
وزیر کشور دولت اصلاحات تصریح کرد که در فضای فعلی از سویی به اصلاح طلبان اجازه فعالیت سیاسی گسترده داده نمی شود و از سوی دیگر از بین حدود ۲۹۰ نماینده مجلس، حتی ۷۵ نفر هم جرات ندارند از احمدی نژاد درباره وضعیت حاکم بر کشور سوال کنند.
حجت الاسلام سید عبدالواحد موسوی لاری در گفت وگو با سلام در پاسخ به پرسشی مبنی بر بررسی عملکرد مجلس هشتم و پیش بینی اوضاع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم گفت: مجلس هشتم با تدابیر افرادی خاص پا به عرصه حضور گذاشت رد صلاحیت های گسترده از افرادی متخصص که سابقه فعالیت و مدیریت داشتند و معتمد مردم بودند مجلس را تعیین کرد به همین خاطر است که شما میبینید که از بین حدود ۲۹۰ نماینده حتی ۷۵ نفر نیستند که از احمدی نژاد سوال کنند که چرا این اتفاقات میافتند.
وی با اشاره به اینکه در فضای فعلی هم اصلاح طلبان سکوت نکردهاند و در حال فعالیت هستند اما مجالی برای فعالیت گسترده ندارند و با محدودیت روبرو هستند، گفت: اگر در انتخابات مجلس نهم با ساز و کار مناسب در پیش باشد اصلاح طلبان هم در صورت رفع محدودیت ها چه به صورت گروهی و چه به صورت فردی در انتخابات شرکت خواهند کرد. اما در فضای فعلی نه اینکه اصلاح طلبان نخواهند فعالیت کنند بلکه مجال فعالیت از انان گرفته شده است .
وزیر کشور دولت اصلاحات در پایان تاکید کرد: اصلاح طلبان از سمتهای اجرایی برکنار و رسانههایشان هم توقیف شده است. احزابشان هم نمیتوانند فعالیت کنند در چنین فضایی قطعا به مجلس هم راه پیدا نمیکنند اما اگر بستر مناسبی باشد قطعا برای خدمت به مردم و فعالیت آمادگی دارند .
رییس کل دادگستری استان تهران اذعان کرد که بسیاری از بازداشت های خیابانی، به طور کور و تصادفی صورت می گیرد که آشکارا غیر قانونی است. او خاطرنشان کرد: هماکنون افراد را دستگیر میکنند، بعد از دستگیری کسانی که لغزیدند یا رهگذرند آزاد میشوند!
به گزارش ایسنا، سیدعلیرضا آوایی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره تعداد آمار افراد بازداشت شده در تجمع روز سهشنبه ۱۷ اسفند گفت: آمار دقیقی ندارم این سوال را باید از دادستان بپرسید.
وی در پاسخ به این سوال که آیا برنامهای برای برخورد با تجمعات غیرقانونی که در گوشه و کنار تهران انجام میشود دارید؟ گفت: این کار الان انجام میشود، هماکنون این افراد را دستگیر میکنند، بعد از دستگیری کسانی که لغزیدند یا رهگذرند آزاد میشوند تا افرادی که برنامهریزی شده باشند، مسبب باشند و بخواهند امنیت را بر هم بزنند قطعا دستگاه قضایی هم آنها را نگه میدارد و هم برخورد قانونی با آنها میکند.
این گفته ی رییس دادگستری در حالی بیان شده است که بر اساس قانون، بازداشت افراد فقط با ارائه ی حکم و وجود اتهام مشخص امکان پذیر است و در واقع رییس دادگستری استان تهران به شیوه ای اعتراف کرده که در بازداشت های فله ای معترضان پس از انتخابات به کار گرفته می شد.
سایت های مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری هک شدند.
به گزارش سایت آینده، محمد هاشمی در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص هک شدن سایت مجلس خبرگان و خبر کذبی مبنی بر فوت آیت الله هاشمی، گفت: از آنجا که مسئولیت دبیرخانه مجلس خبرگان با آیت الله یزدی است فرزند ایشان مجید یزدی مسئولیت سایت خبرگان رهبری را بر عهده دارد، با ایشان تماس گرفتیم، و وی به ما اعلام کرد که سایت هک شده است و ما در حال خارج کردن آن هستیم.
از دیگر سو، در ادامه اقدام مشکوک سایت دبیرخانه مجلس خبرگان، سایت مجمع تشخیص نیز هک شد.
در خبری که روی این سایت قرارگرفته مجددا از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی سخن به میان آمده و پیام تسلیتی به این منظور انتشار یافته است.
پلیس یمن علیه تظاهراتکنندگان که خواهان سرنگونی عبدالله صالح رئیس جمهور این کشور هستند به گلوله متوسل شد که در جریان آن یک شهروند یمنی کشته و بیش از ۸۰ نفر دیگر زخمی شدند.
به گزارش فارس به نقل از الجزیره، درگیریهای دیروز در یمن باعث کشته شدن یک شهروند یمنی و زخمی شدن بیش از ۸۰ نفر دیگر به وسیله گلولههای نیروهای امنیتی “علی عبدالله صالح ” رئیسجمهور این کشور شد.
نیروهای امنیتی برای متفرق کردن مردم که در میدان تغییر در شهر صنعا تجمع کرده بودند، از گاز اشکآور استفاده کردند، شرکت کنندگان در تظاهرات، سقوط رژیم کنونی لیبی به رهبری صالح را خواستار بودند.
با افزایش موج اعتراضات مردم علیه دولت این کشور بیش از ۱۳۰ دانشمند دانشگاه صنعا نیز به صفوف مخالفان پیوسته و خواستار سقوط دیکتاتور یمن شدند، در همین راستا صدها هزار نفر از مردم این کشور نیز تجمعات و اعتراضات خود علیه صالح را در شهرهای صنعا، إب، تعز ، عدن و سایر شهرها ادامه دادند و تاکید کردند که تا سقوط عبدالله صالح به این تظاهرات ادامه خواهند داد.
در شهر صنعا همچنین در جریان شورش زندانیان زندان مرکزی در این کشور و دخالت نیروهای ضد شورش برای آرام کردن آنها چهار نفر کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.
نیروهای امنیتی با حضور گسترده در شهر عدن واقع در جنوب یمن نیز سعی داشتند که مانع از تجمع مردم برای تشکیل تظاهرات ضددولتی شوند که البته در این امر ناکام ماندند.
این در حالی است که سازمان “یونیسف ” وابسته به سازمان ملل متحد که موضع مخالفی را در قبال انقلابهای یمن، بحرین و بسیاری دیگر از انقلاب های مردمی منطقه دارند، با تخریب چهره مردم انقلابی این کشور مدعی شد که آنها به مدارس یمن حمله کرده و گفتهاند که اگر افراد مدرسه به صفوف مخالفان دولت نپیوندند، مدارس را میبندند.
این در حالی است که این شایعات از سوی “محمد الصابری ” سخنگوی مخالفان یمنی به شدت تکذیب شده و وی در این زمینه گفته است که هیچ سندی در این زمینه وجود ندارد.
سایت آینده در داخل ایران فیلتر شده است.
به گزارش سایت آینده، از ساعت ۱۸ روز چهارشنبه این سایت در داخل ایران فیلتر شد.
پیمان عارف فعال دانشجویی و از اعضای جبهه ملی ایران که بیست و یکم بهمن ماه، با یورش ماموران امنیتی به منزل شخصیاش بازداشت شده بود و از وضعیت وی اطلاعی در دست نبود پس از گذشت سه هفته با همسر خود در زندان اوین ملاقات نمود.
به گزارش جرس، سمیرا جمشیدی همسرش با اظهار خوشحالی از این دیدار وضعیت روحی پیمان عارف را مناسب ذکر نموده و از وضعیت جسمی وی به علت مبتلا شدن این زندانی به بیماری عفونت دهان و دندان و عدم رسیدگی مسئولین زندان به وضعیت درمانی وی اظهار نگرانی نمود.
پیمان عارف هم اکنون در حال گذراندن حبس تعزیری یک ساله خود که حکم آن اوایل امسال به وی ابلاغ گردیده است می باشد.
شایان ذکر است که در اواخر بهمن ماه امسال سمیرا جمشیدی در اعتراض به نحوه بازداشت این فعال دانشجویی و عدم اطلاع از وضعیت وی نامهای سرگشاده به آیت الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوهٔ قضاییهٔ جمهوری اسلامی نگاشته و با گلایه از این موضوع در بخشی از این نامه تاکید نموده بود که “جناب قاضی، آیا گمان میبرید اگر مردم بخواهند تصمیمی بگیرند، خاموش بودن در حبس همسرم، پیمان و دهها دلاور چون او خللی در اراده مردم ایجاد خواهد کرد!؟
عبدالله ناصری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آزاد شد.
به گزارش کلمه، عبدالله ناصری، رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، در دوره ی اصلاحات و استاد دانشگاه، عصر امروز از زندان اوین آزاد شد.
وی که ۲۵ بهمن پس از حضور خیابانی مردم به دعوت رهبران جنبش سبز در منزل خود بازداشت شده بود با تبدیل قرار به وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
لازم به ذکر است که روز گذشته دو عضو یازداشتی اخیر سازمان مجاهدین انقلاب، احمد هاشمی و علی باقری آزاد شدند اما از آزادی مهدی تحققی هنوز خبری نیست.
ایرج افشار ایرانشناس برجسته کشور پس از طی یک دوره بیماری بعد از ظهر امروز چهارشنبه در بیمارستان جم تهران درگذشت.
شعبانی پرستار بخش آی سی یو این بیمارستان خبر درگذشت استاد ایرج افشار را تائید کرد و به خبرنگار مهر گفت: آقای افشار ساعت ۱۴:۳۰ امروز فوت کرد.
ایرج افشار پژوهشگر برجسته حوزه ایرانشناسی و مولف و مصحح آثار متعدد در این زمینه از پنجشنبه هفته گذشته و به دلیل نوعی بیماری خونی که به قلب و ریه او آسیب وارده کرده بود، به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان جم تهران منتقل و در آنجا بستری شد.
در شش روز گذشته حال او رو به بهبود بود اما از صبح امروز وضعیت جسمی او وخیم شد و تنفس او با دستگاه هم غیرممکن شد.
ایرج افشار محقق، ایرانشناس و کتابشناس در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۰۴ در تهران متولد شد. او فرزند دکتر محمود افشار بنیادگذار موقوفات دکتر محمود افشار یزدی و یکی از استادان مدرسهٔ دارالفنون است. اسکندرنامه، پرونده صالح، گاهشماری در ایران قدیم، ریاضالفردوس و جستارها درباره نسخه خطی از جمله نزدیک به ۳۰۰ عنوان کتاب منتشرشده او در زمینههای تصحیح، تألیف و ترجمه هستند.
وی در سال ۱۳۱۲ آموزش دبستانی را در دبستان زرتشتیان آغاز کرد. تحصیلات خود را در رشته حقوق به پایان رساند و دوره دکتری را نیز دیده است.
افشار پس از آن در مدرسه شاهپور تجریش و در دبیرستان فیروز بهرام تحصیلات متوسطه را پیگرفت و با اتمام این دروه در سال ۱۳۲۴ وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۸ تحصیلات خود را با گرایش قضایی به پایان برد.
افشار از ذخایر ادبی و علمی کشور شمرده میشود و در فن کتابشناسی و کتابداری بیمانند است.
وی زبان انگلیسی و فرانسه را خوب میداند. ده سال کتابدار دانشکده حقوق بود و سپس رئیس کتابخانه دانشسرای عالی شد. یک سال نیز ریاست کتابخانه ملی را بر عهده داشت و چهار سال هم رئیس اداره کل انتشارات دانشگاه بود.
افشار مدتی به عنوان کتابدار وارد کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و با کسب تجربیات این دوره مدتی ریاست کتابخانه ملی را به عهده گرفت.
مهندس سید احمد موسوی و مهندس حسن پور، دو تن از رزمندگان دوران دفاع مقدس و فعالان جنبش سبز در شیراز، دستگیر شدند.
به گزارش کلمه، سید احمد موسوی تاکامی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و فرماندار بوانات در دولت اصلاحات بوده که روز ۱۷ اسفند از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
در همین روز، مهندس حسن پور نیز با یورش نیروهای امنیتی به منزل خود، پس از تفتیش منزل دستگیر شد. کامپیوترهای شخصی این دو نفر نیز توقیف شده است.
تعداد زیادی از کارگران نساجی مازندران در مقابل فرمانداری قائمشهر تجمع نمودند .
به گزارش ایلنا در این تجمع اعتراض آمیز، کارگران نساجی مازندران با در دست داشتن پلاکارد و پارچه هایی خواستار عملی نمودن تعهدات صاحبان سرمایه نسبت به وعده ها وتعهدات مکتوب شده خود به کارگران شدند.
نساجی مازندران یکی از کارخانههای بزرگ نساجی در کشور به شمار میرود و به دلایل سوء مدیریت و مشکلات اقتصادی در طی ۲۰ سال گذشته دچار بحران شده است.
این تجمع در حالی شکل گرفته است که پیر فلک فرماندار قائمشهر در دیدار اعضای هیئت اجرایی خانه کارگر در هفته گذشته اظهار داشته بود: در هفته جاری با پرداخت دو ماه از حقوق کارگران این کارخانه، کاربی نظیری انجام میگیرد که درظرف یک ماه حقوق ۴ماه عقب افتاده کارگران پرداخت میشود .
وی ابراز امیدواری کرده بود که با تعامل کارگران با مسئولین وصاحبان سرمایه درآینده ای نزدیک کلیه معوقات کارگران پرداخت شود.
قابل ذکر است براساس مصوبه سفر نخست هیئت دولت به استان مازندران مقرر شد تا این واحد نساجی بازسازی و احیا شود.
بحرین نیز این روزها همچون برخی دیگر از کشورهاى منطقه، روزهای ناآرامی را میگذراند. مردم براى رسیدن به خواستههاى خود نزدیک به دو ماه است که در میدانهاى مختلف شهر منامه دست به تظاهرات زدهاند و خواستار آزادى و تغییر هستند. در این راه هم تا کنون هزینههاى بسیارى را پرداختهاند. در این میان پوشش رسانهاى تحولات بحرین کمرنگتر از انقلابهاى دیگر کشورهاى عربى است، به گونهاى که در طول روز کمتر شبکهاى را مىبینیم که اخبار بحرین را به خوبى پوشش دهد و به ما بگوید که در این کشور چه مىگذرد. دیپلماسى ایرانى در گفتوگو با جواد فیروز، نماینده پارلمان بحرین، آخرین تحولات این کشور را بررسی کرده است:
آقاى فیروز ممکن است ما را در جریان آخرین تحولات بحرین بگذارید و به ما بگویید که امور به کدام سمت پیش مىرود؟
به طور بسیار خلاصه باید بگویم که اپوزسیون و مردم و حامیانشان اصرار دارند که مطالباتشان عادلانه است و لازم است که موازنههاى سابق به نفع ملت تغییر کند. آنها بر این مطالبات همچنان اصرار دارند و آن را مطالبههایى برخواسته از بطن مردم مىدانند. امروز ما فعالیتهاى بسیار مجدانه مردم را در این زمینه شاهدیم. وضعیت همانند سابق است. ما به طور روزانه شاهد فعالیتهاى مختلفى در مناطق متعدد و مختلف کشور هستیم. تظاهرات گسترده و مردمى که همین امروز دو بار در مناطق مختلف کشور برگزار شد. کثرت جمعیت برادرانمان در میدان مروارید و میدان شهدا همچنان بالا و فعالیتهایشان نیز بسیار گسترده است. اکنون تلاشهایى براى وساطت بر اساس فکر ولیعهد با این هدف که گفتگوها از سر گرفته شوند، وجود دارد. اپوزسیون عموما با گفتگو موافقند و کلیات آن را پذیرفتهاند ولى مىخواهند مطمئن شوند که این مذاکرات، مذاکراتى جدى مبتنى بر اصول ملى است و فقط براى گذار از بحران نیست. این اپوزسیون را شش تشکل سیاسى تشکیل مىدهد که در راس آن تشکل یا جمعیت الوفاق است که تقاضاهاى سیاسى خود را براى حل وضعیت موجود از طریق نامه به حکومت و ولیعهد دادهاند. البته مردم تقاضاهاى دیگرى نیز دارند که آنها را دیگر چهرههاى سیاسى مستقل هدایت مىکنند که از جمله آنها مىتوان به ائتلاف ملى اشاره کرد که آنها نیز مطالبات خود را در همین چارچوب پیگیرى مىکنند و قرار است امروز در نامهاى این مطالبات را به اطلاع ولیعهد برسانند. طبیعتا موسسههاى جامعه مدنى مثل اتحادیه کارگران بحرین و دیگر موسسههاى غیر انتفاعى نیز در این فعالیتها مشارکت دارند و همین مطالبات را پیگیرى مىکنند.
آیا ممکن است به ما بگویید در حال حاضر مطالبات مردم بحرین چیست؟
همه بر این نکته توافق دارند که خروج از این بحران تنها از طریق توافق به یک نظام سیاسى مورد خواسته مردم امکانپذیر است. لازم است که این نظام سیاسى جدید از طریق منتخب مجلس تاسیس شود تا بتواند قانون اساسى جدیدى را تدارک ببیند. اکثر مردم قانون اساسى فعلى را قبول ندارند و اکثریت مردم بحرین معتقدند که این قانون اساسى، قانون اساسى مورد توافق ملت نیست و ممکن نیست که روابط خود را با حکومت از طریق این دستور بنا کنند. از این رو به زودى قانون اساسى کشور تغییر خواهد کرد. قانون اساسى که از طریق مجلس منتخب که به طور مستقیم توسط مردم بحرین انتخاب شده، تهیه مىشود. بدین ترتیب که مردم نمایندههاى خود را انتخاب کرده و به این مجلس مىفرستند تا این مجلس نماینده مستقیم همین مردم باشد، آنگاه از این طریق قانون اساسى جدید تدوین مىشود. از این به بعد در قانون اساسى قید خواهد شد که دولت باید منتخب مردم باشد. بر اساس آن مردم از طریق قانون اساسى برخى صلاحیتها را به طور مستقیم یا غیر مستقیم به دولت مىدهند. در حقیقت دولت قانونى فقط و فقط باید از طریق مجلس نمایندگان تشکیل شود. مجلس نمایندگان باید مجلسى منتخب بر اساس توزیع عادلانه دوایر انتخاباتى باشد و صلاحیتهایش باید کاملا قانونى، تحت مراقبت حقیقى و واقعى بدون مشارکت هر گونه شوراى موازى باشد. قضایاى تکمیلى دیگرى نیز وجود دارد که به زودى درباره آنها تصمیمگیرى خواهد شد از جمله این که باید حدود و صلاحیتهاى پادشاه و مفهوم پادشاهى صورى تعریف شود بدین ترتیب که برخى صلاحیتهاى او حفظ و برخى صلاحیتهاى دیگر صلب شود.
آیا مطالبهاى براى تغییر پادشاه یا امیر وجود دارد؟
بله برخى افراد هستند که شعار تغییر نظام را سر مىدهند. آنها آزادى دارند که هر چه مىخواهند بگویند. به اعتقاد آنها نظام فعلى در تمامى زمینههاى ایجاد رفاه، تساوى، عزت، کرامت و آزادى انتظارات را بر آورده نکرده از این رو خواهان تغییر نظام یا سرنگونى آن هستند. برخى دیگر نیز فکر تغییر پادشاه را مطرح کردهاند و مىگویند که ولیعهد به جاى او منصوب شود. با این حال تا بدین لحظه چنین طرحى از سوى نیروهاى سیاسى فعال در بحرین مطرح نشده است.
چه کسانى خواهان تغییر نظامند؟ منظورم این است که آیا حزب یا جریان خاصى وجود دارد که خواهان تغییر نظام باشد؟
نیروهاى مشهور در جمعیتهاى سیاسى در راس آنها الوفاق که یک جمعیت سیاسى فعال تحت نظارت قواى سیاسى کشور است و نماینده ملت بحرین در مجلس نمایندگان با ۱۷ کرسى در سال ۲۰۰۶ بوده و اکنون نیز ۱۸ کرسى از ۴۰ کرسى پارلمان را در اختیار دارد و دو سوم کرسىهاى شوراى شهر و استاندارىها را نیز تصاحب کرده و به همین دلیل قوىترین گروه پارلمانى و گروه اپوزسیون بحرین محسوب مىشود، به دنبال تغییر نظام نیست. نظر وفاق همان طور که گفتم در حدود اصلاح نظام و تبیین مفهوم پادشاهى مشروطه است. اما همان طور که گفتم جریانهاى سیاسى دیگرى هستند که در هیچ جا از قانون تجمعات ثبت نشدهاند و نام خاصى هم ندارند و تنها از طریق مردم راهکار سیاسى خود را پیش مىبرند. همچنین جوانان هستند که به جوانان ۱۴ فوریه مشهورند. آنها به رغم این که از طیفهاى مختلف تشکیل شدهاند برخیشان و نه همهشان ممکن است خواهان برکنارى پادشاه یا سرنگونى نظام باشند. اما در نهایت باز هم رویکرد آنها روشن نیست. اما همین شعارها را مىدهند که مىشنوید. از جمله آنها مىتوان نام حرکت حق، جریان وفاى اسلامى و جنبش احرار بحرین که خارج از کشورند را نام برد. آنها خودشان شعار تغییر نظام را رد کردهاند اما برنامههاى سیاسىشان را که مطابقت مىدهیم، مىبینیم که این شعار را بیان نمىکنند ولى به اجرا در آوردهاند.
برخى از جریانها و کشورهاى خارجى این اعتراضها و انقلاب را حرکتى طایفهاى دانستهاند. آیا شما این ادعاها را تایید مىکنید؟
این یک ادعاى بىاساس است. همان طور که زین العابدین بن على هم مىگفت که کشور به سوى جنگ داخلى یا بهتر بگویم جنگ دینى و لادینى متمایل خواهد شد و ادعا مىکرد که شورش کشور را فرا مىگیرد یا حسنى مبارک که مىگفت اگر بر سر کار نباشد جنگ طایفهاى میان گروههاى مختلف مسلمان پیش خواهد آمد یا این که اخوان المسلمین بر کشور مسلط خواهند شد. از همین رو الان هم حاکمیت و هم نظام مىخواهد که شهروندان، شوراى همکارى خلیج فارس و برخى قدرتهاى بینالمللى را از این طریق بترساند و این گونه القا کند که بحرین حالتى مذهبى دارد و اعطاى هر ضمانت از سوى حکومت به طرف دیگر جنگ طایفهاى به وجود مىآورد. چنین تحلیلى از اساس باطل است. اما با این حال آنها تلاش مىکنند که این حالت طایفهاى را از طریق رسانههاى رسمى القا کنند و بگویند که اگر نظام کوتاه بیاید برخى قومیتها مثلا سنىها حقوقشان را از دست مىدهند اگر مثلا شیعیان حکومت را در دست بگیرند. این ادعاها را به طور کامل و به خصوص جنبش وفاق کاملا رد کردهاند. ما خواهان دولت مدنى هستیم و دولت دینى یا شیعى نمىخواهیم و نمىخواهیم در این نظام سیاسى هیمنه و تسلط کامل از آن شیعیان باشد. ما مساوات بین شهروندان را مىخواهیم و خواهان احقاق حقوق همه شهروندان چه اقلیت و چه اکثریت هستیم.
فکر مىکنید تا چه اندازه انقلاب بحرین متاثر از انقلابهاى مصر و تونس باشد؟
در بحرین نیز همانند تونس و مصر حالتى از خفقان وجود داشت. دلیل آن هم این بود که چون به مطالبات اپوزسیون در طول این مدت پاسخ نداده بودند مجبور شدند که فضاى خفقان ایجاد کنند. مدتهاى مدیدى است که کانالهاى گفتگو میان دولت و اپوزسیون براى ایجاد دستاوردى جدید و حل مشکلات که اجازه ندهد اوضاع به وضعیت فعلى برسد، بسته شده است. اما فضاى عربى به سمتى پیش رفت که اپوزسیون و قدرت مردم همان طور که تونس و مصر و یمن به خواستههایشان رسیدند در این جا نیز فرصتى به وجود آید که اوضاع به سمت این انفجار کشیده شود.
نقش رسانههاى عربى را در پوشش تظاهرات مردمى و حمایت از آن چگونه ارزیابى مىکنید؟
طبعیتا انتظار مىرفت که رسانهها به طور روشن تحولات کشور را پوشش دهند. با تاسف بسیار باید بگویم که رسانهها به واسطه دستورالعملهاى خاصى که برایشان تعریف شده با پوشش خبرى خود به نوعى به جامعه سیاسى کشور ضربه مىزنند یا تلاش مىکنند که چیزى را پوشش ندهند. با تاسف بسیار باید بگویم که ما احساس مىکنیم که رسانههاى بینالمللى و عربى حمایتى از مردم نمىکنند و در پوششهاى خبرى خود جایى براى آن تعریف نکردهاند. بحرین حالت خاصى را دارد. این هم صحیح است که برخى شبکههاى تلویزیونى برنامههاى خاصى درباره بحرین دارند و تحرکات را به طور مستقیم پوشش مىدهند اما در حد و اندازه این حرکت ملى و بزرگى آن پوشش ندادهاند و به اعتقاد من کاملا کوتاهى کردهاند. کوتاهى رسانهاى در بعد بینالمللى و منطقهاى کاملا مشهود است. طبیعتا ممکن است برخى شبکهها بخواهند که نیات طایفهاى خود را اعمال کنند. اما در نهایت ما مىگوییم آن چه در همه اینها مشهود است حرکت ملى است که باید از طریق رسانهها پوشش داده شود.
فکر مىکنید که سقف انتظار تظاهرکنندگان و انقلابیون تا کجا باشد؟
ملت بحرین تحرکات خود را به صورت مسالمتآمیز و متمدنانه آغاز کرده است. این ملت تلاش کرد که روشهاى اعتراضى خود را با حفظ اعتراض مسالمتآمیز به روز کند. این حرکت تلاش دارد با حفظ مطالبات خود همچنان تا زمان احقاق آن به حرکت خود ادامه دهد. طبیعتا آنچه در دنیاى عربى مىگذرد با توجه به نفوذ و استمرارش مطالبات بینالمللى را نیز مد نظر دارد و تلاش مىکند به طور گستردهاى بحران را مهار کرده یا کاهش دهد. اما مسئله این است که اپوزسیون همچنان به حرکت خود ادامه مىدهد و مىگوید که به هیچ وجه کوتاه نمىآید. آنها براى خودشان سقفى را نیز مد نظر گرفتهاند، اگر به صورت ریشهاى مشکلات حل نشود ما شاهد بحرانهاى بیشترى در سالهاى آینده خواهیم بود. باید یک راه حل ریشهاى و همیشگى براى مهار بحران فعلى لحاظ شود. این بحران خود در حقیقت تکمیل کننده بحرانهاى گذشته است که سالهاى مدیدى است وجود دارد.
اگر مذاکرات به نتیجه نرسید و حکومتها توجهى به مطالبات نکردند، آنگاه اپوزسیون چه برنامهاى دارد؟
در آن صورت دیگر گفتگوها را ادامه نخواهیم داد و گفتگویى را نیز از سر نخواهیم گرفت. آن گاه به این نتیجه مىرسیم که گفتگوها شکست خورده است. ولى ما مطمئنیم که مىتوانیم در گفتگوها موفق شویم. ما ضمانتهایى داریم که گفتگوها موفقیتآمیز خواهند بود. به رغم این که تجربه تلخى داریم و در گذشته دیدهایم که گفتگوها غیرموفقیتآمیز بودهاند. در سالهاى گذشته هم در بحرانهاى مشابه به ما وعده مىدادند ولى بعدا همه را نقض مىکردند. از این رو این بار مىخواهیم بگوییم که مذاکرات را آغاز نمىکنیم تا زمانى که مطمئن شویم گفتگو بر اساس یک پروژه و نظام سیاسى کامل که به یک توافقات نهایى براى حل بحران ختم شود، انجام خواهد شد.
تاثیر عربستان سعودى را بر این بحران چگونه مىبینید؟
از لحاظ تاریخى روابط مستقیم و عمیقى میان بحرین و عربستان وجود داشته است. تصور مىکنم که عربستان هیمنه خود را بر بسیارى از سیاستهاى ما به خصوص سیاست خارجى مستولى کرده است. کما این که بخشى از سیاست داخلى ما نیز از عربستان متاثر است. اما این عامل بر اساس واقعیتهاى تازه سیاسى کشور قدرت و تاثیر خود را از دست داده و ارتباطى هم به سیاستهاى امریکا در منطقه ندارد.
عربستانىها از تحولات بحرین بسیار نگرانند. آیا فکر مىکنید که این نگرانى باعث شود که دست به یک خطاى بزرگ بزنند؟
در چنین ظرفیتها و در سایه دستاوردهاى فعلى و بر اساس آنچه در دنیاى عربى وجود دارد من هر گونه حرکت نسنجیده را از جانب عربستانىها بعید مىدانم. ممکن است عربستان در معادلات سیاسى بحرین از طریق تحریک قوه زور و فشار به ارتش دخالت کند که البته به طور کامل هم به این موضوع توجه دارد. اما اعتقاد دارم که اگر خداى نکرده چنین اتفاقى بیفتد آنگاه اتفاقى بسیار بد حتى بدتر از لیبى رخ خواهد داد. به گونهاى که بسیارى از قید و بندهاى سیاسى علیه دولت بحرین وضع خواهد شد. بحرین از سوى جامعه بینالمللى تحت فشار است. از این رو اعمال چنین سیاستى از هماکنون شکست خورده تلقى مىشود. امکان ندارد که از طریق تانک و گلوله و مسلسل و توپ حرکت مردمى را سرکوب کرد.
آیا فکر نمىکنید که موفقیت حرکت در بحرین بر عربستان سعودى تاثیر بگذارد؟
حرکتهاى مردمىاى که در جامعه عربى آغاز شده همگى به هم مرتبطند. حرکت مردمى لیبى در حال حاضر و قبل از آن، در تونس و مصر و همچنین وضعیت فعلى یمن همگى متاثر از یکدیگرند. از این رو عربستان هم از این وضعیت تاثیر خواهد گرفت. بنابر این اگر بنا باشد که به هر طریقى حرکتهاى مردمى در بحرین را سرکوب کنند، با حرکتهاى مردمى در یمن یا مصر مىخواهند چه کنند. از این رو ما به این نتیجه رسیدهایم که دموکراسى به زودى دست یافتنى مىشود اگر چه از لحاظ تاریخى و سنتى نیز در کشور وجود داشته است. ما معتقدیم دموکراسى سنتى الهى است که زمینههاى تحقق کامل آن در کشور وجود دارد. ما در حال حاضر از دیگر ملتهاى جهان مستثنى نیستیم. ما به دنبال نظامى عادلانه که حقوق انسانها آزادى و کرامت انسانها را به رسمیت بشناسد، هستیم. نشانههاى روشنى وجود دارد مبنى بر این که این مرحله به زودى مىرسد و فراموششدنى هم نیست.
امریکایىها بر این اعتقادند که بحرین از مهمترین متحدان آنها در منطقه و خلیج فارس است و یک پایگاه نظامى مهم در آن دارند. آنها اکنون از وضعیت پیش آمده در بحرین نگرانند. نظر شما درباره نقش آینده امریکا در تحولات کشورتان چیست؟
طبیعتا ایالات متحده مصالح خاص خود را در خلیج ]فارس[ دارد. ناوگان پنجم امریکا در بحرین است و پیمانهاى گسترده نظامى با بحرین دارد به گونهاى که جایگاه بریتانیا را در کشورمان گرفته است. طبیعى است که آنها در درجه نخست مصالح خود را پیگیرى کنند. گمان نمىکنم مصالح آنها به افراد یا حکومتهاى مشخصى محدود باشد. امریکایىها اگر لمس کنند که تغییر به ثبات و استقرار منتهى مىشود و مصالح آنها را تامین مىکند، طبیعى است که با این تغییر همراه شوند چرا که روشن است همراه شدن با وضعیت قبلى که دموکراسى را در بسیارى از کشورهاى منطقه مورد تهدید قرار مىدهد مسئلهاى داخلى است و باعث عدم استقرار منطقه مىشود. آنها در نهایت به این نتیجه مىرسند که تغییر بهتر و بیشتر به صلاحشان است. آنها به فکر توفقیات طولانى مدت و نه کوتاه مدتند. بر خلاف تصور حداقل در ظاهر آنها به دنبال اصلاحات ریشهاى در منطقه خلیج فارس و به خصوص بحرین هستند. از این رو در درجه نخست ممکن است به مرحله تغییر سازمانى فکر نکنند اما بر این باورم که در نهایت به دنبال تغییر و اصلاح سیاسى ریشهاى هستند. کما این که این نگرانى بزرگ نیز وجود دارد که مىخواهند همه حکومتهاى خلیج ]فارس[ را به طور کامل تغییر دهند. آنها از این نگراند که بدلی ایرانى یا شیعى کامل در منطقه بر سر کار آید که مصالح غرب را مورد تهدید قرار دهد. البته آنها فهمیدهاند که این ادعا ادعاى باطلى بیش نیست و مطالبات ملى اساس بناى نظامهاى جدید است، مردم خواهان دموکراسى و آزادى و مشارکت سیاسى هستند. از این دریچه من گمان نمىکنم که آنها نسبت به تغییر در منطقه اعتراضى داشته باشند و از مطالبات سیاسى مردم حمایت نکنند.
نقش ایران را در منطقه و در بحرین چگونه مىبینید؟ به خصوص این که اتهامهایى وجود دارد مبنى بر این که یک جریان سیاسى به طور مخفى به ایران سفر کرده اگر چه ایران این ادعا را تکذیب کرد؟
ما مىگوییم این حرکت یک حرکت ملى است که وابسته به هیچ جایى نیست و هیچ ارتباطى به هیچ مکانى خارج از جغرافیاى بحرین ندارد. این حرکت فقط و فقط مىخواهد استقلال میهن را از طریق توافقات محلى ایجاد کند. اما با تاسف بسیار باید بگویم که اکثریت اپوزسیون چون ترکیبى اکثرا شیعى دارند و مثلا حکومتها در ایران و عراق شیعى هستند، برخى مىخواهند از این وضعیت سوء استفاده کرده و چهره اپوزسیون را خدشهدار کنند. بله قطعا ایران مصالحى در منطقه دارد و از طریق رسانههاى خود از جنبش مردمى در بحرین حمایت مىکند. برخى به این بهانه مىگویند که ایران در امور داخلى بحرین دخالت مىکند. ما به هیچ وجه خواستار دخالت مستقیم نه ایران، نه عربستان و نه امریکایى نیستیم. بله، ما مىخواهیم به این مرحله برسیم که توجه همه جهتها را جلب کنیم و با همه ارتباط داشته باشیم تا آنها نیز نقشى فعال و موثر در بحرین داشته باشند و مطالبات مردم را بر آورده کنند اما نه رغبتى داریم و نه راضى هستیم که شاهد دخالت مستقیم در امور داخلىمان از سوى هر کشورى باشیم.
از حکومت ایران در این لحظات چه انتظارى دارید؟
ایران سیاستهاى ویژه خود را تعقیب مىکند. اما ما نه مىخواهیم و نه تایید مىکنیم و نه راضى هستیم که ایران به صورت مستقیم در امور داخلى بحرین دخالت کند و مثلا با برخى از جریانهاى اپوزسیون ارتباط برقرار کند. شاید از طریق روابط دیپلماتیک با دستگاه دیپلماتیک کشور بخواهد دیدگاههاى خود را درباره سیاستهاى کلى منطقه و اهمیت ثبات و تلاش براى اصلاح حقیقى منتقل کند که در نتیجه آن مىتواند وضعیت بحرین در خلیج ]فارس[ نیز بهبود یابد. شاید عدهاى که خواستههاى ملى دارند خودشان بودن ارتباط را مطرح مىکنند ولى خودشان هم آن را تکذیب مىکنند. ما مىگوییم چنین ادعاهایى به هیچ وجه صحیح نیست. کما این که مجددا تکرار مىکنیم و در تمامى لحن ادبیات و شیوه بیانمان نیز تاکید مىکنیم که ما نه حکومت دینى و نه حکومت شیعى مىخواهیم و نه به دنبال هلال شیعى که برخى مىگویند هستیم. ما فقط مىخواهیم حکومت مدنىاى تشکیل دهیم که به حقوق شهروندان احترام بگذارد و مبتنى بر موسسات قانونى شکل بگیرد، حکومتى که به همه از اقلیت و اکثریت احترام بگذارد. ما مىخواهیم حکومتى داشته باشیم که مبتنى بر مصالح کشور باشد تا بتواند در زمینههاى توسعه محیطى و بشرى سهم داشته باشد.
سید محمد خاتمی، در تماسی تلفنی با فرزندان میر حسین موسوی از حصر غیر قانونی مهندس موسوی و دکتر رهنورد ابراز تاسف و از خانواده موسوی دلجویی کرد.
به گزارش کلمه، سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان، در تماس تلفنی با دختران موسوی و رهنورد ضمن ابراز تاسف از اتفاقات اخیر و دعوت ایشان به صبر و پایداری اظهار داشت: با حصر غیر قانونی فرزند معنوی امام(ره) و همسر مبارز و عالم ایشان با اتهام های واهی هر روز ضربه ای جدید به انقلاب وارد می شود.
وی دراین تماس تلفنی با تاکید بر صداقت میرحسین و دلبستگی ایشان برای بازگشت به ارزشهای انقلاب، ابراز امیدواری کرد هر چه زودتر این مسائل حل شده و دوباره همه با هم برای رسیدن به اهداف خیرخواهانه ی خود برای میهمن عزیزمان ایران، تلاش کنیم.
علی اکبر اولیاء نماینده یزد و صدوق اظهار داشت: بودجه عمرانی در لایحه دولت چیزی حدود ۵۰% رشد نشان می دهد ولی متأسفانه این ارقام واقعی نیست و تحقق آن بعید به نظر می رسد.
این عضو کمیسیون عمران مجلس در گفت و گو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه در ارتباط با میزان افزایش بودجه سال ۹۰ در بخش عمران در اسفندماه سال جاری با کمتر از ۵۰% تحقق پرداخت ها کمتر از ۲۰۰۰۰میلیارد تومان است، افزود: به نظر نمیرسد اتفاق خاصی بیفتد تا این رقم درسال آینده مثلاً ۲ برابر یا بیشتر شود.
وی در ارتباط با تردیدهای موجود در مورد امکان جذب این حجم از اعتبارات عمرانی گفت: هر چند در سیستم اجرائی مشکلاتی وجود دارد ولی فعلاً مشکل اصلی مشکل جذب بودجه در دستگاه ها نیست و خیلی از وزارتخانه ها مثل نیرو، راه و …… بدهی بالایی به پیمانکاران خود دارند.
این عضو کمیسیون عمران مجلس یادآور شد: مشکل اولیه غیرواقعی دیده شدن ارقام لایحه و عدم تحقق درآمدهاست و کم شدن تخصیص اعتبارات و بعد از آن هم عدم پرداخت وجه از سوی خزانه است.
این عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس در پاسخ به سوالی درمورد این احتمال که بخشی از این افزایش بودجه بیش از آنکه برای افزایش حجم عملیات عمرانی در نظر گرفته شده باشد صرف افزایش هزینه های ناشی از افزایش قیمت حاملهای انرژی باشد گفت: متأسفانه لایحه بودجه خیلی شفاف نیست ادامه داد:به طور مشخص مبلغی که بعنوان یارانه به مردم پرداخت می شود خیلی بیشتر از ارقامی است که در قانون هدفمند کردن یارانه ها دیده شده بود و به نظر میرسد دولت از همیمن محلها این پرداخت ها را انجام میدهند. دولت با نوعی زیرکی مجوزی در بودجه میگیرد که کسری بودجه جاری خود را از ردیف طرحهای عمرانی و …..بپردازد . بنابراین اصلاً نباید به این رقم ها دل خوش کرد.
وی ادامه داد: در برنامه چهارم تلاش شده بود حجم تصدیهای دولت کم شود ولی علیرغم پارهای احکام صریح بعلت نبود نگاه سیستمی و تعارض با پارهای قوانین دائمی توفیق زیادی برای واگذاری تصدیهای عمرانی حاصل نشد و دولتهای نهم و دهم اساسا چنین اعتقادی نداشتند و عملاً حجم تصدی های دولت، بودجه دولت، بودجه شرکتهای دولتی و … افزایش یافت؛ البته هنوز هم در برنامه پنجم احکامی درخصوص فروش پروژههای نیمهتمام و … داریم . به نظر میرسد ارادهای برای حرکت در این مسیر وجود ندارد و به نظر نمیرسد اتفاق خاصی در این زمینه بیفتد.
این نماینده مجلس همچنین با اشاره به بودجه استان یزد نیز گفت:متأسفانه وضعیت بودجه استان یزد در بودجه دولت از وضعیت مناسبی برخوردار نیست و از قرار معلوم رتبه این استان در جدول استان ها باز هم کاهش یافته و به آخر جدول نزدیکتر شدهایم.
وی ادامه داد: در اعتبارات ملی هم در بخشهای مهمی مثل آب ما از سهم مورد انتظار فاصله زیادی داریم البته، چیزی حدود ۴۰درصد از بودجه عمرانی در ردیفهای متفرقه گنجانده شده که محل منازعات و چانهزدنهای بعدی است.
کلمه- آمنه کشاورز: دقیقا سی سال قبل. خانه ی پدری و پدربزرگ ها. بجز پدرم که اهل سیاست نبود و سرش به کار خودش گرم بود، باقی عموها در یکی از احزاب مخالف جمهوریِ اسلامی عضو شده بودند. هر بار هم که به خانه ی ما می آمدند و سخنی از آنها می شنیدم، ماجرای ظلم هایی بود کع به ما می کنند و حقی که از ما خورده شده است. فضای غالبِ خانه و طایفه و حتی محله همین بود. کلاً میانه ی خوبی با نظام نداشتند و از شما چه پنهان هر روز آرزو می کردند سقوط کند.
حتی یادم هست که یکی از همسایه ها رفته بود کمیته و گفته بود که ضد انقلاب به خانه ی ما، رفت و آمد دارد. پدرم را هم یکی دو هفته گرفتند.
در فضای آن خانه و آن محله، منِ هفت، هشت ساله، هیچ وقت جرات نکردم که از «او» بگویم. هیچ وقت جرات نداشتم نامش را ببرم و به عموهایم و دایی ها بگویم: «پاسداری» که من می شناسم با پاسداری که آنها می گویند یکی نیست. می ترسیدم. می ترسیدم چیزی بگویم و من یا «او»، شاید هم هر دو را قربانی خشونت کنند …
«او» که بود ؟
مدرسه نرفته، خواندن و نوشتن را بلد بودم و همه ی کتاب های برادرهای بزرگترم را خوانده بودم. همه یعنی چند جلد کتاب کهنه ی رنگ و رو رفته، با ورق های کاهی و اغلب ریخته و نیمه ناتمام.
از دبستان و کتابخانه ی دبستان، فقط سعدی را یادم می آید که لابه لای چند کتاب دیگر، روی تاقچه ی اتاق مدیر، خاک گرفته بود و مثلاً کتابخانه ی مدرسه آنجا بود. پدر یکی از هم کلاسی هایم دبیر بود و ضامن ام شد و کلیات سعدی را از ناظم مدرسه چند روزی به امانت گرفتم. ناظم که گویی به اکراه به این کار تن داده بود، چند بار تذکر داد که پاره اش نکنم و چندین بار هم یادآوری کرد که خواندن این کتاب برای من هنوز زود است و نصیحتم کرد که فهمیدنش برایم کار سختی است و مثلاً نوازشم کرد که این کتاب برای تو سنگین است و هزار سفارش که مبادا خط خطی اش کنم.
کلاس اول دبستان را با کلیات سعدی سر کردم. تعجب نکنید، تنها کتابخانه ی شهر تعطیل شده بود و کسی هم در شهر کوچک ما کتاب فروشی نمی کرد و اگر هم می کرد، کسی نمی خرید و اگر کسی هم می توانست بخرد، آن یک نفر من نبودم.
به دوم دبستان که رسیدم، با «او» دوست شدم. یادم نمی آید، از چه کسی اسمم را شنیده بود و کِی سراغم آمد و حتی فراموش کرده ام برای اولین بار او را کجا دیدم.
«او»، ماههای اول خودش برایم کتاب می آورد. هر چند روز یک بار و هر بار دو کتاب. یکی دو بار هم خلاصه ی کتاب هایی را که می خواندم، برایش می نوشتم. گاهی هم می خواست که خودم هم داستانی سر هم کنم و برایش بنویسم. از شما چه پنهان همان اندازه که خواندن برایم شیرین و راحت بود، نوشتن برایم سخت بود تلخ .
کتاب خواندن ام که بیشتر شد، یک روز دستم را گرفت و با خود به ساختمانی در همسایگی مدرسه برد. نام ساختمان هم به خوبی یادم نیست، چیزی شبیه ستاد یا روابط عمومی، شاید هم کمیته، تدارکات، ستاد مشترک ! واقعاً یادم نیست. آن روزها این کلمه ها را اصلاً نمی شناختم.
آن روز «او » در ِ یکی از اتاق های ستاد، را برویم باز کرد. انگار در بهشت را برایم باز کرده بودند. از روی بسته های خرما و پسته های خامی که بسته بندی شده بودند ، پریدم و خودم را به کتاب ها رساندم. یک عالمه کتاب و این برای من یعنی آخرِ دنیا. اولین کتابی را که دستم گرفتم شروع کردم خواندن. اصلاً فراموش کرده بودم کجا هستم و چرا آنجا آمده ام. حتی حضور «او» را هم فراموش کرده بودم .
نزدیک شدنش را نفهمیدم، اما گرمی نگاهش را روی صورتم احساس کردم و اغراق نیست اگر بگویم الان هم همان گرمی نگاه را احساس می کنم. – بعضی نگاهها هیچ وقت تمام نمی شوند.
مهربان تر از همیشه گفت: هر بار فقط دو کتاب. پسته هم دوست داشتی بشکن و بخور. ولی یادت باشد پسته ها و خرماها را باید بفرستیم جبهه …
روزها گذشت . حالا دیگر محرَم آن بهشت گم شده بودم. هر بار کلید آن اتاق جادویی را از«او» می گرفتم و سراغ کتاب ها می رفتم و مراسم خوردن کتاب و شکستن پسته تکرار می شد. یکی دو ماه بعد ، برادرم را هم به مراسم کتاب و پسته دعوت کردم، که او هم دست کمی از من نداشت …
یکی از همان روزها، چیزی شبیه نشریه برایم آورد که یکی از قصه هایم در آن چاپ شده بود- شاید هم چاپ کرده بود ـ . نشریه ای تک رنگ، با کیفیتی پایین و مثلاً جلدی سبز رنگ .
کلاس سوم که رفتم ، به خاطر چاپ آن قصه ، در مراسم بازگشایی مدرسه، توسط فرماندار – شایدم بخشدار- تشویق شدم و یک عدد «مداد پرچمی پاکن دار» جایزه گرفتم. آن روزها داشتن مداد پرچمی پاکن دارِ اصل ! برای من یک آرزو بود. سالها بعد در دانشگاه فهمیدم که آقای فرماندار هم آدم مشهوری شده است و هنوز هم فرهنگی است.
آخرین باری که «او» را دیدم، اجازه داد یک کتاب را برای همیشه برای خودم بردارم. همین اندازه یادم می آید که کتابی بود از محمود حکیمی، در قطع جیبی. موضوعش هم خاطرات یک پزشک در آفریقا بود. ما باید از آن شهر مرزی می رفتیم! و دیگر او را ندیدم. آن کتاب و دو جلد نشریه ای که برایم آورده بود در حین اسباب کشی گم شدند. از یاد آن « برادرِ پاسدار»، از کتاب هایی که برایم می آورد و از آنچه برایش می نوشتم، نام قصه ای را یادگاری دارم که چاپ شده بود؛ «آزادی».
این روزها که خاطره هایم از «او» جان گرفته اند، بارها و بارها به یاد نخستین کسی می افتم که میان آن همه محرومیت و خشونت و نفرین و نفرت به مراسمِ «شکستنِ پسته و خوردن کتاب» دعوتم کرد… آرزو می کنم که ای کاش «آن روزها» بزرگتر بودم. کاش می توانستم همه ی فامیل را جمع کنم و به میهمانی آن «پاسدار وطن» ببرم و از آنها بخواهم در کنار هم کتاب خواندنم را نگاه کنند. کاش می توانستم آنها را به گرمی نگاه «آن برادر پاسدار» دعوت کنم. کاش بزرگتر بودم و بزرگترها را با نگاه گرم اش آشتی می دادم .. کاش …
این روزها ، خاطره هایم جان گرفته اند و من دیگر آن دختر کوچک دبستانی نیستم و ترسی از خشونت برادر بزرگ هم ندارم . آرزو می کنم هم رزم های باکری کمی همت کنند و آن ها هم شهید « همت » را به یاد بیاورند.
غلامعلی رجایی در وبلاگ شخصی خود می نویسد:
این روزها خبرهای داغ خارجی مربوط است به خیزش و بیداری چند کشور اسلامی.
اخبار و تصاویری که از این جنبشهای مردمی در رسانه ها منتشرمی شود حاوی پرسشهای بسیاری است که هر کدام در خور تامل هستند .
درباره منشا و ماهیت این قیامها،حرف و حدیث و سخن و پرسش وابهام فراوان است:
- این قیامهای گسترده مردمی ، اسلامی است یا ملی ؟
- منشا داخلی دارند یا خارجی، یا ترکیبی از هردو هستند؟
- مردم با این قیامها به دنبال ایجاد رفرم یا اصلاح در نظام سیاسی کشورخود هستند یا به دنبال تغییرآن؟
- این قیامها از انقلاب اسلامی مردم ایران الگو گرفته اند یا ماهیت مستقل دارند ؟
- مردم در این قیامها بدنبال ایجاد حکومتهایی با محوریت دین هستند یا نه؟
- درصورتی که این قیامها به تغییر نظامهای سیاسی موجود در این کشورها منجر شوند رژیمها یی که بر سر کار می آیند ضد غربی – وبویژه امریکا – هستند یا نه ؟
- چرا این قیامها از تونس آغاز شد نه کشوری مانند مصر که سابقه انقلابی بیشتری از تونس دارد؟
- چرا مطالبات مردم این کشورها در این قیامها – مانند مطالبات مردم شیعه بحرین – تا حدودی متفاوت است؟
- این گونه قیامها چه غایت و سرانجامی خواهند داشت؟ ودهها پرسش دیگر
ازعجائب روزگار اینکه بعضی، درتحلیل این حرکتها ،ریشه ومنشا این قیامها که درمنشا مردمی واسلامی آنها جای کمترین تردیدی نیست را برنامه و سناریوی امریکا می دانند.
تحلیل اینگونه افراد،آدم را به یاد کسانی می اندازد که ماجرای تسخیر لانه جاسوسی امریکا که ماهیت صد درصد ضدامریکایی داشت را برنامه روسیه وبا تحریک آن می دانستند!
درسال گذشته سخنران همایش یک نهاد انقلابی که می گویند سرداری مشفق است!، روحانی محور این جریان انقلابی – موسوی خویینیها – که امام آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول می دانست را مامور کد دار سازمان مخوف ک . گ. ب روسیه معرفی کرد!
من دراین یادداشت کوتاه به دنبال پاسخ به این پرسشهای مهم نیستم.غرض من از این یادداشت اظهار تاسف نسبت به اوضاعی است که درجهان اسلام شاهد آن هستیم.
دیدن بعضی صحنه های کشتار مردم بخصوص درلیبی توسط معمر قذافی انسان را سخت به شگفتی وا می دارد.
وقتی این صحنه ها را می بینم به یاد جمله معروف امام در پاسخ شاه درباره قیام ۱۵ خرداد می افتم . وقتی شاه پس ازقیام مردمی ۱۵ خرداد در مصاحبه ای ضمن محکوم کردن قیام مردمی ۱۵ خرداد گفت، ۱۵ خرداد ننگ بود، امام پس از آزادی از زندان و حصر و بازگشت به قم در یک سخنرانی در پاسخ او فرمود: بله من هم می گویم ننگ بود ولی ننگ از این جهت که با پول این ملت اسلحه خریدند و با آنها به روی مردم شلیک کردند.رحمت ورضوان خدا بر او وآل اوباد.
چند روز پیش که با رفیقی شفیق درباره این موضوع صحبتی داشتم وقتی به اوگفتم یکی از تاسفهای من این است که درصحنه جغرافیای سیاسی جهان سالهاست فقط درکشورهای اسلامی جنگ وکشتار است و مسلمانها به خاک وخون غوطه ورند درحالی که در بعضی از کشورها ی اروپایی وغیر اروپایی -مانند سویس- سالها وقرنهاست که حتی یک گلوله از تفنگی شلیک نشده است جمله جالبی گفت .
این دوست عزیز می گفت اتفاقا چند سال پیش در سفری به سویس داشتم راهنمای ما که جاهای دیدنی پایتخت را به ما نشان می داد درتوضیحاتی که نسبت به بعضی محلها بیان می کرد تقریبا همین حرف شما را زد و گفت نزدیک به هشتصد سال است در سویس حتی یک گلوله شلیک نشده ومردم نمی دانند جنگ یعنی چه.
مراد من از طرح این مطلب صرفا یک مقایسه بود .
خدا کند این بشر چموش وسرکش وخودبین ، که فقط خود را می بیند دوباره به تعالیم پیامبران باز گردد و فرامین خدا را گردن نهد وسالهایی که به سرعت برق وباد می گذرند تا کاروان بشری وهستی را به منزل آخرتش برسانند را در کنار یکدیگر با آرامش وصفا ومهربانی بگذرانند.
من ریشه این قیام ها را قهرالهی می دانم که در مشت و خشم و فریاد مردم متجلی شده است و بزودی دامنه آتش آن بقیه مستبدین ومستکبرین را هم خواهد سوزاند.
سایت دیپلماسی ایرانی مقاله ای با قلم محمد فرازمند، سفیر سابق ایران در بحرین منتشر کرد:
در نخستین روزهای شکل گیری جنبشهای مردمی در جهان عرب در ژانویه ۲۰۱۱ تحلیلگران و ناظران امور منطقه شکل گیری اعتراضهای مردمی را در منطقه نفتخیز عربی خلیج فارس اندک میدانستند. اما این اعتراضها به سرعت به سواحل جنوبی خلیجفارس رسید.
نخستین کشور بحرین بود که مردم این کشور در حال سپری کردن سومین هفته از اعتراضهای مردمی به حکومت آل خلیفه هستند. مردم در بحرین خیابانهای این کشور را دراختیار گرفتند و بر سقوط حکومت و برپایی نظام مشروطه اصرار دارند. عمان و عربستان نیز شاهد جنبشهای اعتراضامیز بوده است.
اگرچه تحولات شمال افریقا بخصوص لیبی سرخط خبرها را به خود اختصاص داده اما شواهد حاکی از آن است که اوضاع عربستان بزرگترین تولید کننده نفت جهان نیز از چند جهت به لزره درامده است. در شرق این کشور شیعیان اعتراضهای عربی و مطالبات انباشته شده چندین ساله خودرا مطرح میسازند، لیبرالها و روشنفکران نیز از طریق رسانهها، صفحات اینترنتی و شبکههای اجتماعی مطالباتی را در جهت اصلاح ساختار سیاسی کشور مطرح میکنند.
سلفیها نیز با اعلام تشکیل یک حزب سیاسی مخالفتهای خود را نسبت به اوضاع سیاسی و اقتصادی عربستان مطرح میسازند. از درون خانواده حاکمه نیز خبرهایی از وجود اعتراض به روند جانشینی و ادامه فعالیت فرزندان سالخورده ملک عبدالعزیز به گوش میرسد.
نگاهی به صحنه سیاسی عربستان نشان میدهد که این کشور در شرایطی بحرانی بسر میبرد، مختصات این شرایط بالاجمال به شرح زیر است:
۱٫ رژیمهای عربی همپیمان عربستان همچون مصر و تونس سرنگون شدند و عربستان نگران قدرتگیری شیعیان در کشور همسایه خود یعنی بحرین است و سرایت اعتراضها به منطقه شرقیه این کشور میباشد.
۲٫ امریکاییها تحت فشارافکار عمومی جهان عرب دیگر قادر به حمایت بی قید و شرط از رژیمهای سنتی عربی نیستند و در تحولات اخیر نیز کمتر به نصایح دوستان و همپیمانان خود گوش دادند و بیشتر خواستار انجام اصلاحات در کل جهان عرب شدند.
۳٫ در جنوب عربستان مردم یمن نیز تا مرز سرنگونی علی عبدالله صالح پیش رفته و اعتراضها سراسر این کشور را فراگرفته است.
گرچه در کشور وسیع عربستان درخواستهای مردم در مناطق مختلف این کشور از تنوع برخوردار است ولی شاید بتوان گفت یک محور مشترک بین مطالبات مردم از شیعیان گرفته تا لیبرالها و سلفیها وجود دارد. این محور مشترک پایان دادپن به حاکمیت مطلقه فرزندان عبدالعزیز و برپایی حکومت مشروطه است.
همچنین وضعیت ال سعود و بیماری همزمان پادشاه و ولیعهد این کشور باعث شده که عربستان نتواند نقش فعالی در جهان عرب بازی کند، به نظر میرسد که باید منتظر گسترده شدن اعتراضها در عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس بود.
در حال حاضر حکومتهای منطقه با دادن امتیازات به مردم سعی در کنترل اعتراضها دارند ولی به نظر میرسد که مطالبات مردم فراتر از مسایل صرفا اقتصادی است.
آیت الله مکارمشیرازی، فحاشی را آسیبی برای نظام اسلامی دانست و گفت: این همه شهید دادهایم که جوی اسلامی در جامعه ایجاد کنیم، پس کاری نکنیم که این فضا از بین برود.
بهگزارش مرکز خبر حوزه، این مرجع تقلید صبح امروز در درس خارج خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به بروز برخی فحاشیها در جامعه، اظهار داشت: طرف مقابل ما هر کس که میخواهد باشد، ما در حکومت اسلامی هستیم و برادران و خواهران بویژه کسانی که خود را منتسب به حزبالله میدانند، باید خیلی مراقب زبان و قلم خود باشند.
وی حفظ زبان و قلم را نشانههای مومن ذکر کرد و گفت: اگر بخواهیم ایمان کسی را بسنجیم، باید ببینیم که زبان و قلمش قید و بند دارد یا نه.
این مرجع تقلید افزود: ممکن است در عرصه سیاسی اختلافاتی وجود داشته باشد، ولی این نباید باعث شود قلم و زبان ما از حساب خارج شود.
آیت الله مکارم همچنین اجرای قوانین اسلامی را ضامن وحدت جامعه معرفی و تصریح کردند: ما مسلمانان که به قیامت و حساب و کتاب اعتقاد داریم، باید مراقب گفتار خود باشیم.
او در بخش دیگری از سخنان خود، با ضروری دانستن وحدت بین مسلمانان، گفت: امروز در زمانی هستیم که دشمنان بیش از گذشته برای آسیبزدن به اسلام هم شیعه و هم سنی نقشه میکشند، در این شرایط مسلمانان برای مقابله با این دسیسههای باید وحدت خود را حفظ کنند.
این مرجع تقلید با اشاره به موج بیداری مسلمانان در برابر حکومتهای ظلم و دست نشانده غرب، اظهار داشت: اگر مسلمانان در این انقلابها وحدت و یکپارچگی نداشته باشند، دشمنی که همواره با برگزاری نشستها و اجلاسها به دنبال محقق ساختن اهداف خود است، وارد عمل میشود و انقلابی که به خاطر آن افراد زیادی قربانی شدهاند را مصادره میکند.
وی همچنین به روایتی از امام صادق(ع) اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: شیعیان در رفتار با خود و پیروان مذاهب دیگر باید امانت رعایت را کنند، اگر مطلبی در برابر حقوق، مال و … دیگران داشته باشند، شهادت بر حق دهند، حتی به عیادت آنها بروند و در تشییع جنازه آنان شرکت کنند.
در ادامه حذف و تسویه اساتید منتقد دولت، دکتر سید حسین سیفزاده استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، عصر روز دوشنبه ۱۶ اسفند ماه، با ابلاغ مستقیم حکم بازنشستگی اجباری از دانشگاه تهران اخراج گردید.
به گزارش جرس، اوایل هفته جاری مکاتباتی با این استاد در این خصوص از سوی حراست و همچنین ریاست دانشگاه تهران صورت گرفته بود ولی حکم قطعی این استاد در عصر روز دوشنبه به وی ابلاغ گردید.
بنا به اظهار برخی از دانشجویان مسئولین آموزش دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در خصوص این موضوع عنوان داشتهاند که دکتر سیفزاده بنا به صلاحدید مسئولین بازنشسته شده است.
بازنشستگی اجباری این استاد در حالی صورت میگیرد که بسیاری از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی در ترم جاری با وی واحدهای درسی متفاوتی را داشتهاند و با اعلام این خبر دانشجویان در بلاتکلیفی کاملی به سر میبرند.
سید حسین سیفزاده دارای مدرک دکتراى علوم سیاسى از دانشگاه سانتاباربارا کالیفرنیا و فوق دکتراى علوم سیاسى از دانشگاه هاروارد است. وی تا کنون ۲۲ کتاب تالیف و ۱۷۲ مقاله فارسی – انگلیسی به رشته تحریر در آورده که تعداد قابل توجهی از تالیفات وی نیز موفق به دریافت مجوز چاپ نگردیده است.
طی ماه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری و روی کار آمدن کامران دانشجو بعنوان وزیر علوم، موج اخراج و تسویه و بازنشستگی استادان و اعضای هیئت علمی که از دولت نهم شروع شده بود، شتاب فزاینده ای یافته است.
مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی عضو در بند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در نامه ای خطاب به دختران میر حسین موسوی و زهرا رهنورد، گفته است: هیچکس نمی داند کجا هستند و چه می کنند، اما باور دارم که حتی دستگیر کنندگان و مراقبین نیز که تنها انجام وظیفه نموده اند، در برابر عزت و بزرگ منشی مادری مهربان و پدری دلسوز، دچار عذاب وجدان شدید گشته و از بیم پاسخگویی در پیشگاه عادل مطلق، لحظه ای آرامش ندارند که اگر غیر از این بود جرأت کرده و رسمأ حصر و بازداشت ایشان را اعلام می نمودند و با برپائی دادگاهی علنی و احترام به شعور جمعی، از ادعاهای خود دفاع می کردند.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
به نام خدا
دختران عزیزم !
حدود سه هفته است میلیون ها انسان آزاده در نگرانی از سرنوشت عزیزانی به سر می برند که نه تنها مادر و پدر شما، بلکه بازماندگان و وارثان بحق خون پاک شهدایی هستند که ملت غیور ایران با امید به برقراری اسلام اصیل و انسانیت و عقلانیت، تقدیم انقلاب و دفاع مقدس کرده اند.
سه هفته است میلیون ها دل در کالبدهای مضطرب برای شما می طپد و خیل کثیری ذکر گویان و نذرکنان برای سلامتی زهرا رهنورد همیشه همراه و میر حسین موسوی دردآشنای مردم دعا می کنند.
هیچکس نمی داند کجا هستند و چه می کنند، اما باور دارم که حتی دستگیر کنندگان و مراقبین نیز که تنها انجام وظیفه نموده اند، در برابر عزت و بزرگ منشی مادری مهربان و پدری دلسوز، دچار عذاب وجدان شدید گشته و از بیم پاسخگویی در پیشگاه عادل مطلق، لحظه ای آرامش ندارند که اگر غیر از این بود جرأت کرده و رسمأ حصر و بازداشت ایشان را اعلام می نمودند و با برپائی دادگاهی علنی و احترام به شعور جمعی، از ادعاهای خود دفاع می کردند.
فرزندانم!
غمگین مباشید و بدانید آن مشیتی که این حوادث را رقم زد و نام موسوی و رهنورد را از لایه های غربت گرفتۀ تاریخ بیرون کشید، قطعأ سربلندی و افتخاری جاودانه را برایشان مقدر کرده است که تلاش های مذبوحانۀ عده ای تنگ نظر و از خدا بی خبر در جهت تخریب این خوبان، حاصلی جز سرافکندگی بیشتر و رسوائی عاملین نخواهد داشت.
دل قوی دارید دخترانم، که مادر و پدر شریفتان همانقدر که امروز آرام و مطمئن از پاکی خویش نزد خدا و مردم و تاریخ سربلندند، فردای قیامت نیز از روسفیدان خواهند بود و خدا نیز برای صبر عظیمتان پاداشی نیکو عطا خواهد کرد که این وعدۀ اوست :
” سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
سلام و تحیت بر شما باد که صبر پیشه کردید،
و بس نیک است سرانجام این سرای
(سوره ی رعد آیه ۲۴)”
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر