-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 03/09/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



درپی حوادث چند روز گذشته و افزایش فشارها بردانشجویان و تشدیدفضای امنیتی دانشگاها جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن محکوم کردن این رفتارها از مسئولین عالی رتبه دانشگاه خواستند تا در مقابل این رفتارها سکوت خود راشکسته و اقدامی لازم را انجام دهند.

آنان ضمن ارائه گزارشی از فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه ، نسبت به سیطره نیروهای اطلاعاتی امنیتی بر دانشگاه و ورود غیرقانونی این نیروها به صحن دانشگاه اعتراض کرده و خواهان توقف چنین روندهایی شده اند.

به گزارش تحول سبز،  جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن صدور بیانیه ای خواستار ایجاد فضایی مناسب برای ادامه تحصیل شان شده و یاد آور شده اند که، اجازه دهید فضای دانشگاه، فضای اندیشه ،گفتمان و نقد باشد که بی شک این فضا به سود منافع ملی خواهد بود.

دانشجویان دانشگاه تهران ضمن توصیف کردن فضای امنیتی دانشگاه خطاب به مسئولین دانشگاه گفته اند: این دانشگاه دیگر دانشگاه نیست. پیاده روی بازجویان وزارت اطلاعات و ماموران حراست است.دیگر اینجا مکان درس خواندن نیست. آقای دکتر فرهاد رهبر! آقای دکتر باقر لاریجانی ! دانشگاه ما را، به ما برگردانیدو در غیر این صورت ما را به اوین ببرید و از رنج تنفس در زندانی به نام دانشگاه رها کنید، بازجویان را ثبت نام کنید و آموزش دهید تا رفت وآمدشان به دانشگاه اینهمه بیهوده نباشد.

رنج ما از بیهودگی ماموریت این افراد و هدر شدن بیت المالی است که به عنوان حقوق برای این ماموریت ها در نظر گرفته می شود. وای به حال سرزمینی که برای کنترل یک دانشجوی ساده ، نیروی انسانی و هزینه مادی هدر می دهد درحالیکه مشکلات و معضلات زیادی گریبانگیر این ملک است که نیازمند صرف انرژی ،زمان و هزینه است.

صادر کنندگان این بیانیه ابتدا به تاریخچه ورود نیروهای نظامی امنیتی به داخل دانشگاه ها پرداخته که اوج آن را در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ ،۲۴ خرداد ۱۳۸۸ می توان مشاهده کرد.سپس این بیانیه این سوال کلیدی را مطرح می کند که چه کسی مسئول حفظ امنیت دانشگاه و دانشجویان است؟ چه کسی باید توهین و تعرض به حریم دانشگاه را پاسخ دهد؟ و با انتقاد از سکوت جامعه علمی کشور در قبال چنین برخوردهایی ادامه می دهد : در فاجعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، دانشجویان، مظلومانه محکوم و زندانی شدند و سرانجام پرونده کوی دانشگاه با محکومیت عروجعلی ببرزاده سرباز صفر به جرم دزدیدن ریش تراش خاتمه یافت.

هرگز مشخص نشد که چه کسی حرمت دانشجو و دانشگاه را به سرقت برد؟ هرگز مشخص نشد چه کسانی و با چه دستوری امنیت و آسایش دانشجویان را به سرقت بردند، زدند، شکنجه دادند، کشتند و زندانی کردند ؟ و این گونه بود که حمله به محل زندگی و استراحت دانشجویان نه تنها خاتمه نیافت که تبدیل به رسم و عادت خشونت طلبان شد.
متن بیانیه و تقاضای جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران از روسای دانشگاه و هیات علمی به شرح ذیل می باشد.

دانشگاه ما را ، به ما برگردانید

اساتید و جامعه علمی کشور ایستاد و تمامی این ظلم ها را بر پیکره دانش این کشور نظاره کرد و فریاد برنیاورد، به گوشه امنی خزید تا مبادا از هیات علمی و هزار عنوان و امکان دیگر باز ماند.و از آنجا که هر ملتی لایق همان چیزی است که دارد ، حادثه درابعادی وحشیانه تر تکرار شد.

در ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ، حمله به کوی دانشگاه و صحن دانشگاه تهران با چوب و چماق و میله و باتوم . و یکباردیگرهمگان نگریستند ، حتی رئیس دانشگاه تهران یک استعفای خشک و خالی نداد .یکبار دیگرجامعه علمی کشور ذلت پیشه کرد و از قدرت عظیم خود برای حراست از حریم علم و دانش و آگاهی بهره ای نجست. پس از یکسال و نیم ، پرونده کوی دانشگاه هنوز مورد بررسی قرار نگرفته ، حتی گزارش پرونده کوی دانشگاه هنوز در صحن علنی مجلس قرائت نشده است ، بسیاری از دانشجویان در طی این یکسال و نیم بازداشت و روانه زندان شده اند.

هرروز جای خالی یکی از همکلاسیهایمان رامی بینیم و تاسف می خوریم.برای بسیاری از دانشجویان احکام اخراج و تعلیق صادر شده ، ستاره دار شده اند و تحت فشار قرار گرفته اند. راه ما از سر کلاسهای درس به حراست ،کمیته انضباطی و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات منتهی شده و ما عادت کرده ایم به قفسی به نام دانشگاه.

از پس تمام این سکوت ها و تن دادن ها ،دانشگاه ، زندان ما شد. بازجوهای وزارت اطلاعات با ما به دانشگاه می آیند، در راهروهای دانشگاه آنها را می بینیم.مامورین حراست حتی در روزهای معمولی دانشجویان را تعقیب می کنندو بی دلیل دائما با دانشجویان تماس می گیرند.

و درآخرین گام خود در نیمه دوم بهمن ماه نیروهای اطلاعاتی امنیتی، همگام با نیروهای حراست ، وارد انجمن اسلامی دانشکده داروسازی شده ، بدون مجوز اقدام به تفتیش انجمن می نمایندو دو نفر از دانشجویان را دستگیر می کنند و با خود از دانشگاه می برندو بدون هیچ جرم اثبات شده ای دفتر انجمن را پلمب کرده و می روند. و یکبار دیگر نه تنها اساتید و روسای دانشکده ها و دانشگاه می ایستند و نظاره می کنند که حتی انجمن اسلامی کل دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ، هیچ گونه واکنشی به پلمب غیرقانونی دفتر خود نشان نمی دهد.

به کجا چنین شتابان؟

آیا کسی مصوبه مجلس ششم مبتنی بر ممنوعیت ورود نیروهای نظامی امنیتی به صحن دانشگاه را به یاد می آورد؟ آیا اساتید درک می کنند که دانشجویان دیگر در این دانشگاه امنیت روانی ندارند؟ آیا در همه جای دنیا برای تربیت دانشجو هزینه های کلان می کنند ،بودجه کشور را به او اختصاص می دهندو سپس زمانی که باید کارایی علمی داشته باشد او را به زندان می برند،تحقیر می کنند،می زنند،اخراج می کنند،تعلیق می کنند و… . از او می خواهند که نبین ،نشنو ، نفهم ، نیندیش . این چه پارادوکسی است؟

چه کسی می تواند به آینده چنین سرزمینی امیدوار باشد؟ چگونه می توان از فرار مغزها جلوگیری کرد؟ آیا آمار فزاینده فرار مغزها و مهاجرت نخبگان و فارغ التحصیلان دانشگاهها جای شگفتی دارد؟ چرا باید دانشجوی بهترین دانشگاه کشور در سرزمینی بماند که در آن هیچ گونه حرمت و ارزشی ندارد.

این دانشگاه دیگر دانشگاه نیست .پیاده روی بازجویان وزارت اطلاعات و ماموران حراست است.دیگر اینجا مکان درس خواندن نیست. آقای دکتر فرهاد رهبر! آقای دکتر باقر لاریجانی ! دانشگاه ما را، به ما برگردانیدو در غیر این صورت ما را به اوین ببرید و از رنج تنفس در زندانی به نام دانشگاه رها کنید، بازجویان را ثبت نام کنید و آموزش دهید تا رفت وآمدشان به دانشگاه اینهمه بیهوده نباشد.

رنج ما از بیهودگی ماموریت این افراد و هدر شدن بیت المالی است که به عنوان حقوق برای این ماموریت ها در نظر گرفته می شود. وای به حال سرزمینی که برای کنترل یک دانشجوی ساده ، نیروی انسانی و هزینه مادی هدر می دهد درحالیکه مشکلات و معضلات زیادی گریبانگیر این ملک است که نیازمند صرف انرژی ،زمان و هزینه است. .

وای به حال سرزمینی که از قدم و قلم و بیان یک دانشجو در دانشگاه در هراس و وحشت است! . ما جز فکر واندیشه و قلم و کاغذ هیچ نداریم،خداوند به قلم سوگند یاد کرده است ولی هرگز به جهل و خشونت سوگند نخورده است. ابزار جهل و خشونت را رها کنیدو به اندیشه و بیان و قلم روی آورید تا بازی ما برنده- برنده باشد .اندیشه را نمی توان ترساند ، اندیشه را با اندیشه پاسخ بگوئید وگرنه آرام و نرم در همه جا تکثیر خواهد شد، حتی در پشت دربهای زندان،…. جهل و خشونت دیر یا زود محکوم به شکست وتباهی است.

درنهایت خواسته اکثریت دانشجویان دانشگاه تهران از هر مرام و مکتبی این است که :
دانشگاه محل تحصیل و کسب علم ودانش ورشد سیاسی ، فرهنگی،اجتماعی،سیاسی، ورزشی و… دانشجویان است.طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی ورود نیروهای نظامی و امنیتی به صحن دانشگاه ممنوع است. حضور مداوم بازجویان وزارت اطلاعات و ماموران حراست در صحن دانشگاه و کنترل دانشجویان موجب سلب امنیت روانی لازم برای دانشجویان است. تماسها و احضارهای مکرر به حراست و کمیته انضباطی و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات ، فضای رعب و وحشت در دانشگاه ایجاد کرده است.

خواسته ما از روسای دانشگاه ، دکتر فرهاد رهبر و دکتر باقر لاریجانی، اساتید محترم و هیئت علمی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران این است که نسبت به این فضای نامناسب در دانشگاه واکنش نشان داده و مانع حضور و ورود نیروهای نظامی ،اطلاعاتی، امنیتی به صحن دانشگاه شوند. خواسته ما بسیار ساده و پیش پا افتاده است ،حریم دانشگاه را پاس دارید و امنیت روانی دانشجویان را تامین کنید و از دانشجویان خود حمایت نمائید.

بدون شک سکوت امروز شما می تواند متضمن برخوردهای شدیدتر و ضربات بیشتری به حیثیت جامعه علمی کشور باشد. از روسای دانشکده ها می خواهیم که حافظ امنیت محدوده دانشکده های خود باشند و از ورود غیرقانونی نیروهای اطلاعاتی امنیتی به صحن دانشکده ها جلوگیری نمایند. که این مسئله بیش از آن که توهین به دانشجویان باشد، توهین به مسئولین و روسای دانشگاه است که بدون اجازه هرکسی بتواند وارد حوزه مسئولیت ایشان شود و هر برخوردی با دانشجویان که ناموس دانشگاه اند نماید.

و در انتها به خشونت طلبان عرض می کنیم که اندیشه را با اندیشه می توان پاسخ گفت.اجازه دهید فضای دانشگاه، فضای اندیشه ،گفتمان و نقد باشد که بی شک این فضا به سود منافع ملی خواهد بود.


 


ندای سبز آزادی: احمد هاشمی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی عصر امروز از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش کلمه، احمد هاشمی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و مدیر کل بازرسی در وزارت کشور دولت اصلاحات عصر امروز با قرار کفالت آزاد شد.

وی چهارم ماه جاری به همراه عضو دیگر این سازمان، مهدی تحققی، بازداشته شده بود اما از سرنوشت مهدی تحققی خبری در دست نیست.


 


تلویزیون اینترنتی رسانه سبز امید (رســا)، با شیوه جدید در پخش، روی آنتن قرار گرفت.

به گزارش جرس، این شبکۀ جنبش سبز که چند روز پیش، از پخش برنامه بر روی ماهواره جدید خبر داده بود، اکنون با شیوه ای جدید در پخش، برنامه های مربوط به جنبش سبز و اخبار مرتبط را در اختیار علاقمندان قرار می دهد.

چندی پیش اعلام شده بود که با توجه به حجم بالای پارازیت بر روی ماهواره دابلیو تری ای و نیز پخش رادیویی رسا بر روی این ماهواره، این شبکه اقدام به پخش صدای رسا بر روی ماهواره دیگری کرده است.

گفتنی است فرکانس و مشخصات جدید این شبکه بدین شرح است:
Eurobird 3
at 33 deg east
12.733 GHz V
SR 22,000
FEC 3/4

لازم به یادآوری است شبکه رسا، ١۵ مرداد ١٣۸۹ روی خروجی وب قرار گرفت و تلویزیون ماهواره ای آن نیز، در نخستین دهه ماه رمضان آغاز به کار کرد.

این رسانۀ دیداری و شنیداری توسط گروهی از فعالان جنبش سبز، با هدف آنچه "تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران،آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ" و در جهت انعکاس مطالبات برحق ملت ایران" خوانده شده، راه اندازی شده و به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی ندارد.


 


ندای سبز آزادی: 15 ماه پیش که احمدی‌نژاد برای وزیر نیروی دولت برخاسته از کودتایش رأی اعتماد گرفت، نه او و نه وزیر فعلی نیرو و معاون پیشین قرارگاه‌های مختلف سپاه فکرش را هم نمی‌کردند که در فاصله‌ای به این کوتاهی وی به دلیل عدم انجام درست وظایف به استیضاح کشانده شود.
مجید نامجو، وزیر نیروی فعلی دولت احمدی‌نژاد برای رسیدن به این پست، امتحان خود را در سپاه پس داده بود. وی که خود را مهندس عمران خوانده است پیش از اینکه از سوی احمدی‌نژاد به عنوان وزیر نیرو معرفی شود مدت‌ها مدیر عامل یا مسوول قرارگاه‌های مهم سپاه پاسداران بوده است. در کارنامه‌اش عضویت در سپاه پاسداران در سمت‌های نظامی، مدیریت پروژه و ریاست کارگاه طرح‌های عمرانی قرارگاه سازندگی سپاه، مدیر عامل موسسه سازندگی ثارالله، معاون عمران قرارگاه سازندگی کربلا و معاون عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء بیش از دیگر سوابقش به چشم می‌خورد. و پیش از اینکه از مجلس برای وزارت نیرو رأی اعتماد بگیرد مدتی از سوی احمدی‌نژاد به عنوان سرپرست این وزارتخانه منصوب شد.
هرچند به نظر می‌رسد مجید نامجو بیشتر گزینه انتصابی از سوی سپاه برای وزارت نیرو بوده است نه از سوی کسی که خود را رئیس جمهور می‌خواند.

استیضاح
15 ماه از وزارت این عضو فعال و مسوول سپاه نگذشته بود که داد مجلسیان هم درآمد و با جمع‌آوری رأی لازم او را به استیضاح کشاندند.
احمدی‌نژاد در دفاع از او به مجلسیان گفت که چطور دل‌تان می‌آید این پسر خوب کابینه و دولت را استیضاح کنید و در آخرین جلسه نیز به نشانه اعتراض نسسبت به استیضاح وزیرش حاضر نشد.
عمده محورهای مورد بحث از سوی استیضاح‌کنندگان نسبت به این وزیر سپاهی "فقدان مدیریت و برنامه‌ریزی برای تصدی این وزارتخانه مهم، عدم رعایت عدالت و اقدامات تبعیض‌آمیز در مناطق مختلف، عدم اجرای تعهدات داده شده در گزارش برنامه خود در زمان رای اعتماد، طولانی شدن اجرای مصوبات دولت و تعهدات وزارت نیرو، فقدان برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی طرح‌های آبرسانی و تامین برق شهری و روستایی" بود.
هرچند وزیر نیرو در دفاع از عملکردش برخودکفایی کامل وزارت نیرو و نیز دفاع و حمایت از خصوصی‌سازی پای فشرد اما نمایندگان نیز با ارائه دلایل مختلف موجه بودن محورهای این استیضاح را اثبات کردند.
برخلاف ادعای وزیر نیرو که بر تلاش وزارتخانه تحت امرش برای خودکفایی هرچه بیشتر کشور و تقویت بخش خصوصی اصرار داشت به گفته نمایندگان استیضاح‌کننده وی بدهی‌های کلان وزارت نیرو زمینه ورشکستگی شرکت‌های خصوصی را فراهم کرده است.
در جلسه استیضاح وی این مسأله مطرح شد که به علت عدم پرداخت بدهی های کلان وزارت نیرو به شرکت های خصوصی زمینه ورشکستگی این شرکت ها و بیکاری چندین هزار کارگر و کارمند در کشور فراهم شده است.
به عنوان مثال به گفته یکی از نمایندگان استیضاح کننده، وزارت نیرو 300 میلیارد تومان به شرکت ایران تفرانسفور بدهکار است و این موضوع موجب شده است که این شرکت تا مرز ورشکستگی 4200 نفر از کارگران و کارمندانش برود.
نصیری در این جلسه از وزیر نیرو پرسید که اگر وزارت نیرو پول کافی برای پرداخت این بدهی را ندارد پس چطورمبالغ کلان چندین میلیون یورویی را برای خرید ترانسفور به کشورهای اوکراین، چین و هلند پرداخت می کند.
این نکته ازمواردی بود که مجید نامجو چیزی خلاف آن را ادعا کرده و از تلاش برای خودکفایی بیشتر و تکیه وزارت نیرو بر تولیدات داخلی گفته بود.

به گفته نمایندگان وزارت نیرو 63 میلیارد تومان برای خرید ترانس به برخی کشورها داده است حال آنکه محصولاتی که خریداری می کند نیز تست آنها اشکال دارد ودرحالی‌که ما در تولید محصولی به خودکفایی رسیده ایم باز هم از کشروهای خارجی خرید می‌کنیم.
همچنین عدم حمایت وزارت نیرو از صنایع و تولیدات داخل کشورو کمک به بخش خصوصی از دیگر موارد مورد بحث در استیضاح وزیر نیروی احمدی‌نژاد بود که به عقیده نمایندگان وزارت نیرو با اقدامات خود سبب شده که 2 هزار شرکت خصوصی در کشور دراثرعدم پرداخت بدهی های دولتی گرفتار بوده و کارگران‌شان نیز بیکار شوند.
به گفته نمایندگان استیضاح کننده انتظار این است که وزارت نیرو به صنایع کمک کند نه اینکه زمینه را برای بیکاری کارگران و گرفتار شدن شرکت ها فراهم کند.

واکنش رسانه سپاه
در این میان واکنش رجا نیوز، سایت وابسته به سپاه پاسداران نیز مورد توجه است. این سایت همزمان با علنی شدن طرح استیضاح مجید نامجو به انتقاد از نمایندگاه استیضاح‌کننده وی پرداخت و یادآور شد که همه این اقدامات برای کلنگ نزدن یک طرح از سوی وزارت نیرو در حوزه انتخابیه این نمایندگان بوده است.
این سایت نوشت:" در حالی که انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی در انتهای سال آینده در پیش استٰ به نظر می رسد و عده های خارج از عرف برخی نمایندگان مجلس که عمدتا هم در حوزه وزارت نیرو تعریف می شده است، گریبان یکی از پررای ترین وزرای دولت دهم را گرفته باشد. درحالی که پروژه هاي آب و برق درهمه جاي كشور گسترده شده است و به دليل تأثير مستقيم بر زندگي مردم موردتوجه است، طبيعي است برخی نمايندگان فعلي درصددند برآیند تا با ارائه بيلان كار خود، موفقيت شان در دوره آتي انتخابات مجلس را تضمين كنند. اما واقعیت تلخ ماجرا آنجاست که بنا بر کسب اطلاع خبرنگار رجانیوزٰ  برخي از نمايندگان امضاي طرح استيضاح را به دليل عدم كلنگ‌زني پروژه خاصي در حوزه انتخابيه و شرايط باز پس گيري امضا را كلنگ زني حتي به صورت صوري و نمايشي پروژه مذکورعنوان مي كنند و اين در حالي است كه در محورهاي استيضاح، كند شدن فرآيند اجرا وعملياتي شدن پروژه ها به عنوان ناكارآمدي وزارت نيرو عنوان شده است. "
درحالی که وزیر 48 ساله دولت کودتا بسیار زودتر از زمان پیش‌بینی شده به استیضاح کشانده شد به نظر می‌رسد حامیان وی در سپاه پاسداران از همان ابتدا در تلاش برای دفاع ازاو شدند. از سویی اگر تا چندی پیش سخن از دراختیار سپاه گذاشتن پروژه‌های اقتصادی کشور از سوی دولت بود اکنون مدت‌هاست که دولت هم می‌رود به طور کامل در اختیار و انحصار سپاه درآید و این نهاد نظامی- اقتصادی با انتصاب وزرای پیشنهادی خود در دولت کودتا، کوچکترین انتقاد از آنان را هم برنتابد.
 


 


ندای سبز آزادی: درحالی که کارشناسان اقتصادی مدت‌هاست نگران دورقمی شدن نرخ تورم در ایران هستند، دولت کودتا نه تنها آن را هیچ می‌پندارد بلکه افزایش آن را در سال آینده عادی و ناشی از انجام سیاست‌های زیربنایی دولت در حوزه اقتصاد عنوان می‌کند.
معاون بودجه معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي دولت کودتا به تازگی در یک گفت‌وگو اعلام کرده است که براي رونق توليد و ايجاد تقاضا در شرايط موجود با توجه به بودجه‌اي كه تهيه شده و در صورتي كه اين بودجه برابر مباني و مفروضات ارائه شده توسط مجلس تصويب شود، پيش‌بيني اين است كه در سال‌ آينده تورم حدود 13 و حداكثر 15 درصد باشد.
به ادعای وی هم‌اكنون تورم 11 درصد است و اين نرخ ممكن است در سال آينده با حداكثر 2 تا 4 درصد افزايش مواجه شود آن‎هم به خاطر ايجاد اشتغال، توجه به توليد و رونق بخشيدن به فضاي كسب و كار است.
ممبيني افزايش تورم را تحت اين شرايط طبيعي دانست و گفت:" در كنار اين ما رشد اقتصادي، كاهش نرخ بيكاري و كاهش ضريب جيني يا همان كاهش فاصله دهك‌هاي درآمدي را خواهيم داشت."
این درحالی‌ست که در چند ماه گذشته به دلیل اجرای طرح حذف یارانه‌ها کشور با رشد تورمی ناگهانی روبرو شد و از سویی پیش‌بینی می‌شود که در سال آینده نیز نه تنها در ایران رشد تورمی چند درصدی به طور طبیعی و به دلیل تحریم‌ها داشته باشیم بلکه اجرای طرح حذف یارانه‌ها نیز خود باری جداگانه بر این افزایش تورم باشد.
از سویی به گفته معاون بودجه در سال آینده با افزایش حقوق‌ها مواجه نخواهیم شد و حقوق و دستمزد کارمندان ثابت خواهد بود.
رحيم ممبيني اعلام کرده است که در سال آینده رشد 6 درصدی اعتبار وجود خواهد داشت که شامل بيش از 10 مورد هزينه‌هاي پرسنلي كاركنان دولت است.
وي با تأكيد بر اينكه رشد 6 درصدي اعتبار به معناي رشد 6 درصدي حقوق و مزاياي كاركنان دولت در سال آينده نيست، افزود:" اين يك كليت است و تنها يكي از اين 10 فعاليت حقوق و مزايا است."
جالب اینجاست که اکنون نرخ نفت در جهان به دلیل ناآرامی‎های لیبی افزایش بیسابقهای یافته است و به همین دلیل بشکههای نفت ایران هم بیش از گذشته و با قیمتی بالاتر به فروش میرود.
قيمت نفت به 116 دلار رسيده است و  بهاي نفت صادراتي ايران نيز در پي افزايش قابل توجه قيمت‌ها به حدود 112 دلار رسيده است كه نوعي ركوردشكني در 30 ماه قبل تلقي مي‌شود.
این موضوع  در پي احتمال كاهش دوباره ميزان صادرات نفت ليبي رخ داد و بهاي نفت به‌طور چشمگیری در بازارهاي جهاني افزايش يافت.
اکنون نیز پيش‌بيني‌ها حكايت از آن دارد كه ميزان صادرات نفت ليبي روندي كاهشي را طي روزهاي آتي طي كند. مهمترين دليل كاهش ميزان صادرات نفت تداوم تنش‌ها و تسلط مخالفان حكومت بر مناطق نفت‌خيز است.
برخي كارشناسان معتقدند تداوم تنش‌ها در ليبي و بروز درگيري‌ها در ديگر كشورهاي نفت‌خيز مي‌تواند بهاي هر بشكه نفت را به سرعت به حدود 250دلار نزديك كند. هر چند عربستان قول جبران كاهش عرضه نفت را داده است اما با اين حال به دليل آن كه ميزان توليد نفت سبك اين كشور در حد انتظار نيست‏ نمي‌تواند از رشد قيمت‌ها جلوگيري كند.
و دست‌اندركاران بازار معتقدند تا زماني كه بحران ليبي باقي است احتمال كاهش بهاي نفت به زير صد دلار وجود ندارد.
از سوي ديگر احتمال گسترش ناآرامي‌ها در عربستان خود بسياري از تحليلگران سياسي را نگران كرده و سبب شده است گزينه افزايش قابل توجه قيمت نفت قوي‌تر شود. اين در حالي است كه به دليل بحران اقتصاد جهاني، افزايش قيمت نفت مي‌تواند بهبود وضعيت اقتصادي را به تاخير بيندازد. و ایران با توجه به شرایط ویژه اقتصادی خود با مشکلات بسیاری در این زمینه روبروست.
اکنون که بیشتر کشورهای صنعتی نگران افزایش قیمت نفت هستند ایران بشکه‌های نفت خام خود را به قیمتی باورنکردنی می‌فروشد و با اینحال نمی‌تواند جلوی افزایش نرخ تورم را بگیرد و در بودجه‌ای که احمدی‌نژاد برای سال آینده به مجلس تحویل داده است چیزی از این درآمد کلان نفتی به جیب کارمندان و حقوق‌بگیران نمی‌رود. 


 


ندای سبز آزادی: معاون بهداشتي وزير بهداشت گفت:” در سال آينده براي هر ايراني پرونده سلامت اختصاص خواهد يافت كه تمام اطلاعات پزشكي وي در آن درج مي شود و در نظام ارجاع و پزشك خانواده كاربرد دارد.”
عليرضا مصداقي‌نيا اظهار داشت:” نظام شبكه مراقبت‌هاي اوليه بهداشتي در ايران توانست پيشرفت‌هاي قابل توجهي را ايجاد كند كه بر اساس شاخص‌ها آنچه پيش از شبكه داشتيم با وضع موجود اصلاً قابل مقايسه نيست.”
وي گفت:" در زمينه زير پوشش بردن جمعيت شهري كشورمان بحث پزشك خانواده و ارجاع را در دستور كار خود قرار داديم كه در حال حاضر 22 ميليون و 200 هزار نفر از جمعيت روستايي تاكنون تحت پوشش اين طرح قرار گرفته‌اند اما براي شهرها اين كار مشكل‌تر است.
مصداقي‌نيا يادآور شد:” جمعيت‌هاي شهرهاي زير 20 هزار نيز تحت پوشش اين طرح قرار دارند و در سال آينده وزارت بهداشت قرار است شهرهاي زير 100 هزار نفر را پوشش دهد.”
این گفته معاون وزیر بهداشت دولت احمدی‌نژاد درحالی‌ست که طرح پزشک خانواده از سال‌ها پیش در برنامه‌ریزی‌های دولت قبل وجود داشته است و یکی از اقدامات صورت‌گرفته برای تحقق آن پذیرش دانشجویان بیشتر در مقطع دکترای حرفه‌ای رشته پزشکی بوده است و نتیجه آن نیز افزایش تعداد پزشکان عمومی تازه فارغ‌التحصیل است که امکان اجرایی شدن طرح پزشک خانواده را فراهم می‌کند.
مصداقی نیا با اشاره به بهبود وضعیت بهداشتی کشور نیز گفته است:” اميد به زندگي در ايران قبل از ايجاد شبكه 55 سال بود اما در حال حاضر 73 سال است. همچنين مرگ مادران 200 در 100 هزار نفر بود كه در حال حاضر به 24 رسيده است.”
وی يادآور شد:” با تغيير وضعيت زندگي مردم و صنعتي شدن در حال حاضر وضعيت خوبي از نظر بيماريهاي غيرواگير نداريم و وزارت بهداشت بر همين اساس سالجاري مراقبت بيماريهاي غيرواگير مانند ديابت و فشار خون را در دستور كار خود قرار داده است.”
در همین‌حال و با وجود ادعای وزارت بهداشت دولت کودتا در زمینه افزایش وضع سلامت مردم یک متخخص تغذیه با بحرانی خواندن وضعیت تغذیه مردم از دولت خواسته‌است که یارانه‌های شیر را قطع نکند.
به گفته وی بيش از 90 درصد مردم به علت كم مصرف كردن شير كلسيم كافي مصرف نمي‌كنند و امروزه شاهد بروز پوكي استخوان در زنان زير 35 سال هستيم.
مرتضي صفوي با انتقاد از دولت برای عدم استفاده از کارشناسان در اتخاذ تصمیم‌ها گفت:" به دليل اينكه از حضور كارشناسان در برخي از مباحث اختصاصي مربوط به يارانه‌ها استفاده نمي‌شود دچار مشكلاتي مي‌شويم."
وي گفت:" بيش از 90 درصد مردم كشور شير يارانه‌اي دريافت نمي‌كنند و بالاي 90 درصد مردم جامعه كلسيم كم دريافت مي‌كنند و امروزه مشكلات پوكي استخوان در سنين پايين پيدا مي‌كند."
اين متخصص تغذيه ادامه داد:" امروزه پوكي استخوان را در سنين 35 سالگي نيز شاهد هستيم و در كودكان نيز كمبود كلسيم وجود دارد كودكاني كه كلسيم به ميزان كافي دريافت نمي كنند، كوتاه قد مي شوند."
وي گفت:" اگر بحث شير يارانه‌ حل نشود شاهد مشكلات بيشتري خواهيم بود و اختصاص يارانه به شير يكي از ضروريات است."
این تنها یکی از مواردی‌ست که در زمینه سوئ تغذیه ایرانیان وجود دارد.
به گفته یک متخصص تغذیه اکنون  30 ميليون ايراني در معرض مشكلات سلامتي مرتبط با رژيم هاي غذايي قرار دارند.
به گفته رئيس دانشكده تغذيه و رژيم شناسي ميزان بالاي نارسايي رشد كودكان، كمبود ريز مغذيها و ناامني غذايي خانوار در کشور نگران‌کننده است و اين مسئله موجب كاهش توانايي ذهني، كاهش طول عمر افراد، اضافه وزن و چاقي و بيماريهاي مزمن شده و همچنين موجب از دست رفتن كيفيت زندگي شده است.
به اعتقاد وی  در حال حاضر ظرفيت و توانايي طراحي و مديريت سياست‌هاي پيچيده كشوري در زمينه غذا و تغذيه در ايران بسيار محدود است كه از جمله عوامل محدود سازي مي توان به مهارت ناكافي در تهيه اطلاعات و تعيين عدم سوء تغذيه در كشور و نبود برنامه هاي تغذيه اي مناسب و موثر اشاره كرد.
براساس آمار سوء تغذیه انرژی پروتئین یا کمبود انرژی در بعضی از مناطق کشور ما مخصوصاً مناطق روستایی یا حاشیه نشین شهری تا ۵۰ درصد مردم ما را در بر می گیرد .
کمبود پروتئین در ۲۰ درصد و کمبود ویتامین A در مناطق خشک گرمسیری مثل خوزستان و هرمزگان وجود دارد .
کم خونی فقر آهن به طور گسترده ای وجود دارد به گونه ای که ۵۰ درصد زنان باردار از این مشکل رنج می برند .
همچنین کمبود ویتامین B2 به دلیل کم بودن مصرف لبنیات وجود دارد . کمبود ویتامین C نیز به طور فصلی وجود دارد .
از سویی مشکلات دارویی در ایران خود  به معظلی جدی تبدیل شده است. به گفته معاون غذا و داروي وزارت بهداشت  در حال حاضر مكمل‌هاي دارويي با قيمت بالا به بازار عرضه مي‌شود و اغلب بیماران با مشکلات بسیاری در تهیه دارو مواجه هستند که خود به تنهایی بر سلامت ایرانیان تأثیرگذار است.
به نظر می‌رسد گفته‌های معاون وزیر بهداشت دولت احمدی‌نژاد در مورد شرایطی‌ست که در واقع هیچ ربطی به اقدامات دولت ندارد و متأسفانه دولت تنها اقدامش بدتر کردن وضع بهداشت و سلامت مردم بوده است.


 


ندای سبز آزادی: مشکل سالن سینما در ایران، از سال‌های دور مطرح بوده، اما این مشکل با بی‌توجهی دولت احمدی‌نژاد بسیار بیشتر شده است. در بودجه سال آینده، 80 میلیارد تومان به سینما اختصاص پیدا کرده، اما اگر قرار باشد سالن ساخته شود با احتساب هزینه پنج میلیاردی برای ساخت هر سالن، فقط می‌توان 15 تا 20 سینما ساخت و این با 400 سالن که استاندارد مورد نیاز ایران است تفاوت عمده‌ای دارد.
محسن علی‌اکبری، تهیه‌کننده سینما، معتقد است اگر قرار باشد بودجه تعیین شده برای سینمای ایران به کارهای زیرساختی اختصاص پیدا کند علاوه بر اینکه همه خواسته‌های مورد نظر فراهم نمی‌شود، بودجه‌ای نیز برای سایر امور باقی نمی‌ماند، بنابراین باید از انجام دادن کارهای زیرساختی صرف‌نظر کرد.
کردستانی‌ها چهار سال است سینما نرفته‌اند
مردم استان کردستان در حالی چهار سال است که فیلم دیدن را پای پرده‌های سفید سینما تجربه نکرده‌اند که روند بازسازی و آغاز به‌کار سینما بهمن سنندج همچنان در میان وعده‌های دولت بر زمین مانده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، استان کردستان با 10 شهرستان و با جمیعتی بالغ بر یک میلیون 450 هزار نفر در حال حاضر سینما ندارد و مردم ساکن در این استان چهار سال است تنها دلخوشی آنها تماشای فیلم های روز کشور بر روی تلویزیون های LCD اند که البته به صورت قاچاق از مرزهای این منطقه وارد کشور می شوند.
سینما بهمن سنندج که از قدمتی قابل توجه برخوردار بود سال 86 و به همت حوزه هنری و با همکاری استاندار کردستان و برای تنها مدت شش ماه تعطیل و تحت عملیات مقاوم سازی و مرمت قرار گرفت ولی متاسفانه امروز علیرغم گذشت چهار سال هنوز این شش ماه به پایان نرسیده و با توجه به روند کنونی نباید امیدوار بود که تا چندین سال دیگر نیز این شش ماه به اتمام برسد.
در حالی که قدمت سینمای بهمن سنندج به بیش از 40 سال قبل باز می گردد و همواره در طول سالهای گذشته کار نمایش فیلم ها را یک تنه در کردستان بر عهده داشت اما از خرداد ماه سال 86 که عملیات مقاوم سازی آن آغاز شد تاکنون تنها داربست ها و کارهای عمرانی هر روز برای مردم سنندج و عابرین پیاده اکران رایگان می شود.
در ابتدا قرار بود سینما بهمن سنندج 6 ماهه بازسازی شود.
اما داستان تعطیلی سینماهای کردستان تنها به سینما بهمن سنندج خلاصه نمی شود، چرا که در طول سه سال اخیر تعداد محدود سینماهای شهرستان های استان که توسط بخش های خصوصی نیز اداره می شد تغییر کاربری داده و یا در جریان اجرای این کار هستند.
آخرین مورد تغییر کاربری سینماها در استان کردستان مربوط به شهر سقز است که به جای بنای سینما مجموعه ای تجاری ساخته شد و به نظر می رسد که این شیوه کاری همچنان در سایر شهرستانهای استان نیز آغاز شده است و برای استان فرهنگی کردستان این شرایط مناسب نیست.
از سوی دیگر یکی از قدیمی ترین سینماهای استان کردستان در شهرستان بانه نیز سالهاست تعطیل شده و ساختمان آن نیز در معرض تخریب جدی قرار گرفته است.
اما جالبتر این است که به رغم اینکه هر روز خبری از موفقیت های فیلم سازان کردستان در جشنواره های ملی و بین المللی به گوش می رسد اما همشهریان این افراد به دلیل نبود سینما از دیدن تولیدات هنرمندان دیار خود و سایر آثار هنرمندان کشور محرومند.
کمبود سالن سینما، معضل اصلی اکران
با این حال معضل کمبود سالن سینما فقط به کردستان نمی‌شود و حتا پایتخت نیز به آن مبتلاست. این معضل مخصوصن در نوروز و تابستان بیشتر به چشم می‌خورد.
همچنین دليل اصلي اكران پرازدحام سينما، كمبود سالن‌هاي سينما است و اين باعث مي‌شود، هر سياستي در رفع اين معضل كوتاه‌مدت و مقطعي باشد. به طريقي كه برخي از فيلم‌ها امكانات اكران را به دست مي‌آورند و برخي نيز فاقد اين امكانات هستند


 


ندای سبز آزادی - كاترين اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا سرکوب مخالفان و جامعۀ مدنی ایران را توسط جمهوری اسلامی شدیداً محکوم کرد و در عین حال خواستار آزادی فوری میرحسین موسوی و مهدی کروبی شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، مسئول سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا ضمن ابراز نگرانی از سرنوشت ناروشن دو نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشته است که هنوز معلوم نیست که این دو در حصر خانگی هستند یا توسط جمهوری اسلامی ایران به زندان افکنده شده اند.

کاترین آشتون در بیانیۀ شدیداللحن خود خواستار آزادی رفت و آمد و ابراز نظر مهدی کروبی و میرحسین موسوی شده و به جمهوری اسلامی ایران یاد آور شده است که مطابق پیمان های بین المللی ناظر بر حقوق مدنی و سیاسی افراد که به طور داوطلبانه به امضای حکومت تهران رسیده است حکومت ایران مکلف است که حقوق اساسی شهروندان این کشور را رعایت کرده و به رسمیت شناسد.


 


ندای سبز آزادی: سبزهای تبریز ۸ مارس را در فاصله ی چهار راه آبرسان و فلکه ی دانشگاه گرامی داشتند.

به گزارش ندای سبز آزادی، علی رغم این که وضعیت جوی شهر به دلیل بارش شدید باران متفاوت از روز های دیگر بود ، با این حال فعالین سیاسی، جوانان، دانشجویان و خصوصا فعالین جنبش زنان حضور چشمگیری در تجمع امروز داشتند.
نیروهای امنیتی که به نسبت هفته ی گذشته حضور بیشتری داشتند ضمن استقرار در فلکه ی دانشگاه چهار راه آبرسان عموما از تشکیل تجمعات جلوگیری می کردند ، و در برخی مواقع با تذکر خواستار ترک محل تجمع می شدند. در یکی از تجمع های پراکنده ی صورت گرفته ماموری از نیروهای لباس شخصی با خواهش و تمنا از معترضین می خواست به خاطر ریش سفید او نسبت به ترک محل تجمع اقدام نمایند.
همچنین در تجمع صورت گرفته در مقابل بازار نسیم و محل ستاد 88که به محل تجمع زنان تبدیل شده بود ماموران نیروی انتظامی به همراه همکاران زن خود به پراکنده کردن آنها اقدام کردند .
شایان ذکر است در تجمع صورت گرفته امروز ، گزارشی از برخورد فیزیکی و بازداشت گزارش نشده است


 


در حالی که امروز هشتم مارس روز جهانی زن بود و بر اساس فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید و گروه‌های مختلف سیاسی و مدافع حقوق زن، قرار به برگزاری تجمعات اعتراض و برابری طلبانه همراه با اعتراض به ادامه حصر و وضعیت نامعلوم میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان در ایران بود، بسیاری از زنان و دختران در تهران بازداشت شده‌اند.

به گزارش رهانا، غروب سه شنبه تعداد زیادی از دختران و زنان در حد فاصل خیابان اسکندری و خیابان نواب تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شده‌اند و این بازداشت‌ها نیز همراه با توهین و خشونت به زنان و دختران بوده و بازداشت شدگان به مینی‌بوس‌ها و ون‌های نیروهای انتظامی هدایت و سپس به بازداشتگاه منتقل شده‌اند.

همچنین در خیابان رودکی تهران یک اتوبوس مملو از زنان بازداشت شده به نقطه‌ای نامعلوم منتقل شده است. در این خیابان ماموران امنیتی و نظامی مردم را به بهانه بسته بودن راه به کوچه‌های فرعی هدایت کرده و سپس آن‌ها را بازداشت می‌کردند.

رهانا از سطح تهران از بازداشت‌های گسترده و فله‌ای گزارش داده و نوشته بود "در میدان ولی عصر تهران، غروب سه شنبه تعداد زیادی از شهروندان بازداشت شده‌اند که جمله بازداشت‌ها به صورت فله‌ای بوده است.

گفتنی است در پی فراخوان حامیان جنبش سبز برای بزرگداشت روز زن و تداوم اعتراضات، از بعد از ظهر سه شنبه هفدهم اسفند ماه، تهران مجددا چهره پادگانی نظامی با آرایش گستردۀ نیروهای امنیتی و انتظامی و گارد ضد شورش به خود گرفته بود و همزمان نیروهای لباس شخصی، به مانورهای پیاده و سواره در میادین و خیابانهای اصلی پایتخت دست زدند.

در همین رابطه منابع خبری جرس گزارش داده بودند که روز سه شنبه میدان ولیعصر، بلوار کشاورز، خیابان ولیعصر تا تقاطع چهارراه ولیعصر ـ خیابان انقلاب، در ساعات ابتدایی تظاهرات روز آرامتری را نسبت به گذشته پشت سر گذاشت. با نزدیک شدن به غروب در حدفاصل چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب و از آنجا تا تقاطع توحید در خیابان آزادی، جمعیت قابل توجهی در حال راهپیمایی آرام بودند.

این گزارش افزود "متاسفانه در ادامه‌ این مسیر تا میدان آزادی، بنا به شیوه‌ هفته‌های قبل، با هدایت شدن مردم به خیابان‌های فرعی از میزان تکثر جمعیت برخلاف گذشته، به شدت کاسته شد و یکی از دلایل آن، هجوم بی‌دلیل نیروهای امنیتی به سمت مردمی که در خیابانهای فرعی به سر می‌بردند، بود (در راهپیماییهای قبلی به معترضینی که در حاشیه‌ی خیابان و میادین اصلی بودند کمتر حمله یا مانع‌تراشی از ادامه‌ی مسیرشان می شد.)"

همچنین آمده است "این قبیل موارد مشابه، بسیاری از مردم را از ادامه‌ی راه کاملا منصرف کرده بود.(ناگفته نماند انتشار اخبار روزانه و ساعتی در مورد بازداشتها و شکنجه‌ها و سرنوشت دستگیرشدگان در اینترنت یا ماهواره، اثر سوء خودش را روی اذهان برخی از مردم گذارده و چنان فضای ارعاب عمومی ایجاد کرده بود که دیگر نیازی به تبلیغات رسانه رسمی حکومت نبود."

در ادامه گزارش فوق خاطرنشان گردید که "حضور پلیس زن به شدت چشمگیر بود، و حتا زنان چادری تظاهرکننده را نیز دستگیر می‌کردند و یا به دختران بد حجاب تذکر می‌دادند."

همچنین حضور "اطفال باتوم به دست" که هنوز به بلوغ جنسی نیز نرسیده‌اند، پررنگ‌تر از قبل بود و بخش زیادی از لشگر لباس شخصی ها را تشکیل می‌دادند.(در نتیجه حضور نیروهای رسمی کمرنگتر شده بود.)"

گفتنی است تعداد زنان و دختران شرکت‌کننده بی‌تردید بیش از مردان بود. حتا پیرزنانی با سن بالا که با نوه‌هایشان به سختی در حال راهپیمایی بودند و یا حضور بعضی از عزیزان معلول جسمی بسیار شورانگیز و قابل تقدیر بود.

منبع خبری جرس افزود : "از همه مهمتر موردی بود که امروز بار دیگر رخ داد و آن این بود که نیروهای حکومت به طرز واقعا حیرت انگیزی از تجمع متمرکز و حتا مسکوت چند صد نفری یا هزار نفری در نقطه‌ای معین از پیاده رو یا چهارراهها و یا حتا در اماکن غیر مهم، هم به شدت واهمه دارند و با داد و ارعاب سعی در جلوگیری از الحاق مردم به هم و ایجاد حتا هسته‌ای کوچک دارند."


 


کلیه فعالیت های انجمن اسلامی شریف تا برگزاری انتخابات توسط هیئت نظارت، متوقف شد.
به گزارش تحول سبز، براساس نامه ی امروز هیئت نظارت بر تشکل های دانشجویی دانشگاه شریف حکم توقف فعالیت های انجمن اسلامی ابلاغ شد و تمامی اتاق های انجمن نیز از اعضا گرفته شد.
 با دستگیری اعضای اصلی انجمن توسط نیروهای امنیتی و جوسازی علیه انجمن و غیرقانونی خواندن انجمن توسط نشریات وابسته به بسیج، این روند در نهایت توسط هیئت نظارت بر تشکل ها تکمیل شد.
قول برگزاری انتخابات توسط مسئولین دانشگاه به دانشجویان داده شده است اما نگرانی در چگونگی تأیید صلاحیت کاندیداها و روند انتخابات وجود دارد.
این روند در بسیاری از دانشگاه های دیگر نیز اتفاق افتاده و در نهایت منجر به تعطیلی انجمن ها گردیده است.


 


ندای سبز آزادی: علی باقری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، عصر امروز آزاد شد.

به گزارش کلمه، علی باقری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب و مدیر کل سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات، که ۲۵ بهمن پس از احضار به وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، عصر امروز با وثیقه پنجاه میلیون تومانی آزاد شد.


 


مدیر عامل خبرگزاری دانشجویان روز 16 اسفند ماه از سمت مدیریت خبرگزاری ایسنا استعفا داد.

به گزارش پانا، اخبار رسیده حاكی از آن است كه "علی متقیان" استعفای خود را به "محمدحسین یادگاری" رییس جهاد دانشگاهی تقدیم كرد و وی نیز با استعفای او موافقت كرده است.

در همین حال افرادی همچون "كریمی" دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری فارس و "قبادی" به عنوان گزینه‌های اصلی برای تصدی پست ریاست خبرگزاری ایسنا مطرح شده‌اند ولی بر اساس آخرین اخبار كسب شده توسط خبرنگار پانا، "ساسان والی‌زاده" به احتمال زیاد مسئولیت خبرگزاری ایسنا را بر عهده خواهد گرفت.


 


دادستان عمومی و انقلاب تهران با اطلاق مجدد لفظ "فتنه" برای جنبش سبز، مدعی شد "جریان فتنه به جریان ضد انقلاب تبدیل شده و معلوم شده اینها به فاز براندازی وارد شده‌اند."

وی ادامه داد: انقلاب ما یك انقلاب اسلامی است و جوانان انقلابی ما اجازه نخواهند داد كه پای آمریكا و هیچ كشور دیگری به كشور ما باز شود، اینجا مصر نیست كه با چهار سر و صدا تكان بخورد.

به گزارش فارس، عباس جعفری دولت‌آبادی عصر سه شنبه ۱٧ اسفند ماه، در مراسم تودیع و معارفه سرپرست جدید و قدیم دادسرای ناحیه دو تهران، با اشاره به این مطلب كه مدیریت پرونده‌های مهم در مراجع قضایی باید در دست اقدام قرار بگیرد گفت: خطاب من به همه افراد این است كه یكی از كارهای اساسی آنها مدیریت پرونده‌‌های مهم باشد.
وی با اشاره به این مطلب كه من می دانم در یك دادسرا روزانه صد پرونده وارد می‌شود كه می‌شود ماهی دو هزار پرونده و رسیدگی به تمام آنها كاری مشكل است .

جریان فتنه مشكل اصلی‌اش با ولایت فقیه است
دادستان تهران در سخنان خود با اطلاق مجدد لفظ "فتنه" برای جنبش سبز، گفت "بعد از یكسال آرامش جریان فتنه در ٢۵ بهمن تصمیم به خودنمایی گرفت و این تصمیم نیازمند تحلیل است.

وی بدون اشاره به تضییع حقوق مردم در جریان انتخابات و همچنین سرکوب خونین اعتراضاتِ آنان مدعی شد: جریان فتنه خودش را تا روز عاشورا پشت تقلب و ادعای دروغین تقلب پنهان كرد و مدعی بود در آرای مردم دست برده شده است اما این نقاب دروغین در عاشورا از بین رفت و پرده رسوایی آنها از بام به زمین افتاد.

وی ادامه داد: همگان فهمیدند اینها مشكلشان انتخابات و جمهوریت نیست بلكه مشكل اصلی‌شان با ولایت فقیه است و نمی‌خواهند ولایت فقیه باشد و به این ترتیب ادعای تقلب رنگ باخت و آنها شكست سنگینی خوردند و پس از آن حادثه نهم دی و ٢٢ بهمن با حضور پرشور مردم رقم خورد.

جعفری دولت‌آبادی با بیان اینكه "بعد از عاشورا در سال ٨٨ تا روز ٢۵ بهمن امسال جریان فتنه به زعم ما زمین‌گیر شد"، گفت: ٢۵ بهمن رسوایی دیگری برای آنها بود زیرا آنها صف خود را از حضور گسترده مردم در روز ٢٢ بهمن جدا كردند و ملت ما در ٢٢ بهمن ثابت كرد به آرمان‌ها وفادار است اما فتنه ٢۵ بهمن عده‌ اندكی را به صحنه كشاند.

وی مدعی شد: جریان فتنه به جریان ضد انقلاب تبدیل شده و معلوم شد اینها به فاز براندازی وارد شده‌اند. جریان غرب بی‌پرده به موضوع ورود پیدا كرده و آشكارا از جریان فتنه حمایت می‌كند و بدین ترتیب نشان داده شد عقبه این ماجرا به غربی‌ها می‌رسد.

وی بدون اشاره به جو پادگانی و سرکوب در کشور گفت: آنها فكر می‌كردند با مشغول سازی نظام ما خسته می‌شویم و با تبدیل كردن این شورش‌ها به صورت هفتگی سعی داشتند ما را از مسائل كلی غافل كنند و همچنین هزینه‌هایی را در بحث حقوق بشر به ما تحمیل كنند اما هیچكدام اینها محقق نشد و آنها در روز اول اسفند و دهم اسفند نیز شكست خوردند.

دادستان تهران به بیداری اسلامی كشورهای منطقه اشاره كرد و اظهار عقیده کرد: آمریكایی‌ها بر این باورند كه تحولات منطقه حول كشور ایران شكل می‌گیرد و به همین دلیل سعی دارند تا كشور ما را ملتهب كنند تا به این ترتیب تحولات منطقه شكل نگیرد اما یقین داشته باشید كه مردم ما نمی‌گذارند چنین اتفاقاتی رخ دهد.

جعفری دولت‌ابادی همچنین با ادعای اینكه امروز فتنه با غرب گره خورده است و مدیریت فتنه به آن سوی مرزها منتقل شده است، گفت: به مردم عزیز می‌گویم اگر قرار بود فتنه موفقیتی داشته باشد همان زمان بعد از انتخابات كه ادعای دروغین تقلب را مطرح كردند پیروز می‌شدند.

وی با بیان اینکه كه امروز آنها آن قدر مشكل دارند كه نخواهند توانست علیه ما كاری انجام دهند، گفت: البته مسئولان ما نیز باید هوشیار باشند زیرا فتنه قصد دارد با كشته‌سازی به نظام لطمه وارد كند.

وی با بیان این مطلب كه من به خانواده‌ها توصیه می‌كنم كه مراقب رفتار فرزندان خود باشند زیرا امروز دیگر كسی نمی‌تواند بگوید ما به ماهیت جریان فتنه پی نبرده بودیم، گفت: البته به دستگاه‌های نظامی و انتظامی نیز توصیه می‌كنم به محض دستگیری افراد در اینگونه حوادث موضوع را به خانواده دستگیرشدگان اعلام كنند تا بدین ترتیب هزینه‌ای به ما تحمیل نشود.

وی ادامه داد: انقلاب ما یك انقلاب اسلامی است و جوانان انقلابی ما اجازه نخواهند داد كه پای آمریكا و هیچ كشور دیگری به كشور ما باز شود، اینجا مصر نیست كه با چهار سر و صدا تكان بخورد.


 



 


ندای سبز آزادی: در پي انتشار خبري توسط سايت كلمه مبني بر “میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در بازداشت خانگی هستند” ؛ سحام نیوز در گفتگو با یکی از اعضای خانواده کروبی، آخرین وضعیت مهدی و فاطمه کروبی را جویا شد. اين عضو خانواده مهدي كروبي به ما گفت” متاسفانه تا اين لحظه هيچ اطلاعي از وضعيت مهدي كروبي و فاطمه كروبي نداريم و بنا به شواهد قوي معتقديم ايشان در منزل نبوده و به مكان نامعلومي منتقل شده اند.”

اين عضو خانواده كروبي در ادامه افزود: تا زماني كه به صورت حضوري با پدر و مادر در منزل ديدار نداشته باشيم، هرگونه خبر مبني بر حصر خانگي ايشان و مواردي از اين دست را تكذيب مي كنيم.

لازم به توضيح است كه هنوز از سرنوشت سومين عضو خانواده كروبي، يعني علي كروبي كه در بازداشت به سر مي برد نيز خبري در دست نمي باشد.


 


پس از سه هفته ابهام و تناقض در گفتار مسوولین  عالیرتبه و  نپذیرفتن مسوولیت قطع ارتباط موسوی و کروبی توسط  متصدیان امور، تحقیق و بررسی کلمه مشخص کرد آقای موسوی و خانم رهنورد در بازداشت خانگی به سر می برند.

کلمه گزارش داد، در روزهای گذشته با توجه به  انکار و ابهام  مسوولین در اطلاع رسانی، با پیگیری زیاد،  خبری به کلمه مبنی بر انتقال موسوی و رهنورد به  پادگان حشمتیه  رسیدکه بر  مبنای آن و نیز به دلیل برخی اخبار نگران کننده دیگر اقدام به اطلاع رسانی صورت گرفت. بدیهی است تناقض گویی، پرده پوشی و ابهام در گفتار مسوولان در مورد وضعیت این عزیزان نیز به اخبار نگران کننده دامن می زد، وضعیتی  ابهام الودی که هم اکنون نیز از سوی مسوولان ادامه دارد. عدم شفافیت و صداقت مسوولان در این زمینه  و عدم اطلاع رسانی  امکان دریافت خبر دقیق و  قطعی را تا کنون با مشکلات جدی مواجه کرده است.

اما با  ادامه تحقیقات کلمه در روزهای اخیر  مشخص شد خانم رهنورد و آقای موسوی  تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی  به سر می برند که  بدینوسیله خبر انتقال و از منزل به  بازداشتگاه تصحیح و از  مخاطبان محترم عذر خواهی می شود.

لازم به ذکر است  وضعیت نگهداری ایشان در منزل، با توجه به قطع کامل ارتباطات با دنیای خارج و سلب اختیار تردد از ایشان، چیزی فراتر از حصر به معنای ممنوعیت  تردد و خروج از منزل است  و در واقع نوعی بازداشت خانگی است که تاکنون هیچ مرجع قانونی حاضر به موضع گیری و پذیرش مسئولیت رسمی این عمل غیر اخلاقی و غیر حقوقی نشده است.

وبسایت کلمه اعلام کرده است در صورت  هر گونه اطلاع از وضعیت آقایان موسوی و کروبی مخاطبان  را در جریان قرار خواهد داد.


 


ندای سبز آزادی: نشست تحلیلی پیرامون وقایع پس از بیست و پنجم بهمن ماه در ایران با حضور دکتر اردشیر امیرارجمند، دکتر شیرین عبادی، دکتر محسن کدیور، آقای مجتبی واحدی و آقای مسعود بهنود روز یکشنبه سیزدهم مارس مطابق با بیست و دوم اسفند ماه سال جاری در لندن برگزار خواهد شد.

به گزارش ندای سبز آزادی این برنامه از ساعت ۱۴ الی ۱۸ بعدازظهر روز یکشنبه سیزدهم مارس در آمفی تئاتر کیلی دانشگاه وست مینیستر برگزار می شود. سخنرانان در این برنامه به بررسی آنچه پس از بیست و پنجم بهمن در ایران به وقوع پیوست و به طور خاص به جریان بازداشت رهبران جنبش و بررسی وضعیت فعلی آنان خواهند پرداخت و به سوالات حضار در این باره پاسخ خواهند داد. این برنامه از سوی پویشگران راه سبز امید لندن تدارک دیده شده است. آدرس دقیق مکان برگزاری را می توانید در پوستر زیر مشاهده کنید‬.

ps_z_byst_w_pnj_bhmn_nshst_thlyly_pyrmwn_bzdsht_rhbrn_jnbsh_w_wqy_khyr.jpg


 


ندای سبز آزادی: حضور نيروهاي امنيتي خصوصا دختران وزنان بسيجي چهره شهر تهران را بار ديگر امنيتي ساخته است
به گزارش خبرنگارنداي سبز آزادي، عصر امروز همزمان با روز جهاني زن واعلام حضور زنان در خيابانهاي تهران به جهت اعتراض به شرايط حاكم بر كشور و حمايت از زندانيان سياسي خصوصا زنان  مامورين امنيتي حضوري گسترده در خيابانها و ميادين تهران را به نمايش گذاشته اند
گفتنيست، آنچه در بين اين نيروها جلب توجه ميكند حضور زنان و دختران بسيجي و انتظامي هست كه براي برخورد با تجمعات زنان در خيابانها حضور يافته اند


 


ندای سبز آزادی: سازمان کنفرانس اسلامی خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شد.
به گزارش رادیو فردا اکمل‌الدین احسان اوغلو، دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، امروز (سه شنبه) در آغاز نشست اضطراری این سازمان در شهر جده عربستان از شورای امنیت سازمان ملل خواست در این زمینه اقدام کند.
فرانسه، بریتانیا و اتحادیه عرب نیز، در واکنش به حملات هوایی که به دستور معمر قذافی رهبر لیبی، علیه مخالفان انجام گرفته است؛ خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شده بودند.


 


نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز سه شنبه ۱٧ اسفند، با اصلاح مصوبه هفته گذشته خود، سابقه تقنینی، سیاسی و قضایی را به شرایط کاندیداتوری نمایندگان مجلس افزودند.

به گزارش مهر، نمایندگان مجلس هشتم، در بررسی اصلاح تبصره ۲ ماده ۲۸ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب ۱۳۷۸ به پیشنهادی رای دادند که بر اساس آن کاندیداتوری نمایندگی مجلس با داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن به اضافه حداقل ۵ سال سابقه مدیریت یا فعالیت اجرایی آموزشی و پژوهشی همچنین حرفه ای سیاسی و قضایی و تقنینی (۴ سال نمایندگی مجلس)، پس از اخذ مدرک تحصیلی خواهد بود.

پیش از این نمایندگان در هفته گذشته در اصلاح تبصره ۲ قانون انتخابات مجلس شرط کاندیداتوری مجلس را داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن به همراه داشتن ۵ سال سابقه اجرایی، آموزشی و پژوهشی پس از اخذ مدرک مصوب کرده بودند اما در جلسه امروز این ابهام مطرح شد که نمایندگی مجلس و همچنین کسانی که سابقه قضایی دارند از ورود به انتخابات مجلس محروم خواهند شد. بنابراین برای رفع این ابهام به پیشنهاد لاریجانی سابقه تقنینی، حرفه ای سیاسی و قضایی به این ماده از قانون انتخابات اضافه شد و ابهام مد نظر نمایندگان مرتفع شد.

نمایندگان با ۱۷۰ رای موافق، ۴۳ رای مخالف و ۲۳ رای ممتنع از ۲۲۴ نماینده حاضر با پیشنهاد لاریجانی برای رفع ابهام موافقت کردند.

بر اساس این گزارش، بحث بر سر اصلاح این ماده برای دقایقی باعث شلوغی در صحن مجلس شد و تذکرات و اخطارهای پیاپی به دنبال داشت.

عده ای از نمایندگان معتقد بودند مصوبه هفته گذشته مجلس موجب ابهاماتی شده و باعث شده عده زیادی از داوطلبان امکان کاندیداتوری مجلس را از دست بدهند.

نادر قاضی پور نماینده ارومیه در اخطار بند ۲ اصل ۳ قانون اساسی مبنی بر رفع تبعیضات ناروا گفت: حتی یک درصد از جمعیت کشور شرایط عنوان شده برای کاندیداتوری مجلس را ندارند و شما باید اخطار قانون اساسی را وارد بدانید.

علی لاریجانی، رئیس مجلس، در پاسخ به قاضی پور این تذکر را وارد ندانست و گفت: درقانون فعلی هم مدرک لیسانس را هم داریم بنابراین به گفته شما این هم تبعیض است اگر قرار باشد اینگونه حساب کنیم باید شرطی بگذاریم که بیسوادها هم بتوانند وارد مجلس شوند.

قاضی پور در ادامه گفت: اگر این قانون تصویب شود تعداد انگشت شماری وارد مجلس می شود آیا این مجلس سنا نمی شود؟ آیا از حالت مجلس شورای اسلامی خارج نمی شود؟

وی گفت: با تصویب این قانون تصویب ناروایی انجام می دهیم و روز قیامت باید جوابگوی آن عده ای را که محروم می کنیم باشیم.

لاریجانی گفت: اگر فکر می کنید حق عمومی ضایع می شود پیشنهاد اصلاحی بدهید.

پس از تذکرات و اخطارات نسبت به این موضوع جمعی از نمایندگان پیشنهاد مسکوت ماندن این طرح به مدت ۳ ماه را ارائه کردند.

جهانگیر زاده در مخالفت با پیشنهاد مسکوت ماندن گفت: اگر این طرح مسکوت بماند خسارتی را متوجه کشور می کند بنابراین بگذارید اصلاح آن انجام شود.

مجلس با ۱۱۷ رای موافق، ۱۰۱ رای مخالف و ۱۴ رای ممتنع با۲۴۱ نماینده حاضر با پیشنهاد مسکوت ماندن این طرح مخالفت کرد.

با این اصلاح کار بررسی طرح اصلاح قانون انتخابات به پایان رسید.


 


اکبر هاشمی رفسنجانی که روز سه شنبه کرسی رياست مجلس خبرگان را از دست داد در سخنرانی افتتاحيه اين مجلس گفت که مردم ايران به صورت جدی دچار تفرقه شده اند و تاکيد کرد که اصلاح جامعه با زور و تهديد صرف، امکان پذير نيست.

آقای رفسنجانی می گويد که «اخلاق اسلامی» آسيب ديده و «دروغ ها خيلی شايع شده است. آمار و وعده ‌های دروغ دادن، تخلف از وعده کردن، شعارهای بی ‌محتوا دادن، فريب دادن، تهمت زدن، همه اينها خلاف اسلام است.»

وی اظهار داشت: «اگر در جامعه اسلامی اين موارد شايع شود قطعا برای مردم ترديد پيش می آيد.»

به گفته اين روحانی بلندپايه جمهوری اسلامی ايران، «اگر مردم وفادار باشند...مشکلی نخواهد بود ولی تفرقه دارد جدی می شود و بايد تلاش کنيم مردم را منسجم نگه داريم.»

اکبر هاشمی رفسنجانی به مشکلات جامعه امروز ايران اشاره کرد و گفت که «خانواده ها اکنون آسيب پذيرتر شده اند. بحث دختران فراری که سعی می کنيم کمتر بگوييم تبديل به مسئله جدی شده است.»

وی تصريح کرد که «با زور و ترساندن کار پيش نمی ‌رود. البته در اسلام زور، ترساندن و تعزيرات و مجازات وجود دارد، اما مردم را بايد معتقد به احکام بار بياوريم.»

آقای هاشمی رفسنجانی از زمان انتخابات رياست جمهوری سال گذشته تاکنون به دليل موضعگيری هايش به نفع معترضان، از سوی هواداران آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته و روند این فشارها بیشتر شده است.

وی که از زمان پيروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ سمت های مهمی چون رياست جمهوری ايران، رياست مجلس شورای اسلامی و رياست مجلس خبرگان را بر عهده داشت در يکسال گذشته علاوه بر از دست دادن رياست مجلس خبرگان از امامت جمعه تهران نيز کنار گذاشته شده است.

آقای رفسنجانی در سخنان روز سه شنبه خود گفت: «ما با کسانی که هم نسل هستند خيلی نمی توانيم مشکل داشته باشيم ولی جوان ها تاثير گرفته اند و بايد به فکرشان باشيم.»

به گفته وی، حکومت جمهوری اسلامی ايران برای اين نبوده که «خودمان يک دوره حکومت کنيم. شعار اين بود که انقلاب اسلامی را به انقلاب امام زمان متصل کنيم به همين خاطر بايد به فکر نسل جوان باشيم.»

آقای رفسنجانی از افراد و نهادهايی که به گفته وی از «رهبری زيادی خرج می کنند» انتقاد کرده و گفته است: «مردم ما در اصل با ولايت فقيه مشکلی ندارند. خيلی ها می خواهند رهبری را در جريان کوچکی محبوس کنند...رهبری مال همه است. اگر کسی دستی از آستين بيرون بياورد و وحدت جدی ايجاد کند، باز هم همان مقام رهبری است. ما می‌توانيم کمک کنيم، ولی در نهايت ايشان می‌توانند کار را انجام دهند.»

وی افزوده است: «نگذاريم مسائلی که حقيقتا نبايد به پای رهبری نوشته شود به پای ايشان نوشته شود. البته خود ايشان هوشيار و مواظب هستند، اما می‌بينيم که چند روز بعد از نصايح ايشان به حرف‌ شان گوش داده نمی‌شود.»

اظهارات رييس سابق مجلس خبرگان در حالی بيان می شود که آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ از وی و دولت او به شدت حمايت کرده و از اکبر هاشمی رفسنجانی و هواداران وی فاصله گرفته است.

وی سال گذشته در نمازجمعه معروف ۲۹ خرداد با صراحت اعلام کرد که خط مشی محمود احمدی نژاد به ديدگاه های او نزديک تر است.


 


مدیر کل امور دانش آموختگان وزارت علوم، از ممنوعیت انتخاب موضوع رساله “در ارتباط با ایران” برای دانشجویان خارج از کشور خبر داد و گفت: این ممنوعیت شامل تمام دانشجویان می‌شود.

به گزارش مهر، محمدحسین مجلس آرا امروز سه شنبه در نشست خبری معاونت دانشجویی وزارت علوم، افزود: ممنوعیت انتخاب موضوع رساله در ارتباط با ایران هم شامل دانشجویانی که با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌روند و هم شامل دانشجویان بورسیه دولتی می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: ممکن است تنها به برخی از دانشجویانی که بورسیه وزارت علوم هستند، طرحهای دولتی جهت تعالی کشور برای رساله به آنها از سوی خود وزارت علوم ارائه شود.

مجلس آرا با اشاره به اصلاح ضوابط ارزشیابی دانشگاه‌های سه کشور هندوستان، مالزی و بلاروس گفت: بر اساس مصوبات شورای ارزشیابی دانش آموختگان وزارت علوم تحصیلات نیمه حضوری در مقطع دکتری برای دانشجویان ایرانی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌روند از ژانویه ۲۰۱۱ لغو شد.

وی درباره اعتبارسنجی دانشگاههای خارجی اظهار داشت: اعتبار ۹۰ دانشگاه خارجی در یکسال گذشته سنجش شد و مدارک ۷۰۰ دانشجوی دکتری تخصصی (Ph.D) جهت ارزشیابی به وزارت علوم ارائه شد که بخشی از آنها ارزیابی و برخی دیگر نیز در حال ارزیابی هستند.

مدیر کل امور دانش آموختگان وزارت علوم اضافه کرد: دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند در حال بازگشت هستند و این موضوع با ارزشیابی مدارک قابل سنجش است.

در همین رابطه محمود ملاباشی معاون دانشجویی وزارت علوم درباره دلیل ممنوع شدن انتخاب موضوع رساله در ارتباط با ایران برای دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در خارج از کشور، گفت: با توجه به اینکه اطلاعات یک رساله مربوط به داخل است، بنابراین هیچ خروجی برای دو کشور در این زمینه وجود ندارد، همچنین ممکن است برخی موضوعاتی که توسط دانشجویان ارائه می‌شود تکراری باشد.


 


در حالی که قرار بود روز دوشنبه پرونده قاچاق سلاح از ایران به نیجریه به درخواست متهمان برای قرار وثیقه رسیدگی کند، دادستان های نیجریه اتهامات بیشتری به این پرونده و عظیم آقاجانی، متهم مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اضافه کردند.

بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، قرار بود در جلسه یاد شده درخواست وثیقه برای عظیم آقاجانی متهم ایرانی و علی عباس جگا، متهم نیجریایی این پرونده بررسی شود ولی دادستان های این پرونده به جای آن، سه فقره اتهام این پرونده را با چهار اتهام جدید عوض کردند.

اتهام های جدید که در دادگاه خوانده شد، مشابه اتهام های قبلی است اما در آن، به جزییات بیشتری از محموله کشف شده از جمله بمب، نارنجک و راکت، اشاره شده است.

دادستان های پرونده می گویند متهمان، به طور غیرقانونی سلاح ها را وارد کرده بودند تا در اختیار آن ها باشد. متهمان پرونده همچنین به اعلام دروغ در مورد محموله ای که برای واردات به نیجریه ثبت کرده اند، متهم شده اند.

هر دو متهم این پرونده اعلام بی گناهی کرده اند. پرونده توقیف سلاح های قاچاق از ایران واکنش های گسترده ای داشته و حتی نیجریه این موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل هم گزارش کرده است.

جمهوری اسلامی ایران می گوید این سلاح ها بخشی از توافق با گامبیا بوده و قرار بود به عنوان مقصد نهایی، به این کشور ارسال شود. گامبیا این موضوع را رد کرده و می گوید چنین توافقی با ایران نداشته است.

گزارش ها حاکی است در پی مسائل منتهی به همین پرونده بود که هم گامبیا و هم سنگال، روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کردند. نیجریه اما هنوز روابط خود را با ایران حفظ کرده است.

دادستان های پرونده هیچ دلیلی را مطرح نکردند که چرا اتهام های تازه ای به این پرونده اضافه کرده اند. وکیل عظیم آقاجانی اما دادگاه را متهم کرد که در حال وقت کشی است تا در تقاضای وثیقه موکلش تاخیر ایجاد شود.

دادگاه متهمان پرونده قاچاق سلاح از ایران، از ماه گذشته در نیجریه آغاز شده است. تیم دفاعی متهمان از ابتدا در خواست قرار وثیقه کرده بود اما از آن جایی که روند دادگاه به دادستان ها و اضافه کردن اتهامات اختصاص یافت، قاضی پرونده دستور داد هر دو متهم این پرونده از زندان نیروهای اطلاعاتی به زندان عادی منتقل شوند.

وکیل مدافع متهمان گفته بود در زندان نیروهای اطلاعاتی، دسترسی کافی و درستی به موکل خود ندارد.

«صادرات غیرقانونی»

وزیر خارجه نیجریه پیشتر گفته بود محموله تسلیحاتی که سال گذشته از یک کشتی ایرانی در نیجریه کشف شد «غیر قانونی» صادر شده ‌است.

مقام‌های نیجریه روز ۲۶ اکتبر سال گذشته اعلام کردند که یک کشتی «حامل سلاح‌های ارسالی جمهوری اسلامی ایران» را در بندر لاگوس ضبط کرده‌اند. این محموله که در ۱۳ کانتینر جاسازی شده بود شامل گلوله‌های توپ، خمپاره و سایر سلاح‌ها بود و برچسب مصالح ساختمانی روی جعبه‌های آن خورده بود.

ایران گفته است که در ارسال این سلاح دست نداشته و یک شرکت خصوصی چنین محموله ای را صادر کرده است.

وزیر خارجه نیجریه اعلام کرده بود: «ما جزئی از جامعه بین‌الملل هستیم و قطعنامه‌ای را امضا کرده‌ایم که تحریم‌ها را تأیید می‌کند و یکی از این قطعنامه‌ها مربوط است به حمل‌ و نقل سلاح و مهمات از ایران.»

وی افزوده بود: «مقصد این محموله چه نیجریه بوده ‌باشد، چه گامبیا، و چه هر جای دیگر، فرقی نمی‌کند و این محموله غیر قانونی بود و به این خاطر ما وظیفه داشتیم بر اساس قانون بین‌الملل و تعهدمان به سازمان ملل همان کاری را بکنیم که انجام دادیم.»

ایران بر اساس قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت در سال ۲۰۰۷ از تهیه و صادرات انواع سلاح و مواد مرتبط منع شده است.


 


یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا تایید کرده که یک هیات سیاسی دولت ایران برای سفر به نیویورک تقاضای ویزا کرده است.

این مقام که خواست نامش فاش نشود در گفت و گو با بی بی سی از ذکر اسامی اعضای هیات بلند پایه ایرانی خودداری کرد.

اما منابع آگاه به دفتر بی بی سی فارسی در واشنگتن گفته اند که این هیات شامل مشاورین و اعضای دفتر ریاست جمهوری و احتمالا اسفندیار رحیم مشائی، رئیس دفتر محمود احمدی نژاد است.

گفته می شود هدف این سفر شرکت در مراسم روز زمین سازمان ملل متحد که همزمان با جشن نوروز است، ذکر شده است. این منابع به بی بی سی فارسی گفته اند هیات ایرانی ممکن است در کنار این مراسم مایل به انجام ملاقات‌هایی به منظور بهبود رابطه با آمریکا باشد.

دولت ایران تاکنون درباره سفر احتمالی این هیات اظهار نظری نکرده است.
 


 


ندای سبز آزادی: شوراي فعالان ملي مذهبي با صدور بیانیه ای بر ضرورت آزادي سریع آقایان میرحسین موسوي و مهدی كروبي و همسران شان از زندان غيرقانوني تاکید کرد.

متن کامل این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:

بيانيه شوراي فعالان ملي مذهبي درباره ضرورت آزادي سریع آقایان میرحسین موسوي و مهدی كروبي و همسران‌شان از زندان غيرقانوني

به نام خدا

هم‌وطنان عزيز

اوضاع متشنج سياسي دو سال اخیر کشور، از یک‌سو محصول تلاش شما برای کسب دمكراسي‌ و آزادي‌  و اعلام نارضايتي از فضاي تنگ و غيردموكراتيك حاكم بر كشور در چارچوب اعتراضات  و تظاهرات مسالمت‌آميز، و از سوی دیگر نتیجه‌ی عدم تمايل صاحبان قدرت حاكم به پذيرش نظر مردم، قبض هرچه بيشتر فضاي سياسي جامعه، حبس فعالان اجتماعي و سياسي و عدم رعايت حقوق قانوني آنان، سانسور و بستن رسانه‌هاي نوشتاري حقيقي و مجازي، تعطيل احزاب و اعمال تهديدهاي پيدا و پنهان است.

طی این مدت، مسئولان امر به‌جای در پیش گرفتن سیاست مذاکره و گفت‌وگو با معترضان، سیاست‌های نابخردانه برای سرکوب و کنترل اعتراضات مردم را در دستور کار خود قرار داده‌اند که نه تنها حل و فصل کم‌هزینه و آرام مسایل را ناممکن ساخته بلکه شرایط را به‌شدت با پيچيدگي بیشتر مواجه ساخته، که با توجه به شرایط منطقه و اعتراض‌های اخیر در کشورهای اسلامی، امنیت ملی را تهدید می‌کند.

آخرين حلقه از این سلسله اقدامات نسنجيده، كه با بي‌اعتنايي به بديهي‌ترين موازين حقوقي صورت گرفته، حصر و زندانی کردن  رهبران جنبش سبز مردم ايران، آقايان ميرحسين موسوي و مهدي كروبي، بدون هيچ محاكمه و حكم قضايي، و صرفا به‌واسطه‌ی اعمال زور نيروهاي امنيتي است. اين اقدام برخلاف اصول مصرح قانون اساسی از جمله اصل 22 مبني بر مصون بودن جان و مال و مسكن اشخاص از تعرض، اصل 33 مبني بر ممنوعيت اجبار به اقامت در محلي بدون حكم قانون، اصل 36 مبني بر حكم به مجازات و اجراي آن از طريق دادگاه صالح، اصل 37 مبني بر برائت افراد پيش از محكوميت در دادگاه، و اصل 39 مبني بر ممنوعيت هتك حرمت اشخاص، است.

به‌علاوه، حصر و بازداشت بي‌دليل دو بانوي بزرگوار، خانم‌ها فاطمه كروبي و دكتر زهرا رهنورد، كه سابقه‌ی طولاني در انجام پژوهش‌هاي ديني و علمي و نيز برخي مصادر امور انقلاب را داشته‌اند، اسباب تأسف مضاعف است.

شوراي فعالان ملي _مذهبي  با توجه به گذشت نزدیک به یک‌ماه از بازداشت آقایان موسوی و کروبی و همسران آنها، ضمن اعلام نگراني نسبت به سلامت آنان، اين اعمال را نقض صريح قانون اساسي  و درنهایت بازی خطرناک با مصالح و منافع ملی مي‌داند، و خواهان آزادي سريع و رعايت حقوق قانوني و شهروندي آنهاست.

شوراي فعالان ملي _مذهبي

هفدهم اسفند 1389


 


پس از ماهها تلاش اصولگرایان و حامیان دولت،  در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ریاست خبرگان کاندیدا نشده بود،  آيت‌الله مهدوي كني با اخذ 63 رأي، بدون هیچ رقیبی رياست مجلس خبرگان رهبري را به مدت 2 سال برعهده گرفت.

پیش از ورود آیت الله مهدوی کنی،  رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: در صورتي كه آيت الله مهدوي كني نامزد رياست خبرگان شوند، داوطلب اين پست نخواهم شد و از آقاي مهدوي كني حمايت مي‌كنم.

به گزارش فارس، آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري كه در آيين گشايش نهمين اجلاسيه رسمي دوره چهارم اين مجلس سخن مي‌گفت با اشاره به انتخابات هيئت رئيسه جديد مجلس خبرگان رهبري كه امروز برگزار مي‌شود اظهار داشت: در طول ماه‌هاي اخير در خصوص انتخابات هيئت رئيسه خبرگان در رسانه‌ها غوغايي شد كه همه چيز را تحت تأثير قرار داد كه اين موضوع مضر است.

وي افزود: نبايد اجازه داد نوعي تلقي اختلاف در خبرگان در جامعه سرايت كند و تصور من اين بود كه براي رياست خبرگان اقدامات سازماندهي شده ناصواب صورت گرفته است.

رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: دو سال پيش در انتخابات هيئت رئيسه از آيت‌الله مهدوي كني خواستم كه نامزد شود و حتي آقاي طبسي مكرر با ايشان صحبت كردند كه اين مسئوليت را بپذيرند اما ايشان نپذيرفتند.

هاشمي رفسنجاني افزود: آن روز حقيقتا براي اين ماندم كه رفتاري فراجناحي را در اين نهاد مقدس انجام دهم تا خبرگان براي همگان مايه اميد و دلخوشي باشد.

وي ادامه داد: در مجلس خبرگان رهبري بيش از 80 مجتهد عادل و با صلاحيت حضور دارند كه سرمايه خوبي براي نظام و كشور ما هستند و بروز تفرقه يا نمايش يك تفرقه در اين مجموعه بسيار مضر است.

رئيس مجلس خبرگان رهبري اظهار داشت:‌ در ماه‌هاي اخير كارهايي صورت گرفت كه احساس خطر كردم و به آقاي امامي كاشاني گفتم كه با آقاي مهدوي كني صحبت كند و ايشان پيشنهاد مرا به آقاي مهدوي كني مطرح كردند و گفتم كه از آيت‌الله مهدوي كني حمايت مي‌كنم و قصدم اين بود كه مسئله را از اين طريق حل و از تفرقه در خبرگان جلوگيري كنم.

هاشمي رفسنجاني ادامه داد: آيت‌الله مهدوي كني بحث كسالت و كهولت سن را مطرح كردند اما نظر ما اين بود كه هيئت رئيسه هم در مديريت مجلس به ايشان كمك مي‌كند و در زمان آيت‌الله مشكيني هم اينگونه بود اما جواب روشني از آيت‌الله مهدوي كني نرسيد و ايشان مرا دعا كرده بودند.

وي اضافه كرد: اكنون نيز اعلام مي‌كنم اگر آيت الله مهدوي كني حاضر باشند مسئوليت خبرگان را بپذيرند قطعاً بنده نمي‌آيم تا اين نهاد مقدس آسيب نبيند و هر يك از آقايان نيز كه حاضر باشند مي‌پذيريم و همراهي مي‌كنم.

رئيس مجلس خبرگان رهبري در ادامه سخنانش به ذكر نكاتي در خصوص حضورش در انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري پرداخت و گفت: بنده در هيچ موردي پيش و بعد از انقلاب نامزد پست و مقامي نبودم و پذيرش مسئوليتها بر اساس تكليف يا فشار بوده است.

هاشمي رفسنجاني افزود: در انتخابات نهم شرايطي ديدم كه تصميم گرفتم ديگر در هيچ انتخاباتي شركت نكنم اما مردم را به حضور پرشور در اين صحنه ترغيب نمايم اما در انتخابات خبرگان اعضاي جامعه روحانيت از جمله آقايان مهدوي كني و يزدي نزد من آمده و اصرار كردند كه وارد صحنه شوم.

وي اضافه كرد: دوستان نيامدن به صحنه انتخابات را مساوي با خطر مي‌دانستند اما با اين وجود خدمت آقا رسيدم و نظر رهبر معظم انقلاب را جويا شدم كه ايشان از طريق آقايان طبسي و روحاني اين پيام را رساندند و فرمودند حضور بنده در اين صحنه متعين و واجب است.

"بنده تأكيد داشتم كه با وجود 80 نفر از آقايان در صحنه انتخابات حضور من واجب نيست اما با توجه به تأكيدات رهبري و فراهم شدن مقدمات كار پذيرفتم و به صحنه آمدم و نامزد انتخابات شدم كه البته مانند انتخابات نهم بداخلاقي‌هايي هم ديدم اما محدودتر بود. "

رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: بنده عاشق و شيفته هيچ پست و مقامي نيستم و فكر مي‌كنم زمان آن است كه تجربيات خود را مكتوب كنم و عشقم اين است كه خاطرات خود را مدون كنم اما هرجا لازم باشد تا نفس دارم در خدمت انقلاب هستم و از هيچ كاري دريغ نمي‌كنم.

هاشمي رفسنجاني در پايان نيز متذكر شد كه با توجه به اعلام دفتر آيت‌الله مهدوي كني مبني بر نامزدي براي رياست خبرگان، اكنون منتظر است كه آيت‌الله مهدوي كني رسما اعلام كند كه وارد انتخابات مي‌شود تا وي از كانديداتوري كناره‌گيري كند و انتخابات هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري انجام شود.


 


ندای سبز آزادی: جمعی از دانشجویان زهرا رهنورد نامه ای را در پاسداشت استاد خود نوشته اند.

در بخشی از این نامه آمده است « ما بچه های کلاس درس خانم رهنوردیم، امروز او نه به کلاس می رود، نه می‌تواند با شاگردانش که از او دانایی و عشق و زیبایی آموختند حرف بزند. او را یک ماهی است از ما دزدیده‌اند. از ما فرزندان هنری‌اش، و از فرزندان دیگرش که هر روز دست مهربان مجسمه‌سازی مادر و دست ماهر نقاشی پدر بالای سرشان بود. حالا آن دو، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در یک خانه از یک ملت دزدیده شده‌اند. مثل سرقت دو اثر هنری که ثروت ملی یک کشور است، مثل سرقت زیبایی از شهرمان. مطمئنیم او حتی در خواب‌های امروزش، در این تنهایی تحمیلی و زشت و غیرانسانی، خواب‌هایش پر از رنگ است. شاید همین است که می‌شود پیوند ما و او بشود »

متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:

گاهی اوقات کلمه می برازد به مصداق، وقتی می گوئی استاد، انگار کبوتر سفیدی که از آسمان آمده و از میان هزار آدم که در جمع‌اند، صاف نشسته روی شانه زن. زنی که استادمان است. نه در شیوه آموختن که در هر رفتار که در او به کردار می‌آید، انگار " استاد" بودن شناسه و علامت او می شود. و استاد هنر بودن، کار را دشوارتر می‌کند، آموختنِ سلیقه و زیبایی به این همه دختر و پسر مشتاق که می‌دانستند که چشمان بانو بلد است به چشم‌هاشان زیبایی را یاد بدهد. دستان بانو بلد است به آنها یاد بدهد تا موم را به شکل تبدیل کنند و شکل بشود نشانه و نشانه بنشیند بر زندگی مردم، چشمت که به آن می‌خورد یادت می‌آید به مادرت، به شادی، به رنج، به گنجی گمشده در یک قلب.

می‌شود فخر کرد که زهرا رهنورد استادمان بود. این را با صدای بلند همه جا می‌گوئیم. گفتنش اینقدر ساده است انگار که شناسه اول ماست در زندگی هنری‌مان. از گل‌های روسری‌اش یاد گرفتیم که چطور ایرانی بودن را باید در لباسمان بنشانیم، از شیوه سخن گفتنش آموختیم که چگونه باید آنکه نقش را زیبا می‌آفریند نام و کلمه را نیز زیبا برمی‌گزیند. سال‌های بسیار، برای برخی‌مان کمتر و برخی بیشتر، استاد، به ما دیدن دگر آموخت و شنیدن دگر آموخت و همین شده است تمام سرمایه وجودی ما، مائی که امروز هر کدام‌مان یک گوشه ایران و جهان هستیم، اما با نخ تسبیح او یگانه می‌شویم و او با قامتش که بلند، با چشمانش که عمیق، با نگاهش که دقیق، با صدایش که احساس را به کلمه ترجمه می‌کند، انگار همین حالا کنار تخته، آن روبرو نشسته است و ما خیالمان راحت است که رشته‌ای او را به ما وصل می‌کند، رشته ای که دانایی و زیبایی را که حاصل سالها کار اوست به ما می‌آموزد.

ما بچه های کلاس درس خانم رهنوردیم، امروز او نه به کلاس می رود، نه می‌تواند با شاگردانش که از او دانایی و عشق و زیبایی آموختند حرف بزند. او را یک ماهی است از ما دزدیده‌اند. از ما فرزندان هنری‌اش، و از فرزندان دیگرش که هر روز دست مهربان مجسمه‌سازی مادر و دست ماهر نقاشی پدر بالای سرشان بود. حالا آن دو، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در یک خانه از یک ملت دزدیده شده‌اند. مثل سرقت دو اثر هنری که ثروت ملی یک کشور است، مثل سرقت زیبایی از شهرمان. مطمئنیم او حتی در خواب‌های امروزش، در این تنهایی تحمیلی و زشت و غیرانسانی، خواب‌هایش پر از رنگ است. شاید همین است که می‌شود پیوند ما و او بشود.

ما، شاگردان زهرا رهنورد بزرگ، رنج می‌کشیم از حماقت کسانی که ناتوانی‌شان را در اداره کشور، با دزدیدن رئیس جمهورمان و همسرش که استادماست، نشان داده‌اند و بطور جدی خواستار رهایی آنان از زندان ظلمی هستیم که بر این دو معلم هنرمند می‌رود.

ما معتقدیم:

اول، استقامت، پایداری، شیوه سیاسی و دفاع از مردمان، که شیوه خانم رهنورد بود، محصول نگاه هنری او به جهان است و نگاه خاصی که هنرمند به جهان دارد. او تنها یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه هنرمندی است که اگر بر شیوه‌اش اصرار می‌ورزد، حاصل یقین او به نحوه نگاهش به هستی و آدمی است.

دوم، خانم رهنورد، سرمایه فرهنگی ماست. سرمایه ملی کشور ما و هنر ماست و اگر جنبش سبز بخواهد به موفقیت برسد، باید سرمایه فرهنگی خود را بالاتر ببرد و رهبرانی چون رهنورد و موسوی را که بجز عالم سیاست در عالم هنر زیست کرده‌اند، بر سرمایه‌های خود افزون کند.

سوم، آنچه از رهنورد و هنر آموخته‌ایم این است که هنرمند نگاهی به دور از قضایا و منطقی غیر روزمره دارد. نه ایران را ایران یک سال و دوسال و یک دهه و دو دهه می بیند، نه جهان را جهانی صرفا سیاسی. آدمی در نگاه او اهمیتی ویژه دارد. بویژه آنکه زهرا رهنورد و میرحسین موسوی هر دو هنرمندان مدرن با نگاهی ویژه به جهان فردا بودند. جهانی که خواهد آمد و از آن ماست، ماهایی که رهروی راه رهنورد بودیم.

چهارم، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در یک پروسه دو ساله، در یک دیالوگ بزرگ ملی با بدنه جنبش سبز به دلیل اعتقاد به نقد و نقدپذیری نه تنها خود تغییر کرد، بلکه حامیان جنبش سبز را نیز به تغییر و تحول واداشت. تغییر و تحولی که حاصل نگاه هنرمندانه او به جهان و زندگی و سیاست است.

ما شاگردان زهرا رهنورد عزیز، از مسوولانی که غیرمسوولانه دست به این رفتار زشت و ناعادلانه زدند، می‌خواهیم زودتر استادمان را به ما بازگردانند و در این سرقت هنری آبروی نداشته خود را بیش از این نبرند.


 


در اولین واکنش عملی حکومت به انتشار بیانیه انتقادی آیت الله موسوی اردبیلی نسبت به وضع موجود، ششمین همایش بین‌المللی حقوق بشر دانشگاه مفید که قرار بود تحت عنوان "حقوق بشر و اخلاق" برگزار شود، تا اطلاع ثانوی معلق اعلام شد.

به گزارش جرس، این همایش بنا بود اردیبهشت آینده برگزار شود، که بر اساس این گزارش، "تعویق تا اطلاع ثانوی"، تعبیر ملایمی از "لغو" این کنفرانس محسوب می شود.

گفتنی است این اقدام پس از اخذ تمام مجوز‌ها از مقامات ذیربط طی ماه‌های گذشته و جذب و داوری مقالات بسیاری از داخل و خارج کشور رخ داده و دبیر همایش نیز، این خبر را روز دوشنبه در قالب یک ایمیل به هیات داوران اطلاع داده است.

بر اساس این گزارش، علت لغو همایش مذکور، "پاره‌ای مشکلات" اعلام شده است.

لازم به یادآوری است نوبت گذشته نیز به علت عدم صدور روادید برای مهمانان خارجی علیرغم موافقت‌هایی که با برگزاری همایش شده بود این همایش عملاْ به تعطیلی کشانده شد.

آیت الله موسوی اردبیلی، مرجع تقلید منتقد دولت، دوازدهم اسفند ماه در انتقاد از حصر و بازداشت راهبران جنبش و سرکوب اعتراضات، طی بیانیه خود نوشته بود: "بسی مایه تأسف و تأثر است كه رفتارهایی كه از جانب برخی به نام دفاع از اسلام و حكومت اسلامی انجام می‌شود، اعمالی برخلاف شرع، قانون، اخلاق و كرامت انسانی است و روح عدالت طلبی، حق جویی و آزادی خواهی هر نظام مبتنی بر تعالیم اسلامی را تهدید می‌نماید.
براساس هیچ یك از ضوابط شرعی، توهین و افترا به هیچ فرد و گروهی حتی درصورت اثبات جرم وی در محكمه عادله، جایز نمی‌باشد، حال آن كه در شرایط امروز كشور، ناظر و شاهد تبدیل آن به روندی عادی و فراگیر هستیم وهر شخص مسؤول و غیرمسؤولی به خود این اجازه را می‌دهد كه بی‌پروا به هر فرد و گروهی كه خواست اهانت كرده و یا بدون این كه جرم وی در دادگاه صالحه ثابت شده و مجازات آن تعیین گردیده باشد، وی را متهم كرده و پیشاپیش حكم آن را صادر نماید و خود را از عواقب آن در امان می‌بیند. بی شك این بلیه آتشی است كه اگر محدود و خاموش نگردد، دامنگیر خرد و كلان شده و نه تنها اعتماد مردم به نظام را دچار تزلزل می‌نماید كه آشفتگی و هرج و مرج اجتماعی را سبب می‌گردد و چشم اندازی تیره و تار در پیش رو به تصویر می‌كشد و چه بسا كه موجب سخط الهی و نزول بلا گردد."

طی روزهای اخیر و در اولین واکنش رسانه ای به این بیانیه، سرمقاله روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری نماینده رهبری در موسسه کیهان با عنوان "آن بلا نازل شده است!" نوشته بود "اشارات تلویحی بیانیه كه ابلغ من التصریح! است نشان می دهد كه متاسفانه اعتراض ایشان به واكنش منطقی و مشتركی است كه مسئولان نظام و توده های چند ده میلیونی مردم علیه وطن فروشی آشكار و خیانت و جنایت سران داخلی فتنه از خود نشان داده اند."


 


به گزارش منابع دانشجویی، طی روزهای اخیر ایمان صدیقی که در روز 1 اسفند توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بابل دستگیر شد به زندان متی کلا منتقل شد و در این زندان دست به اعتصاب غذا زد.

به گزارش دانشجونیوز، آخرین خبر از اعتصاب غذای ایمان صدیقی از زندان متی کلا این بوده که وی در زندان متی کلا به مدت ۵ روز دست به اعتصاب غذا زده است. یک منبع مطلع در این مورد گفته است که علت اعتصاب غذای ایمان صدیقی، "عدم رسیدگی نهادهای امنیتی و قضائی" به پرونده این فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل می باشد.

گفتنی است اکبرزاده معاون دادستان بابل و شکری رئیس اداره اطلاعات بابل وی را تهدید کرده اند که در صورتی که اعتصاب غذای خود را پایان ندهد، پنج ماه از حبسش که از سوی دادگستری شهرستان بابل مورد آزادی مشروط واقع شده بود را به اجرا خواهند گذاشت. این منبع مطلع در ادامه خاطرنشان می کند که در روزهای اخیر خبرها از زندان متی کلا حاکی از انتقال ایمان صدیقی از انفرادی زندان متی کلا به انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری (شهید کچویی) است. ایمان صدیقی عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت پیش از رفتن به زندان اداره اطلاعات ساری اعلام کرد در صورت انتقال وی به زندان اداره اطلاعات ساری دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. خانواده ایمان صدیقی اعلام کرده که " از زمانی که فرزندمان را به زندان اداره اطلاعات ساری منتقل کردند تا کنون هیچ تماسی از سوی خود و یا مسئولین امنیتی مبنی بر خبر صحت سلامتی وی با ما گرفته نشده است. "

ایمان صدیقی دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در حوادث ۱ اسفند بابل توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی دستگیر شد. این عضو ستاد مهدی کروبی در بابل در تاریخ ٢٨ خرداد ٨٨ توسط اداره اطلاعات بابل دستگیر شد و مدت یک ماهه حبس خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل سپری کرد. صدیقی از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ۱٠ ماه حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از تحصیل محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر تنها محرومیت از تحصیل به یک سال کاهش یافت. وی در اسفند ٨٨ برای گذراندن دوران محکومیت ۱٠ ماهه خود بازداشت و راهی زندان متی کلا شد. ایمان صدیقی در تیر ماه سال جاری پس از گذراندن ۵ ماه از دوران حبس خود از سوی دادگستری بابل آزادی مشروط دریافت نمود.


 


بنا به گزارش منابع حقوق بشری، سید علی صابری دانشجوی دانشگاه بهار مشهد، از بیست روز پیش همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد نگهداری می شود.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، این فعال دانشجویی در اقدامی کم سابقه در داخل دانشگاه توسط ماموران امنیتی و با هماهنگی مسئولان دانشگاه با نهاد های امنیتی بازداشت شده است. بازداشت این فعال دانشجویی در محیط دانشگاه در حالی صورت گرفته که ورود نیروهای امنیتی، انتظامی و نظامی به دانشگاه بنا به قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران ممنوع بوده و تنها در صورت درخواست رئیس دانشگاه و در مواردی که مجرم خطرناک در دانشگاه پنهان شده باشد میسر است.‏

سید علی صابری عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات پرمناقشه سال گذشته در مشهد می‌باشد. تاکنون علت بازاداشت وی از سوی دستگاه های امنیتی و قضایی مشهد اعلام نشده است. در عین حال یکی از دوستان وی به کمپین گفت: "علت اصلی بازداشت علی صابری فعالیت در فیس بوک و عضویت در ستاد مهندس موسوی است."‏
دوست آقای صابری که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود همچنین افزود: "علی در بازداشتگاه کهریزک مورد شکنجه روانی و جسمی واقع شده است و او از شاکیان پرونده کهریزک است. اکنون به جای بررسی شکایت وی از آمران و عاملان جنایات کهریزک ، خود او را دوباره بازداشت کرده اند."

این فعال دانشجویی سال گذشته نیز در جریان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بود.‏

بازداشتگاه کهریزک، بازداشتگاهی است که معترضان به نتایج انتخابات سال گذشته، بعد از بازداشت، به دستور دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی و جمعی دیگر از مقامات قضایی، به آن محل منتقل شده و در آن مورد شکنجه و آزار فراوان قرار گرفته بودند، که بنا به گزارش ها، دست کم ۴ تن در این بازداشتگاه به علت شکنجه جان باختند.


 


بر اساس اعلام منابع دیپلماتیک، بریتانیا و فرانسه سرگرم تهیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای ارائه به شورای امنیت سازمان متحد در باره ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی هستند و انتظار می‌رود این قطعنامه در این هفته در شورای امنیت مطرح شود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه یک دیپلمات غربی مستقر در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک گفته است، بریتانیا و فرانسه در هفته جاری پیش‌نویس قطعنامه‌ای را درباره ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارایه خواهند کرد.

این دیپلمات که نمی‌خواست نامش فاش شود، در این باره اظهار داشته است: «فرانسه و بریتانیا در حال حاضر سرگرم تهیه متن این قطعنامه هستند. و پیش‌نویس این قطعنامه به زودی در اختیار ۱۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار می‌گیرد.»

وی همچنین با بیان این که این موضوع فوریت دارد، تاکید کرده است: «در هفته جاری شاهد تحولی در مورد لیبی خواهیم بود.»

این دیپلمات غربی با اشاره به انتشار گزارش‌هایی درباره حملات هوایی نیروهای وفادار به معمور قذافی، رهبر لیبی به شهرهای تحت کنترل مخالفان گفته است: «شما نمی‌توانید، شاهد کشتار جمعی مردم باشید و هیچ کاری نکنید.»

گفتنی است، آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه نیز در روز شنبه اعلام کرده بود، کشورش به همراه بریتانیا برای تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی تلاش می‌کند.

بریتانیا نیز پیشتر حمایت خود را از ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای جلوگیری از حملات هوایی نیروهای وفادار به رهبر لیبی به مردم این کشور اعلام کرده بود.

سه سناتور با نفوذ آمریکایی شامل جان کری، از حزب دمکرات و جان مک‌کین و میچ مک‌کانل از حزب جمهوری‌خواه این کشور نیز روز یکشنبه خواستار تلاش ایالات متحده آمریکا برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شده بودند.


 


اولین سالگرد شهید سبز، مهرداد کریم پور، هفته آینده در قم برگزار خواهد شد و جمعی از فعالان و حامیان جنبش، از تمامی کسانی که قادربه شرکت دراین مراسم هستند - به خصوص سبزهای استان قم - خواستار آن شدند که برای تسلی خاطر همسر و دو دختر آن شهید جنبش، در این مراسم شرکت کنند.

به گزارش جرس، با گذشت حدود یک سال از شهادت مهرداد کریم پور، از بازداشت شدگان عاشورای ٨٨ (هفتم مرحوم آیت الله منتظری در قم)، که بعد از بازداشت، در حال انتقال به دادگاه انقلاب تهران، طی تصادف خودروی ماموران امنیتی با یک کامیون، همراه با یک زندانی سیاسی دیگر به شهادت می رسد، خانواده وی کماکان در وضعیت بسیار بد و نگران کننده ای به سر می برند.

سال گذشته در جریان سرکوب حامیان جنبش سبز در جریان حوادث بعد از انتخابات -که حوادث عاشورا (ششم دی ماه) نیز بدلیل تقارن با هفتمین روز درگذشت مرحوم منتظری از بحرانی ترین روزها بود- ماموران امنیتی و حکومتی، دست به کشتار و بازداشت گروه زیادی از مردم کردند، که شهید مهرداد کریمپور و داوود عیوضی نیز از بازداشت شدگان بودند.

همان زمان وبلاگ یکی از حامیان جنبش و گروهی از افراد آگاه اعلام کردند که "یک دستگاه اتومبیل حامل زندانیان بعد از انتخابات در هنگام انتقال از زندان قم به دادگاه انقلاب تهران، با یک کامیون برخورد کرده که موجب کشته شدن مهرداد کریمپور و یک زندانی سیاسی دیگر بنام داود عیوضی و یک مامور شده است، همچنین یک سرباز در کما رفته و در یکی از بیمارستانهای قم بستری شده است. "

به گزارش وبلاگ پژواک خاموش، کریم‌پور به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" بواسطه شرکت در هفتمین روز رحلت آیت الله منتظری و نصب تصاویر مرجع عالیقدر در بیمارستانی که کار می کرد دستگیر شده بود.

این گزارش همچنین افزوده بود "مهرداد کریم پور و داود عیوضی هر دو در روز عاشورا و در هنگام شرکت و همکاری در مراسم هفتم آیت الله منتظری دستگیر و تا مدتهای زیادی خانواده هایشان از محل بازداشت عزیزانشان با خبر نبودند.همچنین آن دو از مقلدان منتظری بودند. داود عیوضی کمتر از بیست سال سن داشته و بگفته خانواده وی تا پیش از دستگیری تدارک ازدواج وی فراهم شده بود و مهرداد کریم پور ٣٨ ساله و دارای دو فرزند دختر و کارمند بیمارستان الزهرای قم بوده است."

سال گذشته مراسم ختم قرآن و مراسم عزاداری برای مرحوم کریم پور در مسجد امام حسین واقع در شهرک امام حسن با حضور مردم و فعالین سیاسی شهر برگزار شد، اما بر اساس گفته خانواده مرحوم عیوضی از برگزاری مراسم برای فرزندشان در مسجد جلوگیری شد، لذا مراسم را در یک زیر زمین خانه و با مشکل کمبود جا برگزار کردند.

فعالین سبز قم خاطرنشان کرده اند که مراسم آن شهید جنبش سبز، روز پنجشنبه آینده (۱٩ اسفندماه) از ساعت ۱۵ تا ۱٧، در قم، میدان امام، ٢۴ متری شهید مطهری، جنب دبیرستان ۱٧ شهریور، مسجد امام حسین برگزار خواهد شد.


 


در پی ادامه بازداشت و بی خبری از وضعیت و سرنوشت راهبران جنبش سبز، جمعی از دانشجویان و شاگردان زهرا رهنورد، طی نامه ای خطاب به این نویسنده و هنرمند دربند، ضمن ابراز تاسف از ربایش و بازداشت آنها توسط حکومت، خاطرنشان کرده اند "ما شاگردان زهرا رهنورد، از مسوولانی که غیرمسوولانه دست به این رفتار زشت و ناعادلانه زدند، می‌خواهیم زودتر استادمان را به ما بازگردانند و در این سرقت هنری، آبروی نداشته خود را بیش از این نبرند."

به گزارش جرس، شاگردان خانم رهنورد، در نامه خود همچنین خاطرنشان می سازند که "رنج می‌کشیم از حماقت کسانی که ناتوانی‌شان را در اداره کشور- با دزدیدن رئیس جمهورمان و همسرش که استادماست- نشان داده‌اند و بطور جدی خواستار رهایی آنان از زندان ظلمی هستیم که بر این دو معلم هنرمند می‌رود."

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

برای استادمان زهرا رهنورد
گاهی اوقات کلمه می برازد به مصداق، وقتی می گوئی استاد، انگار کبوتر سفیدی که از آسمان آمده و از میان هزار آدم که در جمع‌اند، صاف نشسته روی شانه زن. زنی که استادمان است. نه در شیوه آموختن که در هر رفتار که در او به کردار می‌آید، انگار " استاد" بودن شناسه و علامت او می شود. و استاد هنر بودن، کار را دشوارتر می‌کند، آموختنِ سلیقه و زیبایی به این همه دختر و پسر مشتاق که می‌دانستند که چشمان بانو بلد است به چشم‌هاشان زیبایی را یاد بدهد. دستان بانو بلد است به آنها یاد بدهد تا موم را به شکل تبدیل کنند و شکل بشود نشانه و نشانه بنشیند بر زندگی مردم، چشمت که به آن می‌خورد یادت می‌آید به مادرت، به شادی، به رنج، به گنجی گمشده در یک قلب.

می‌شود فخر کرد که زهرا رهنورد استادمان بود. این را با صدای بلند همه جا می‌گوئیم. گفتنش اینقدر ساده است انگار که شناسه اول ماست در زندگی هنری‌مان. از گل‌های روسری‌اش یاد گرفتیم که چطور ایرانی بودن را باید در لباسمان بنشانیم، از شیوه سخن گفتنش آموختیم که چگونه باید آنکه نقش را زیبا می‌آفریند نام و کلمه را نیز زیبا برمی‌گزیند.

سال‌های بسیار، برای برخی‌مان کمتر و برخی بیشتر، استاد، به ما دیدن دگر آموخت و شنیدن دگر آموخت و همین شده است تمام سرمایه وجودی ما، مائی که امروز هر کدام‌مان یک گوشه ایران و جهان هستیم، اما با نخ تسبیح او یگانه می‌شویم و او با قامتش که بلند، با چشمانش که عمیق، با نگاهش که دقیق، با صدایش که احساس را به کلمه ترجمه می‌کند، انگار همین حالا کنار تخته، آن روبرو نشسته است و ما خیالمان راحت است که رشته‌ای او را به ما وصل می‌کند، رشته ای که دانایی و زیبایی را که حاصل سالها کار اوست به ما می‌آموزد.

ما بچه های کلاس درس خانم رهنوردیم، امروز او نه به کلاس می رود، نه می‌تواند با شاگردانش که از او دانایی و عشق و زیبایی آموختند حرف بزند. او را یک ماهی است از ما دزدیده‌اند. از ما فرزندان هنری‌اش، و از فرزندان دیگرش که هر روز دست مهربان مجسمه‌سازی مادر و دست ماهر نقاشی پدر بالای سرشان بود. حالا آن دو، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در یک خانه از یک ملت دزدیده شده‌اند. مثل سرقت دو اثر هنری که ثروت ملی یک کشور است، مثل سرقت زیبایی از شهرمان. مطمئنیم او حتی در خواب‌های امروزش، در این تنهایی تحمیلی و زشت و غیرانسانی، خواب‌هایش پر از رنگ است. شاید همین است که می‌شود پیوند ما و او بشود.

ما، شاگردان زهرا رهنورد بزرگ، رنج می‌کشیم از حماقت کسانی که ناتوانی‌شان را در اداره کشور، با دزدیدن رئیس جمهورمان و همسرش که استادماست، نشان داده‌اند و بطور جدی خواستار رهایی آنان از زندان ظلمی هستیم که بر این دو معلم هنرمند می‌رود.

ما معتقدیم:

اول، استقامت، پایداری، شیوه سیاسی و دفاع از مردمان، که شیوه خانم رهنورد بود، محصول نگاه هنری او به جهان است و نگاه خاصی که هنرمند به جهان دارد. او تنها یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه هنرمندی است که اگر بر شیوه‌اش اصرار می‌ورزد، حاصل یقین او به نحوه نگاهش به هستی و آدمی است.

دوم، خانم رهنورد، سرمایه فرهنگی ماست. سرمایه ملی کشور ما و هنر ماست و اگر جنبش سبز بخواهد به موفقیت برسد، باید سرمایه فرهنگی خود را بالاتر ببرد و رهبرانی چون رهنورد و موسوی را که بجز عالم سیاست در عالم هنر زیست کرده‌اند، بر سرمایه‌های خود افزون کند.

سوم، آنچه از رهنورد و هنر آموخته‌ایم این است که هنرمند نگاهی به دور از قضایا و منطقی غیر روزمره دارد. نه ایران را ایران یک سال و دوسال و یک دهه و دو دهه می بیند، نه جهان را جهانی صرفا سیاسی. آدمی در نگاه او اهمیتی ویژه دارد. بویژه آنکه زهرا رهنورد و میرحسین موسوی هر دو هنرمندان مدرن با نگاهی ویژه به جهان فردا بودند. جهانی که خواهد آمد و از آن ماست، ماهایی که رهروی راه رهنورد بودیم.

چهارم، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در یک پروسه دو ساله، در یک دیالوگ بزرگ ملی با بدنه جنبش سبز به دلیل اعتقاد به نقد و نقدپذیری نه تنها خود تغییر کرد، بلکه حامیان جنبش سبز را نیز به تغییر و تحول واداشت. تغییر و تحولی که حاصل نگاه هنرمندانه او به جهان و زندگی و سیاست است.

ما شاگردان زهرا رهنورد عزیز، از مسوولانی که غیرمسوولانه دست به این رفتار زشت و ناعادلانه زدند، می‌خواهیم زودتر استادمان را به ما بازگردانند و در این سرقت هنری آبروی نداشته خود را بیش از این نبرند.


 


بنا به گزارش منابع خبری دانشجویی، کمیته انضباطی دانشگاه فردوسی مشهد، پس از احضار بیش از بیست تن از دانشجویان آن دانشگاه، به اتهام "حضور در مراسم ٢۵ بهمن"، احکام تعدادی از آنان را اعلام کرده است، که طبق آن، بین دو ترم و یک ترم محرومیت از تحصیل قرار دارند.

به گزارش جرس، به دلیل محرمانه بودن احکام صادره و اینکه هنوز در مرحله تجدید نظرخواهی است، از ذکر نام افراد خودداری شده است.

همچنین حکم محرومیت از تحصیل محمدتقی شمشادی، سردبیر و مدیرمسوول نشریه دانشجویی «شب تاب»، که به حالت تعلیق در آمده بود، به دلایل نامعلومی به اجرا درآمد. شمشادی ترم گذشته تحصیلی و پس از توقیف نشریه فوق الذکر، به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.

گفتنی است در طول دو سال گذشته و طی مقاطع مختلف، فعالان دانشجویی این دانشگاه با احکام انضباطی و دادگاه انقلاب روبه رو بوده و قریب به سی تن از دانشجویان نیز، با احکام محرومیت از تحصیل مواجه بوده اند.

به گزارش منابع دانشجویی همچنین ستاد خبری اطلاعات مشهد در موارد متعدد با احضار و بازجویی دانشجویان و یا تماس های تلفنی تهدیدآمیز، رسما انان را از هرنوع فعالیت سیاسی منع کرده اند و تهدید کرده اند که در غیر این صورت بدترین احکام انضباطی و قضایی را برای آنان صادر خواهند کرد.این در حالیست که مقامات قضایی کشور بارها دم از استقلال این قوه می زدند.


 


ندای سبز آزادی: سازمان عفو بين الملل با آغاز کمپین کارت پستالی، خواستار آزادی بی قید و شرط سعید متین‌پور زندانی سیاسی آذربایجانی شده است.

به گزارش ارگان خبری انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران – آداپ، در اين کارت پستال، سازمان عفو بين الملل از سعید متین پور به عنوان زندانی وجدان یاد کرده و خواهان آزادی بی قید و شرط او شده است. این سازمان حقوق بشری معتقد است متین پور تنها بخاطر فعالیتهای صلح آمیزش برای احقاق حقوق فرهنگی و زبانی جامعه آذربایجانی در ایران بازداشت و در حال گذراندن هشت سال زندان می باشد.

بازداشت متین پور به ۴ خرداد ۱۳۸۶ و همزبان با اولین سالگرد تظاهرات گسترده آذربایجانیهای ایران به کاریکاتور توهین آمیز در یک روزنامه دولتی ایران بر می گردد. در اعتراضات می سال ۲۰۰۶ آذربایجانیها صدها نفر بازداشت شده و تقریبا" ۲۰ نفر جان خود را از دست دادند.

بنا بر گزارشات بازجویی های متین پور در طول مدت بازداشت توام با شکنجه بوده است. او همچنین در دوم اسفند ۸۵( فوریه ۲۰۰۷) مقارن با روز جهانی زبان مادری به مدت ۱۰ روز بازداشت شده بود.

این سازمان حقوق بشری از اعضای خود خواسته است تا با فرستادن این کارت پستال ها برای مسئولان جمهوری ‌اسلامی ‌ایران خواهان آزادی این زندانی سیاسی آذربایجانی شوند و از مقامات ایرانی بخواهند تا امکان تحصیل زبان مادری غیرفارس‌ها را در سیستم آموزش عمومی خود فراهم کرده و به جوامع اقلیت ها اجازه ایجاد مدارس خصوصی برای آموزش زبان مادری خود به کودکان اشان داده شود.

سازمان عفو بين الملل که يک گروه مدافع حقوق بشر به شمار می رود که همواره به نقض حقوق بشر آذربایجانیها و دیگر جوامع غیرفارس در ایران حساس بوده و در سالهای گذشته دهها بیانیه در این زمینه صادر کرده است. این سازمان بین المللی چند روز پیش نیز در نشریه خود با درج مقاله ای تحت عنوان "مبارزه براي كلمات" به مسئله زبان مادري در ايران پرداخته بود.


 


سید محمد صدر *

اگر بخواهیم عنوان دقیقى بر تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا بگذاریم باید آن را خودآگاهى انسان نسبت به حقوقى که خداوند به او عطا کرده است بنامیم. در رأس همه این حقوق آزادى است. آزادى و مبارزه با ظلم جزء فطرت انسان است. خداوند متعال انسان را اساسا آزاد آفریده است. آزادی ویژگى انسان به ماهو انسان است و انسان با این خصلت آفریده شده است؛ چه انسان مسلمان، چه مسیحى و چه یهودى وچه زرتشتی و چه آتئیست. با این وجود همیشه یک سرى عوامل خارجى وجود دارد که این عوامل این ویژگى وجودى را از انسان مى‌گیرد و بر این نعمت خداوندی پوشش می‌گذارد. مهمترین عامل خارجی در این زمینه خودکامگى است. خودکامگى، استبداد و سلطه‌طلبى موجب می‌شود که به مرور زمان ویژگى آزادى خواهى و عدالت‌طلبى تاحدی به فراموشی سپرى شود.

در جامعه عرب یک عقده ۶۰ ساله به نام اسرائیل وجود دارد. این عقده‌اى بوده است که در ۶۰ سال گذشته به دلیل شکست‌هایى که اسرائیل به کمک متحدان غربی خود به کشورهای عربی تحمیل کرده به وجود آمده بود. این موضوع یک عقده حقارت در جهان عرب ایجاد کرده و به همین دلیل بحث شکست ناپذیرى اسرائیل با تبلیغات وسیع به ذهن و جان مردم عرب تزریق شده بود. این عقده از این رو به وجود آمده بود که مردم این منطقه توقعاتى از حکومت‌هاى خود داشتند که برآورده نشده بود. در راس این مطالبات مبارزه با اسرائیل بود و شکست دادن اسرائیل در پاسخ به شکست‌هایی که در ۶۰ سال گذشته به جامعه عرب تحمیل کرده بود. ولی این حکام عرب نمى‌توانستند پاسخ این خواست مردم را بدهند. در نتیجه این حکام به هم‌پیمان‌هاى اسرائیل تبدیل شدند و چون مخالف خواسته‌های مردمشان بودند به دیکتاتور تبدیل شدند.

یعنی از آنجا که حاکمان این کشورها نمی‌توانستند پاسخگوی خواسته‌های مردم کشورشان باشند به دیکتاتوری روی آوردند. اوج این قضیه را در حرکت مردم مصر مى‌بینیم. به این معنا که دیکتاتورى مثل حسنی مبارک بر خلاف خواست مردم این کشور ۳۰ سال خود را به مردم مصر تحمیل مى‌کند و به جاى این که متحد مردم کشورش باشد متحد اسرائیل و آمریکا در این کشور بود. تقریبا بقیه حکام عرب هم همین ویژگى را دارند. یعنى هم منتخب مردمشان نیستند و هم نمى‌توانند پاسخگوى خواست‌هاى مردمشان باشند؛ چه در زمینه مطالبات مدنی مردم و چه در زمینه تحقیری که اسرائیل به مردمان این منطقه روا داشته است.

تا قبل از تحولات اخیر در این منطقه، آن چیزى که بر فضای جوامع عرب تفوق داشت همان عقده ضد اسرائیلى بود. یعنی عقده‌اى که در اثر تحقیر به مردم عرب تحمیل شده بود و مردم عرب در پى گشودن این عقده، با آرزوی شکست اسرائیل بودند. این عقده آنقدر مردم عرب را زجر مى‌داد که به مرور زمان آزادى و دموکراسى را فراموش کرده بودند. به این معنا که هرکس که به اسرائیل فحش مى‌داد و اقدامی‌علیه اسرائیل انجام می‌داد، ورای این که این فرد کیست و ماهیتش چیست، درکشور‌هاى عرب محبوب مى‌شد. نمونه بارز این موضوع صدام حسین و بن لادن هستند. صرفا به این دلیل که صدام شعار ضد اسرائیلی سر می‌داد و در زمانی دو موشک به اسرائیل پرتاب کرد، در بخشى از مردم عرب محبوبیت پیدا کرد؛ چرا که به آن عقده تاریخی مردم عرب پاسخ گفته بود. یعنى در این مسئله با این موضوع که صدام یک دیکتاتور و جنایتکار است و پاسخگوی مردمش نیست، کارى نداشتند. این نگاه نه فقط در توده مردم عرب وجود داشت بلکه در روشنفکران عرب هم رسوخ کرده بود. مثلاً قبل از سقوط صدام، در شبکه الجزیره روشنفکران و متفکرین عرب با تمام وجود از صدام حمایت مى‌کردند و این جای سوال بود که چگونه یک اندیشمند که اهل مطاله است و با مسائل آشنایی دارد از جنایتکاری مثل صدام حمایت کند. در مورد بن لادن هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد از او حمایت کند ولى در واقع او نیز در توده مردم عرب، فقط به دلیل پاسخگویی به این عقده تاریخی مردم این منطقه، طرفدار داشت.

این مسئله از ۱۹۴۸ که اسرائیل تشکیل شد و اولین شکست اعراب از اسرائیل در همان زمان رقم خورد، تا قضایاى اخیر ادامه داشت. یعنى در وهله اول وجود عقده ای که در اثر تحقیر اسرائیلى به مردم عرب ایجاد شده بود و دوم فراموش شدن ویژگى مهم انسان یعنى آزادى و ضد ظلم بودن. به بیان دیگر، حاکمان عرب از این عقده تاریخی و مسئله اسرائیل استفاده می‌کردند و خود را به مردم کشورشان تحمیل می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که مردم این کشورها به دنبال حقوقشان باشند و به دنبال آزادی و حاکمیت مردم باشند.

بنابراین باید گفت ماهیت این حرکت به تکمیل و بسط خواسته‌هاى مردم مربوط است. در واقع مردم عرب ضمن اینکه جنایات اسرائیل در ۶۰ سال گذشته را فراموش نکرده اند، به بعد دیگر انسان بودن خود یعنى آزادى و حاکمیت مردم و مبارزه با استبداد و خودکامگی توجه کردند. در این جهت این جنبش براى فروریختن خودکامه‌هایى که متحد دشمن مردم عرب یعنى اسرائیل بودند، شروع شد. یعنی موتور محرکه این نهضت، آگاهى یافتن مردم بر حق الهى و انسانى خود، یعنى آزادى، مبارزه با ظلم، استبداد، خودکامگى و وابستگی حاکمان است.

براین اساس، خواست مردم منطقه مبارزه با استبداد و وابستگى است. این خواسته واقعی است و مردم برای دستیابی به این مطالبات مبارزه می‌کنند. با این وجود، باید گفت نوع برخورد حکومت‌ها با این خواسته، تعیین کننده آینده هم حکومت‌ها و هم این نهضت است. این حکومت‌ها هستند که با عملکرد خود و با نحوه مواجهه با خواسته‌های مردم سرنوشت خود و مردمشان را رقم می‌زنند.

در این زمینه به نظر می‌رسد سه مدل وجود دارد. مدل اول به حکومت‌های مصر و تونس مربوط می‌شود که حاکمان این کشورها در پی اعتراضات مردمی‌مجبور به فرار و ترک قدرت شدند.

مدل دوم آن چیزی است که در کشوری مثل لیبی دیده می‌شود که در آنجا فردی چون معمر قذافی حاکم است که دیوانه آدمکشی است که بیش از ۴۰ سال است حکومت مى‌کند. حکومت او حکومتی عقب مانده، ارتجاعی و دیکتاتوری است که هیچگونه آثار مدنیت در آن دیده نمى‌شود. نحوه برخورد او با اعتراضات مردم کشورش نشان نحوه تفکر او دارد. این مدل می‌گوید یا مردم باید مرا بپذیرند و یا بمیرند. مدل سوم در کشورهایی نظیر اردن و بحرین دیده می‌شود که این حکومت‌ها حداقل مى‌خواهند با مردمشان تعامل کنند؛ اینکه این تعامل به کجا برسد بحث دیگری است. بنابراین سه ملل برخورد داریم. کناره گیری، مثل مبارک و بن علی؛ آدمکشی و جنایتکار جنگى شدن، مثل قذافی و مدل سوم حاکمانی که مى‌خواهند تلاش می‌کنند به بخشی از خواسته‌هاى مردمش پاسخ دهند، همانند پادشاه اردن و بحرین.

در مورد اردن و بحرین به نظر می‌رسد حجم مطالبات انباشت شده مردم آنقدر نیست که شخص پادشاه را هدف قرار دهند. در این کشورها در حال حاضر مردم معترض بیشتر به دنبال مشروطه شدن حکومت و منحل شدن دولت هستند. هرچند در بحرین نخست‌وزیری وجود دارد که ۴۰ سال است در این پست است و مردم می‌خواهند که او را از کار برکنار کنند؛ چون بسیار خشن و ضد اکثریت مردم بحرین است. به هر حال پادشاهان این کشورها برای ماندن باید به این خواستهای مردم پاسخ دهند.

به هر حال آن چیزى که خواست مردم است، تغییر مسالمت‌آمیز قدرت است. یعنى کسى که قدرت دارد باید بداند که به ازاى آن قدرت، مسئولیت‌هایی دارد. اگر مسئولیت خود را درست انجام دهد می‌تواند در قدرت بماند، درغیراین صورت باید عوض بشود. اساسا به وجود آمدن بحث ریاست جمهورى و این که معمولا دوره ریاست جممهوری یک فرد نمی‌تواند بیش از دو دوره تداوم داشته باشد در پاسخ به همین خواسته مردم است. بشر در طول تاریخ به این تجربه رسیده که یک نفر، یک حزب یا یک گروه نمى‌تواند برای مدت طولانی به تمام خواسته‌هاى مردم جواب دهد و در نتیجه باید تغییر کند. این تغییر مسالمت آمیز که در چارچوب انتخابات تعریف می‌شود حتما باید صورت بگیرد، وگرنه اگر به مردم اجازه داده نشود که تغییر را در چارچوب نظام انجام دهند مردم به مرور زمان به دنبال تغییر در خارج از چارچوب نظام می‌روند. بنابراین برای این که یک نظام حفظ شود و مواجه با انقلاب با دگرگونى نشود باید به مردم خود این اجازه را بدهد که در چارچوب نظام و با رأى خود، تغییرى را که خواهان آن هستند انجام دهند.

* معاون عربى و آفریقایى وزارت امور خارجه دوران اصلاحات

منبع: دیپلماسی ایرانی


 


ندای سبز آزادی: طی ماه‌های اخیر، هنرمندان موسیقی بسیاری از جمله حسین علیزاده به وضعیت موسیقی کشور اعتراض کرده‌اند. اما به تازگی شهرام ناظری نیز به جمع معترضان این عرصه پیوسته است.
شواليه آواز ايران وضعيت موسيقي را فاجعه بار خواند و گفت، طي 100 سال اخير به دلايل سياسي و اجتماعي، ديدگاه تغزلي بر موسيقي سنتي حكمفرما بوده است.
شهرام ناظري زمانی که در حال برگزاري كنسرت موسيقي شاهنامه فردوسي در اصفهان بود، در جمع خبرنگاران با اشاره به اين كه هنر و به ويژه موسيقي براساس هيچ معيار درست اجتماعي و هنري حركت نمي‌كند و همه چيز رها شده است، اظهار داشت: اگر اثر خوبي ساخته مي‌شود، نتيجه همت شخصي افراد است.
وي با بيان اين كه در تمام كشورها براي موسيقي‌هاي هنري به عنوان يك نياز اجتماعي برنامه‌ريزي مي‌شود، افزود: در بخش آموزش مطلقا فعاليتي صورت نگرفته است. هر گروهي بي‌رويه آموزش مي‌دهد و به همين دليل، مشكلات زيادي براي هنرجويان موسيقي به وجود آمده است.
ناظري با اشاره به اين كه اصفهان به دلايل تاريخي يكي از اركان موسيقي كشور بوده است، بيان كرد: هنوز هم وجود اساتيدي چون كسايي، شاه زيدي، ساسان سپنتا و شهناز مي‌تواند انگيزه كافي براي يک حركت بزرگ هنري ايجاد كند.
وي با بيان اين كه طي 100 سال اخير شاهنامه توسط خوانندگان موسيقي خوانده نشده و به دلايل سياسي و اجتماعي، طي اين مدت، ديدگاه تغزلي بر موسيقي سنتي حكمفرما بوده است، اضافه كرد: از چهار سال پيش اجراي شاهنامه را از كشور امريكا آغاز كرده‌ام.
اين خواننده برجسته با اشاره به اين كه ايران فرهنگي غني و هر منطقه موسيقي خاص خود را دارد، خاطرنشان كرد: از اين قابليت‌ها هيچ بهره‌برداري نمي‌شود و اهل هنر از اين موضوع رنج مي‌برند.

33 سال است که صدا و سیما آثارم را بدون اجازه پخش می‌کند
همچنین شهرام ناظری، در مراسم نکوداشت فرامرز پایور در بخشی از سخنانش گفته است: «صدا و سیما 33 سال است، آثارم را بدون اجازه پخش می‌کند.»
به گزارش سایت آفتاب، ناظری افزود: «در این 33 سال از هیچ‌گونه حمایت و امکانات بهره نگرفتیم و درعوض برای انجام هر کاری با مشکلات فراوان روبه‌رو بودیم.»
شوالیه آواز ایران نسبت به روزی که مثل همه دنیا در این کشور هم به فرهنگ اهمیت داده شود، اظهار امیدواری کرد و گفت: «برای برگزاری کنسرت با مشکلات زیادی چون سالن کوچک و غیراستاندارد، دوندگی‌های بسیار و قیمت های بالای اجاره سالن‌ها روبرو می‌شوم.»
او همچنین افزود: «در کشور ما به دلیل مخالفت‌های مذهبی به موسیقی کمتر از همه هنرها پرداخته شده است و هنوز کوچکترین مسائل موسیقی حل نشده است.»
اظهارات شهرام ناظری در شرایطی ایراد می‌شود که اخیرا احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد در تازه‌ترین سخنان خود مدعی شده بود «موسیقی هنر نیست و اگر موسیقی واقعا یک هنر بود، از این هنر باید در مسائل معنوی و ارزشی هم استفاده می‌شد.»
بی‌توجهی صدا و سیما به حق پخش
اما این اولین بار نیست که به پخش بدون مجوز موسیقی در صدا و سیما اعتراض می‌شود. بارها طی سال‌های اخیر موضوع مالکیت معنوی و مادی آثار موسیقایی در رسانه‌های ایران مطرح شده است؛ اما به نظر می‌رسد دولت و صدا و سیما به آن توجهی نمی‌کند.
در گذشته نیز یحیی شریعت‌نیا از شخص وزیر ارشاد و آقای ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما در مورد پخش بدون مجوز آثارش به دادگاه کارکنان دولت شکایت کرده بود.
پیش‌تر نیز همسر فرهاد، به پخش بدون اجازه آثار شوهر خود از صدا وسیما معترض بود.
نمونه شاخص این موضوع نیز، نامه جنجالی محمدرضا شجریان به علی لاریجانی، رئیس وقت سازمان صدا و سیما در بهمن سال ۷۵ بود که از وی خواست به شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون دستور دهد به جز دعای ربنا و نیز مثنوی افشاری که در ایام ماه رمضان و هنگام افطار از شبکه های مختلف پخش می شد، از پخش آثار دیگر وی خودداری کنند.
وی دراین نامه همچنین به سیاستهای سازمان در پخش آثار موسیقی حمله کرده و گفته بود: "سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آثارشان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند."
شجریان در این نامه نوشته بود: "چگونه است که بدیهی ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تاکید قوانین جاری کشور است زیر پاگذاشته می شود؟
البته دلیل اصلی اعتراض شجریان تحریفی بود که در یکی از تصنیفهای خوانده شده توسط وی صورت گرفته بود که در آن ترجیع بند "میهن ای میهن" از کل تصنیف حذف و تصنیف به صوتی ناقص پخش می شد.
پس از شجریان هنرمندان شناخته شده دیگری چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و... به نحوه استفاده از آثارشان در شبکه‌های مختلف معترض شدند، اما هیچ کدام از این اعتراضات گوش شنوایی پیدا نکرد.
به دنبال تقاضای شجریان، اجرا و آثار وی برای مدتها از شبکه‌های مختلف پخش نشد،اما رئیس وقت سازمان صدا و سیما و نیز مدیران زیر دستش هیچگاه به صرافت نیفتادند به دنبال ایجاد دایره‌ای حقوقی در سازمان مربوطه برای حل و فصل چنین دعاوی باشند.
این درحالی است که چه از نظر قانونی و چه به لحاظ فتاوایی که از سوی مراجع تقلید درباره غیر شرعی بودن این کار وجود دارد، صدا و سیما باید بابت پخش آثاری که در این سازمان تولید نشده اند، به مصنفان و شرکتهای تولیدی حق پخش پرداخت کند.
قانون حمایت از حقوق مولف و مصنف اگرچه در سال ۱۳۴۸ تصویب و متممی هم بر‌آن درسال ۱۳۵۲ افزوده شد، اما همچنان پا برجا و مورد وثوق محاکم قضایی برای مجازات متخلفان و رسیدگی به شکایت شاکیان است.
در بند ۲۲ این قانون ‌آمده "آثاری که برای نخستین بار درایران چاپ، یا پخش، یا نشر یا اجرا شده باشند و قبلا در هیچ کشوری چاپ یا نشر یا اجرا نشده باشند مورد حمایت این قانون قرار دارند" و در بند ۲۳ این قانون نیزپیش بینی شده "هرکس، تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یابه نام پدید آورنده، بدون اجازه او و یا عالما عامدا به نام شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند، به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.


 


فخرالسادات محتشمی پور پس از یک هفته بی خبری در تماسی کوتاه خبر از ادامه بازداشت خود داد.

به گزارش تحول سبز، محتشمی پور در این تماس کوتاه به خانواده اش اعلام کرده است که احتمالا تعطیلات عید نوروز را هم در بازداشت خواهد ماند.

وی همچنین با تاکید بر اینکه ملاقات هفتگی یکی از کمترین حقوق خانواده های زندانیان سیاسی است از دختر خود خواسته است تا پیگیر برقراری ملاقات های هفتگی با سید مصطفی تاجزاده، که مدتهاست قطع شده است، باشد.

خبرنگار تحول سبز از روحیه بالای فخرالسادات محتشمی پور در این تماس خبر داده است.


 


ندای سبز آزادی: در حالی که ناشران برای شرکت در نمایشگاه کتاب سال آینده آماده می‌شوند، خبرها و اظهارنظرهایی درباره محدود‌تر شدن سیاست‌های نشر به گوش می‌رسد.
لغو مجوز فعالیت ۱۰ ناشر یکی از نمونه‌های تازه این محدودیت‌ است؛ اما محدودیت نشر فقط به این موارد ختم نمی‌شود.
محکومیت زندان برای مدیران نشر
به گزارش رهانا، یاشار امینی از همکاران کانون نویسندگان ایران، برای گذراندن دوران یک سال محکومیتش بهمن ماه بازداشت شده و اکنون دوران محکومیت خود را در زندان می‌گذارند. یاشار امینی که هنرپیشه نیز هست بازیگر مجموعه‌های تلویزیونی مانند‌ «جنگ آفتاب»، «خاله قورباغه»، «کلبه نوروزی» و … بوده و همچنین نمایش‌نامه‌های «جنگ کور»، «بر چشم بد لعنت»، «گدو ‌می‌آید» و … را نوشته است.
یاشار امینی سال گذشته و در تاریخ ۱۶ خرداد ماه بازداشت و به مدت ۴۰ روز در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری و سپس با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. این در حالی است که نازی اسکویی مدیر مسئول انتشارات و علی امینی مدیر داخلی انتشارات «نشر دیگر» که پدر و مادر یاشار امینی نیز هستند هر کدام از طرف شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به یک سال زندان محکوم شده و در انتظار رأی دادگاه تجدید نظر به‌سر می‌برند.
«نشر دیگر» ناشر کتاب‌های علوم سیاسی، فلسفه سیاسی، تاریخ، اقتصاد، و آثار مدرن و کلاسیک سوسیالیستی، مسائل زنان و فمینیست از جمله کتاب «جامعه‌شناسی جنسیت» است که حتی مورد استفاده آموزش و پروش هم قرار گرفته است.
علی امینی مدیر نشر دیگر در مورد اتهامات یاشار امینی گفت: «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران از طریق طراحی پوستر برای کانون نویسندگان ایران، فعالان کارگری و زنان» از جمله اتهاماتش بود که به همین خاطر هم به یک‌سال زندان محکوم شد. یاشار در مراسم بزرگداشت احمد شاملو و محمد مختاری که هر سال در امام‌زاده طاهر برگزار می‌شد چند پوستر و چند بروشور هم در مورد فعالان زنان که برای ۸ مارس در خانه هنرمندان برنامه داشتند، طراحی و صفحه‌آرایی‌ کرده بود که مبنای صدور حکم قرار گرفته است.»
اعتراض ابوتراب خسروی به سانسور
آثار جديدم را به ارشاد نمي‌فرستم
همچنین ابوتراب خسروي(نويسنده) از فرستادن آثار جديدش به ارشاد براي اخذ مجوز نشر، ابراز بي‌انگيزگي كرد. او كه مدت‌هاست فعاليت‌هاي ادبي خود را به اتاق كارش محدود كرده، خود را خانه‌نشين توصيف مي‌كند و از شرايطي كه براي آثارش در عرصه نشر بوجود آمده؛ ناراحت است.
وي در گفت‌وگو با ايلنا افزود: توقف نشر كتاب‌هايم در اداره‌ي كتاب، مدت‌هاست كه موجبات دلزدگي مرا فراهم كرده است. در شرايطي اين‌چنيني ارائه‌ي اثر جديد و تقاضاي اخذ مجوز، برايم بي‌فايده مي‌نمايد بنابراين نوشته‌هاي جديدم را به اداره كتاب نمي‌‌فرستم.
خسروي ضمن بيان اين‌مطلب كه سرنوشت سه كتابش در ارشاد، قفل شده و تصوري از آينده‌ي آن‌ها ندارد، گفت: متاسفانه از ارسال آخرين رمان‌ام با نام «ملاكان عذاب» به ارشاد، يك سال مي‌گذرد ولي علي‌رغم پيگيري‌هاي صورت گرفته، هيچ پاسخي از اداره كتاب، مبني بر نشر يا عدم نشر آن يا حتي نتيجه‌ي مميزي‌ اين اداره را دريافت نكرده‌ايم.
اين نويسنده درحالي كه توقف تجديد چاپ شدن دو اثر ديگرش را يادآور شد، ادامه داد: در چنين شرايطي موقعيت يك نويسنده در جامعه، به مخاطره مي‌افتد چراكه به هر تقدير بخش عمده‌اي از مخارج و معيشت زندگي نويسندگاني همچون من، از حق تاليف كتاب‌ها تامين مي‌شود.
خسروي درمورد آثار تازه‌اش نيز گفت: درحال حاضر من نگارش يك مجموعه داستان را يه اتمام رسانده‌ام اما طبيعي‌ست كه باتوجه به بلاتكليف ماندن كتاب‌هاي پيشينم در اداره‌ كتاب، در تحويل آن به ناشر خودداري كنم زيرا در اين‌صورت سرنوشت آن نيز برايم قابل تصور نخواهد بود.
بی‌سلیقگی در سیاست‌های فرهنگی
يك ناشر معتقد است: بزرگ‌ترين مشكلي كه نشر با آن مواجه است، بي‌سليقگي در سياست‌هاي فرهنگي است و اين‌كه متر و ميزاني براي مميزي آثار وجود ندارد و شما نمي‌دانيد كه با آثار چه برخوردي قرار است، بشود.
منوچهر حسن‌زاده ـ مدير انتشارات مرواريد ـ در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به مشكلات پيش روي نشر كتاب، گفت: بزرگ‌ترين مشكل اكنون بي‌سليقگي است كه در سياست‌هاي فرهنگي وجود دارد؛ اين‌كه بي‌خود و بي‌جهت به كتابي گير مي‌دهند و شايعه مي‌شود كه كتاب‌ها سانسور و از آن‌ها كاسته مي‌شود. اين مسائل مخاطب را مردد مي‌كند كه آيا اين متني را كه من مي‌خرم، درست است يا نه؛ در حالي‌كه در واقعيت، موضوع به اين شدت نيست. اگرچه گاهي به كتابي اجازه‌ي چاپ نمي‌دهند؛ اما آن چيزي كه اجازه‌ي چاپ مي‌گيرد، آن‌طوري نيست كه ما خودمان را از آن اثر محروم كنيم. اما بازتاب عملي آن خيلي بيش‌تر از آن مقدار است؛ اگرچه اين محدوديت‌ها بسيار آزاردهنده است.
او ادامه داد: براي مثال، يك مترجم كه 30ساله است، يك سال از عمرش را براي ترجمه‌ي يك رمان 250صفحه‌يي مي‌گذارد كه كار رنج‌آوري است و او همه‌ي تلاش و توانايي خود را مي‌گذارد؛ چون اگر اشتباه كند، با نقدهايي كه از او مي‌شود، مورد داوري قرار مي‌گيرد؛ ولي علي‌رغم همه‌ي اين مشقات، ممكن است اثر او مجوز چاپ نگيرد.
اين ناشر بدترين قسمت مميزي‌ها را نداشتن متر و معيار خواند و گفت: براي مميزي معياري وجود ندارد.
مدير نشر مرواريد با اشاره به شرايط اقتصادي نشر خود، اظهار كرد: براي ما كه در پنجاهمين سال كار خود هستيم و كارمان را از صفر شروع كرده‌ايم و در حقيقت، زندگي مادي‌مان را در ابتدا از درآمد نشر كسب نمي‌كرديم، با حداقل هزينه در 50 سال پيش، از داخل خانه‌هاي‌مان شروع كرديم و به مرور به وضعيت فعلي رسيده‌ايم.
او تأكيد كرد: اگرچه الآن شرايط ما بد نيست؛ اما اگر كسي از ما مشورت بخواهد، براي شروع در اين كار ما ابعاد قضيه را براي او باز مي‌كنيم و او متوجه مي‌شود كه اين كار از نظر اقتصادي سودآور نيست و آن‌قدر كه گرفتاري‌اش زياد است، ايجاد درآمد نمي‌كند و ريسك بالايي دارد. مبناي اين كار فقط تجربه‌ي شما نيست؛ زيرا شما بر مبناي تمام چيزهايي كه مي‌دانيد، كتابي را منتشر مي‌كنيد؛ اما مي‌بينيد كه با توجه به فاكتورهاي ديگر چون سياست، و اقتصاد موفق نمي‌شويد و اين فاكتورها بر آن اثر منفي مي‌گذارد.
نبود سعه‌ي صدر براي بررسي کتاب‌ها
همچنین يك ناشر دیگر، گفت: کمي سعه‌ي صدر باعث مي‌شود همه با هم مهربان‌تر باشيم. ترديد نکنيد وضعيت بسامان‌تر خواهد شد.
يوسف عليخاني – مدير نشر آموت – در گفت‌وگو با ايسنا، با اشاره به شرايط حوزه‌ي نشر، گفت: براي چاپ يک کتاب از زمان انتخاب تا نشر، هزينه‌هاي زيادي صرف مي‌شود که هيچ اطميناني به بازگشت سرمايه‌ي اوليه نيست.
او با اشاره به شرايط اقتصادي کنوني، خاطرنشان کرد: تا دو سه سال قبل، ناشران، با استفاده از کاغذ و فيلم و زينک دولتي، به راحتي مي‌توانستند يک‌شبه بار خودشان را ببندند؛ اما در حال حاضر که نه کاغذ دولتي داده مي‌شود و نه وامي به کسي تعلق مي‌گيرد، ناشر نوپا و تازه از راه رسيده، مجبور است تمام حواشي امر را درنظر بگيرد تا بتواند روي پاي خودش بايستد. البته اين روند بهترين شيوه براي رسيدن به استقلال است اما ترديد نکنيد با تيراژهاي 1100تايي و نهايت 1650تايي هيچ ناشري نمي‌تواند تنها به انتشار آثار جدي و ماندگار بينديشد.
عليخاني مشکل ديگر حوزه‌ي نشر را نبود سعه‌ي صدر براي بررسي کتاب‌ها دانست و گفت: به نظر من، بزرگ‌ترين مشکل موجود نشر، مشکل مميزي است و اگر اين مشکل حل شود، ناشران قادر خواهند بود وقت‌شان را به کارهاي ديگر اين عرصه اختصاص دهند. من ناشر به جاي پي‌گيري مداوم براي دريافت مجوز نشر يک کتاب و به جاي رفع سوءتفاهم‌ها با مؤلفان و پاسخ‌گويي مدام به آن‌ها در خصوص دريافت مجوز کتاب‌هاي‌شان، مي‌توانم به سياست‌هاي بخش عرضه و تقاضا، زيباسازي کتاب‌ها، مراقبت بر کيفيت آثار و ديگر امور اين بخش، متمرکز شوم.
او خاطرنشان کرد: در آزادترين کشورها هم فيلتري به نام مميزي وجود دارد؛ اما اگر اين فيلتر نظام‌مند باشد، مشکلي نيست. در کشورهاي اروپايي و آمريکايي هم تا آن‌جا که من مي‌دانم، نمي‌توان کتابي منتشر کرد که با اصول قانوني و سياسي و مذهبي آن کشورها مغايرت داشته باشد؛ اما مسأله‌ي ما اين‌جاست که ناشران کتاب‌ها را به ارشاد مي‌برند و به لابيرنتي به نام مميزي مي‌رسند و بعد نه تنها کتاب‌ها، که مؤلفان هم در اين هزارتو گم و گور مي‌شوند. هيچ علامت راهنمايي هم در اين هزارتو وجود ندارد تا شما بتوانيد فکر کنيد به راحتي و با سلامت به منزل مقصود که همان دريافت مجوز باشد، مي‌رسيد.

بزرگ‌ترین مشکل نشر، نوسان قیمت است
همچنین مدیر نشر دوران، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به مشکلات حوزه‌ی نشر، بزرگ‌ترین مشکل نشر کتاب را نوسان قیمت‌ها خواند و افزود: قیمت‌ها در بازار کتاب نوسان دارند و هر روز قیمت کاغذ، چاپخانه و صحافی بالا می‌رود و ما هم مجبوریم قیمت پایانی کتاب را بالا ببریم که مسلما به کم ‌شدن تعداد مخاطبان کتاب منجر می‌شود.
ناصر بخشی درباره‌ی وضعیت پخش کتاب‌ نیز گفت: پخش کتاب در ایران مناسب نیست و هنوز سیستمی سنتی دارد؛ بنابراین ما با عواملی در ارتباط هستیم که آن‌ها کتاب‌ها را به فروشنده‌های جزء می‌رسانند. برخی کتاب‌ها نیز که با استقبال بیش‌تری مواجه هستند، خود مخاطبان آن‌ها را پی‌گیری می‌کنند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته