-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

Posts from Khodnevis for 03/10/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نام‌گذاری سال جدید به نام سال براندازی جمهوری اسلامی

 

سال گذشته رئیس جمهور منتخب مردم میر حسین موسوی با زیرکی و به زیبایی به خامنه‌ای پیش‌دستی کرد و سال هشتاد و نه را نام‌گذاری کرد. امسال او در بند است و گروگان؛ به نظر من این وظیفه ماست که در جنبش سبز سال جدید را نام‌گذاری کنیم. من پیشنهاد می‌کنم این سال را سال براندازی جمهوری اسلامی نام‌گذاری کنیم و دلایل خود را نیز در زیر بیان می کنم.

 

 روی سخن من با آن قشری از جنبش سبز است که در هر مناسبت به خیابان‌ها می آیند؛ از شما می پرسم شما برای چه به خیابان‌ها می‌آیید؟ تنها به صرف اینکه مناسبتی اعلام شده و از شما درخواست شده؟ مثلاً حمایت از انقلاب مصر و تونس یا برای اعتراض به حصر رهبران جنبش (این یکی واقعاً خنده دار است بعداً می گویم چرا). اگر دلیل شما این است پس قاعدتاً نباید ناراضی باشید، دعوتی صورت گرفته شما هم لبیک گفته‌اید و خلاص. اما اگر هدف دیگری دارید آن هدف چیست؟ آزادی رهبران جنبش؟ خوب رهبران هم آزاد شدند حالا تشریف ببرید منزل! می‌خواهم بگویم اگر شما بجز به قصد براندازی رژیم جمهوری اسلامی به خیابانها می‌آیید سخت در اشتباهید و تنها جان خود را به خطر انداخته‌اید و آرامش خانواده‌تان را سلب کرده‌اید. در مملکتی که سی و دو سال است خشونت تئوریزه شده و کشتن مخالفان بخشی از ایدئولوژی بوده و مقدس تلقی شده و مرگ خود نیز شهادت جلوه داده شده و نیز حداقل چهار نوع نیروی سرکوب مجزا و متفاوت با تجهیزات کامل شامل نیروی انتظامی, سپاه, وزارت اطلاعات و بسیج دارد و از کشتن, چاقو زدن، حبس, تجاوز، آدم ربایی، اعتراف گیری با شکنجه, تهدید و ارعاب و شکنجه خانواده قربانی ابایی ندارد و سران آن مانند طائب یا فرماندهان سپاه علناً به این کار اعتراف و افتخار می‌کنند و هیچ راه برگشت و فراری هم برای خود نگذاشته به خیابان آمدن و اعتراض کردن برای فلان و بهمان هدف - با عرض پوزش- جز حماقت چیز دیگری نیست.

ممکن است توهین آمیز به نظر برسد اما حقیقت دارد اینطور نیست؟ آیا واقعاً شما انتظار دارید که اعتراض شما مثلاً به حصر کروبی و موسوی حتی اگر یک میلیون نفر به خیابان‌ها بیایند نتیجه بدهد؟ اگر قرار باشد که شما فقط به خیابان بیایید و اعتراض کنید و بعد سر شب هم به خانه بروید که اصلاً رژیم هم نیروهای سرکوب را از خیابان‌ها جمع می کند شما هم به مدت ده سال هر شب تشریف بیاورید خیابان اعتراض بفرمایید کیک و ساندیس هم مهمان خود ما، سر شب هم برگردید منزل لالا! شما را به خدا دست از این سوسول بازی‌ها بردارید! با من بمیرم تو بمیری که کار پیش نمی‌رود برادر! سمبه شما باید خیلی پرزور‌تر از این حرف‌ها باشد که کسانی مثل طائب و سعید تاجیک و سایر سگان ولایت را عقب براند. چرا متوجه نیستید! به خیابان آمدن ریسک مرگ را به همراه دارد؛مرگ! و تنها بهای معادل مرگ شما براندازی است. جان خود را بیهوده به معرض حراج نگذارید مگر شما انسان نیستید یا حق زندگی ندارید که جان خود را کف دست بگیرید و فقط برای اعتراض به حصر به خیابان بیایید؟ اعتراض شما تنها زمانی کارساز است که در صدی هر چند اندک ریسک براندازی هم در آن باشد.

وقتی شورای هماهنگی راه سبز امید فراخوان اعتراض به حصر رهبران جنبش می‌دهد-باعرض پوزش مجدد- در واقع فقط مردم را به مسلخ می‌فرستد. زیرا در این عبارت عـــــــــــــــــــدم اقدام برای براندازی مستتر است. از شما خواسته شده است که برای اعتراض به خیابان بیاید. فرض کنید هیچ نیروی سرکوبگری در خیابان نباشد و یک میلیون نفر هم به خیابان بیایند  جانانه فریاد بزنند و اعتراض کنند خوب سر شب بر می‌گردند منزل و خلاص! غیر از این است؟ اما اگر هدف آزادی رهبران باشد دیگر کار به شعار ختم نمی شود طبیعتاً از شما انتظار می‌رود و خود نیز ناخودآگاه از خود انتظار دارید کاری کنید که رژیم مجبور به آزادی رهبرانتان شود و این یعنی در گیر شدن با نیروی سرکوب این یعنی به دست گرفتن کنترل خیابان یعنی گسترش اعتراضات تا حــــــدی و به نحــــــــوی که منجر به آزادی رهبران شود و این همان براندازی یا حد اقل ریسک براندازی است. در این حالت دیگر اعتراض هدف نیست که صرف انجام آن شما را قانع کند و به خانه برگرداند.

 

رهبران خود خوانده و سخنگویان خود برگزیده جنبش سبز نیز مدت‌هاست که از مردم عقب مانده‌اند(۱). خاتمی که انگار تازه از خواب اصحاب کهف بیدار شده باشد بعد از این همه کشتار و درگیری در اعتراض به ناپدید شدن و حصر رهبران جنبش می گوید: این اقدامات اعتراضات رامتوجه اصل نظام می‌کند! مرحبا سید دست مریزاد! جبهه مشارکت یک روز مانده به راهپیمایی اعلام می کند که هدف اعتراضات ساقط کردن نظام نیست. مهاجرانی که گل سر سبد می‌شود و هیچ لکه حتی خاکستری هم در کارنامه مالی رهبری و خانواده اش نمی‌بیند. ظاهراً همانطور که قبلاً گفتم  دچار بیماری چشمی است. جان کلام اینکه از آتش اصلاح طلبان آبی برای این جنبش گرم نخواهد شد. آنها مردم و جنبش را فقط برای فشار از پایین می خواهند تا با چانه زنی در بالا دوباره به سر سفره قدرت بازگردند. گرچه که لا اقل درظاهر و تاکنون حساب شورای هماهنگی راه سبز امید از اصلاح‌طلبان جداست با وجود اینکه لیست اعضای آن هنوز اعلام نشده و ما آنها را نمی‌شناسیم اما همانطور که گفتم اقدامات آنها هم چنگی به دل نمی زند.

 

و تمام اینها منجر به هرز رفتن نیروی جنبش می شود. مردم وقتی به خیابان می آیند نمی دانند تا کجا باید پیش بروند و چه باید بگویند و چکار باید بکنند. از سوی دیگر بعضی هم فقط این را یاد گرفته اند که خشونت فقط خشونت می‌زاید و با خشونت نمی‌توان به دموکراسی رسید از این گروه اگر به خیابان بیایند چه انتظاری دارید؟ ما با رژیمی سر و کار داریم که حتی پیش از پیدایش خود تروریست و آدم‌کش بود مانند ترورهای فداییان اسلام یا به آتش کشیدن سینما رکس آبادان(۲). ما با رژیمی سر و کار داریم که خشونت و مرگ را به مدت سی و دو سال است تئوریزه کرده است (توضیح کامل این مطلب خود به مقاله جداگانه ای نیازمند است).آمریکا برای رسیدن به استقلال و نیز برای لغو برده داری و استقرار واقعی دموکراسی حدود چهار سال  وارد جنگ داخلی تمام عیار شد و بیش از ششصد هزار نفر در جنگ‌های بین شمال و جنوب کشته شدند. در فرانسه سه بار انقلاب رخ داد و در انقلاب اول بسیاری از اعضای دیرکتوار(مجلس انقلابیون فرانسه) از جمله دانتون به تیغ تیز گیوتین سپرده شدند. در انگلستان که سر دسته محافطه کاران قرون و اعصار هستند برای محدود کردن قدرت پادشاه و کسب دموکراسی مدت‌ها جنگ داخلی در گرفت آنوقت ما برای مبارزه با رژیمی که از روز اول پایه گذاری تنها روشش حذف فیزیکی مخالفان خود بوده و حتی یک مورد مسامحه از این امر را نمی‌توانید پیدا کنید نباید به راه‌های غیر خشونت بارمتوسل شویم. [...] برخی فکر می‌کنند بحران اعتراضات رژیم را خسته و فرسوده می‌کند. ظاهراً این دوستان فراموش کرده‌اند که ناف این رژیم را با بحران بریده‌اند واساساً بقای این رژیم به بحران وابسته است. انگار نه انگار سران فعلی همین رژیم برای ماندن در قدرت و تحکیم پایه‌های حکومت خود بحران که هیچ هشت سال کشور را وارد جنگی کردند که هم می‌توانست اصلاً رخ ندهد وهم می‌توانست در سال اول تمام شود. آنها تنها زمانی به صلح رضایت دادند که عملاً و به اعتراف خودشان هیچ توان اقتصادی ای برای ادامه جنگ باقی نمانده بود.

 

ماحصل تمامی این سخنان این است که مردم در جنبش خود باید تصمیم بگیرند. تنها راه پیروزی بر این رژیم اتحاد است و اتحاد جز با داشتن هدف مشترک به دست نمی‌آید و تنها یک هدف می‌تواند مشترک باشد و همه نیروها را به یک سمت هدایت کند و آن براندازی جمهوری اسلامی است. تا وقتی که کار دست سیاست‌مداران قدرت طلبی باشد که از به حراج گذاشتن آبروی خود هم ابایی ندارند- مانند مهاجرانی و هاشمی- کاری از پیش نخواهد رفت. موسوی و کروبی مرد مردانه نشان داده‌اند که تا هر جا که ملت بخواهند با آنها همراه خواهند بود و پشت آنها را خالی نخواهند کرد اما انتظار اینکه از آنان بخواهیم بخواهند مردم را وارد فاز براندازی کنند ناجوانمردانه و از آن مهمتر غیر عملی است. اما اگر مردم براندازی را اعلام کنند آنها جا نخواهند زد.

 

به عنوان نکته آخر اینکه با حذف هاشمی رفسنجانی از صحنه سیاسی کشور اکنون تنها دو بازیگر در صحنه باقی مانده اند: رژیم وملت ایران با رهبرانی دربند؛ هیچ طیف یا جناج میانه‌ای اکنون در بازی حضور ندارد. آیا این به این معنی نیست که هیچ راه حل میانه ای وجود ندارد؟ رژیم دیگر چه اقدامی باید صورت بدهد تا ما باور کنیم که آنها حتی یک قدم هم عقب نشینی نمی‌کنند و کوچک‌ترین مجالی برای تغییر و اصلاح باقی نمی‌گذارند؟ اگر کار دیگری باقی مانده است یا راه دیگری برای بسته‌تر کردن فضا باقی مانده است که نکرده‌اند تنها به این دلیل است که خبر نداشته‌اند و یا بلد نیستند. اگرشما لطف کنید همین جا آن را اعلام کنید آنها با خشنودی تمام آن کار را انجام خواهند داد و آن منفذ را هم خواهند بست (کیک و ساندیس هم برای تشکر خدمتتان خواهند فرستاد همانگونه که بعد از افاضات مهاجرانی در رسانه های خود انجام دادند).

 

اگر ما می خواهیم به هدف خود برسیم راه آن این است که تعارف را با خودمان و جمهوری اسلامی کنار بگذاریم. ما حتی از نظر خود جمهوری اسلامی هم چندان عددی نیستیم. نام ما در جمهوری اسلامی فتنه است نه برانداز. ما فتنه‌ای هستیم در حکومت نه بیشتر!  ما فتنه گرانی هستیم که اگر خواص بی بصیرت مرز بندی مشخصی با ما می‌کردند و اگر رهبران ما از ما رو برمی‌گرداندند مدتها بود که چشممان در آمده بود و ریشه کن شده بودیم. و این تنها به این دلیل رفتار خود ماست. اگر همه ما یک جا و با هم شعار داده بودیم «تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود» آنوقت دیگر فتنه‌گر نبودیم. بد بختی ما این است که در حالیکه شما در خیابان دارید باتوم می‌خورید و کشته می‌دهید من با لیوان چای داغ پای اینترنت دارم از مبارزات بدون خشونت دفاع می‌کنم, برادرم چون دیشب رو ی پشت بام شعار داده و تا دیر وقت بیدار بوده حالا دارد قیلوله می‌کند، همسایه‌ام دارد لینک تمسخر آمیز برای«خ ر» و «ا ن» می‌دهد؛ اصلاح‌طلبان هم که الهی من و همه ملت قربان شکل ماهشان برویم در حال ارسال پیام مستقیم و غیر مستقیم و مغازله با بیت رهبری هستند بقیه ملت هم طبیعتاً در این وسط هاج و واج مانده‌اند که بالاخره تکلیف چیست یا حق با کیست و راهکار چیست. خوشمزه اینجاست که علی رغم این رفتار می خواهیم کارگران و اعتراضات کارگری آنها راه هم به سمت خودمان جلب کنیم. نخیر برادر کار ما اینطور به سامان نمی‌رسد؛ ما خودمان باید آرد خود را الک کنیم، داستان بلدرچین و دهقان کلاس سوم ابتدایی دوران شاه را که یادتان هست!(۳) ما باید برانداز شویم و اگر شده‌ایم باید آن را با صدای بلند اعلام کنیم هر کس بر انداز است با ما همراه شود, هر کس نیست خط خود را از ما جدا کند و بی‌جهت جان و سلامت خود را در خیابان‌ها به خطرنیاندازد. براندازی جمهوری اسلامی هم جز با توسل به زور صورت نخواهد گرفت. فکر نمی‌کنم این یکی دیگر نیاز به استدلال و توضیح داشته باشد.

 

امسال سال برانــــدازی جمهــوری اســــــلامی است. هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!

 

----------------------

۱- منظوز از رهبران به هیچ وجه موسوی و کروبی نیستند. آنها نشان دادند که با شهامت تمام آماده‌اند که علی‌رغم رهبری خود از هر هدفی که مردم تعیین می کنند پیروی کنند. هنگامی که گروهی به موسوی به خاطر اعلام وفاداری به آرمانهای امام راحل اعتراض کردند او مردانه پذیرفت و دیگرنامی از اهداف اینچنینی نبرد. یا مشاور کروبی به صراحت اعلام کرد که اگر قصد مردم نابودی رژیم جمهوری اسلامی باشد ایشان پیرو رای و نظر مردم هستند و اخیراً هم که یکی از بستگان ایشان اعلام کرد که کروبی از اصلاح ناامید شده است. در شرایطی که آنها قرار دارند این رفتار و این سخنان دقیقاً به معنای صدور مجوز براندازی است.

 

۲- طبق اظهارات شیخ علی تهرانی که برادر زن خامنه‌ای است در جریان انقلاب خود روحانیون برای بدنام کردن شاه و شعله ور تر کردن آتش انقلاب سینما رکس را به آتش کشیدند.

 

۳- روزی جوجه بلدرچینی که در مزرعه ای زندگی می کرد به پدر خود گفت باید از اینجا برویم چون دهقان به دوستش گفته فردا برای درو به مزرعه او بیاید پدرش گفت نیازی نیست فرزندم! چند روز بعد دوباره آمد و گفت دوست دهقان نیامده و او به دوست دیگرش گفته باید این بار برویم پدرش باز گفت نیازی نیست! این ماجرا چند بار تکرار شد و هیچ کس به کمک دهقان نیامد تا اینکه روزی بلدرچین به پدرش گفت دهقان امروز به زنش گفت اینطوری نمی شود فردا خودم مزرعه ام را درو می کنم. پدر بلدرچین گفت در این صورت باید همین امروز از اینجا برویم!


 


فراخوان شورای هماهنگی‌ راه سبز امید و روز جهانی‌ زن


۸ مارس روز جهانی‌ زن می‌باشد، روزی که متعلق به تمام زنان جهان می‌باشد، بد نیست کمی‌ به سابقه روز جهانی‌ زن و علت نامیدن این روز به پردازم:

 

هفته گذشته شورای هماهنگی‌ راه سبز امید که اعضای آن هنوز برای مردم ناشناخته هستند!!(حد اقل اعضای خارج از کشور) فراخوانی برای روز جهانی‌ زن ۸ مارس صادر کرد که در سایت کلمه درج شد در قسمتی‌ از آن نوشته:

«روزسه شنبه ۱۷ اسفند(۸ مارچ) فرصت دیگری برای پیوند «روزجهانی زن» با جنبش سبز مردم ایران در پیگیری مطالبات جامعه زنان ماست، از اینرو شورای هماهنگی راه سبز امید همراهی و همگامی خود را با برنامه‌های فعالان و نهادهای حوزه زنان برای پاس‌داشت این روز اعلام و از تبدیل آن به تجمع‌های اعتراضی نسبت به زندانی بودن دو بانوی سبز و رهبران جنبش حمایت می‌نماید و از همراهان سبز می‌خواهد که فعالانه در برنامه های این روز شرکت نمایند.»


در نظر داشتم این مقاله را همان هفته پیش بنویسم ولی‌ چون ممکن بود از طرف اصلاح‌طلب‌ها و طرفداران قانون اساسی‌ و امام راحل متهم به همکاری با سیا، اسرائیل و کیهان به عنوان  ترمزی برای تظاهرات گردم  صبر کردم تا این روز فرا رسید و گذشت حال میتوانم بگویم:


 زنان جهان از ۱۵۰ سال پیش در آمریکا و اروپا برای  تساوی حقوق زن، مرد و علیه سنن و قیود و قوانین مرد سالارانه و احکام اسارت بار کلیسأیی (مذهبی‌) به پا خواستند  در جنبش زنان موضوعاتی نظیر «حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی‌ و...غیره» مطرح شد.


 تمام موضوعات فوق در تناقض کامل با قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی که اصلاح طلبان در ویراست دوم منشور سبز «که توسط همین شورای راه سبز منتشر گردید» خواستار اجرای بدون تنازل آن هستند، می‌باشد، نمی‌توان از روز جهانی‌ زن و اهداف آن استفاده ابزاری کرد و در عین حال از قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی از قبیل (نداشتن حق طلاق، نداشتن حق خروج از کشور بدون اجازه شوهر، نداشتن حق سرپرستی فرزند، نداشتن حق ورود به استادیوم فوتبال صد هزار پسری، نداشتن حق قضاوت، زن نصف مرد، چند همسری، صیغه «فحشا رسمی‌» رسیدن ارث ناچیزی از شوهر و صد‌ها مورد دیگر......) به عنوان اجرای بدون تنازل قانون اساسی‌ پشتیبانی‌ کرد، نمی‌توان از روز جهانی‌ زن پشتیبانی‌ کرد ، ولی‌ نتوان عکس یک  زن بی‌ حجاب در سایت‌های اصلاح طلبان خارج کشور پیدا کرد !!(یعنی‌ حجاب اجباریست)


این یک بام و دو هوا را چگونه تعبیر می‌کنید ، این یا تقیه «دروغ اسلامی» است که بسیار خوب توسط خمینی در سال ۵۷ در پاریس قبل از آمدن به ایران اجرا شد و ملتی را با سخنانش فریب داد و یا فرضیه ماکیاولی است که «هدف وسیله را توجیه می‌کند».


در هر دو صورت باید به برادران اصلاح‌طلب خارج نشین خصوصأ نمایندگان ظاهر شده شورای راه سبز امید  گفت که از یه سوراخ نمی‌توان دوبار یکی‌ را گًزید، این مردم، مردم سال ۵۷ نیستند که گول دروغ‌های خمینی را بخورند و دوباره اجازه بدهند که با الفاظ مردم فریب دموکراسی غربی آن‌ها را گول زد و بعد از گرفتن قدرت قوانین زن ستیزانه جمهوری اسلامی را چند سالی‌ دیگر بر آنها تحمیل کرد.


 


آخرین دیدار محمد مختاری با برادرش
 


جهان‌نیوز: حرف‌های کدیور و مهاجرانی بوی «بازگشت» می‌‌دهد

سایت اصول‌گرای جهان‌نیوز امروز با اشاره به گفته‌های اخیر دو نفر از کسانی که خود را متولیان «اتاق فکر جنبش سبز» نامیده‌اند، نوشته است:

«روزهاي اخير، اتفاقات جالبي در جبهه ضد انقلاب در حال وقوع است. صحبت های مهاجراني و كديور به عنوان دو چهره شاخص اپوزسيون، با وجود هجمه و فحاشی گسترده رسانه های ضد انقلاب به این دو، این ظن را برای عده ای تقویت می‌کند که گویا اینها به "بازگشت" می اندیشند.

 «آنچه که در روزهای گذشته در جبهه ضد انقلاب و رسانه های آن نسبت به عطاءالله مهاجرانی و محسن کدیور رخ داده است، قبل از این نیز پیش بینی می شد.  امثال مهاجرانی ها و کدیورها و تا همین اواخر برخی از سفرای ایران که کسب پناهندگی کرده‌اند و به زندگی با ضد انقلاب تن داده اند، به راستی تا کی خواهند توانست حقیقت را به مسلخ برده و انکار کنند. عطاءالله مهاجرانی از پاک بودن مقام معظم رهبری سخن گفته و کدیور نیز بر قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی و اسلام خواهی تأکید کرده است. این دو چهره پیوسته به اپوزسیون خارج از کشور که به آرمان جعلی فرقه سبز نیز علاقه خود را ابراز داشته‌اند در حالی از این عقاید خود یا بهتر بگوییم از این حقایق سخن گفته‌اند که باید گفت سرنوشتی غیر از این نیز برای این حقایق به مسلخ رفته متصور نبود و جدای از آن رنگ و بوی این حرف‌ها شاید خبر از اندیشیدن آنها به مقوله‌ای به نام "بازگشت" می‌دهد.»

جهان نیوز می‌افزاید که کسی که به فکر بازگشت است، باید توبه کند: «کسی که تاکنون در جبهه اپوزسیون بوده و اینک فکر بازگشتن دارد باید بداند که اول شرط قبول این بازگشت، اعتراف به دروغ های گفته شده و عذرخواهی از ساحت مردم مظلوم ایران است. و باید گفت که قبول عذرخواهی از سوی مردم و مسئولان نیز به منزله گذشتن از تقاص خون‌های ریخته شده از جان های بیگناهی که قربانی هوی و هوس های فتنه گران شدند، نیست. می‌توان به این نکته اذعان کرد که آغوش نظام برای توبه حقیقی این عده باز است اما حتما کسانی هم که به "بازگشت" فکر می کنند انتظار این را ندارند که این توبه کردن به منزله شانه خالی کردن از پاسخگویی در مورد اتفاقات رخ داده و گذشت از قانون در مقابل گناه توبه کنندگان باشد.»

جهان‌نیوز تحلیل خود را اینچنین پایان می‌دهد: «امثال مهاجرانی و کدیور همدست عاملان اصلی فتنه در ایران اسلامی ما محسوب شوند و لکه های خون شهدا و کشتگان این حوادث بر دامان آنها نیز چکیده است، اما باید گفت که توبه در آغوش نظام، به هر قیمتی هم که تمام شود، صد البته با روح غیرت و عزت انسانی سازگارتر است تا با تنها ماندن در میانه فحاشی و کم محلی عده‌ای که جملگی راهی آتش‌اند.»


 


اکران‌های نوروزی با طعم سیاست

امروز در خبرها آمده بود که اخراجی های ۳ فیلم جدید مسعود ده نمکی و جدایی نادر از سیمین ساخته تحسین شده اصغر فرهادی برای نوروز ۸۹ مجوز نمایش گرفته‌اند. اتفاقی که از هم اکنون رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. البته این روزها همه چیز در ایران یک پسوند سیاسی دارد. فرهنگ هم از این قضیه جدا نیست؛ آنهم وقتی بداینم در دو طرف این دعوای فرهنگی-سیاسی(!) دو کارگردان با دو تفکر متفاوت هستند.

 

اخراجی های 3 با موضوع جنجالی انتخابات و جدایی نادر از سیمین که در مرحله تولید به خاطر برخی موضع گیری ها و سخنان اصغر فرهادی در حمایت از جنبش مردم ایران و جعفر پناهی کارگردان ممنوع الکار شده ی سینمای ایران ،توقیف شده بود و واکنش جواد شمقدری معاونت سینمایی وزرات ارشاد را به دنبال داشت.

 

حالا مجوز گرفتن هردوی این فیلم ها در یک بازه زمانی میتواند تقابل جدی را در جذب مخاطب داشته باشد.اتفاقی که می‌توانست برای فیلم‌های «درباره الی» و «اخراجی های ۲» هم بیافتد و آن زمان نشد. از طرفی مخالفین حکومت سخن از تحریم اخراجی‌های ۳ می‌زنند و از طرف دیگر و بدون شک حاکمیت و طرفداران آن از فیلم جدید ده‌نمکی حمایت خواهند کرد. فیلم‌سازی که به دلیل عقبه خود توانسته انتقادات تندی هم در فیلم هایش بگنجاند.

 

در مجموع این اتفاقات بیشتر میتواند به نفع فیلم جدید اصغر فرهادی که تحسین منتقدین و مخاطبین داخلی و خارجی را برانگیخته است باشد. فیلمی که در ابتدای راه اکرانش سه جایزه اصلی جشنواره معتبر برلین و جشنواره فیلم فجر را هم کسب کرده است.


 


«کلم» چوپان دروغ‌گو

خلاصه اینکه جونم براتون بگه ...


نه اینکه هر روز کلم... خبرهای خوب خوب می‌آورد و تو دهکده پخش می‌کرد اینجوری شد که روز به زور مردم بیشتر بهش اعتماد کردند. مردم صبح تا شب منتظر بودند  خبرهای بیشتری از دشت بیاره و منتظر بودند بیانیه های پیرمرد نقاش مهندسی  که از دوره تاریخی ابداع خط  که در دشت زندگی می کرد را بیاره و تو دهکده بخونه. مردم هر شب که چوپان بزغاله‌ها را به دهکده بر می‌گرداند منتظر بودند تا ببیند پیرمرد چه بیانیه و یاداشتی صادر کرده.


گذشت گذشت تا اینکه پیرمرد نقاش مهندس یه بیانیه داد و گفت ملت بیاد از مردم ده بقلی که برعلیه کدخداشون قیام کردند، راهپیمایی کنیم مردم ده هم گفتند باشه ریختند تو ده ولی کدخدای دهشون خیلی خر بود نه اینکه اسمش خ.ره خودش هم خر بود معترضان روستایی را زندانی کرد و زخمی شون کرد و چندتاشون را هم کشت. بعد هم کداخدا خ.ره گفت اینجوری فایده نداره برید اون پیرمرده که تو دشت بیانیه می‌نویسه را یواشکی  زندانی کنید و به مردم نگید پیرمرده را تو قار زندان کریدم.  وقتی پیرمرد نقاش زندانی شد، کلم... که هر روز از دشت خبر میاورد  یه روز گفت: پیرمرد بیچاره با زنش تو کلبه شون زندانی شدن.

 مردم ده گریه کردند گفتند اگر پیرمرد نقاش مهندس سید ما ازاد نشه قیامت می کنیم ولی چند هفته گذشت قیامت نشد. بعد یهو چوپان گفت: خبر آوردم که پیرمرد بیانیه‌نویس را در قلعه روستا زندانی کردند. مردم باز گریه کردند گفتند وای وای باز قیامت نشد تا اینکه یه روز کلم... گفت: خبر دارم براتون که پیرمرد مهربون تو قلعه زندانی نشه و از همه روستایی‌ها عذر می‌خوام پیرمرد نقاش و زنش از روز اول تو خونشون بودند.

 این‌جوری شد که چوپان دروغگو شد ولی باز مردم  روستا عذرخواهی کلم را قبول کردند و همچنان منتظرند تا کلم...... براشون خبرهای خوب از دشت وصحرا بیاره.


نتیجه اینکه :بالا رفتیم «کلم...» راست بود پایین رفتیم «کلم...» دروغ بود  خ.ر ما یکدست بود

 


 افرین  کوچولو حالا برو لالا کن


 


ایرج افشار، پدر کتاب‌شناسی ایران، درگذشت

 

 

فرزند محمود افشار یزدی، بنیانگذار موقوفات عدیده افشار، یکی از اساتید دارالفنون، ایرج افشار، صبح امروز در سن هشتاد و پنج سالگی درگذشت. پیرمرد فارغ التحصیل رشته حقوق قضایی بود که مسیر زندگی‌اش با کتابداری کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران عوض شد و به کتابداری و کتابشناسی روی آورد.بیست و شش ساله بود که مجله «فرهنگ ایران زمین» را با همکاری زریاب خویی، محمدتقی دانش‌پژوه و منوچهر ستوده  بنیان نهاد. .بعدها  سردبیر  مجله«سخن» و «راهنمای کتاب» شد.

وی سپس در سال هزار و سیصد و چهل و یک به ریاست کتابخانه ملی ایران و بعدها تا سال هزار و سیصد وپنجاه و هشت ریاست کتابخانه دانشگاه تهران را بر عهده داشت اما با انقلاب پنجاه و هفت از این سمت کنار گذاشته‌شد و تدریسش در دانشگاه  ممنوع شد.

ایرج افشار کتاب‌های بسیاری را به رشته تحریر در آورد و کتب بسیاری را تصحیح نمود. از کتابهایی که به قلم وی نگاشته‌ شده‌اند می‌توان از «گلبن نامه»، «گلگشت در وطن»، و... یاد کرد. وی همچنین دست به تصحیح و انتشار بسیاری از کتب تاریخی چون «نامه‌های تهران»، «ریاض الفردوس خانی»، «گاه‌شماری در ایران قدیم»، «خاطرات ابوالقاسمی کسمائی» و «نامه‌های پاریس»  زده‌است.

افشار عضو ویراستاران مجموعه ایرانیکا و ویراستار بخش نسخ خطی و طب  این مجموعه غنی بود. ایرج افشار در  انجمن ایران‌شناسی، به دبیری دکتر محمد معین، انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی، شورای کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، موسسه تحقیق در ادبیات و شورای اجرای «مرکز تحقیق و معرفی تمدن و فرهنگ ایران» عضویت داشت.

هفته گذشته، محمدرضا شفيعي کدکني، مصطفي محقق داماد، جلال ستاري، ژاله آموزگار، محمدابراهيم باستاني پاريزي، رسول جعفريان، ايرج پارسي‌نژاد، سيدکاظم موسوي بجنوردي و بسياري از دانشجويان و استادان دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران به عيادت ايرج افشار رفته بودند. .

قرار است پیکر ایرج افشار روز جمعه تشییع شود.

 

 


 


سایت مجمع تشخیص هک شد؛ انتشار شایعه درگذشت هاشمی

صبح امروز خبر هک شدن سایت مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط خبرگزاری فارس منتشر شد. بنا بر ادعای خبرگزاری فارس هکرها با دسترسی به سایت مجمع، خبر کذب  وفات آیت الله هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند.در این خبر پیام رهبری نظام در خصوص درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر شده و در آغاز ان آیه‌ای از قرآن کریم آمده‌است که در توصیف انسان‌های صالح خداوند است:

«من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»/از مومنان مردانی هستند كه به پیمانی كه با خدا بسته بودند وفا كردند بعضی بر سرپیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نكرده اند.

خبرگزاری فارس با رد خبر وفات آیت الله هاشمی در مصاحبه‌ای  با محسن هاشمی، فرزند آیت الله هاشمی اعلام کرد که ایشان در صحت و سلامت کامل بسر می‌برند و این خبر کذب است.

آيت‌الله قرشي نماينده مجلس خبرگان رهبري نيز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس تأكيد كرد: آيت‌الله هاشمي رفسنجاني صبح در كمال صحت و سلامت در مجلس خبرگان رهبري حضور داشته است. 

این در حالی است که سایت مجلس خبرگان نیز هک شده و خبر درگذشت رئیس سابق مجلس خبرگان در آنجا نیز منعکس شده بود.

به گزارش سایت هاشمی رفسنجانی، محمد هاشمی رئیس دفتر ایشان در واکنش به گفت که خود هاشمی رفسنجانی خبر را دیده و به آن خندیده است.  محمد هاشمی گفت:‌ «از آنجا که مسئولیت دبیرخانه مجلس خبرگان با آیت الله یزدی است و فرزند ایشان مجید یزدی مسئولیت سایت خبرگان رهبری را بر عهده دارد با ایشان تماس گرفتیم و به ما اعلام کرد که سایت هک شده است و ما در حال خارج کردن آن هستیم.»

 

-----------------

تیتر اولیه این خبر اشتباه بوده است.

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته