمای رهبران سیاسی گام‌های اولیه برای تغییر و اصلاح با موفقیت برداشته می‌شود، فقدان تشکیلات سیاسی کارآمد باعث می‌شود آن تغییر و تحول نتواند نهادینه و بازگشت ناپذیر گردد و پس از مدتی با کنار رفتن شخصیت کاریزماتیک از ساختار، مناسبات قبلی و اقتدارگرایی مجددا احیا و حاکم می‌شود.

میردامادی با اشاره به تحولات صد ساله اخیر افزوده است: افزون بر تجربه یکصد ساله کشور ما تحولات کشورهای مشابه ما نیز همین نظر را تأیید می‌کند. چنانچه در ترکیه نیز انباشت تجربه در حزب رفاه، حزب فضیلت و حزب عدالت و توسعه سرانجام باعث بلوغ جریان‌های اصلاح‌طلب و اسلام‌گرا در آن کشورشد و موفقیت‌های پی در پی در زمینه توسعه و گذار به دموکراسی به همراه داشت.

این دبیرکل در بند حزب مشارکت افزوده است: تجربیات گذشته تردیدی باقی نمی‌گذارد که برای ایجاد اصلاحات مستمر و ماندگار و تعمیق آن وجود یک تشکیلات فراگیر که بتواند عمده نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب را در بر گیرد و به دور از تنزه‌طلبی، هدایت و مدیریت تغییر و اصلاح را بر عهده داشته باشد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

میردامادی با اشاره به انتخابات تصریح کرده است: با چنین رویکردی ایجاد و تثبیت یک سازمان سیاسی اصلاح‌طلب مسأله اصلی جامعه ماست و سایر موضوعات همچون انتخابات ریاست جمهوری و شرکت یا عدم شرکت و چگونگی آن‌ها موضوعاتی فرعی هستند که در رابطه با مسأله اصلی معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. در واقع رویکرد ما در قبال انتخابات باید به نحوی تعیین شود که به تثبیت تشکیلات و سازمان‌یابی نیروهای اصلاح‌طلب کمک می‌کند.

میردامادی در ادامه با اشاره به وجود احزاب در یک جامعه دمکراتیک می نویسد: اگر چه تعدد احزاب در یک نظام تثبیت شده دموکراتیک، می‌تواند کارآمد باشد، اما، در کشوری که مراحل گذار از اقتدارگرایی به دموکراسی را طی می‌کند این ضرورت در قالب رقابت‌های مدنی و رسمی میان احزاب بزرگ تجلی می‌یابد؛ لذا در جبهه اصلاحات نیز احزاب و گروه‌های متعدد و کوچک و بزرگ اصلاح‌طلب در صورتی‌که زیر یک چتر واحد هماهنگ نشوند قادر به مدیریت جریان تغییر و اصلاح نخواهند بود و حتی در مواقع حساس و تعیین کننده ممکن است نقش‌هایی منفی ایفا نمایند.

این دبیرکل دربند جبهه مشارکت تصریح دارد که نیاز امروز جامعه ما در دوران گذار، ایجاد یک تشکیلات واحد منسجم و در بر گیرنده بخش عمده نیروهای اصلاح‌طلب است به نحوی که مشروعیت و مقبولیت عمومی در میان اصلاح‌طلبان داشته باشد که در قالب جبهه‌ای مقتدر و توانا در بر گیرنده احزاب و گروه‌های اصلی و نیروهای منفرد اصلاح‌طلب بوده که مرکزی برای مدیریت و هدایت این نیروها در سطح ملی باشد. طبعا انجام چنین مهمی فراتر از ظرفیت یک حزب است و ضرورت دارد همه احزاب اصلاح‌طلب برای انجام آن کمر همت ببندند تا ان شاء الله به کمک آن بتوان آینده‌ای روشن‌تر را برای کشور رقم زد.

به گزارش کلمه، میردامادی پس از انتخابات خرداد ۸۸ در تاریخ ۳۰ خرداد ماه بازداشت شد و تا اسفند ۸۸ که به مرخصی بیاید را در سلول های بند دو الف ویژه سپاه سپری کرد. پیش از این هوشنگ پوربابایی، وکیل میردادمادی، اتهامات موکل خود را اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام اعلام کرده و گفته بود: ‌دادستان در ادعا نامه ‌خود با استناد به مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی ،خواستار مجازات موکلم شد. در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه محسن میردامادی در دادگاه بدوی به شش سال حبس و ده سال ممنوعیت از فعالیت حزبی و مطبوعاتی محکوم شد.

متن کامل این پیام که در وبسایت نوروز منتشر شده به این شرح است:

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

" ولتکن منکم امتة یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون "
و باید از میان شما مردم گروهی باشند که به نیکی دعوت و به کارهای خیر امر و از کارهای زشت وناپسند نهی کنند و به راستی آن گروه رستگار خواهند شد . (قران کریم-سوره ال عمران-ایه ۱۰۴)

خواهران و برادران عزیز، اعضا و هواداران بزرگوار جبهه مشارکت ایران اسلامی در سراسر کشور!

اینک ۱۴ سال از آذرماه سال ۱۳۷۷ می‌گذرد. آن‌ روز و همزمان با میلاد مبارک حضرت ولی عصر (عج)، جبهه مشارکت ایران اسلامی موجودیت خود را اعلام و فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. ۱۴ سالی که کشور و ملت ما فراز و نشیب های شیرین و تلخ و مهمی را از سر گذرانده است. دوران فعالیت جبهه مشارکت، که از ابتدا با اقبال گسترده نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب رو به رو شد و به سرعت در سراسر کشور گسترش پیدا کرد، بدون تردید یکی از غنی‌ترین تجارب فعالیت‌های حزبی در تاریخ معاصر کشور ماست که طی آن حزب به تأثیر گذارترین تشکل سیاسی کشور در دورانی خاص تبدیل گردید. امروز می توان گفت که برخوردهای مختلف باحزب مشارکت، نیز به دلیل همین تأثیرگذاریها و نگرانی از نقش و تأثیر اصلاح‌طلبانه آن در تحولات سیاسی کشور بوده و هست. هر چند چنین برخوردهایی نه به نفع کشور است و نه حتی در نهایت به نفع برخوردگنندگان.

تشکیل جبهه مشارکت بر این تحلیل استوار بود که پیشرفت کشور و نیز حفظ دستاوردها و تحقق اهداف واقعه دوم خرداد ۷۶ و تداوم و نهادینه کردن اصلاحات بدون وجود احزاب فراگیر در سطح ملی و سوق دادن فضای سیاسی کشور به رقابت قانونمند حزبی امکان پذیر نیست. این تحلیل برخاسته از تجربه تاریخی عبرت آموز بسیاری از کشورها از جمله کشور خودمان است، که در فرآیند گذار به دموکراسی، در صورت فقدان ساختارها و نهادهای مدنی و مهمتر از همه احزاب قدرتمند کثرت‌گرا، حفظ دموکراسی برای اعمال حاکمیت ملت، حتی در صورت شکست دیکتاتوری، اقتدارگرایی به اشکال مختلف بازتولید شده و حتی مبارزان و آزادیخواهان دیروز را به آزادی ستیزان امروز و اقتدارگرایان جدید تبدیل می‌کند و این واقعیت اسف بار، مسیر طی شده‌ای است که تا کنون چند بار تجربه کرده‌ایم، و آن بخش از نیروهایی که با رژیم استبدادی گذشته مبارزه می‌کردند پس از این‌که در مسند قدرت قرار گرفتند در چنبره همان مناسبات اقتدارگرایانه گذشته گرفتار و آن را احیا کردند و خود مبتلا به عوارضی شدند که قبلا با آن به مبارزه برخاسته بودند.

نتیجه چنین وضعیتی به فراموشی سپرده‌شدن بسیاری از آرمان‌های انقلاب و بخش‌های مهمی از قانون اساسی بویژه بخش‌های مربوط به حقوق ملت گردید و عملا جهت‌گیری‌های سیاسی کنونی را با نظام جمهوری اسلامی وعده داده شده، متفاوت کرد.این نظام قرار بود؛ "جمهوری"باشد، همچون جمهوری در سایر کشورها که درآن «میزان رأی ملت» است. متأسفانه با ساز و کارهای عجیب سیاسی و نظارت خودساخته استصوابی، عملا در مسیر اعمال قدرت اقلیت بر اکثریت قرار گرفت، اقلیتی که بناچار هر روز منقبض‌تر و محدودتر می‌شود. این نظام همچنین قراربود"اسلامی" باشد که در آن اسلام رحمانی دل‌های گروه‌های مختلف مردم را جذب کند، متاسفانه در این زمینه هم جهت‌گیری‌های رسمی به سویی دیگر رفت و در نتیجه کار به جایی رسیده که برای کنترل شهروندان در هر زمینه روز به روز حلقه شرایط امنیتی شدیدتر و بسته‌تر می‌شود.

در این "جمهوری اسلامی"طبق قانون اساسی قرار بود آزادی از چنان قدر و منزلتی برخوردار باشد که با هیچ توجیهی حتی به بهانه حفظ استقلال نتوان آن را مورد تعرض و تحدید قرار داد. قرار بود مردم در اظهار نظر و انتقاد و به تعبیر امام حتی در تخطئه، آزاد باشند تا طبق فرمایش امیر مؤمنان (ع) در نقد و اعتراض به حکام دچار لکنت زبان نشوند، اما زندان‌ها و زندانیان امروز کشور گویای واقعیت تلخ دیگری است، زندانیانی که نه اسلحه برداشته بودند و نه قدمی در جهت براندازی. و تنها خواست آنان اجرای قانون و استیفای حقوق عامه بود.اکنون وقتی در حصر بودن نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دو دوره مجلس که از چهره‌های شاخص این انقلاب و نظام هستند، و محکومیت و حبس بخش مهمی از فعالان و مسؤولان سیاسی سابق و محدودیت‌ها و حذف انبوهی دیگر از شخصیت‌ها ی سیاسی، فرهنگی وفعالان اجتماعی و چهره‌های شاخص انقلاب و دوران جنگ و بعد از آن را می‌بینیم انحراف از معیارهای اولیه آزادی با وضوح بیش‌تری خود را نشان می‌دهد. در نظام جمهوری اسلامی قرار بود عدالت علوی حاکم باشد. عدالتی که در ان علی (ع) به وسیله قاضی منصوب خود احضار و به ادعایش رسیدگی شد و حتی علی‌رغم محق بودن، به دلیل نداشتن شواهد کافی حکمی به نفعش صادر نشد و او نیز آن را با طیب خاطر پذیرفت. در چنین نظامی قرار بود قضات، آزاده و مستقل باشند و هرگز تحت امر و دستورپذیر نباشند. اما داستان تشکیل دادگاه‌ها، محاکمات و احکام صادره در مورد فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان و دانشگاهیان وحتی در مواردی درباره مردم عادی در سال‌های اخیر و حوادث پس از انتخابات، گویاتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد و فاصله آن با عدالت علوی معلوم نباشد. قرار بود نظامیان در رقابت‌های سیاسی و در سیاست دخالت نکنند، امامتاسفانه امروزنظامیان تصمیم سازان وتصمیم گیران اصلی عرصه سیاست کشور شده اند و باید با چراغ جستجو کرد که آیا غیرنظامیان نیز در سیاست نقشی دارند؟

قرار بود معیشت مردم روز به روز بهتر شود چنانکه در بیان امام نیز بارها آمده بوده که درآمد سرشار نفت که در رژیم سابق صرف خرید تسلیحات برای نظامیان و نظامی‌گری آن رژیم شد نباید از این پس در آن امور مصرف گردد و باید برای بهبود اقتصاد کشور و معیشت مردم به کار گرفته شود، اما امروزه سوء مدیریت و اتلاف سرمایه‌های اقتصادی کشور از سویی و ماجراجویی وخودنمایی در سیاست خارجی از سوی دیگر، زندگی را روز به روز بر مردم سخت‌تر کرده و بحران در پی بحران به وجود آورده است . قرار بود که در سیاست خارجی از مظلومان ورنج دیدگانِ در سراسر جهان حمایت کنیم ولی معلوم نیست چرا حتی بر خلاف منافع ملی خود همچنان اصرار داریم که مهمترین پشتیبان حکومت سوریه شناخته شویم ؟ قرار بود اخلاق محمدی و عدل علوی را به نمایش بگذاریم، اما امروز دروغ و فساد مالی صدر و ذیل امور را ملوث نموده و آن اخلاق و عدالت را به مذبح برده است. قرار بود که با محقق کردن این قول و قرارها و بسیاری دیگر از این نوع در جهان، نظامی نمونه بر قرار سازیم تا ملت‌ها آن را الگوی خود قرار دهند، اما به شکلی عمل کرده‌ایم که حتی دوستان دیروز انقلاب از ما تبری می جویند و همه این وضع را نمی‌توان به کینه‌توزی دشمنان نسبت داد چرا که این دشمنی قبلا هم بوده است وما در همان حال سربلندی را تجربه کرده بودیم

دولت اصلاحات ، توانسته بود در عرصه‌های داخلی و خارجی به سطح مطلوبی از اعتماد سازی دست یابد و با توجه به ظرفیت‌ها و امکانات موجود، ثبات و آرامش و سطح معیشتی قابل قبولی برای کشور و مردم فراهم آورد، ولی متاسفانه به جهت عملکرد دولت کنونی و حامیان آن، غالب آن دستاوردها نابود شد و شرایط سخت و بغرنجی برای مردم ما بوجود آمد و کشور با بحران اقتصادی، بحران خارجی، بحران کارآمدی، بحران مشروعیت مواجه گردیده است. بحران‌هایی که در تعامل با یکدیگر بوده و تشدید کننده هم هستند، و چون مدیریت وجهت‌گیری صحیحی برای حل ریشه‌ای آن‌ها دنبال نشد، سیاست‌های ِاجرا شده هم به تشدید بحران‌ها انجامیده است.

در سالهای گذشته بارها و بارها دلسوزان کشور و نظام نسبت به عواقب این سیاست‌ها تذکر و هشدار داده بودند ولی دولتمردان همواره هرندای خیرخواهانه را با پرخاش و تهدید و تحقیر پاسخ گفته‌اند. بیاینه اسفند ماه سال۸۴ جبهه مشارکت یکی از این موارد است که در رابطه با سیاست‌های هسته‌ای کشور، به روشنی وضعیت بغرنج امروز را پیش‌بینی و چاره‌جویی کرده بود، ولی به جای تأمل در آن ، پاسخ آنان تهدید به برخورد با حزب در صورت انتشار بیانیه بود. در موارد مکرر دیگر نیز جبهه مشارکت نسبت به سیاست غیرتعاملی خارجی و پیامدهای آن تذکر داده و انزوای بین‌المللی امروز کشور و آثار آن را پیش بینی کرده بود. متأسفانه امروز در حالی همه آن پیش‌بینی‌ها محقق شده ، که کشور از بسیاری از حقوق طبیعی و مسلم خود نیز محروم گشته است .

اقتصاددانان خبره کشور نیز نسبت به سیاست‌های اقتصادی و بحران حاصل از آن، که امروز شاهد آن هستیم، خیرخواهانه هشدار دادند، ولی این تذکرات نیز سرنوشتی بهتر نداشت. در عرصه اقتصادی افزون بر سیاست‌های نسنجیده که علی‌رغم درآمدهای افسانه ای نفتی در سال‌های اخیر، باعث ِاعمال فشارهای مضاعف بر مردم شده است، بی‌تدبیری‌ها و خاصه پروری‌ها به فسادهای عظیم و بی سابقه اقتصادی ای منجر گردیده که تاکنون فقط موارد معدودیاز آن به اطلاع مردم رسیده است که اینها جز نگرانی چیزی به جا نمی‌گذارد. رویکرد حاکم بر اداره کشور به گونه‌ای بود که حوادث تلخ و بنیان‌سوز انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن را رقم زد و با جنبش سبز و اصلاحات چنان برخوردهای سخت و پرهزینه‌ای داشته که آثار و تبعات آن تاکنون هم ادامه پیدا نموده، و پشتوانه مردمی نظام را هر روز کوچک‌تر کرده است. امروز پس از گذشت سه سال، برخی از مسؤولان اذعان می‌کنند که واکنش مردم در انتخابات یک جنبش اجتماعی بوده و آن گونه برخوردهای خشن با آن اشتباه بوده است. بدون تردید نقطه شروع این روند بحران ساز زمانی بود که نقش رأی واقعی مردم نادیده انگاشته شد، پس تنها راه حل مشکلات و بحران‌های کنونی نیز بازگشت به همان نقطه اول و پذیرش شرایط برای استقرار دموکراسی در کشور، و میزان قرار دادن رأی واقعی ملت بوسیله زمامداران و درک این واقعیت است که حاکمیت بی چون و چرای رأی ملت حتی اگر در کوتاه مدت برای برخی ناگواری‌هایی داشته باشد ،در درازمدت به سود کشور و به سود همه جریان‌های سیاسی و حتی حکومت هم هست.

هر چند شناخت سیر حوادث دوران اخیر بحثی جامع و عمیقی را می‌طلبد که فراتر از این نوشتار است و باید در جای خود مطالعه و بررسی و آسیب‌شناسی شود، ولی در عین حال موضوع مهمی که در این زمینه باید به آن پرداخت این امر مغفول هر چند بدیهی است، که دموکراسی و تداوم آن بدون پشتیبانی از سوی یک نظام حزبی کارآمد، رؤیایی دست نیافتنی است. لذا حتی با فراهم شدن شرایط مناسب برای استقرار دموکراسی و بر طرف شدن موانع پیش‌روی آن، در صورت عدم توجه به وجود احزاب قوی و کارآمد، باز هم نمی‌توان امیدوار به نتیجه‌ای ماندگار بود، و این واقعیتی است که تجربیات جامعه ما از مشروطه تاکنون آن‌را بارها نشان داده است. جامعه ما در بیش از یکصد سال اخیر در مقاطع و فرصت‌های مختلف شاهد تلاش برای تغییر و اصلاح سازوکارهای حکومتی برای برقراری حاکمیت مردم و تثبیت مردم‌سالاری در کشور بوده که متأسفانه هیچ یک از آن‌ها منجر به نتیجه‌یی بازگشت ناپذیر، نشده است. دوران انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دوران نهضت ملی و اصلاحات از مصادیق مهم چنین مقاطع تاریخی بوده‌اند.

در جستجوی چرایی این ناکامی‌ها می‌توان عوامل مختلفی را برشمرد ولی یکی از مهم‌ترین عواملی که شاید سایر عوامل نسبت به آن فرعی محسوب شده و در همه ادواری که ظرفیت تحول مطلوب وجود داشته این عامل خودنمایی می‌کند، ضعف نهادهای مدنی و فقدان تشکیلات سیاسی فراگیر و مؤثری است که بتواند تحول و اصلاح را در همه عرصه‌ها مدیریت و از پراکندگی نیروها و تندروی‌‌‌‌ها و کندروی‌ها و تقابل‌ها و فرصت‌سوزی‌ها جلوگیری کند. البته ضعف تحزب در ایران خود معلول موانع مختلف ساختاری، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی است، که از آن‌ها نمی‌توان به راحتی گذشت ولی در عین حال برای توسعه سیاسی کشور هیچ‌ گریزی جز توجه همه جانبه به مسأله تحزب وجود ندارد وتاریخ معاصر ما گواه این ضرورت است. پس از شهریور ۲۰ و حذف رضا شاه که فرصت مناسبی برای استقرار حکومت مشروطه و احیای قانون اساسی مشروطه فراهم آمد فقدان یک سازمان سیاسی مناسب که هدایت و مدیریت امور را بر عهده بگیرد عملا منجر به پیدایش دوران هرج و مرج سیاسی فزاینده گروهی و مطبوعاتی و در نتیجه تقویت و تثبیت تدریجی قدرت شاه و سرکوب آزادی‌ها شد. در نهضت ملی نیز مرحوم دکتر مصدق علی‌رغم اصرار دوستانش حاضر نشد، خود را محور یک حزب فراگیر قرار دهد و تنها به تشکیل جبهه ملی اکتفا کرد. آن جبهه نیز قادر نبود عملکرد یک حزب گسترده را داشته باشد و با مرور زمان دچار ریزش نیروها شد. در صورتی که وجود حزبی فراگیر و قوی، افزون بر جلوگیری از پراکندگی نیروهای نهضت ملی و تقابل‌های ویرانگر آنان با یکدیگر، امکان کودتا یا احتمال موفقیت آن‌را از بین می‌برد. ضعفی که سال‌ها پس از آن جبهه ملی، همچنین شخص دکتر مصدق روی آن تأکید کردند.

دوران انقلاب نیز متأسفانه با تجربه موفق و پی‌گیر تحزب همراه نبود و خلأ یک حزب فراگیر که بتواند بخش عمده نیروهای اصلاح‌طلب را در بر گیرد و آن‌ها را در عرصه‌های مختلف هماهنگ و هدایت و مدیریت کند کاملا محسوس و آثار منفی آن مشهود بود. از نتایج فقدان چنین تشکیلات فراگیری، واگرایی روز افزون نیروهای درون خانواده اصلاحات در طول دوران ۸ ساله و تقابل آن‌ها با یکدیگر بود که آثار مخرب آن با نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ با چند کاندیدا و رقابت با یکدیگر قابل توجه وبررسی است.

تجربه دکتر مصدق و نهضت ملی، امام خمینی و انقلاب اسلامی و نیز آقای خاتمی و اصلاحات نشان می‌دهد حتی در مواردی که به مدد کاریزمای رهبران سیاسی گام‌های اولیه برای تغییر و اصلاح با موفقیت برداشته می‌شود، فقدان تشکیلات سیاسی کارآمد باعث می‌شود آن تغییر و تحول نتواند نهادینه و بازگشت ناپذیر گردد و پس از مدتی با کنار رفتن شخصیت کاریزماتیک از ساختار، مناسبات قبلی و اقتدارگرایی مجددا احیا و حاکم می‌شود. در انتخابات ۸۸ و شکل‌گیری جنبش سبز نیز می‌توان همین ضرورت را به گونه‌ای دیگر احساس کرد. در جنبش سبز که متکی به خلاقیت عظیم شهروندان اصلاح‌طلب بود، از نقش مؤثری که شبکه‌های اجتماعی در پیش‌برد آن داشتند، شاید این تلقی نزد برخی پیش آمد که نیاز به سازمان و تشکیلات برای نیل به اهداف اصلاحی منتفی است. واقعیت این است که از جهاتی نیز این جنبش اجتماعی توانست نوآوری‌هایی را بروز دهد که رهبران جنبش و حتی تشکیلات قدیمی و سابقه‌دار را نیز به دنبال خود بکشاند. اما این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت که در جوامع در حال گذاری مثل ایران، شبکه‌های اجتماعی پیش از آن‌که امکان تغییر در جامعه و در قدرت سیاسی را داشته باشند، توان موج آفرینی دارند و برخلاف جوامع توسعه یافته در این قبیل جوامع تمایل قدرت‌ها به سرکوب و نابودی جنبش‌های اجتماعی است و حکومت‌ها تلاش می‌کنند موج‌های اجتماعی را شناسایی و در درون خود هضم کنند. بر این اساس آنچه الگوی مؤثرتری برای جوامع در حال گذار است، حفظ و تقویت تشکیلات سیاسی و احزاب برای قرار گرفتن در میان جنبش‌های اجتماعی است. این احزاب در صورت داشتن رویکرد جامعه محور می‌توانند بخشی از جنبش اجتماعی باشند و در مواقع لزوم قدرت تشکیلاتی خود را در خدمت جنبش‌ قرار دهند.

در صورت وقوع تغییرات ساختاری توسط شبکه‌های اجتماعی نیز، ضرورت حضور تشکیلات و احزاب منتفی نمی‌شود. نمونه بارز این مسأله در تحولات اخیر کشورهایی نظیر مصر و تونس اتفاق افتاده جایی که حرکت برآمده از شبکه‌ها و نیروهای اجتماعی نظم موجود را مختل کرد، اما توان مدیریت پس از آن نیازمند تشکیلاتی بود که برای آن شرایط فکر و برنامه و سازمان داشته باشد تا جنبش، تحت نفوذ حاکمیت سازمان یافته و یا نیروهای مخالف و کم تجربه به انحراف کشیده نشود. آنچه مسلم است تشکلهای سیاسی و شبکه های اجتماعی عناصری هستند که می‌توانند به هم افزایی قدرت یکدیگر بینجامند و در واقع رقیب یکدیگر نیستند. به این ترتیب افزون بر تجربه یکصد ساله کشور ما تحولات کشورهای مشابه ما نیز همین نظر را تأیید می‌کند. چنانچه در ترکیه نیز انباشت تجربه در حزب رفاه، حزب فضیلت و حزب عدالت و توسعه سرانجام باعث بلوغ جریان‌های اصلاح‌طلب و اسلام‌گرا در آن کشورشد و موفقیت‌های پی در پی در زمینه توسعه و گذار به دموکراسی به همراه داشت.

تجربیات گذشته تردیدی باقی نمی‌گذارد که برای ایجاد اصلاحات مستمر و ماندگار و تعمیق آن وجود یک تشکیلات فراگیر که بتواند عمده نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب را در بر گیرد و به دور از تنزه‌طلبی، هدایت و مدیریت تغییر و اصلاح را بر عهده داشته باشد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در غیاب چنین سازمان و تشکیلاتی، حتی پیروزی در یک انتخابات و در اختیار داشتن دولت هم نمی‌تواند پایانی بهتر از پایان دوران اصلاحات داشته باشد. با چنین رویکردی ایجاد و تثبیت یک سازمان سیاسی اصلاح‌طلب مسأله اصلی جامعه ماست و سایر موضوعات همچون انتخابات ریاست جمهوری و شرکت یا عدم شرکت و چگونگی آن‌ها موضوعاتی فرعی هستند که در رابطه با مسأله اصلی معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. در واقع رویکرد ما در قبال انتخابات باید به نحوی تعیین شود که به تثبیت تشکیلات و سازمان‌یابی نیروهای اصلاح‌طلب کمک می‌کند.

طبعا در شرایط سنگین امنیتی موجود، انجام فعالیت حزبی و تشکیلاتی محدودیت‌ها و اقتضائات خاص خود را دارد و باید متناسب با شرایط تعریف شود. چنین شرایطی منحصر به ایران نیست. احزابی همچون عدالت و توسعه در ترکیه و اخوان المسلمین در مصر که امروز موفقیت‌های چشم‌گیر بدست آورده‌اند قبلا سرکوب‌ها، حبس‌ها، انحلال‌ها و محدودیت ها توسط نظامیان را بارها تجربه کرده و آبدیده شده‌اند ولی ضمن پایداری در ادامه راه، خود را با شرایط و مقتضیات روز وفق داده و سیری تکاملی طی کرده‌اند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز دوره‌های گشایش سیاسی و نیز سرکوب و برخوردهای فوق‌العاده خشن را توأمان تجربه کرده و در دوران فعالیت‌های خود موفقیت‌ها و ناکامی‌هایی را پشت سر گذارده و تجارب ارزشمندی بدست آورده است که می تواند چراغ راه آینده فعالیت‌هایش باشد. بنده به عنوان عضو کوچکی از جبهه مشارکت، که متشکل از مجموعه‌ نیروهایی است که دل در گرو سرنوشت مطلوب برای کشور و ملت دارند، علی‌رغم همه سختی‌ها و ناهمواری‌های روند عبور از وضعیت بغرنج و نابسامان فعلی کشور در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روابط خارجی؛ همچنان راه تحقق حاکمیت مردم و دموکراسی را تشکل و سازماندهی در گستره ملی و اصلاح مسالمت‌آمیز و درون‌زای وضع موجود می‌دانم و اطمینان دارم با یاری خداوند، صبر و استقامت در این مسیر باعث نهادینه و غیر قابل برگشت شدن راه طی شده خواهد شد، همچنانکه تحولات مبارک سال‌های اخیر در خاورمیانه نیز آغاز پایان دوران اقتدارگرایی و نویدبخش حاکمیت ملت‌ها در منطقه و تحقق سنت تخلف ناپذیر الهی رانوید میدهد .

مسأله مهمی که در این مرحله باید مورد توجه قرار گیرد این است که، اگر چه تعدد احزاب در یک نظام تثبیت شده دموکراتیک، می‌تواند کارآمد باشد، اما، در کشوری که مراحل گذار از اقتدارگرایی به دموکراسی را طی می‌کند این ضرورت در قالب رقابت‌های مدنی و رسمی میان احزاب بزرگ تجلی می‌یابد؛ لذا در جبهه اصلاحات نیز احزاب و گروه‌های متعدد و کوچک و بزرگ اصلاح‌طلب در صورتی‌که زیر یک چتر واحد هماهنگ نشوند قادر به مدیریت جریان تغییر و اصلاح نخواهند بود و حتی در مواقع حساس و تعیین کننده ممکن است نقش‌هایی منفی ایفا نمایند. چنانکه در انتخابات سال ۸۴ و یا ۸۸ به جهت تفرق نیروها همین اتفاق به وقوع پیوست. نیاز امروز جامعه ما در دوران گذار، ایجاد یک تشکیلات واحد منسجم و در بر گیرنده بخش عمده نیروهای اصلاح‌طلب است به نحوی که مشروعیت و مقبولیت عمومی در میان اصلاح‌طلبان داشته باشد که در قالب جبهه‌ای مقتدر و توانا در بر گیرنده احزاب و گروه‌های اصلی و نیروهای منفرد اصلاح‌طلب بوده که مرکزی برای مدیریت و هدایت این نیروها در سطح ملی باشد. طبعا انجام چنین مهمی فراتر از ظرفیت یک حزب است و ضرورت دارد همه احزاب اصلاح‌طلب برای انجام آن کمر همت ببندند تا ان شاء الله به کمک آن بتوان آینده‌ای روشن‌تر را برای کشور رقم زد.

از خداوند بزرگ در جهت توفیق انجام وظایف دینی و ملی خود هدایت و برای مقابله باهمه سختی‌ها و ناملایمات در راه خدمت به مردم صبور ی می طلبیم و او را برای همه الطاف و نعمت‌های بی‌کرانش شکرگزاریم.

"حسبی الله ،علیه یتوکل المتوکلون"

محسن میردامادی
آذر ماه ۱۳۹۱ - زندان اوین

پیام دبیرکل زندانی جبهه مشارکت بمناسبت چهاردهمین سالگرد تاسیس:


 


امروز: در حالی که واردات موزنسبت به سال گذشته ۳۲ درصد از نظر وزنی و ۲۳ درصد از نظر ارزشی افزایش داشته است، اما قیمت آن در بازار به کیلویی ۴ هزار تومان رسیده است.
به گزارش فارس در هفت ماهه نخست سال جاری ۲۴۴ هزار تن موز به ارزش ۱۸۵.۷ میلیون دلار وارد کشور شده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۲ درصد از نظر وزنی و ۲۳ درصد از نظر ارزش افزایش نشان می‌دهد.
واردات موز مهمترین بخش واردات ۲۶۵ میلیون دلاری میوه در هفت ماهه نخست سال به وزن ۳۶۱ هزار تن را تشکیل می‌دهد.
به رغم اینکه براساس آمار میزان واردات نسبت به سال گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته اما قیمت آن در بازار به کیلویی ۴ هزار تومان رسیده است و معمولا در اکثر میوه‌فروشی‌ها وجود ندارد.
علی حاج‌فتعحلی دبیر اتحادیه بارفروشان دلیل افزایش قیمت موز را واردات آن با دلار آزاد عنوان می‌کند.
قبلا موز در گروه ۷ کالایی تخصیص ارز مبادله‌ای قرار گرفته بود که بعدا به گروه ۸ منتقل شد، اما واردکنندگان موز همچنان اعلام می‌کنند که هیچگونه ارز دولتی یا مبادله‌ای برای واردات این کالا اختصاص نمی‌یابد.
حاج‌فتعحلی می‌گوید: البته وارد کنندگان موز هم بیش از ۴ الی ۵ نفر نیستند و به همین دلیل به راحتی با همدیگر کنار می‌آیند.
وی می‌گوید: طی سال‌های گذشته ذائقه مردم را با انواع میوه‌های خارجی عادت داده‌اند بدون اینکه برنامه‌‌ای برای تولید آن داشته باشند و در حال حاضر یک نوع وابستگی برای واردات اینگونه میوه‌ها ایجاد شده است.


 


امروز: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ضمن نگرانی از اعتصاب غذای نسرین ستوده خواهان آزادی او و سی زندانی زن دیگر شده است. در همین حال، ۳۰۰ فعال مدنی نیز با حمایت از خواست‌های ستوده از وی خواسته‌اند که به اعتصاب غذا پایان دهد.

به گزارش دویچه‌وله، ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با صدور بیانیه‌ای ضمن نگرانی از ادامه اعتصاب غذای نسرین ستوده و تهدید سلامت وی دولت ایران را متهم کرد که از ارائه خدمات پزشکی به این زندانی حقوق بشری خودداری می‌کند. بیانیه با اشاره به گذشت شش هفته از اعتصاب غذای نسرین ستوده از حبس او در زندان انفرادی خبر می‌دهد.
نسرین ستوده در اعتراض به بدرفتاری با همسرش، رضا خندان، و ممنوع‌الخروج‌شدن دختر ۱۲ ساله‌اش از روز ۲۶ مهر (۱۷ اکتبر) اعتصاب غذا کرده و به گفته همسرش اینک در وضعیتی است که باید هر روز به بهداری بیمارستان منتقل شود. رضا خندان که در چهلمین روز اعتصاب غذای ستوده با او دیدار کرده، گفته است که وزن همسرش تا ۴۳ کیلوگرم کاهش یافته و احتمالا بیش از این هم کاهش خواهد یافت. خندان همچنین به سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفته است که مقام‌های زندان اوین او را به خاطر اعتصاب غذا تنبیه کرده و ۲۰ روز در زندان انفرادی نگاه داشته‌اند.
نسرین ستوده از ۱۳ شهریور سال ۱۳۸۹ در بازداشت به‌سر می‌برد. او که قبلا از زندانیان سیاسی دفاع می‌کرد، در دادگاه به جرم "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ و تبانی علیه نظام و عضویت در کانون وکلا" به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است. قوه قضائیه جمهوری اسلامی خانم ستوده را همچنین به‌خاطر تظاهر به بی‌حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم کرده است.
اواخر ماه اکتبر امسال پارلمان اروپا اعلام کرد که جایزه ساخاروف در سال ۲۰۱۲ را به نسرین ستوده و جعفر پناهی اعطا می‌کند. این جایزه هر سال به کسانی داده می‌شود که در دفاع از حق آزادی بیان و حقوق بشر صدای خود را بلند کرده و قربانی ندای اعتراضی شده‌اند.
در بیانیه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از حکومت ایران خواسته شده است که برخورد غیرقابل قبول خود با نسرین ستوده را پایان دهد و او و بیش از ۳۰ زندانی سیاسی زن دیگر را که در بازداشتگاه اوین به‌سر می‌برند بی‌درنگ آزاد کند.
در همین حال، روز جمعه، ۳۰ نوامبر، ۳۰۰ فعال مدنی در نامه‌ای سرگشاده به نسرین ستوده ضمن ستایش از تلاش و پایداری وی در راه دفاع از عدالت از این که اعتصاب غذا سلامت وی را به شدت تهدید کند ابراز نگرانی کرده‌اند. آنها در این نامه نوشته‌اند: « سخت از انتهای راهی که شما در پیش گرفته‌اید، می‌ترسیم. نه مرگ، که فردای ایران بی نسرین ستوده سخت هراسانمان کرده است».
امضاکنندگان نامه سرگشاده که شماری از آنها خود نیز مدتی را در زندان به سربرده‌یا با محدویت‌ها و ممنوعیت‌ها دست‌و‌پنجه نرم کرده‌اند، در ادامه نامه‌اشان به بازتاب داخلی و بین‌المللی اعتصاب غذای ستوده اشاره کرده و نوشته‌اند: «مطالبه‌ی به حقِ شما را جز آنان که خود را به نشنیدن می‌زنند، همگان شنیده‌اند. به عنوان کسانی که در دشوارترین روزهای زندگی‌شان پناه و دلگرمی خانواده‌هایشان بودید و به عنوان کسانی که شما را اسوه‌ای در مکتب پاسداری از مقام انسان و عدالت می‌دانند از شما خواهش می‌کنیم اعتصاب غذای خود را بشکنید.» امضاکنندگان نامه در پایان مسئولیت بروز هرگونه اتفاق ناگواری برای خانم ستوده را متوجه حکومت دانسته‌اند.


 


امروز: شاید افزایش نرخ ویزیت پزشکان آنقدر برای مردم قابل لمس نباشد، در حالی که قیمت انواع تجهیزات و خدمات بیمارستانی، آزمایشگاهی، تصویربرداری پزشکی دیگر تجهیزات از 100 تا 400 درصد بالا رفته و همین مسئله هزینه های درمانی را به شدت افزایش داده است که در نهایت بخش زیادی از این هزینه ها را بیمار پرداخت می کند.
به گزارش مهر، وضعیت نابسامان بازار ارز و عدم تخصیص ارز مرجع برای واردات تجهیزات پزشکی و جراحی، باعث شد تا نرخ هزینه های تجهیزات پزشکی و جراحی به شدت افزایش یابد. به طوریکه این رشد قیمتها تاثیر بسزایی در افزایش هزینه های درمانی به ویژه آن دسته از بیماریها که نیازمند بستری و جراحی است.
دکتر حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با عنوان این مطلب که از نظر شاخص پرداخت هزینه‌های سلامت از جیب مردم که بر اساس برنامه چهارم و پنجم می بایست به زیر 30 درصد برسد، می گوید: متاسفانه در این زمینه رو به عقب حرکت کرده‌ایم و طی 3 سال گذشته سهم مردم از پرداخت هزینه‌های سلامت از 54 درصد به بالای 70 درصد افزایش یافته است.

بنا بر این گزارش، هزینه یک دوره درمان بیمار مبتلا به سرطان سینه با هرسپتین با قیمت دلار سال گذشته 50 تا 60 میلیون تومان بود اما حالا همین دوره درمان 200 میلیون تومان تمام می‌شود.
همچنین یک بیمار برای درمان دریچه میترال قلب باید 37 هزار دلار پرداخت کند که با قیمت دلار سال گذشته 60 میلیون تومان تمام می‌شد و حالا باید 120 میلیون تومان بابت آن پرداخت کند.
رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با انتقاد شدید از افزایش هزینه های سلامت که به شدت مردم را تحت فشار قرار داده است، معتقد است که دولت نهم و دهم در حوزه سلامت فقط یک جا خوب عمل کرد، آن هم افزایش تعداد تختهای بیمارستانی از 75 هزار تخت به 115هزار تخت بود.
به گفته شهریاری، در چنین شرایطی که هزینه های سلامت به شدت افزایش پیدا کرده است، کیفیت ارائه خدمات در مراکز درمانی افت می‌کند.
همچنین هزینه لوازم مصرفی پزشکی نیز به طور میانگین 245 درصد رشد داشته است. به طوریکه فیلم رادیولوژی 240 درصد، اکسیژناتور 247 درصد، ونتیلاتور 300 درصد، گاز هلیوم برای ام آر آی 667 درصد، صافی و دستگاه دیالیز 325 درصد و کیسه خون 350 درصد گرانتر شده است.
غذای همراه بیمار نیز که تا چند ماه قبل 3000 تومان هزینه داشت در حال حاضر به 5000 تومان افزایش یافته است.
ماسک معمولی که در بیمارستانها برای مراقبت از بیماران استفاده می شود، از 80 تومان به 230 تومان رسیده است.

این در حالی است که رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به نرخ ارز مرجع برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی که سال گذشته 1050 تومان بود، می گوید: حتی اگر ارز مرجع هم به دارو و تجهیزات پزشکی اختصاص دهند با توجه به اینکه نرخ ارز مرجع امسال به 1226 تومان افزایش یافته است، حداقل 17 درصد افزایش قیمت را به همراه دارد.
از سوی دیگر، بررسیها نشان می دهد که تامین هزینه های درمانی برای افراد کم درآمد و آسیب پذیر جامعه بسیار مشکل بوده و بعضا غیر ممکن است. در حالی که به دنبال نوساناتی که در بازار ارز کشور به وجود آمد و باعث افزایش هزینه های خرید تجهیزات و لوازم مصرفی پزشکی شد، بالطبع هزینه ها درمان بیماریها را بالا برده و در نتیجه آن، همان اکثریتی که تاکنون نیز برای تامین هزینه های درمانی دچار مشکل بودند، بیش از پیش گرفتار تامین این هزینه ها شده و امکان سقوط آنها به زیر خط فقر، افزایش یافته است.


 


امروز: کانون نویسندگان ایران با صدور بیانیه ای به مناسبت روز مبارزه با سانسور خاطرنشان کرد که گرامی داشتن سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور، ارج نهادن به انسان هایی است که با وجود آگاهی از خطرها، پای در راه آزادی بیان می نهند و بی اعتنا به تهدیدها سد سانسور را می شکنند.
در چند دهه‌ی اخیر آنها که حاکمیت سانسور را ضامن حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود قرار داده اند، شعله ی جان بسیار کسان را خاموش کردند تا شوق آزادی بیان در دل جامعه بمیرد. اما بر خلاف انتظارشان فروغ دیگری تابیدن گرفته است: خواست آزادی بی قید و شرط اندیشه و بیان.
متن کامل بیانیه در پی می‌آید:
مرور یک سال گذشته از منظر تولیدات هنری و ادبی، و وضعیت آزادی بیان نشان می دهد که دستگاه فراگیر سانسور با جدیت تمام فعالیت ویران گرش را ادامه داده است و گویا عزم خویش جزم کرده تا اندک اقبال باقی مانده ی مردم به آثار هنری و ادبی را از آنها بگیرد. در این میان اوضاع اقتصادی که در چند ماه گذشته بر وخامت آن افزوده شده به یاری این دستگاه آمده و دور نیست که بحران تشدید یافته ی کنونی به تعطیلی کامل عرصه هایی چون نشر کتاب، سینما، موسیقی، تئاتر و... بیانجامد.

دستگاه سانسور عامدانه بر فضای بی اعتمادی فعالان تولیدات هنر و ادبیات نسبت به فعالیتشان دامن می زند. حتی به "مجوز"های صادر شده اش نیز اعتمادی نیست، اجرایش تضمینی ندارد. کتاب های مجوزدار باز روی میز سانسورچیان بازمی گردد و بازبینی مجدد می شود، یا پس از چاپ توزیعشان ممنوع می شود؛ فیلم های سینمایی که پس از بارها بازبینی و اعمال سانسور در مراحل مختلف، مجوز اکران می گیرند چه بسا که زمان نمایش از پرده ها پایین کشیده می شوند؛ کنسرت های موسیقی که با هزار شرط و اما و اگر مجوز برگزاری می گیرند، گاه پس از فروش بلیت غیر قابل اجرا اعلام می شوند؛ گالری های نقاشی... نمایش های تئاتری... حتی جستجوگر اینترنتی گوگل!

در یک سال گذشته باز هم عده ای به اتهام وبلاگ نویسی روانه زندان شدند؛ نشریاتی به بهانه چاپ کاریکاتور یا خبر و مطلب توقیف شدند؛ دو تن از اعضای کانون نویسندگان ایران، فریبرز رییس دانا و منیژه نجم عراقی، به "جرم" عضویت دراین تشکل ضدسانسور ماه هاست در زندان به سر می برند؛...

با این همه، به موازات سخت تر شدن شرایط، صف مخالفان سانسور نیز انبوه تر شده است و صداهای بیشتری در مخالفت با سانسور شنیده می شود.
در چند سالی که از اعلام سیزدهم آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور می گذرد این روز، روز بزرگ داشت این صف بوده است. امسال اما از سیزدهم آذر بی یاد و نام ستار بهشتی نمی توان سخن گفت؛ کارگری که جان جوانش در دفاع از آزادی بیان تاوان شد. البته پیش تر نیز بودند، بسیاران بودند، که در راه ابراز عقیده و نظر، جانشان به تاراج ستم رفت. اما ویژگی ستار بهشتی در این است که او نه به دلیل تعلق فکری، مرامی یا سیاسی بلکه راست به علت نوع زندگی اش، به شکستن حصار سانسور پرداخت. این کارگر وبلاگ نویس معترض از متن توده ی مردم آمده بود و تجلی نیاز آنها به آزادی بیان، به نابودی سانسور و نشانه ای از حضور مردم در این عرصه بود. او به کردار نشان داد که آزادی بیان و ستیز با سانسور فقط امر نویسندگان، هنرمندان و سخن وران نیست بلکه نیاز هر انسان و ضرورت زندگی انسانی است. و این، ویژگی دوران کنونی است؛ دورانی که به سرعت از کشته ی یک جوان گمنام مخالف سانسور شاهدی جهانی می سازد بر ستمکاری آزادی ستیزان و رسوایی سانسورچیان. این ویژگی اعلام می کند که سرکوب گران آزادی، سانسور و سانسورچیان، از این پس دوران سخت تری خواهند داشت.
گرامی داشتن سیزدهم آذر ، روز مبارزه با سانسور، ارج نهادن به انسان هایی است که با وجود آگاهی از خطرها، پای در راه آزادی بیان می نهند و بی اعتنا به تهدیدها سد سانسور را می شکنند.

در چند دهه ی اخیر آنها که حاکمیت سانسور را ضامن حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود قرار داده اند، شعله ی جان بسیار کسان را خاموش کردند تا شوق آزادی بیان در دل جامعه بمیرد. اما بر خلاف انتظارشان فروغ دیگری تابیدن گرفته است: خواست آزادی بی قید و شرط اندیشه و بیان!
گرامی باد سیزده آذر روز مبارزه با سانسور
کانون نویسندگان ایران
۱۰/۹/۱٣۹۱


 


امروز: رییس کل بانک مرکزی بر تعیین واحد پول دیگری به عنوان وسیله مبادله و ذخیره ارزش تاکید کرد.
به گزارش ایسنا، دکتر محمود بهمنی اظهار کرد: تعیین واحد پول دیگری به عنوان وسیله مبادله و ذخیره ارزش برای مقابله با تهدیدات اقتصادی غرب و مصون بودن از نوسانات غیرقابل پیش بینی و ناخواسته دلار و یورو از ضروریات است.
وی افزود: به این منظور استفاده از ارزهای محلی یکی از کارهایی است که می‌توان انجام داد.
بهمنی ادامه ادامه داد: باید از تجربیات بانک‌های مرکزی کشورهایی که از بازارهای مالی توسعه‌یافته‌تری برخوردارند استفاده شود.
رییس کل بانک مرکزی در بخشی از سخنان خود همچنین با اشاره به موضوع کنترل نقدینگی گفت: مهمترین پدیده‌ای که باید جلوی آن را بگیریم موضوع کنترل نقدینگی است که میزان آن تا پایان تیرماه ۱۳۹۱ رشد ۱۰ درصدی داشته است.
وی با بیان اینکه بانک‌ها تمام توان خود را برای کمک به رونق فعالیت‌های اقتصادی واحدهای تولیدی به کار گرفته‌اند، گفت: این درحالی است که رشد نقدینگی در مقطع مشابه سال گذشته تنها سه درصد بوده است.
رییس کل بانک مرکزی در ادامه گفت: میزان نقدینگی در پایان تیرماه سال جاری ۳۸۷۵ هزار میلیارد ریال رسیده که نسبت به اسفندماه سال گذشته ۱۰ درصد رشد نشان می‌دهد، رشد نقدینگی در پایان سال ۸۹، ۲۵.۲ و در پایان سال ۹۰، ۱۹.۴ درصد بوده است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

Latest News from Webna for 12/02/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



وبنا - سایت اچ دی گالری با رویکردی جدید در ارائه عکس های با کیفیت در فضای مجازی شروع بکار کرده است. این وب سایت علاوه بر نمایش و گذاشتن عکس های جدید امکان دانلود این عکس ها را فراهم کرده است. همچنین کاربران می توانند از طریق لینک ارسال عکس، عکس های خود را برای سایت ارسال کنند تا در سایت قرار گیرد.

برای مشاهده سایت به آدرس www.hdgallery.ir مراجعه نمایید.


 


وبنا - وب سایت حقوقی ویج ایران با هدف ترویج و انتشار معلومات حقوق و مسایل فعالیت می کند. این سایت با انتشار روزانه مقالات و اخبار حقوقی می خواهد باعث آشنایی مردم با مفاهیم حقوقی از یک طرف و ارتقاء هر چه بیشتر سطح معلومات دانشجویان رشته حقوق در کلیه سطوح تحصیلی گردد.

برای مشاهده سایت به آدرس www.vijiran.com مراجعه نمایید.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به webna-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به webna@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

گفتار روزانه شنبه 11 آذر ۹۰:فایل صوتی

سلام
لطفآ برای تماس با محسن سازگارا و فرستادن پیشنهادهای خود 
به آدرس زیر ایمیل بزنید:

فایل صوتی زیر به این ایمیل اتچ شده 
Mohsen_Sazegara_20121201_Audio.wma 
این فایل را می توانید از ایمیل باکس خودتان به کامپیوتر خود دانلود کنید و هم 
می توانید به دیگران فوروارد کنید 
  
منابع دیگر: 
وب سایت محسن سازگارا
فیس بوک:
یوتیوب: 


بایگانی فایل ها در 
4shared




--
__________ اگر پس از اشتراک ایمیل های گروه را دریافت نکردید __________
لطفآ اگر پس از اشتراک ایمیل های گروه را دریافت نکردید پوشه اسپم را نگاه کنید
واگر ایمیل های گروه آنجا بود ایمیل ها را از اسپم در بیاورید
Select the box to the left of the emails and
click "Not spam" button on the top.
کار دیگری هم که می توانید بکنید درست کردن فیلتر و استفاده از
Label
برای پیدا کردن ایمیل های گروه است
_______________________ اشتراک _______________________
برای مشترک شدن در این گروه آدرس زیر را درست همینطور که هست کپی کنید
واز ایمیل باکس خود به این آدرس ایمیل بفرستید
mohsen_sazegara+subscribe@googlegroups.com
پس از فرستادن ایمیل به آدرس بالا، برای تأیید اشتراک ایمیلی از طرف گروه
دریافت می کنید که باید لینکی را که در آن ایمیل هست کلیک کنید
____________________ لغو اشتراک _______________________
برای خارج کردن ایمیل خود از گروه از میل باکس خود به آدرس زیر ایمیل بزنید
mohsen_sazegara+unsubscribe@googlegroups.com

Latest News from Emrooz for 11/30/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



امروز: کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان بیانیه ای منتشر نمودند.

به گزارش نوروز، در بیانیه این کمیسیون ضمن ابراز تاسف از تنگ تر شدن عرصه بر زنان ایرانی به رقابت مجلس و دولت در مقابله با حقوق زنان اعتراض شده است.

صادر کنندگان این بیانیه همچنین با اشاره به آنچه بر زندانیان زن و زنان عضو خانواده زندانیان سیاسی می رود آورده اند:" مگر می شود آن چه با امثال نرگس محمدی ها و نسرین ستوده ها شد و می شود، در تاریخ ایران به فراموشی سپرده شود. هیهات از این همه بی مروتی اصحاب قدرت و قاضیان دل و دین به مکنت دنیا فروخته و بازجویان خدانشناس که نه حریم زن را می شناسند و نه حرمت مادر را و نه حتی مانند یک انسان از نیازهای عادی و فطری کودکان آگاهند!"

در پایان این بیانیه آمده است:" با کمال تأسف و تأثر باید از یک دست شدن حکومت برای نابودی آخرین ذره های حقوق زنان و اعمال خشونت یک پارچه علیه آنان سخن گفت اما در عین حال با کمال افتخار باید از ایستادگی ها و رشادت ها و افتخار آفرینی های زن ایرانی سخن به میان آورد که علیرغم همه سختی ها و مخاطرات و فشارهای بیرونی، استعدادهای خدادادی و قابلیت های بی مثالش چون آتش فشانی از درون می جوشد و محیط پیرامونی خویش را نور افشان می کند. "

متن کامل بیانیه کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی که در اختیار نوروز قرار گرفته است در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ يَستَفْتُونَك في النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكمْ فِيهِنَّ وَ مَا يُتْلي عَلَيْكمْ في الْكِتَابِ

و دربارۀ زنان از تو فتوی می خواهند. بگو خدا دربارۀ آنان به آن چه در این کتاب بر شما خوانده می شود، فتوی داده است.

و اگر قرآن، کتاب آسمانی ما مسلمانان به عنوان یک کل مورد مطالعه قرار گیرد، آن گاه شأن و مرتبت زن که جز خدا، حتی پیامبرو حبیبش نیز، شایستگی فتوی دادن در مورد او را ندارد،بر پیروان دین محمد(ص) و هر پژوهشگر منصفی که به غوردر آیات آن بپردازد، آشکار می گردد.

حال چگونه است که در بعضی کشورهای مسلمان خشونت علیه زنان بیش از دیگر نقاط جهان مشاهده می شود، آیا این امر به آئین اسلام مربوط است یا به شیوۀ مسلمانی پیروان این آئین؟ به راستی مگر می شود مسلمان بود و خود را پیرو محمد (ص) دانست و ظلم بر زن را با آن شکوه و عظمتی که خداوند برای این نیمی از اشرف مخلوقاتش یاد کرده روا داشت؟ و مگر خشونت می تواند خصلت یک مسلمان واقعی باشد؟

با نگاهی ژرف به درون جامعه خود و جوامع مسلمان پیرامون گواهی خواهیم داد که خشونت طلبان قاری و عامل اسلام طالبانی و خوارجی نه تنها خشونت علیه زنان را مجاز می شمارند بلکه اعمال خشونت را به شکل جامع الاطراف در همه حوزه ها ضروری می دانند. پس باید از زاویه دیگر به این مسئله که از سال ها قبل و شاید پیش از آن که در روز 25 نوامبر سال 1960 خواهران میرابال به دست نظامیان «تروخیو» دیکتاتور سابق دومینیکن شکنجه و کشته شوند، از مشکلات جامعه بشری بود، نگریست.

تردیدی نیست که در جوامع مردسالار که ذاتاً در درون خود خشونت را تئوریزه می کنند، زنان در معرض هجوم مستقیم و آشکار آن هستند. و گاه حتی توسط هم جنسانشان نیز این امر مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گیرد. اما این بدان معنی نیست که در جوامعی که دموکراسی برآنان حاکم است این پدیده زشت کاملا محو شده که اگر چنین بود از سال 1999 که روز 25 نوامبرآن به پاس داشت یاد و خاطره «پروانه ها» به روز جهانی محو خشونت علیه زنان نام گذاری شده است تا امروز که در جهان از هر سه زن دست کم یک تن در معرض نوعی از انواع خشونت(فیزیکی یا بدنی، جنسی یا روانی) باید این مناسبت به دست فراموشی سپرده می شد!

و صدافسوس که امروزه در مصاف سخت و سنگین طرفداران دموکراسی و افراطیون خشونت طلب، بیش از همه زنان آسیب می بینند. مگر می توان زنان و دختران سوری را که در جنگ و کشتار مردم بی دفاع شهرها و روستاهای کشورشان کشته شده و بازماندگان آنان نیز بی خانمان شده در اردوگاه ها به سر می برند، فراموش کرد؟

مگر زنان و کودکان غزه که در معرض آتش بارهای کینه توزان صهیونیست قرار داشتند، از بار مکافاتی که به آن نائل آمدند، کاسته شده است؟

مگر زنان بحرینی به جرم حق خواهی خود و خانواده هایشان به بدترین شرایط زندگی دچار نشده اند؟ و زنان عراقی و افغان و پاکستانی که دسته دسته قربانی تروریسم کور یا کینه توزی خشونت طلبان قرار می گیرند. به راستی در قرن بیست و یکم، عصر حاکمیت دموکراسی در جهان، جرم دخترمان «ملاله» چیست که تنها برای مطالبه حق تحصیل که حق به رسمیت شناخته شده برای دختران در شریعت اسلامی است، باید هدف گلوله قرار گیرد؟

فجایع عالم گیر در نقطه نقطه جهان بیش از همه دل زنان را به درد می آورد و این مانع از آن نیست که ما دردهای اندرون خانه خود، ایران عزیز را نادیده بگیریم. اگر دولتی ها در دوره اصلاحات در طی پژوهش های ملی، خانه به خانه به سراغ زنان می رفتند تا آنان از دردهای پنهانشان بگویند و نیروی انتظامی پشتیبان مجریان این پژوهش های اجتماعی پرمخاطره بود، تا نتایج درست و واقعی از میزان و کیفیت خشونت علیه زنان حاصل آید، امروز زنان ما بیش از دیگر عاملان خشونت از نیروی انتظامی هراس دارند که روزی با اسلحه سرد و گرم به جان خودشان و فرزندانشان افتاده و گلوله را جانشین گل های اهدایی راه پیمایی های آرام پس از انتخابات کردند و به فرزندان ایران ارمغان دادند و روزی دیگر بهترین جوان های ایران را و سرمایه های ناب این کشور را به بازداشت گاه های غیرقانونی و غیراستاندارد روانه ساختند تا جان عزیزشان به یغمای خشونت طلبان مقدس نما برود! و هنوز هم گوهر جان ستّارهای برومند ایران زمین در بازداشت گاه های غیرقانونی آن هافدیه خشونت طلبی می شود!

باری دردهای زنان ایرانی این روزها به قدری جان سوز است که فرصت و مجال اندیشه به خشونت های خانگی علیه خود را ندارند و چه بسا خشونت های خیابانی و محیط کار و زندگی شان را نیز به واهمه بیشتر خانه نشین شدنشان مورد اغماض قرار می دهند.

جای تأسف و خجالت است که دربه اصطلاح ام القرای مسلمین روز به روز عرصه برای حضور زن ایرانی، مسلمان و غیرمسلمان، تنگ تر و تنگ تر می شود و این همه توسط قوانین و بخش نامه ها و آئین نامه های نوظهور و نو به نو مشروعیت می یابد. مجلس نشینان گویی در گیرودار قانون گذاری تحت سلطه افکار و اندیشه های متحجرانه و خوارجی، فراموش کرده اند که حتی اگرخود زن نیستند از زنی زاده شده اند و زنی آنان را همراهی کرده تا بدین مسند و مقام برسند و زنانی در خانه هایشان چشم به حاصل نشست و برخاست های روزانه آنان دوخته اند.دولتیان انگار در مسابقه مقابله با حقوق زنان کرسی رفیع تر و مقام منیع تر به دست می آورند که این گونه چوب حراج به همه دستاوردهای انقلاب برای زنان در عرصه مشارکت های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و هنری زده اند. بداخلاقان بی فرهنگ بر مسندهای فرهنگی تکیه زده و بدزبانی های حاصل بددلی و کژفهمی هایشان هر روز دل هنرمندان و فرهیختگان زن کشورمان را رنجه می دارد.

و در این میانه پربلا مگر می توان از زندانیان زن و آن چه برآنان می گذرد، غافل ماند ؟ مگر می شود آن چه با امثال نرگس محمدی ها و نسرین ستوده ها شد و می شود، در تاریخ ایران به فراموشی سپرده شود. هیهات از این همه بی مروتی اصحاب قدرت و قاضیان دل و دین به مکنت دنیا فروخته و بازجویان خدانشناس که نه حریم زن را می شناسند و نه حرمت مادر را و نه حتی مانند یک انسان از نیازهای عادی و فطری کودکان آگاهند! و مگر می توان پذیرفت که نظاره گران خاموش در دادگاه عدل الهی بخشوده شوند و عذرتقصیرشان به چیزی گرفته شود؟!

و اما از زنان عضو خانواده های زندانیان سیاسی چه بگوییم؟ آیا در این سه ونیم سال ناگفته ای از مصائبی که برآنان گذشته، باقی مانده است؟ از آن چه با زنان و مادران و دختران و خواهران زندانیان سیاسی کردند چه می توان گفت وقتی که مفتی شهر حکم به مجازات زندانی و خانواده اش تؤامان می دهد، بازجویی می کنند، تفتیش می کنند، بازداشت می کنند، محاکمه می کنند، ممنوع الخروج می کنند، ممنوع الاشتغال می کنند. انواع محرومیت ها و ممنوعیت ها را به خانواده ها به نام اسلام طالبانی خود هبه می دهند. زندانی می کنند و آن گاه با قساوت تمام زوجین زندانی را از انواع ملاقات های قانونی محروم می کنند.

آری با کمال تأسف و تأثر باید از یک دست شدن حکومت برای نابودی آخرین ذره های حقوق زنان و اعمال خشونت یک پارچه علیه آنان سخن گفت اما در عین حال با کمال افتخار باید از ایستادگی ها و رشادت ها و افتخار آفرینی های زن ایرانی سخن به میان آورد که علیرغم همه سختی ها و مخاطرات و فشارهای بیرونی، استعدادهای خدادادی و قابلیت های بی مثالش چون آتش فشانی از درون می جوشد و محیط پیرامونی خویش را نور افشان می کند.

به امید رسیدن روزهای سپید بی خشونت برای همه هم وطنان و همه عالمیان

کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی


 


امروز: در چهاردهمین سالگرد تاسیس جبهه مشارکت کمیسیون برنامه ریزی جبهه به ارائه تحلیلی با عنوان " ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت مستقر از سال 1384 تا 1391" پرداخته است. یادآور می شود که این کمیسیون در دولت نهم با صدور چندین بیانیه و گزارش در مقاطع مختلف به ارزبایی و نقد عملکرد این دولت پرداخته بود اما پس از رخداد کودتای انتخاباتی خرداد 88 و حوادث بعدی پرداختن به عملکرد اقتصادی دولت مستقر را تا حدودی بلاوجه می دانست اما در شرایطی که عمر دولت کودتا رو به پایان بوده و قرار است درسال آتی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود وظیفه خود دانسته است که ارزیابی جبهه را از عملکرد اقتصادی دولت مستقر و درواقع عملکرد حاکمیت یکدست اقتدارگرایان را طی هفت سال گذشته در معرض دید و نظر شهروندان گذارد و آنها را به داوری در باره این عملکرد دعوت نماید. این تحلیل بشرح زیر است :

به نام خدا

یکی از مهم ترین الزامات ایجاد و دوام زندگی شرافتمندانه برای شهروندان یک کشور، ساماندهی نظام اقتصادی و دستیابی به روند یکنواخت برای بهبود شاخص های اقتصادی کشور است.

سیاست ها و اقدامات انجام شده در دولت اصلاحات در عرصه اقتصاد کشور موجب موفقیت های فراوانی در دستیابی به شاخص های مطلوب اقتصادی گردیده بود، به گونه ای که در صورت دوام آن روند، امید نیل به زندگی بهتر و اقتصاد شکوفاتر برای مردم و کشور، دور از دسترس نبود.

فراهم نمودن زیرساخت های لازم در عرصه های خط مشی گذاری، همانند تهیه سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور و تدوین برنامه های 5 ساله مبتنی بر سند چشم انداز و همچنین تنظیم بودجه های سنواتی به عنوان گام های اساسی رشد و توسعه اقتصادی کشور موجب گردید تا دولت اصلاحات با تهیه قوانین مهمی همچون ساماندهی بازار غیر متشکل پولی، جلب و جذب سرمایه گذاری خارجی، پولشویی، خصوصی سازی، اصلاح یارانه ها، یکسان سازی نرخ ارز، بورس اوراق بهادار و نظام مالیاتی کشور، زمینه لازم برای تداوم موفقیت های اقتصادی را فراهم آورد.

تاملی در روند رو به بهبود شاخص های اقتصادی کشور همچون کاهش نرخ تورم از 17.4 درصد در سال 1376 به 10.4 درصد در سال 1384، کاهش نرخ بیکاری از 15 درصد در سال 1376 به 11.5 درصد در سال 1384، دستیابی به نرخ رشد متوسط سالانه اقتصادی 5.5 درصد در سالهای اجرای قانون برنامه سوم(1379- 1383)، که 6.5 درصد هدف گذاری شده بود، و سایر شاخص ها همچون نرخ رشد سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوصی و تراز بازرگانی خارجی موید سمت گیری درست اقتصادی کشور در طی اجرای قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی اجتماعی محسوب می شود.

با روی کار آمدن مجلس هفتم و آغاز برخی اقدامات غیرکارشناسانه، تداوم موفقیتها با تردید جدی روبرو گردید به گونه ای که روند موفقیت آمیز ساماندهی یارانه های اقتصادی که در قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه با تدبیر مناسب طراحی گردیده بود در یک حرکت شتابزده و شعارگونه با تصویب طرح " تثبیت قیمتها " متوقف گردید و سایر سیاست های اقتصادی دولت اصلاحات نیز با اقدامات مشابه دستخوش اخلال جدی شد.

با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در مرداد ماه 1384 و هماهنگی کامل بین دولت و مجلس، سیاستهای اقتصادی جدیدی طرح و مورد توجه قرار گرفت که نه تنها روند رو به رشد گذشته را متوقف نمود بلکه سیر نزولی شدیدی را درعرصه های مختلف اقتصادی به دنبال داشت. افزایش نرخ تورم سالانه، نرخ بیکاری، دیون بخش دولتی به بانکها و پیمانکاران، طلب معوقه بانک های دولتی، کاهش شدید ارزش پول ملی بدلیل افزایش بی رویه نرخ ارز، و کاهش نرخ رشد اقتصادی گویای روند نزولی و تعمیق رکود تورمی اقتصاد کشور درسالهای اخیر بوده است. قابل توجه اینکه این وضعیت در شرایطی رخداده که کشور دراین مدت برخوردار از 690 میلیارد دلار درآمد ارزی بوده است. اندک تاملی در باره مسیر طی شده در 7 سال گذشته به روشنی گویای وضعیت فاجعه بار و خسارات جبران ناپذیری است که توسط عملکرد بدون برنامه و اقدامات روزمره وغیرکارشناسانه دولت مستقر به پیکراقتصاد کشور تحمیل گردیده و پیامدهای آن اوضاع بحرانی و بسیار نگران کننده فعلی را بوجود آورده است که دامنه اش البته گریبانگیر دولت های آینده نیز خواهد بود.

جهت رعایت اختصار صرفا به برخی اقدامات دولت که همواره با حمایت های مجالس وقت در طی هفت سال حاکمیت مطلق اقتدارگرایان انجام شده است اشاره می گردد تا عمق فاجعه و خسارات وارده بر کشور روشن گردد :

1- تلاش گسترده و پیگیر در جهت نادیده گرفتن اسناد بالادستی کشور از جمله سند چشم انداز توسعه بیست ساله و قوانین برنامه های توسعه 5 ساله و حتی بودجه های سنواتی به گونه ای در دستور کار دولت قرارگرفت که رئیس دولت نه تنها اجرای این قوانین کشور را نادیده می گرفت بلکه به صراحت به این قانون گریزی مفتخر بود! به سخره گرفتن قانون برنامه چهارم توسعه و تاکید مکرر بر غیر قابل اجرا بودن آن و نامناسب جلوه دادن ساختار مدیریتی کشور تا بدانجا گسترش یافت که رئیس دولت و همکاران وی به حذف نهادهای قانونی نیز پرداختند. بی توجهی به اجرای قوانین بودجه های سنواتی تا آنجا پیش رفت که بر اساس گزارش های تفریغ بودجه سالانه، دولت در همه این سالها هیچ گونه تعهدی به اجرای نسبی قوانین بودجه نداشته و مجالس نیز منفعلانه نظاره گر تخلفات دولت بوده اند. حذف نهادهای قانونی کشور همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شوراهای مختلف تصمیم گیری موجب گردید که تصمیمات فردی رئیس دولت جایگزین مصوبات هیئت وزیران و مجلس شورای اسلامی گردد تا جایی که بسیاری از طرح های عمرانی توسط شخص ایشان طرح، تصویب و به مورد اجرا گذاشته شده است و در تمامی این سال ها، همفکران دولت در نهادهای مختلف از جمله مجلس شورای اسلامی به پشتیبانی از این روند مخرب پرداخته و با حمایت های خویش دولت را در این مسیر تحریک و تشویق می نمودند.

2- زمینه سازی مجلس هفتم برای انجام کارهای غیرکارشناسی که از تصویب طرح " تثبیت قیمتها " آغاز شده بود بهانه لازم را برای دولت مستقر فراهم نمود تا با استناد به مصوبه مجلس هفتم به کاهش دستوری نرخ سود بانکی اقدام نماید و با تحت فشار قرار دادن نظام بانکی، به تزریق بی رویه منابع بانکی برای طرح بنگاههای زودبازده پردازد که حاصلی جز افزایش افسار گسیخته بدهی های معوقه بانکی و در وضعیت شکسته شدن بانک ها را نداشته باشد.

3- بی توجهی به اصول و مبانی علم اقتصاد دراداره کشور به بهانه "عطش به خدمت" در دولت احمدی نژاد، که با سکوت و حمایت مجالس فرمایشی همراه بود، باعث گردید که دولت برغم توصیه ها و هشدارهای موکد و پی در پی اکثریت اقتصاددانان و مدیران باتجربه کشور، که در قالب سه نامه به رئیس دولت نهم انتشار یافت، از درآمد افسانه ای نفت به عنوان ابزاری در خدمت اهداف مردمگرایانه و غیرکارشناسی دولت (و به عبارت بهتر رئیس دولت) استفاده کند. بر اساس آمار منتشره بانک مرکزی دولت در 7 سال گذشته 553 میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز داشته است. این درآمد برابر با کل درآمدهای نفتی کشور از سال 1286(سال کشف و استخراج نفت) تا 1384(روی کارآمدن دولت احمدی نژاد) و بیش از 3 برابر درآمد نفتی در طی سال های 1376 تا 1384 (دولت اصلاحات) بوده است. تزریق بدون برنامه و اسرافانه این درآمد به اقتصاد کشور زمینه مناسب را برای دامن زدن به بیماری "هلندی" و وابستگی هرچه بیشتر اقتصاد به درآمدهای نفتی را فراهم آورده است. واردات 427 میلیارد دلار کالای عمدتا واسطه ای و مصرفی طی هفت سال گذشته بخوبی این وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفتی را نشان می دهد و به عبارتی روشن بیان می دارد که از هر یک دلار درآمدنفتی 77 سنت آن صرف واردات و دراقتصاد دیگر کشورها اشتغال و تولید ایجاد کرده است! روند اداره اقتصاد کشور بگونه ای بوده که پس از گذشت هفت سال از برگزاری جشن خودکفایی تولید گندم در کشور رقم قابل توجهی ارز برای واردات این محصول و دیگر محصولات کشاورزی هزینه شده و قوت مردم نیز به واردات از خارج وابسته شده است.

4- سیاست های شتابزده و غیرکارشناسانه دولت با چاشنی عطش خدمت موجب گردید که بسیاری از طرح های اقتصادی دولت از همان آغاز بصورت "ناقص الخلقه" متولد شده و سپس با ناکارآمدی و ناکارکردی، ادامه حیات دهند و ضمن استهلاک منابع و ضربه زدن به سایر بخش ها، ادامه کاراین طرح ها برای دولت های آینده هزینه زا و توقف آنها نیز دارای تبعات منفی بسیار خواهد بود. در ذیل تنها به چند مورد از این طرح ها اشاره می گردد:

الف- اجرای طرح "سهام عدالت" در حال حاضر به یکی از مشکلات اساسی کشور تبدیل شده است. فقدان سازماندهی لازم برای اجرای این طرح و بلاتکلیفی سهام واگذار شده از نظر مالکیت، هویت، قابلیت نقدشوندگی و سوددهی موجب شده که هیچ تصویر دقیقی از آن قابل ارائه نباشد. لازم بذکر است که دولت تنها یک بار ( در آستانه انتخابات سال 1388) به بهانه توزیع سود، به 9 میلیون نفر و به ازاء هر فرد سهامدار هشتاد هزار تومان پرداخت نمود، در حالیکه هنوز پس از گذشت چند سال مشخص نشده است که این سود توزیع شده متعلق به چه سهامی بوده، و از چه منابعی تامین شده است،و چرا پس از آن تاریخ ادامه پیدا نکرده است و همچنین دارندگان "سهام عدالت" چه سند مالی ای در اختیار دارند؟

ب- طرح مسکن مهر از دیگر طرح های ناقص الخلقه دولت است که در استانهای مختلف کشور و همچنین در شهر تهران با مشکلات عدیده از نظر تامین منابع، مکان یابی، نحوه انتفال مالکیت، امور مربوطه به زیرساخت ها و پیش نیازهای آن همچون امکانات مربوط به آب، برق و راه مواصلاتی و... به معضل مهمی در اقتصاد کشور تبدیل شده است. معضل اجرای طرح مسکن مهر نه تنها موجب اتلاف بسیاری از منابع کشور شده، بلکه با اختصاص بیش از شصت هزار میلیارد تومان از منابع بانک مسکن و اوراق مشارکت عملا موجبات ورشکسته شدن این بانک را نیز دامن زده است.

ج- طرح غیرکارشناسی و مشکل آفرین دیگر که علیرغم ظاهر فریبنده آن تا سالیان متمادی گریبانگیر دولت های آینده و معضل مهم اقتصاد کشور خواهد بود، طرح بنگاه های زود بازده است که صرف نظر از تغییرات فراوانی که در نظام بانکی کشور و فرایند تصمیم گیری در مورد آن به وجود آورد، حدود 25000 میلیارد تومان از منابع بانکی را به خود اختصاص داد. اجرای این طرح نه تنها تحول و پیشرفتی در تولید، اشتغال و درآمد زایی مردم ایجاد نکرد، بلکه امروزه به یکی از معضلات سیستم بانکی کشور تبدیل شده است که به دلیل فقدان کارشناسی و عدم دریافت ضمانت های لازم از وام گیرندگان امکان دریافت وام های پرداخت شده وجود نداشته و یکی از عوامل اصلی در افزایش رقم طلب معوقات بانکی کشور در سالهای اخیر محسوب می شود.

د- چهارمین طرح دولت که علاوه بر مستاصل نمودن دولت فعلی برای دولت های آینده نیز به عنوان یک مشکل جدی به میراث گذاشته خواهد شد، طرح پرداخت نقدی یارانه هاست. این طرح که از همان ابتدا صرفا به منظور پرداخت نقدی یارانه ها به برخی اقشار جامعه در دستور کار قرار گرفته بود، به دلیل فقدان طراحی مناسب و غیرکارشناسی بودن سازمان، ساختار و عملکرد آن نه تنها به ساماندهی یارانه ها و هدفمندی آن نائل نگردید بلکه با ایجاد یک یارانه نقدی جدید خود به مشکل دیگری در نظام یارانه ها تبدیل شده است. پرداخت حدود 3000 میلیارد تومان در ماه به شهروندان به صورت نقدی در حالی صورت می گیرد که از محل افزایش قیمت های پیش بینی شده کمتر از 2000 میلیارد تومان به صندوق پرداخت یارانه ها واریز می گردد، و در نتیجه دولت سالانه باید بیش از 12 هزار میلیارد تومان برای پرداخت یارانه را از منابع دیگر تامین نماید. بر اساس گزارش عملکرد 18 ماهه گذشته دولت مجبور بوده است برای پرداخت یارانه نقدی بخشی از آنرا از سایر منابع درآمدی خویش تامین نماید و یا با استقراض از بانک مرکزی و تخصیص تنخواه دولت به تامین آن پرداخته است.

لازم به ذکر است که به دلیل عدم اجرای کامل سایر سیاست های اقتصادی دولت مرتبط با قانون هدفمند کردن یارانه ها و افزایش شدید نرخ ارز و پیامدش افزایش بی رویه قیمت ها در یکسال گذشته، وضعیت قیمتی پرداخت یارانه حامل های انرژی به همان صورت قبلی بازگشته و مابه التفاوت قیمت کالاها و خدمات نسبت به قیمت تمام شده در برگیرنده یارانه جدید شده، و تنها هزینه های مازاد آن بر دوش دولت فعلی و دولت های آینده و بخش تولیدی کشور باقی مانده است.

5-بی توجهی دولت نسبت به نحوه اجرای قوانین بودجه سنواتی و سکوت توام با رضایت و در برخی موارد نارضایتی صوری مجالس فرمایشی، موجب شده است که دولت هر سال برغم درآمد نفتی بالا با کسری بودجه شدیدتری مواجه گردد، هر چند در سال جاری عوامل دیگری بر افزایش کسری بودجه موثر بوده اند. نگاهی بر عملکرد دولت در اجرای بودجه های سنواتی نشان می دهد که دولت جهت پوشش این کسری بودجه کوشیده است تا با استفاده از روش های استقراض، خصوصا اوراق مشارکت، بر حجم بدهی هایش بیفزاید. انتشار 17 هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت در سال 89 و همچمنین تقاضای انتشار بیش از 25 هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت در سال جاری در مقابل فروش 1700 میلیارد تومان اوراق مشارکت در سال 84 به روشنی گویای آن است که این دولت چگونه شرایط ورشکستگی خود و دولت های آینده را فراهم نموده است. رخداد کسری بودجه 40 درصد و استفاده از استقراض 30 درصدی برای تامین بودجه جاری و عمرانی دولت در سال 1391 بخوبی وضعیت نامطلوب بودجه کشور را در سال آخر دولت مستقر نشان می دهد.

6- در دولت اصلاحات گامهای اساسی برای اجرای دقیق و موفقیت آمیز سیاست های خصوصی سازی برداشته شده بود و با تصویب قوانین مناسب و ایجاد سازمان خصوصی سازی مقدمات لازم برای اجرای آن فراهم آمده بود که با ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 درسال 85می توانست به نتایح قابل قبولی در سازماندهی شرکت های دولتی و خصوصی و رونق بخشی به اقتصاد کشور منجر شود. اما به دلیل سیاست های نادرست دولت مستقر و بی توجهی مجالس فرمایشی در اجرای ناصحیح و غیر دقیق این سیاست، خصوصی سازی به نتایج نگران کننده ای ختم شده است به گونه ای که نه تنها بخش خصوصی مورد تشویق، حمایت و گسترش قرار نگرفت بلکه با ایجاد یک بخش جدید تحت عنوان خصولتی و مشارکت دادن بی حد و حصر نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی در فعالیت های اقتصادی عملا بخشهای زیادی از شرکت ها و موسسات دولتی که تا پیش از این تحت نظارت و کنترل دولت تا حدودی دارای نقش مثبت در اقتصاد کشوربودند، خود به معضل جدیدی برای اقتصاد و اینده کشور تبدیل شده اند به طوری که هم اکنون برای سازماندهی این بخش لازم است سیاست گذاری های جدیدی صورت بگیرد!

7- وابسته کردن هر چه بیشتر دولت و کشور به درآمدهای نفتی و بی توجهی به اصول بدیهی علم اقتصاد و نصیحت ناصحان، عدم توجه به اجرای قانون برنامه توسعه برای مدیریت شناور ارزی و تعدیل سالانه نرخ ارز برپایه ما به التفاوت نرخ تورم داخلی و خارجی و تلاش دولت برای ثابت نگه داشتن نرخ ارز برای واردات کالاها و محصولات خارجی با قیمت کمتر و تزریق غیر کارشناسانه و بالای نقدینگی از سال 84 به بعد در کنار سیاست های واردتی کالاها و خدمات مصرفی از اقدامات دیگری بوده است که نتایج تلخ آن در سال 90 و 91 با بحران ارزی خودنمایی کرد و کشوری که می توانست با تمهیدات لازم و کنترل هزینه های ارزی، سپر دفاعی لازم را برای مقابله با تحریم ها فراهم آورد، به دلیل بی توجهی آن چنان در معرض ضربه پذیری قرار گرفت که به تعبیر رییس دولت و معاون اول او تنها با اقدامات تعدادانگشت شماری سودجو و دلال دچار بحران شدید ارزی شده است و پیامدهای این بحران در حال گسترش به سایر عرصه های اقتصادی کشور می باشد.

موارد فوق الذکر تنها شمه ای از اقداماتی است که توسط دولت مستقر مدعی خدمت صورت گرفته است و در تمامی این سال ها از بیشترین حمایت و پشتیبانی نهادهای مختلف حکومتی و خصوصا مجالس همسو برخوردار بوده است. هرچند حوادث و رخدادهای پس از کودتای انتخاباتی خرداد 88 چشم انداز روشنی را برای انتخابات سال آتی ریاست جمهوری به نمایش نگذاشته است اما با توجه به آنچه آمد حال می توان این سئوال را مطرح نمود که آیا استقرار دولتی با این عملکرد با آنهمه هزینه ای که به نظام و مردم تحمیل کرده است، تناسب داشت؟ و آیا حاکمیت یکدست اقتدارگرا مسئولیت پاسخگویی به این عملکرد را می پذیرد؟ و یا گروه هایی از اقتدارگرایان با انداختن همه مسئولیتها بدوش دولت احمدی نژاد بدنبال سلب مسئولیت از خود دراین باره اند؟ و آخر اینکه آیا اینان با برجای گذاشتن چنین کارنامه فاجعه باری انتظار دارند شهروندان حضوری پرشور در انتخابات آتی داشته و به اقتدارگرایی دیگر رای دهند؟

کمیسیون برنامه جبهه مشارکت ایران اسلامی

تحلیلی ازکمیسیون برنامه جبهه مشارکت :


 


امروز: در حالی که نماینده ولی فقیه در سپاه هموراه گفت: سپاه هیچ دخالتی در انتخابات نخواهد داشت اما نسبت به انتخابات و اینکه چه کسی رئیس جمهور شود نیز بی تفاوت نخواهد بود؛ ما معیارها و شاخص‌ها را برای بسیجیان و پاسداران تبیین می‌کنیم.

علی سعیدی، نمایند رهبری در سپاه بارها بر مشروعیت مداخله سپاه در امور سیاسی تصریح کرده و حتی گفته است: "حضور اعضای سپاه در انتخابات و مجلس به نوعی پاسداری از سنگر انقلاب خواهد بود."

علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با سایت سعیر، گفته است: بصیرت اگر نباشد با تعبد نمی‌توان راه را پیدا کرد؛ مقدس مآبی منهای بصیرت می‌شود انجمن حجتیه و خوارج و روشنفکری و سیاسی بودن منها ایمان می‌شود منافقین و مدعیان تحلیل سیاسی؛ بسیجی هم فهم دینی دارد و هم بصیرت نافذ تا در فتنه راه را گم نکند؛ یکی از ویژگی‌های قمر بنی هاشم نیز بصیرت ایشان بود.

وی بدون اشاره به نقش سپاه در عرصه های سیاسی و اقتصادی می گوید: سپاه یک نهاد متعلق به نظام بوده و هست؛ سپاه همیشه از رهبری تبعیت می کند و سعی می کند با اوامر رهبری زاویه نداشته باشد لذا این که مطرح می شود که سپاه از یک فرد خاصی یا حزب خاصی حمایت می‌کند، درست نیست؛ اینکه عده‌ای عنوان می‌کنند سپاه از آنها حمایت می‌کند، در این فاصله تا انتخابات نیز اشتباه است و باعث ایجاد شبه در جامعه می‌شود.

سعیدی افزود: اما سپاه نسبت به انتخابات بی‌تفاوت نیست؛ سپاه یک سبد رأی دارد و باید شاخص‌ها و معیارها را بگوید؛ ما رئیس‌جمهوری را می‌خواهیم که ولایت مدار باشد و تدابیر رهبری را به نحو احسن اجرا کند؛ ما معیارهای ارزشی بودن، ولایت مداری و مدیریت بالا را برای پاسداران و بسیجیان تبیین می‌کنیم.

نماینده ولی فقیه مدعی شد: سپاه هیچ دخالتی در انتخابات نخواهد داشت اما نسبت به انتخابات و اینکه چه کسی رئیس جمهور شود نیز بی تفاوت نخواهد بود؛ ما معیارها و شاخص‌ها را برای بسیجیان و پاسداران تبیین می‌کنیم و انتخاب فرد بر عهده خود آنان است؛ خودشان تصمیم می گیرند چه کسی را برگزینند.


 


امروز: مساله آزادی گروگان‌های آمریکایی در ایران و تلاش‌ برای رفع اختلاف با ایالات متحده، زوایای نادیده‌ای در تاریخ مکتوب پس از انقلاب دارد و یکی از اعضای تیم مذاکره کننده با آمریکا در آن روزها، به ذکر "ناگفته هایی" به زعم خود پرداخته است.

به گزارش خبرآنلاین، گودرز افتخار جهرمی که هم‌اکنون ریاست کانون وکلای مرکز را برعهده دارد، در آن زمان در جریان بخشی از تصمیمات تیم مذاکره‌کننده بوده و از همراهان محمدعلی رجایی در سفر به نیویورک برای حضور در جلسه شورای امنیت سازمان ملل بود.

وی می گوید: "راجع به بیانیه‌های الجزایر آقای بهزاد نبوی یک مقاله مفصلی در مجله سیاست خارجی وزارت امور خارجه نوشته است. آنچه که من باید بگویم این است که ایران در شرایط بسیار سختی بود. از یک طرف عراق به ایران حمله کرده و بخشی از کشور ما را تصرف کرده بود. از طرف دیگر تحریم‌هایی از جانب آمریکا علیه ما برقرار شده بود. علاوه بر این گروگان‌های آمریکایی هنوز در ایران بودند و دیگر آن اثر قبلی را برای ما نداشتند، بلکه برای ما زحمت بودند. به هر کجا که نمایندگان ایران مراجعه می‌کردند و می‌خواستند علیه عراق کاری بکنند، آن طرف‌ می‌گفت که شما قبل از عراق حقوق بین‌الملل را زیر پا گذاشته‌اید. در چنین شرایطی بیانیه‌های الجزایر امضا شد."

گزیده‌هایی از گفت‌و‌گوی گودرز افتخار جهرمی با «خبرآنلاین» را در ادامه می‌خوانید:

* من آن زمان عضو حقوقدان شورای نگهبان بودم. زمانی که شهید رجایی قصد سفر به نیویورک را داشتند، طی تماسی از من خواستند که ایشان را همراهی کنم. من هم پذیرفتم.

* آقای رجایی از من خواستند راجع به متن سخنرانی ایشان در شورای امنیت سازمان ملل نظرم را بگویم. آقای شمس اردکانی و دوستانشان متنی تهیه کرده بودند و به شهید رجایی دادند. من دفاعی از متن تهیه شده آقای شمس اردکانی نکردم و گلایه ایشان به همین متن سخنرانی برمی‌گردد. مرحوم شهید رجایی متن دیگری تهیه کرده بودند که من نمی‌دانم خودشان آن را نوشته بودند یا به گفته آقای شمس اردکانی کسان دیگری آن متن را نوشته بودند. من آن متن را خواندم و چند نکته حقوقی را به ایشان تذکر دادم که اغلب آن‌ها را لحاظ فرمودند. جزییاتش را به یاد ندارم. فقط به یاد دارم که ایشان موضعشان این بود که هنوز نظام جمهوری اسلامی تثبیت نشده است و باید متن سخنرانیشان در جهت تثبیت نظام و مظالمی که در گذشته به مردم رفته است، باشد. هدفشان هم این بود که کسی فکر نکند می‌تواند دوباره رژیم سابق را برگرداند، چون زمانی که شاه به آمریکا رفته بود. به خاطر دارم که امام خمینی(ره) هم در یکی از سخنرانی‌هایشان پس از اشغال سفارت آمریکا گفتند که هدف آمریکایی‌ها از پذیرفتن شاه در کشورشان این است که او را دوباره برگردانند. برای همین شهید رجایی معتقد بودند که سخنرانی‌هایشان باید در جهت تثبیت نظام باشد و درباره مسائل و ظلم‌هایی که بر مردم ایران رفته بود. اما متنی که توسط آقای شمس اردکانی و دوستانشان تهیه شده بود بیشتر در رابطه با حمله عراق بود از این رو تناسبی با هدف شهید رجایی نداشت و متن تهیه شده از سوی شهید رجایی در راستای خواسته وی و مستدل بود.

این را هم بگویم که مرحوم شهید رجایی هیچ اعتمادی به آقای شمس اردکانی نداشت و به او به عنوان یک فرد طرفدار نظام و انقلاب نمی‌نگریست و نسبت به او ظنین و بدگمان بود. در حالی که نگاه شهید رجایی به آقای بهزاد نبوی دقیقا عکس آن بود و به شدت به بهزاد نبوی اعتماد داشت. از این رو هر جا که مسئله‌ای مطرح می‌شد که دیدگاه‌های مخالف و موافقی نسبت به آن بیان می‌شد، شهید رجایی، جانب طرفی را می‌گرفت که بهزاد نبوی موافق آن بود.

آقای رجایی تلویحا معتقد بود که آقای شمس اردکانی به کانون‌های آمریکایی‌ نزدیک است. اما من هیچ‌گاه علت این امر را از ایشان سؤال نکردم اما به یاد دارم که شهید رجایی به چشم یک دوست به آقای شمس اردکانی نمی‌نگریست. در چنین شرایطی آقای شمس اردکانی می‌خواست تا من از متن تدوین شده از سوی وی برای قرائت شهید رجایی در شورای امنیت سازمان ملل دفاع کنم. در حالی که من به خوبی می‌دانستم که آن چیزی را که آقای شمس اردکانی ارائه می‌دهد، مورد قبول شهید رجایی نخواهد بود. بنابراین دلیلی نداشت که من از نوشته او دفاع کنم. به ویژه اینکه متن تدوینی شهید رجایی برای سخنرانی با خواسته‌های او مطابقت داشت. بعد‌ها هم که به ایران آمدیم استقبال ویژه‌ای از این سخنرانی از سوی نمایندگان مجلس، جوامع سیاسی و دانشگاهی و مراجع مختلف شد و همه از متن سخنرانی وی تمجید می‌کردند. حتی طرفداران ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت هم در دیدارهایی که من با آن‌ها داشتم از سخنرانی شهید رجایی راضی بودند. برای مثال می‌توانم از آقای دکتر تقی‌زاده رییس دانشگاه ملی ایران نام ببرم. به نظر من متنی که شهید رجایی برای قرائت در سازمان ملل تهیه کرده بود با خواسته‌های آن زمان مسئولان کشور هماهنگ بود تا جایی که حضرت امام خمینی هم از این سخنرانی تقدیر کردند.

* پس از فرار بنی‌صدر از کشور و حضورش در کشور فرانسه و بعد از اینکه آقای رجایی در انتخابات بعدی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد «ژیسکاردستن» به او تبریک گفت. اما آقای رجایی جواب تندی به او داد، تذکر امام هم مربوط به این موضع‌گیری آقای رجایی بود، نه نامه به رئیس‌جمهور افغانستان.

* من فقط در جلسات مربوط به بررسی متن سخنرانی شهید رجایی در شورای امنیت حضور داشتم و از موضوعات مطروحه دیگر در آن سفر بی‌اطلاعم. البته آقای شمس اردکانی در مصاحبه با خبرآنلاین گفته است که شهید رجایی از امضای متن موافقتنامه ایران و آمریکا امتناع می‌کند و به نظر او بهزاد نبوی عامل تغییر نظر شهید رجایی بوده است. ایشان گفته بود «آقای بهزاد نبوی در‌‌ همان شب که مشغول بررسی متن توافقنامه با شهید رجایی بودیم، راجع به بندهای مختلف ان​قلت می‌آورد و مانع‌تراشی می‌​کرد.»

اما آقای صادق طباطبایی هم که می‌خواهد همین مطلب را از قول آقای شمس اردکانی بیان کند به نوع دیگری نقل می‌کند، علاوه بر اسم بهزاد نبوی، اسم مرا هم آورده و گفته بود «طبق اظهارات آقای شمس شب قبل از دیدار با نماینده آمریکا آقایان بهزاد نبوی و افتخار جهرمی رای ایشان را زده بودند». در حالی که اصلا من در جریان این مذاکرات نبودم و آقای شمس هم وقتی از مؤثرین در تغییر نظر شهید رجایی نام می‌​برد، اسمی از من به زبان نمی‌آورد.

شهید رجایی در سفر آمریکا با هر کس که مذاکره می‌کرد و می‌گفت که دولت عراق، برخلاف عرف و قوانین بین‌الملل به ما حمله کرده است، آن‌ها جواب می‌دادند که شما که قبل از عراق حقوق بین‌الملل را با زندانی کردن دیپلمات‌های آمریکایی زیر پا گذاشته‌اید. این موضوع همه جا به شهید رجایی تذکر داده می‌شد. اما آقایان شمس اردکانی و طباطبایی به این موضوع هیچ اشاره‌ای نکرده‌اند.

* پس از پایان سفر به نیویورک، ما به همراه شهید رجایی به لیبی و الجزایر هم رفتیم و سپس به ایران بازگشتیم. در الجزایر کار من به نسبت زیاد شد. چرا که مسئولین الجزایری عموما به زبان فرانسه سخن می‌گفتند. اما مترجمین همراه ما انگلیسی زبان بودند. از این رو ترجمه مذاکرات شهید رجایی با مسئولین الجزایری - از جمله شازلی بن جدید رئیس‌جمهور الجزایر- به عهده من قرار گرفت. چون من در فرانسه تحصیل کرده و دکترای حقوقم را از پاریس گرفته بودم، به زبان فرانسه مسلط بودم. از آنجا که در تمامی مذاکرات من همراه آقای رجایی بودم، به جرات به شما می‌گویم که هیچ بحثی درباره اختلافات ایران و آمریکا صورت نگرفت. سوالات شهید رجایی بیشتر راجع به انقلاب الجزایر و مسائل داخلی این کشور بود. در سفر به لیبی هم من کمتر مداخله داشتم چون مترجمین انگلیسی زبان همراه شهید رجایی در مذاکراتش با «جلود» بودند.

* ]در آن سفر شهید رجایی با قذافی هم دیداری داشت؟[ خیر. گفتند که در آن ایام در صحرا زندگی می‌کند.

* در مورد موضوع گروگان‌ها نکته‌ای را به شما بگویم که تاکنون جایی مطرح نکرده‌ام و برای اولین بار است که این را می‌گویم. چند روز پس از تسخیر سفارت آمریکا، من به سفارت رفتم. چون من علاوه بر عضویت در شورای نگهبان، رئیس دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی هم بودم. البته در آن زمان هنوز این دانشگاه را «دانشگاه ملی» می‌نامیدند. عده‌ای از دانشجویان ما جزو کسانی بودند که در گروگانگیری مداخله داشتند.

یکی از آن‌ها که به من تلفن کرد و خواست که به آن‌ها سر بزنم، آقای رحیم باطنی بود. من به او قول دادم که به سفارت آمریکا خواهم رفت. در آنجا قسمت‌های مختلف سفارت را به من نشان دادند، اسنادی که در دستگاه کاغذ خردکن، خرد شده بود را دیدم و از من خواستند که چند مترجم زبان انگلیسی به آن‌ها معرفی کنم.

دانشجویان آقای طباطبایی را به آنجا راه نمی‌دادند! همه افشاگری‌های دانشجو‌ها علیه دولت موقت و کارگزاران دولت موقت بود که یکی از آن‌ها هم همین آقای صادق طباطبایی بود. علیه او چیزی نشنیدم. چرا که او به واسطه نسبتش با مرحوم سید احمد خمینی از افراد نزدیک به بیت امام بود. دانشجویان احتیاط می‌کردند و شخص آقای موسوی خوئینی‌ها هم نمی‌گذاشتند که دانشجویان وارد برخی حریم​‌ها شوند. اما دانشجویان اصلا آقای طباطبایی را به سفارت راه نمی‌دادند که حالا برود یا نرود.

* همه‌اش می‌آمدند در نماز جمعه اسناد علیه دولت موقت افشا می‌کردند. آقای عباس امیرانتظام را در اثر‌‌ همان افشاگری‌ها دستگیر کردند. حالا ممکن بود که کسانی از این دولت تماسی با سفارت امریکا گرفته باشند و حرفی هم زده باشند. اما چیزی که مهم باشد، نبود اما همین چیز‌های کوچک را هم در آن زمان می‌توانستند بزرگ کنند. دانشجویانی که رهبر اصلی این جریان بودند، از من راجع به گروگان‌ها و اقدام گروگانگیری پرسیدند و گفتند که اسناد و مدارک خوبی پیدا کرده‌اند. من به آن‌ها گفتم بهتر است که اسناد و مدارک مطالعه شود و سفارت در اختیار آن‌ها باشد، اما دیپلمات‌های آمریکایی را آزاد کنید. یکی از آن‌ها هم گفت تصمیم ما این است که آن‌ها را آزاد کنیم.

* بعد از پیروزی انقلاب در محاکم خارجی دعاوی متعددی علیه ایران مطرح شده بود. قبل از مذاکرات الجزایر ۴۰۰ دعوا در دادگاه‌های آمریکا علیه ایران مطرح شده بود که به واسطه آن‌ها اموال ایران را توقیف کرده بودند. برای پاسخگویی و رسیدگی به این دعاوی، کمیته‌ای در بانک مرکزی تشکیل شده بود که نمایندگان اداره حقوقی دادگستری و وزارت خارجه در آن عضویت داشتند. عده‌ای از حقوقدان‌های بانک مرکزی در این کمیته بودند و به این دعاوی رسیدگی می‌کردند. این دعاوی مربوط به کسانی بود که در ایران سرمایه‌گذاری کرده بودند. شرکت‌های آمریکایی که قراردادشان لغو شده و اموالشان در ایران مانده بود.

* یک روز آقای بهزاد نبوی از دفتر نخست‌وزیری با من تماس گرفت که ما با الجزایری‌ها مذاکره داریم ولی مترجم نیامده است، شما زحمت بکشید همان‌طور که در الجزایر مطالب ما را به فرانسه ترجمه می‌کردید، اینجا هم به ما کمک کنید. من گفتم من که مترجم نیستم و آنجا هم اجبار بود، کس دیگری را پیدا کنید. اما ایشان گفتند نه الجزایر​ی​‌ها تا نیم ساعت دیگر به اینجا می‌آیند و هرچه کوشش کردیم کسی را پیدا نکردیم، شما بیایید.

من در شورای نگهبان بودم که به محل نخست‌وزیری نزدیک بود. در آن تاریخ مدتی هم از مذاکرات گذشته بود من وارد مذاکرات شدم. در جلسه اول که من مترجم بودم، وقتی بعضی از مسایل حقوقی مطرح می‌شد، اظهارنظر می‌​کردم. آقای نبوی هم از من خواست که از آن به بعد در مذاکرات شرکت کنم. به همین دلیل پس از حضور مترجم فرانسه هم از من دعوت می‌کردند که به عنوان یک حقوقدان در جلسات شرکت کنم. در آن جلسه‌ها عمدتا نماینده کمیته دعاوی نظر کمیته را از نظر حقوقی بیان می‌کرد و بحث‌های حقوقی از جانب آن‌ها گفته می‌شد.

* روند بیانیه الجزایر این‌گونه بود که طرف ایرانی توافقش را به الجزایر اعلام می‌​کرد، طرف آمریکایی هم نظرش اعلام می‌​کرد و در ‌‌نهایت الجزایر آن​‌ها را به عنوان یک بیانیه دو جانبه ارائه می‌داد. اصلا سفری به الجزایر برای امضای این بیانیه انجام نشد.

* موضوع قرارداد الجزایر در هیات دولت تصویب شده و هیات دولت به بهزاد نبوی نمایندگی داده بود که آن را امضا کند. از این رو آقای بهزاد نبوی به نمایندگی از دولت ایران، آن را امضا کرده و دولت الجزایر هم طی یک بیانیه‌ای اعلام کرد که ایران و آمریکا به این طریق به توافق رسیدند.

* راجع به بیانیه‌های الجزایر آقای بهزاد نبوی یک مقاله مفصلی در مجله سیاست خارجی وزارت امور خارجه نوشته است. آنچه که من باید بگویم این است که ایران در شرایط بسیار سختی بود. از یک طرف عراق به ایران حمله کرده و بخشی از کشور ما را تصرف کرده بود. از طرف دیگر تحریم‌هایی از جانب آمریکا علیه ما برقرار شده بود. علاوه بر این گروگان‌های آمریکایی هنوز در ایران بودند و دیگر آن اثر قبلی را برای ما نداشتند، بلکه برای ما زحمت بودند. به هر کجا که نمایندگان ایران مراجعه می‌کردند و می‌خواستند علیه عراق کاری بکنند، آن طرف‌ می‌گفت که شما قبل از عراق حقوق بین‌الملل را زیر پا گذاشته‌اید. در چنین شرایطی بیانیه‌های الجزایر امضا شد.

* وقتی که بحث مربوط به گروگان‌گیری در مجلس مطرح بود، بهزاد نبوی موافق بود که چهار شرط امام(ره) زود‌تر به وسیله مجلس تصویب بشود و به دولت ابلاغ شود. عده دیگری بودند که مجلس را ترک می‌کردند که جلسه تشکیل نشود. یک طیف که از مجاهدین انقلاب اسلامی که جدا شده بودند. در حالی که بهزاد نبوی دنبال این بود که مجلس تشکیل بشود و نظر بدهد.

* اگر ما آن زمانی که مرحوم شهید رجایی به نیویورک رفت و کار‌تر مع‌الواسطه عاجزانه درخواست کرده بود که به این مطلب خاتمه بدهند اقدام شده بود، مسلما ما امتیازات بیشتری گرفته بودیم. من شنیدم که پیغام آوردند که بیایید حل کنیم. نمی‌دانم چه کانال‌هایی بود ولی فکر می‌کنم به وسیله دبیرکل سازمان ملل متحد بود.

* بیانیه‌های الجزایر قابل دفاع هستند. به خصوص با توجه به شرایطی که ما در آن شرایط بیانیه‌ها را امضا کردیم. در امضای بیانیه‌های الجزایر اولا آمریکا متعهد شد که دعوایی که در دیوان بین‌المللی دادگستری طرح کرده بود و در رسیدگی اولیه دولت ایران به وسیله دیوان مسئول شناخته شده بود آن دعوا پس گرفته شود. از سپرده‌های ایران در آن شرایطی که مشکلات شدید ارزی داشتیم چهار میلیارد دلار در اختیار دولت شهید رجایی قرار گرفت.

دعاوی‌ای که علیه ما در آمریکا تشکیل شده بود و دادخواست‌هایی که داده بودند همه پس گرفته و یا معلق شد. رسیدگی به این امر در لاهه و در جایی که یک داور ایرانی، یک داور آمریکایی و یک داور وسط رسیدگی کنند که به مراتب عادلانه‌تر از رسیدگی دادگاه‌های امریکا بود. دولت آمریکا متعهد شد که در امور داخلی ایران به هیچ وجه (نظامی و غیرنظامی) مداخله نکند. وضعیت اموال ایران به قبل از مسئله گروگانگیری برگردد. دولت آمریکا متعهد شد که برای وصول اموال شاه به ایران کمک کند. همه این‌ها امتیازاتی بود که به ما دادند و ما توانستیم از آن‌ها استفاده کنیم.

آقای صادق طباطبایی یک مطلبی گفته است که «تمام ایرانیانی که اینجا اموالشان مصادره شده بود تابعیتشان را تغییر داده و به عنوان اتباع آمریکا به دادگاه لاهه شکایت کردند و با حکم قاضی چند برابر پول آن را از حساب تنخواهی که توسط دولت الجزایر باز شده بود از محل دارایی‌های بلوکه شده ایران دریافت می‌کردند.» این حرف چند اشتباه دارد. اولا تمام کسانی که اموالشان مصادره شده بود نرفتند و شکایت نکردند. ثانیا تغییر تابعیت باید قبل از امضای بیانیه‌های الجزایر باشد که بتوانند طرح دعوا کنند و هیچ‌کدام چند برابر پول نگرفتند. ۱۲۸نفر از دارندگان تابعیت مضاعف در لاهه طرح دعوا کردند. کل خواسته این‌ها ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار بابت اصل بود. کل محکومیت ایران بابت اصل از این ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار، ۴۹ میلیون دلار است. یعنی ما ۴۹ میلیون دلار بابت اصل محکوم شدیم. چطور ایشان می‌گویند چند برابر پول گرفتند؟

دولت آمریکا می‌گفت که در اینجا اموال ایران توقیف شده است وقتی بخواهیم این دعاوی را از دادگاه‌های امریکا پس بگیرم و به داوری لاهه بدهیم، برای اینکه سپرده‌های ایران را آزاد کنیم ناچار باید یک تضمینی داشته باشیم.‌‌ همان یک میلیارد دلاری که گذاشتند آنجا (بانک مرکزی الجزایر) تضمینی بود برای این دعاوی. خوشبختانه یک اثر خوبی هم برای ما داشت. هر آمریکایی که در جایی طرح دعوا می‌کرد و مدعی می‌شد و می‌خواست اموال ایران را توقیف کند ما استدلال می‌کردیم که یک میلیارد دلار در بانک مرکزی الجزایر قرار داده شده است. بنابراین دادگاه دیگر اموال ایران را توقیف نمی‌کرد. با گذاشتن این یک میلیارد دلار اموال ایران در دنیا مصونیت پیدا کرد.

* دولت آمریکا می‌گفت که ایران چند میلیارد از بانک‌های ما وام گرفته است. ما به اعتبار این سپرده‌ها بوده که به ایران وام دادیم. شما به ما یک تضمینی بدهید، ما همه حساب‌هایتان را آزاد می‌کنیم. تضمینی هم که عنوان شد این بود که یکی از بانک‌های مرکزی دنیا بیاید و بدهی‌های ایران را تضمین کند که اگر ایران، وام‌هایش را نداد، او بدهد. دولت ایران کوشش خود را کرد ولی هیچ بانک مرکزی معتبر خارجی حاضر نشد که بدهی‌های ایران را تضمین کند. برای همین این تصمیم را شهید رجایی گرفت و گفت ما وام‌هایی که گرفته‌ایم را پس می‌دهیم. به همین اعتبار مبلغ ۵ میلیارد دلار در حساب‌های آمریکا نگه داشتند که بازپرداخت وام‌ها بشود. بعد که وام‌ها بازپرداخت شد ۱ میلیارد و ۴۵۰میلیون دلار اضافه آمد که آمریکا به ایران داد.

* یک میلیارد گذاشتند در بانک مرکزی الجزایر، ۴ میلیارد روز اول به ایران دادند و ۵ میلیارد هم در آمریکا نگه داشتند. از آن ۵ میلیاردی هم که در آمریکا نگه داشتند، بعدا که این وام‌ها تسویه شد، یک میلیارد و ۴۵۰میلیون دلار اضافه آمد و طبق رای دیوان داوری به ایران دادند.

* در سال‌های اخیر هر کس با بهزاد نبوی مخالف است با بیانیه الجزایر هم مخالفت کرده است. اما عموم مخالفت‌ها، مخالفت‌های سیاسی است. در آن زمان طرفداران دولت موقت با مرحوم شهید رجایی و بهزاد نبوی مخالف بودند. طرفداران آقای رئیس‌جمهور (بنی‌صدر) هم با این‌ها مخالف بودند. مخالفین دیگری هم آن‌ها داشتند. این مخالفین مسلما می‌گویند که بیانیه‌ها به ضرر ایران تمام شده است. این مخالفت‌ها بیشتر جنبه سیاسی دارد اما اگر بیایند و بحث حقوقی بکنند و شرایط آن زمان را در نظر بگیرند منصفانه این هست که بگوییم در شرایط آن زمان بیانیه الجزایر مناسب بوده است.

البته انتقادهایی هست اما نه به آن معنا که بگوییم کلاه گشادی بر سر ایران رفته است. یک نکاتی هست که باید به آن توجه می‌شد اما هر مذاکره دو طرف دارد. باید طرف مقابل هم قبول کند. قرارداد که یکطرفه نبوده است.

البته بهتر بود این مذاکرات در زمان کار‌تر انجام می‌شد، ولی او در انتخابات شکست خورد. قطعا مذاکره در دولت کار‌تر با دولت ریگان تفاوت می‌کرد و احتمالا بیشتر به نفع ما می‌شد اما در شرایطی که این قرارداد امضا شد کارتر انتخاب نشده بود و ریگان پیروز رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا شده بود و چند روز بعد از آن می‌خواست به عنوان رئیس‌جمهور سوگند یاد کند. او هم طوری عمل می‌کرد که گویی تا دندان مسلح است. بنابراین در آن شرایط بهتر از این نمی‌شد.

* بنی‌صدر در رابطه با بیانیه الجزایر در دادسرای تهران از آقای رجایی شکایت کرد. این شکایت در شعبه ۳۵ بازپرسی بود. شخصی هم به اسم دکتر رفعتی بازپرس آن بود. ایشان بازنشست شدند. من از نتیجه آن بی‌اطلاعم شما که خبرنگار هستید بروید ببینید بالاخره چه شده است.


 


امروز: روابط عمومی مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی ضمن تایید خبر نفوذ آب به شالوده این برج، اعلام کرد که این مشکل به نهادهایی چون شهرداری، شورای شهر، مجلس و میراث فرهنگی گزارش شده است.

به گزارش مهر، چندی پیش خبرگزاری مهر به نقل یکی از مجموعه‌داران هنری که نمایشگاهی دائمی در محل برج آزادی با مدیریت وی برپاست، خبری مبنی بر نفوذ آب به پی و شالوده برج آزادی و بی‌توجهی به این مساله و امکان تخریب این برج مهم را منتشر کرد.

روابط عمومی مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی درباره نفوذ آب به شالوده این برج و عدم پاسخگویی مدیر این مجموعه که در تاریخ 6 آذر ماه منتشر شده بوده، آورده است: نشت و نفوذ آب به سطح زیرین برج آزادی، مورد توجه این مجموعه بوده است و با بررسی به عمل آمده توسط کارشناسان مرتبط به نظر می‌رسد نفوذ آب بیشتر از محل تداخل عایق با ریشه‌های درخت، درختچه‌ها، کناره‌های فضای سبز متصل به سنگ فرش و راه‌پله ها و عدم انجام عایق کاری فنی و اصولی در سطح کلی فضای محوطه برج آزادی هنگام بازسازی در سال 1386 بوده است.لازم به ذکر است از زمان نفوذ آب به سطح زیرین، مراتب به صورت مکتوب و مصور به سازمان های زیربط از جمله شرکت پیمانکار سازمان زیباسازی، شهرداری تهران، سازمان میراث فرهنگی استان تهران، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی تهران منعکس شده است و طبق آخرین مذاکراتی که با میراث فرهنگی استان تهران داشته‌ایم و بازدید کارشناس ارشد آن سازمان، مرمت اضطراری نقاط آسیب‌دیده در دستور کار قرار گرفته است که البته نجات این بنای ارزشمند از آسیب بیشتر، عزم، همدلی و همکاری جدی سازمان‌های فوق را می‌طلبد.

مهر در ادامه آورده است: از زمان نفوذ آب به سطح زیرین، مراتب به صورت مکتوب و مصور به سازمان های زیربط از جمله شرکت پیمانکار سازمان زیباسازی، شهرداری تهران، سازمان میراث فرهنگی استان تهران، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی تهران منعکس شده است و طبق آخرین مذاکراتی که با میراث فرهنگی استان تهران داشته‌ایم و بازدید کارشناس ارشد آن سازمان، مرمت اضطراری نقاط آسیب‌دیده در دستور کار قرار گرفته است که البته نجات این بنای ارزشمند از آسیب بیشتر، عزم، همدلی و همکاری جدی سازمان‌های فوق را می‌طلبد.


 


امروز: نماینده آمریکا در نشست شورای حکام در وین اعلام کرد، ماه مارس مهلت پایانی ایران برای همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. مدیر کل آژانس پیش از آن از عدم پیشرفت در شفاف‌سازی برنامه اتمی ایران گفته بود.

به گزارش خبرگزاری آلمان، رابرت وود، نماینده ‌آمریکا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز پنج‌شنبه (۲۹ نوامبر/ ۹ آذر) در نشست شورای حکام در وین ماه مارس را "مهلت پایانی" ایران برای همکاری با آژانس در زمینه تحقیقات بازرسان این سازمان خواند.

وی گفت: «چنانچه ایران تا ماه مارس همکاری واقعی با آژانس را شروع نکرده باشد .... ایالات متحده مصرانه از شورای حکام خواهد خواست تا این عدم پیشرفت را به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کند.»

نماینده ‌آمریکا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افزود: «نمی‌توان به ایران اجازه داد به طور نامحدود تعهدات خود را نادیده بگیرد.... ایران باید الان عمل کند.»

کارشناسان بر این باورند که این سخنان نشان‌دهنده افزایش نگرانی‌های آمریکا از کامل نبودن نتایج تحقیقات آژانس در مورد ابعاد نظامی احتمالی پرونده هسته‌ای ایران است.

انتقاد آمانو از عدم پیشرفت در شفاف‌سازی برنامه اتمی ایران
مدیر کل آژانس بین‌‌المللی انرژی اتمی نیز در نشست روز پنج‌شنبه شورای حکام در وین از عدم پیشرفت در "شفاف‌سازی" و رفع ابهام از برنامه اتمی ایران انتقاد کرد.

یوکیا آمانو گفت، به رغم "تلاش بسیار زیاد" آژانس برای شفاف‌سازی و رفع نگرانی‌های مربوط به نظامی بودن احتمالی برنامه اتمی ایران هیچ پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده است.
آمانو باز هم بر درخواست خود از ایران مبنی بر فراهم آوردن زمینه دسترسی بازرسان آژانس به مجتمع نظامی پارچین، واقع در جنوب غربی تهران تأکید کرد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی احتمال می‌دهد که در این مجتمع برخی از آزمایش‌های انفجاری که برای تولید بمب اتمی اهمیت دارند انجام شده است.

آمانو با اشاره به عملیات پاکسازی احتمالی در مجتمع پارچین ابراز نگرانی کرد که "فعالیت‌های گسترده‌" انجام‌شده در این مجتمع حتی اگر بازرسان آژانس اجازه بازرسی این سایت را پیدا کنند مانعی جدی بر سر تحقیقات آژانس به وجود آورده باشد.

مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اظهار داشت: «تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که فعالیت‌های گسترده‌ای، از جمله خاک‌برداری و جابجا کردن مقادیر قابل ملاحظه‌ای خاک در این محل اتفاق افتاده است.»

وی خاطر نشان ساخت که آژانس در گفت‌وگو با ایران راسخ است و گفت، نشست جدید با ایران در ۱۳ دسامبر بر پا خواهد شد. مذاکراتی که از ژانویه تا کنون با نمایندگان ایران جریان داشته گشایشی برای تحقیقات آژانس ایجاد نکرده است.

آمانو تأکید کرد: «اکنون فرصتی به دست آمده تا مسئله هسته‌ای با ایران حل و فصل شود. اکنون زمان آن برای همه فرا رسیده که با اشراف به مبرم بودن این موضوع فعالیت کرده و از این فرصت برای راه حل دیپلماتیک بهره بگیریم.»
وی از ایران خواست، هر چه سریع‌تر زمینه بازرسی بازرسان آژانس از مجمع نظامی پارچین را فراهم کند.

چندین دور مذاکرات بی‌نتیجه با ایران
آخرین دور مذاکرات ایران و آژانس در سوم شهریورماه (۲۴ اوت) سال جاری در وین برگزار شد. هرمان ناکارتس، رئيس هیأت مذاکره‌کننده با ایران در پایان مذاکرات به خبرنگاران گفت که "اختلافات اساسی با ایران همچنان پا برجا است."

قرار است که نشست جدید آژانس و نمایندگان ایران در ۱۳ دسامبر (۲۳ آذرماه) در تهران برگزار شود.

گزارش جدید آمانو در باره فعالیت‌های هسته‌ای ایران حدود ۱۰ روز پیش در ۱۳ صفحه منتشر و در اختیار اعضای شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفت.

غرب و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران خواسته‌اند، به غنی‌سازی اورانیوم که می‌تواند علاوه بر استحصال انرژی اتمی به تولید بمب اتمی نیز منجر شود پایان دهد.

ایران تا کنون از پذیرش این درخواست سر باز زده است. فریدون عباسی، رئيس سازمان انرژی اتمی ایران روز چهارشنبه (۸ آذر) گفت، با وجود تحریم‌ها ایران غنی‌سازی اورانیوم را "با قوت" ادامه خواهد داد. وی همچنین از احتمال "رشد قابل ملاحظه سانتریفوژها در سال جاری" خبر داد.

تحریم‌های غرب علیه برنامه هسته‌ای ایران در ماه‌های گذشته شدیدتر شده است. اسرائيل و آمریکا بارها تأکید کرده‌اند که گزینه نظامی نیز از جمله گزینه‌هایی است که در صورت به بن‌بست رسیدن همه تلاش‌ها برای توقف برنامه اتمی ایران ممکن است علیه این کشور به کار گرفته شود.


 


امروز: صدور مجوز انتشار یکی از مجموعه اشعار«سید علی صالحی»، شاعر و منتقد نوپرداز معاصر، پس از مدت‌ها انتظار، توسط اداره‌ی کتاب ارشاد مشروط به حذف ۱۲۰ صفحه از ۱۵۰ صفحه اعلام شد. به گفته‌ی صالحی، او این شرط را قبول نخواهد کرد.

به گزارش ایلنا، مجموعه‌ی شعر «تمرین آماده باش کبوتر» از سوی نشر ثالث در سال ۹۰ جهت کسب مجوز به دایره‌ی نظارت بر کتاب وزارت ارشاد سپرده شد و سرانجام پس از ماه‌ها، به جواب نهایی ارشاد که حاکی از حذف ۸۰ درصد از این مجموعه است، ختم شد.

صالحی در این باره گفت: این مجموعه شعر نیز می‌رود در جوار کل شعرهایی که در طی این سال‌ها ممنوعه اعلام شده‌اند.

او ضمن اظهار تاسف برای وضعیت به وجود آمده در فضای نشر کشور و اداره‌ی کتاب افزود: آستانه‌ی تحمل بسیار پائین آمده و من از این بابت بسیار متاسفم که یک مجموعه‌ی شعر که نهایتآ در ۲ تا ۳ هزار نسخه تیراژ می‌خورد، این‌گونه مسئولان را به واکنش وا می‌دارد. حال آن‌که در شرایط کنونی چاپ یک مجموعه‌ی شعر در این تیراژ نمی‌تواند زیانی به کسی برساند.

این شاعر ادامه داد: من فکر می‌کنم این نوع برخوردها، نوعی یاس پراکنی را در جامعه دامن می‌زند، اما با اینحال، شاعرانی مثل من به این سادگی‌ها مایوس نخواهند شد؛ دفتر بعدی شعرم را به زودی به ناشر خواهم سپرد.

او در پایان گفت: امیدوارم فضای حاکم بر نشر کشور در آینده‌ای نزدیک مورد توجه و اصلاح مسئولان قرار بگیرد و فضای باز و منصفانه‌ای برای انتشار کتاب در کشور مهیا شود.


 


امروز: آیت الله هاشمی رفسجانی در پیامی برای مراسم اولین سالگرد حجت‌الاسلام هاشمیان در شهر رفسنجان نوشت: برنامه‌ریزی هم شده بود که بیایم، اما به خاطر فشردگی برنامه‌ها و ضرورت پرهیز از هرگونه تنش و اختلاف خود را از این سعادت محروم می‌کنم.

به گزارش فارس، پیام آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مراسم سالگرد رحلت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمیان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برگزاری مراسم اولین سالگرد درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین محمد هاشمیان در شهر رفسنجان هم تأسف و تأثر عمیق را تجدید کرد و هم ذهنم را به سال‌های دور و نزدیکی برد که علاوه بر نسبت فامیلی، با هم از بهرمان تا قم در یک مکتبخانه و بعدها در محضر علمای بزرگوار حوزه علمیه قم تلمذ می‌کردیم.

در برگشت به خاطرات گذشته، پاییز سال 1327 را به یاد می‌آورم که با هم و به همراه والدین که برای زیارت عتبات عالیات به سفر می‌رفتند، با استفاده از وسایل مسافرتی آن روزها به بیاض و از راه یزد به قم رسیدیم و در آنجا و در منزل اخوان مرعشی مستقر شدیم، در همسایگی و همراهی با خورشید فقاهت، سرآمد روحانیت، رهبر نهضت، امام امت، محبوب ملت و سرانجام پیروزی انقلاب.

اگرچه در مقطعی از این همراهی طولانی، ایشان به درخواست مردم رفسنجان و امر آیت‌الله بروجردی برای امر تبلیغ به زادگاه خویش برگشتند، اما در تمام دوران مبارزه با هم بودیم؛ حتی پس از پیروزی انقلاب هم حضور مشترک ما در نهادهایی مانند مجلس خبرگان نمی‌گذاشت مسئولیت‌های خطیر و بعد مسافت بین دیدارهای ما فاصله اندازد.

روحیه شاد ایشان در محافل دوستانه و طلبگی و شجاعت ایشان در دفاع از مبانی اسلامی و حمایت از امام(ره) در همه مراحل مبارزه، زبانزد همگان و باعث تقویت روحیات بود و در سال‌های پس از انقلاب هم در سنگر نماز جمعه، نمایندگی ولی فقیه، دادگستری رفسنجان و تدریس در حوزه و دانشگاه، پرتلاش بود و در سال‌های اخیر هم با اینکه بیمار بود، اما در راه اعتقادات خویش تلاش می‌کرد.

روحش شاد که سال گذشته پرونده 84 سال زندگی‌اش بسته شد؛ ضمن تسلیت مجدد فقدان ایشان به فرزندان، خانواده، عموزادگان، بستگان، مردم بهرمان و رفسنجان، امیدوارم با احیای آثار نوشتاری و گفتاری، باعث جاودانگی نام و یاد ایشان در جامعه و امکان استفاده طلبه‌های جوان از آنها فراهم شود؛ چون تردیدی ندارم که برادر عالم و تلاشگر ایشان حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ حسین هاشمیان و فرزند عالم و دلسوزشان جناب شیخ علی هاشمیان مشعل نورانی راه ایشان را ادامه خواهند داد.

وظیفه‌ام بود که هم در مراسم اولین سالگرد ایشان حضور یابم و هم در این فرصت، دیدار با بستگان و همشهریان را تازه نمایم؛ دلم می‌خواست و برنامه‌ریزی هم شده بود که بیایم، اما به خاطر فشردگی برنامه‌ها در مرکز و ملاحظاتی که به آن آگاهید و ضرورت پرهیز از هرگونه تنش و اختلاف و گرفتن فرصت از سوءاستفاده‌کنندگان و بدخواهان افراطی، خود را از این سعادت محروم می‌کنم.

انشاءالله در اولین فرصت در بهرمان، نوق و رفسنجان در جمع شما مردم خون‌گرم، صمیمی و دوستدار اهل بیت(ع) خواهم بود که این روزها عزادار مصائب اشرف اولاد آدم و کاروانیان اسارت کربلا هستید.

اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام


 


امروز: سردار محمدرضا نقدی در این همایش با اشاره به این‌که «گروه‌های جهادی خطی که ولایت برای اعتلای کشور ترسیم کردند را به نحو شایسته در پیش گرفتند» گفت: این خط ارتقای معنوی، فکری، کاری و توانمندی را برای خود جهادگران به دنبال داشته و هم کسانی که از خدمات آن‌ها بهره‌مند شدند و هم پیشرفت جامعه، سازندگی کشور، رفع تبعیض و محرومیت، الفت بیشتر مردم با نظام را در پی داشته و در واقع یک معادله تماما برد و موفقیت برای همه طرف‌های درگیر با این کار ارزشمند بوده است.

به گزارش ایسنا؛ وی خاطرنشان کرد: امسال در یک شرایط خاصی قرار داریم که لازم است مطالبه جداگانه‌ای از گروه‌های جهادی دانشجویی داشته باشیم، یعنی متناسب با شرایطی که تحریم‌ها برای ما ایجاد کرده و متناسب با راهکار‌ها و تدابیری که رهبر معظم انقلاب برای استفاده از فرصت تحریم در مسیر ایجاد یک اقتصاد مقتدر ترسیم فرمودند گام برداریم.

رییس سازمان بسیج مستضعفین با بیان این‌که «انتظار ما از گروه‌های جهادی این است که رویکرد آن‌ها از خدمت‌محور محض به خدمت تولیدمحور تغییر پیدا کند» گفت: روشن است که نفس این انگیزه خدمتگزاری و به جریان افتادن آن در صحنه ارزشمند است و کفایت می‌کند، اما شما جوانان اهل کارهای حداقلی نیستید. جوانان انقلابی و آرمانی دوست دارید قدم‌هایتان را بزرگ‌تر بردارید.

نقدی ادامه داد: مقام معظم رهبری فرمودند حضور شما در مناطق محروم، تجسم عینی آیات قرآن است، بنابراین از این بالا‌تر و ارزشمند‌تر مدالی نیست که به گردن خود داشته باشید. از اینکه در این سن توفیق یافتید عاشقانه به محرومین کمک کنید، خدا را شاکر باشید.

وی تاکید کرد: در دنیایی که جوانان سراغ فساد، وقت گذرانی و بی‌خبری از حقیقت می‌روند، شما دنبال کمک به محرومین هستید و اصل این کار یک ارزش است، زیرا کار شما مردم را عاشق نظام و انقلاب می‌کند.

رییس سازمان بسیج مستضعفین با تاکید بر این‌که «نباید غافل شویم نتیجه و خروجی بیشتری از این خدمت بگیریم» تصریح کرد: این خواسته را از شما داریم تا رویکردتان را تغییر دهید و در کارهای جهادی روی اقتصاد مقاومتی کار کنید. دشمن تحریم‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی برای به زانو در آوردن ما از بعد اقتصادی طراحی کرده که باید آن‌ها را خنثی کنیم و این کار با محوریت بچه‌های بسیجی و جهادی امکان‌پذیر است.

نقدی تصریح کرد: شما موتور محرک هستید و دیگران را به حرکت وادار می‌کنید. به عنوان مثال در مناطق زلزله‌زده آذربایجان دو هزار و ۵۰۰ نفر از جهادی‌ها پای کار آمدند و همین حضور شما، باعث شد دستگاه‌ها به حرکت در آیند. گروه‌های جهادی ساخت ۱۸۰۰ واحد مسکونی را برعهده گرفتند که باعث شد سایر دستگاه‌ها وارد کار شوند که هفته گذشته ۷۷۰ واحد آن‌ها افتتاح شد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحث اقتصاد مقاومتی و مولفه‌های آن از دیدگاه مقام معظم رهبری افزود: برخی می‌گویند اقتصاد مقاومتی‌‌ همان اقتصاد ریاضتی است، اما این تصور غلط است. اقتصاد ریاضتی مال اروپاست. اقتصاد مقاومتی مولفه‌های خود را دارد، ‌ اما متاسفانه هرکس به نظر خود آن را تفسیر می‌کند، در حالی که اگر فرمایشات مقام معظم رهبری را به دقت مرور کنیم، به اصل قضیه پی می‌بریم.

رییس سازمان بسیج مستضعفین ادامه داد: اقتصاد مقاومتی ۱۲ مولفه دارد که بخشی از آن‌ها کارهایی است که باید دولت انجام دهد و بخشی دیگر مولفه‌هایی است که متوجه مردم است که از جمله آن‌ها فرهنگ کار و تلاش و ارزش دانستن کار است. امروز در فرهنگ عمومی به مفت‌خور احترام می‌گذاریم، اما به کارگر احترام نمی‌گذاریم. کسی که سوار ماشین‌های قیمتی و مدل‌بالاست محترم است، اما شخصی که تلاش می‌کند و کارگری می‌کند، آنچنان که باید مورد احترام نیست. در حالی که باید به کارگر ارزش داده و او را تعظیم کنیم.

وی ادامه داد: اینکه همه به دنبال پشت میز نشستن باشند، درست نیست. این ضد ارزش است. متاسفانه اکنون کار کردن ضدارزش شده است و بیکاری، مصرف‌گرایی تبدیل به ارزش شده است. در گذشته مردم در خانه‌های خود مرغ و خروس نگه می‌داشتند و مایحتاج خود را از این طریق تامین می‌کردند، اما امروز نگه داشتن سگ، گربه، تمساح و مار تبدیل به ارزش و شخصیت شده است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین با تاکید بر این‌که «هر ایرانی باید نقش مستقیم در تولید داشته باشد و هر خانه باید مرکز تولید باشد» گفت: یکی دیگر از مولفه‌های اقتصاد مقاومتی استفاده از حداکثر ظرفیت‌ها و امکانات است. ما در کشورمان ظرفیت‌های بسیار بالایی داریم. به عنوان مثال، دو و نیم میلیون هکتار زمین زیر سد هنوز لوله‌کشی نشده است تا از آن‌ها استفاده شود. ما در بسیج قرارگاه اقتصادی راه انداخته‌ایم که این ظرفیت‌ها را با محاسبات علمی و دقیق می‌سنجیم. به عنوان مثال ما می‌توانیم یک سوم نیاز مرغ کشور را از طریق نگهداری مرغ خانگی تامین کنیم.

نقدی یادآور شد: مولفه دیگر اقتصاد مقاومتی اصلاح الگوی مصرف است. به عنوان مثال براساس آمار رسمی ۲۵۰ هزار چاه آب با مجوز در کشور داریم که اگر بتوانیم از نصف آن‌ها برای پرورش ماهی و سایر فعالیت‌های کشاورزی استفاده کنیم، شرایط بسیار بهتر خواهد شد.

وی مصرف کالای داخلی و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی را از دیگر مولفه‌های اقتصاد مقاومتی عنوان کرد و گفت: در کشور ۸۴ میلیارد دلار واردات داریم که ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار آن بی‌خود و بی‌جهت است که اگر وارد نشود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به عنوان مثال ۴۰ میلیون دلار چوب بستنی وارد کشور شده است که هیچ نیازی به ورود این قبیل کالا‌ها نیست.

نقدی ادامه داد: متاسفانه اقلامی همچون گل‌های مصنوعی، تسبیح، سجاده، اسباب‌بازی و... که خود ما توان تولید آن را داریم از خارج وارد می‌شود. آیا ما خود نمی‌توانیم آن را تولید کنیم؟

رییس سازمان بسیج مستضعفین با بیان این‌که «مردمی کردن اقتصاد دیگر مولفه اقتصاد مقاومتی است» گفت: متاسفانه هر وقت بحث از اصل ۴۴ می‌شود، تنها یقه دولت را می‌گیریم اما به خودمان نمی‌گوییم. به عنوان مثال سال قبل ۱۰ میلیون سکه فروخته شد، حال این سوال مطرح می‌شود که چرا این سرمایه را در تولید به کار نمی‌اندازیم. همه این‌ها نیاز به فرهنگسازی دارد.

نقدی در پایان با تاکید بر این‌که «باید خدمات محض در گروه‌های جهادی به خدمات تولیدمحور سوق داده شود» گفت: با این تغییر رویکرد، می‌توانیم در راستای اقتصاد مقاومتی، حرکت کنیم تا هم به محرومیت‌زدایی کمک کنیم و هم اقتصاد کشورمان را به جلو ببریم.

در این همایش سردار قدیانی رییس سازمان بسیج دانشجویی کشور، گروسی نماینده مجلس و قربانیان معاون فرهنگی وزارت بهداشت حضور داشتند.

در پایان این همایش که در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، از نمایندگان گروه‌های جهادی دانشجویی بر‌تر از دانشگاه‌های مختلف کشور با اهدای لوح و هدایایی تقدیر شد.


 


امروز: در رای گیری پنجشنبه شب مجمع عمومی سازمان ملل، فلسطین توانست با کسب 138 رای مثبت در مقابل فقط 9 رای مخالف به عنوان کشور ناظر غیرعضو در سازمان ملل برسمیت شناخته شود.

به گزارش فارس، فلسطینی‌ها که تا پیش از این به عنوان "ناظر دایم" در سازمان ملل حضور داشتند پس از تلاش‌های فراوان توانستند به کشور ناظر غیر عضو در سازمان ملل تبدیل شوند.

در رای گیری پنحشنبه شب در مجمع عمومی سازمان ملل 138 کشور به عضویت فلسطین به عنوان کشور ناظر غیر عضو در سازمان ملل رای مثبت داده و فقط 9 کشور رای مخالف دادند و 41 کشور نیز رای ممتنع دادند.

ارتقای جایگاه فلسطینی‌ها در سازمان ملل، این امکان را به آنها می دهد تا در نشست‌ها و جلسات مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرده و موقعیت خود را برای پیوستن به نهادهای این سازمان و دیوان بین‌المللی کیفری بهبود بخشند.

فلسطینی‌ها در سال 2011 میلادی درخواست خود را برای پیوستن به سازمان ملل متحد به عنوان یک عضو مستقل ارائه کردند، ولی به دلیل عدم حمایت‌های لازم به خصوص مخالفت‌های آمریکا به نتیجه نرسیدند.

اوائل ماه جاری میلادی، سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل گفته بود که اسرائیل نگران است اگر فلسطین به عنوان یک کشور غیرعضو سازمان ملل متحد شناخته شود، می‌تواند از دادگاه بین المللی کیفری بخواهد برای حل‌وفصل اختلافاتش با اسرائیل و حضور آن در کرانه باختری و قدس شرقی وارد عمل شود.

خشم کلینتون از رای سازمان‌ملل به فلسطین
هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه امریکا روز پنجشنبه از رای مجمع عمومی سازمان ملل در مورد به رسمیت شناخته شدن یک کشور فلسطینی انتقاد کرد و این رای را حرکتی ˈتاسف بار و غیر سازندهˈ خواند که موانع بیشتری در سر راه برقراری صلح ایجاد می کند.

به گزارش ایرنا و به نقل از خبرگزاری رویترز از واشنگتن، کلینتون طی یک سخنرانی در پایتخت امریکا در باره گرایشات سیاست خارجه این کشور گفت: ما صریحا اظهار داشته ایم که تنها از طریق مذاکرات مستقیم بین طرفین، فلسطینیان و اسرائیلی ها می توانند به صلحی دست یابند که هردو سزاوار آن هستند.

وی افزود: این صلح تشکیل دو کشور برای دولت ملت دارای حق حاکمیت را در بر خواهد گرفت و یک فلسطین مستقل مستعد خواهد توانست در صلح و امنیت در کنار یک اسرائیل یهودی زندگی کند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

خبرهاي گذشته