-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

Latest News from 30Mail for 03/10/2011

این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

1389/12/18

مخلوق

گزارش

آنچه می‌نویسم دیده‌های من از شش و نیمِ عصر تا هشتِ شب است:

به‌خاطرِ عادت به شب‌زنده‌داری، بسی دیر از خواب بیدار شدم. پانزده دقیقه به شش از خانه راه افتادم. در خیابانِ بهشتی ترافیکِ وحشتناکی بود. روشن بود که دلیل‌اش لشکرکشیِ حکومت به خیابان‌ها است. ساعتِ شش و نیم به میدانِ هفتِ تیر رسیدم. بیش‌تر نیروهای انتظامی و گاردِ ضدِ شورش بودند و کم‌تر لباس‌شخصی و بسیجی دیدم. حضورِ نیروها در میدانِ ولیعصر به‌طبع سنگین‌تر بود و می‌شد حضورِ مشهودِ لباس‌شخصی‌های بسیجی را در ضلعِ شمالیِ میدان نظاره کرد. راننده غر زد که «همین‌ها باعثِ این ترافیک هستند». در بلوارِ کشاورز گله‌های پراکنده از گاردی‌ها در پارکِ میانه‌ی بلوار پراکنده بودند. راننده از خیابانِ طوس واردِ انقلاب شد. ترافیکِ انقلاب رسماً خیابان را به پارکینگ بدل کرده بود. چیزِ چشمگیر بوق‌های نامعمول و اعتراضیِ ماشین‌ها بود.

نزدیکِ ساعتِ هفت در تقاطعِ وصالِ شیرازی و انقلاب از تاکسی پیاده شدم. جمعیتِ مردم همانندِ هفته‌ی پیش بود؛ سمتِ راستِ پیاده‌رو انبوه و نامعمول بود و سمتِ چپ شبیه به رفت و آمدهای روزمره. نیروهای لباس‌شخصی و گارد در سراسرِ خیابانِ انقلاب موضع گرفته بودند. به‌ویژه لباس‌شخصی‌ها بسیار زیاد بودند. اما وقتی از روبرویِ سر درِ دانشگاهِ تهران رد شدم هیچ نیرویی (حتی یک نفر) آنجا نبود، در حالی که هفته‌ی پیش آنجا را تا خرخره از بسیجی پُر کرده بودند. میدانِ انقلاب و پیرامونِ لاک‌پشتِ آن از موتورسوارهای هالو متورم بود.

از ایستگاهِ مترویِ انقلاب که گذشتیم دو سه موجودِ جوراب‌به‌سر میانِ مردم راه افتادند و با جلیقه‌ی سیاه و باتون (درست شبیه به دزدهای بانک) شروع کردند به تند تند راه رفتن و جمعیت را کنار زدن. یک خانمِ جوانی همینجور که می‌گذشت با خنده گفت «چه شبیهِ لولو!». نزدیکِ ساعتِ هفت و ده دقیقه بود که پیش از رسیدنِ به تقاطعِ ولیعصر/آزادی یک لباس‌شخصیِ سن‌بالا که شبیه به سردسته‌ها بود این نقاب‌داران را متوقف کرد و ازشان خواست که جوراب‌ها را از سر بردارند. یک لباس‌شخصیِ ریش‌دراز که کناره‌ی چپِ پیاده‌رو ایستاده بود با لحنی انتقادی و به‌ظاهر معقول گفت: «راست می‌گه بابا! آخه این چه کاریه؟». مردم جمع شده بودند و نگاه می‌کردند که عربده‌ها شروع شد: «وانستا آقا!» «برو!». انگار می‌خواستند این مشکلِ خانوادگی و درگیریِ درونیِ خودشان با یکدیگر را با فریاد زدن سرِ مردم جبران کرده باشند. به‌هرحال از این ماجرا مبسوط خندیدم. کمی جلوتر یک لباس‌شخصیِ نوجوان با جامه‌های پلنگی داشت کنارِ پیاده‌رو بر سجاده‌اش نماز می‌خواند و نوجوانِ دیگری از همان قماش در کنارِ او به مردم و دوست‌اش نگاه‌های متناقض می‌کرد؛ به ما که نگاه می‌کرد انگار خجالت می‌کشید و به او که می‌نگریست اندکی حسرت در چشمان‌اش بود. دل‌ام به حالِ هر دو سوخت.

از تقاطعِ اسکندری/آزادی اجازه‌ی پیش‌روی نمی‌دادند. اما مردم واردِ خیابانِ اسکندریِ شمالی می‌شدند و از کوچه‌پس‌کوچه‌ها باز به آزادی می‌رفتند. حدودِ ساعتِ هفت و نیم در نزدیکیِ تقاطعِ توحید/آزادی برخوردها شدیدتر بود و فضا ملتهب. یک مردِ سی و پنج ساله را همان موقع با خشونت و توهین بازداشت کرده بودند و با داد و هوار به‌دنبالِ خود می‌کشاندند. اجازه نمی‌دادند هیچکس پیش‌روی کند و کوچه‌پس‌کوچه‌های خیابانِ توحید هم پُر از لباس‌شخصی بود. یکی از میانسال‌های‌ِشان داشت یکی از نوجوان‌ها را همراه با پیاده‌روی توجیهِ عقیدتی می‌کرد و با مهربانی و لبخند چنین می‌گفت «من خودم هشت سال جبهه بودم. حاج فلانی هم همینجور...». از چهره‌ی نوجوانکِ تپل که هنوز بختِ ریش‌دار شدن هم نیافته بود، دودلی و سرگردانی می‌بارید. کمی دورتر یک جوان به دیگری آشناییِ سبز داد و گفت «تا سه‌شنبه‌ی بعد».

میدانِ توحید همانندِ همیشه پُر از بسیجیِ بیکار بود. از میدان به‌سویِ خیابانِ نصرت راه کج کردم. نزدیکی‌های ساعتِ هفت و چهل دقیقه در خیابانِ نصرت یک گله موتورسوار با چند پرچم به‌آرامی به‌سویِ میدانِ توحید می‌رفتند و ترکِ موتوریِ پیشاهنگ‌ِشان برعکس نشسته بود و از گله فیلم می‌گرفت. نمی‌دانم اینجور حرکت‌ها چه افتخاری دارد و فیلم‌گرفتن از آن به چه کارِشان می‌آید. در کل وضعیتِ ترحم‌انگیز و مبتذلی داشتند.

تصمیم گرفتم مسیر را به‌سوی میدانِ انقلاب برگردم. از نصرت واردِ فرصتِ شیرازی شدم و سپس به خیابانِ آزادی برگشتم. در راه یک جوان را نگه داشته بودند و یک سردسته‌ی لباس‌شخصی داشت به‌سختگی و عاجزانه محتویاتِ موبایلِ او را زیر و رو می‌کرد. همان حوالی یک لباس‌شخصی مانده بود و یک موتورِ بدونِ سوویچ! هی غرولند می‌کرد که یکی از همان قماش آمد گفت چه شده و او هم پاسخ داد «فلانی توی اسکندری هست و سوویچ رو هم با خودش برده»؛ کم مانده بود وسطِ پیاده‌رو از خنده روده‌بُر بشوم. ساعتِ پانزده دقیقه به هشت در ضلعِ غربیِ میدانِ انقلاب دو جوانِ ریشویِ بسیجی دو عکس از خامنه‌ای به‌دست گرفته بودند و تا جایی که می‌توانستند عکس‌ها را بالا می‌گرفتند که همه ببینند. به چهره‌ی یکی‌شان زل زدم و او نگاه‌اش را به جانبِ دیگری تغییر داد. نه شاد بودند نه خشمگین؛ می‌توانم بگویم خسته و پریشان‌حال بودند.

نزدیکیِ ساعتِ ده دقیقه به هشت در کنارِ دیوارِ نرده‌ایِ دانشگاهِ تهران (حدِ فاصلِ میدان تا سر درِ اصلی) یک هنگ نوجوانِ بسیجی با کلاه و باتون و جلیقه ایستانده بودند. یک لباس‌شخصیِ سی ساله دمادم به اینها سرکشی می‌کرد (در راهِ رفت هم همینجور بود). همین زمان چند تا از این نوجوان‌های نوباوه باتون‌ها را کنارِ نرده پارک کرده بودند، به دیوار لم داده بودند و برای خودشان سیر و سیاحت می‌کردند. این مسوول ناگهان آمد و گفت «این صف چرا خالیه؟ بیا واستا سرِ جات ببینم!». به‌راستی پس از کشفِ حجاب از لولوها این دومین باری بود که مبسوط می‌خندیدم. آخر مگر مجبورید بچه‌های مردم را زور کنید بیایند در خیابان باتوم‌کشی کنند؟ خب اینها هم نیاز به سرگرمی دارند و شک ندارم اگر روزی مانندِ عاشورا یا بیست و پنجِ بهمن باشد کم‌تر کسی از میانِ این نوجوانان می‌تواند به روی مردمِ خود پنجه بکشد؛ نه دل‌ و جراتِ این کار را دارند و نه آن باورِ جزمی را که پشتوانه‌ی سرکوب است. در همان زمان بود که یک گله موتورسوار از خطِ ویژه‌ی اتوبوس با ویراژ و گاز دادن باز پرچم بلند کرده بودند و برای خودشان نعره‌ی پیروزی سر می‌دادند، چندین نفر از لولوهای سابق‌الذکر نیز در میان‌ِشان دیده می‌شدند.

ساعتِ هشتِ شب به چهار راهِ ولیعصر رسیدم و بدبختانه مانندِ همیشه پیرامونِ تئاترِ شهر به لش‌کده‌ی ماشین‌های ضدِ شورش و نیروهای گارد و بسیج بدل شده بود. با اینحال اجراها لغو نشده بود و به تماشایِ «تماشاچیِ محکوم به اعدام» رفتم که مانندِ بسیاری از کارهای این روزها ارزشِ دیدن نداشت، مگر به‌خاطرِ دیدارِ رخِ زیبایِ یکی از بازیگرانِ دوست‌داشتنیِ من؛ الهام کردا. در ضمن نسیمِ ادبی هم (که از بهترین و محبوب‌ترین بازیگرانِ تئاتر نزدِ من است و در بازی‌اش گونه‌ای شورِ زندگی و گرمایِ زنانگی را می‌توانید بچشید) چند صندلی آن‌ورتر همراه با ما به تماشای تئاتر نشسته بود.

نه و نیمِ شب در پیرامونِ تئاترِ شهر تنها گاردی‌ها مانده بودند و کمابیش خلوت شده بود. رفت و آمدِ مردم شبیه به روزهای عادی شده بود و ماشین‌های عجیب و غریب در میدانِ ولیعصر نیز به چشم نمی‌خوردند.

تحلیل:
در کل نمی‌دانم نوشتنِ گزارش برای این روزها که به سه‌شنبه‌های اعتراض مشهور شده است تا چه حد سودمند است. چون چیزِ خاصی رخ نمی‌دهد و همه‌ی این روزها هم در «امنیتی‌شدنِ شهر» و «حضورِ سنگینِ سرکوبگران» به یکدیگر شباهت دارند. به‌نظرِ من ایده‌ی سه‌شنبه‌ها از جهتِ حضورِ موثر و چشمگیرِ معترضان کامیاب نبوده است. البته حکومت که به‌خودی‌خود حکمِ «تفِ سر بالا» را برای خودش دارد؛ به خیابان قشون می‌فرستد و خودش به صد زبان می‌گوید که وضعیتِ کشور به‌هیچ‌رو عادی و آرام نیست.

بدونِ هیچ تعارفی باید گفت که شمارِ معترضان در این دو سه‌شنبه‌ی اخیر کاهش یافته است. به‌عنوانِ نمونه‌ی شخصی، چندین نفر از دوستانِ خودم را می‌شناسم که دیگر به خیابان نمی‌آیند؛ یکی ویزای‌اش جور شده و، با وجودِ ادعاهای انقلابی، دیگر پای‌اش را به خیابان نمی‌گذارد؛ یکی ترسِ خودش و نگرانیِ نامزدش مشکل‌ساز است و دیگری هم دوست‌دخترش اجازه نمی‌دهد به خیابان بیاید. من باور دارم که هر کس به خیابان می‌رود بیش و پیش از هر چیز به‌خاطرِ خودش می‌رود؛ نخستین دلیلی که خودِ من را به خیابان می‌کشد بغضِ گلوگیری ست که با حضور در میانِ مردمِ همدل اندکی مرهم می‌یابد، که البته این روزها چندان بخت یار نیست (گرچه دیدنِ ناکارامدی، خوددرگیری و شلختگیِ سرکوبگران خودش کم انگیزه‌ای نیست) و دلیلِ دیگر عادت به نوشتنِ گزارش.

به‌هر حال ماهایی که به خیابان می‌رویم از آنانکه به هر دلیل نمی‌روند هیچ چیزی طلب نداریم، ولی به‌گمانِ من کسی که ادعایِ روشنفکرانه دارد و به حضورِ خیابانی اعتقاد دارد و دیگران را به‌خاطرِ برج‌عاج‌نشینی سرزنش می‌کند، باید به خیابان بیاید؛ این یک «بایدِ اخلاقی» و ناظر به لزومِ سازگاری میانِ باور و رفتار است. از همه‌ی اینها که بگذریم، نگرانیِ بیش‌ترِ من به‌خاطرِ فرصتِ هولناکِ حاکمیت در دو هفته سکوت و آرامشِ مطلق برای طرح‌ریزی و اجرای منویاتِ خامنه‌ای درباره‌ی رهبرانِ محبوسِ جنبش است.

* با اندک تلخیص


 
 

1389/12/18

جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با ارائه گزارشی از فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه، نسبت به سیطره نیروهای اطلاعاتی امنیتی بر دانشگاه و ورود غیرقانونی این نیروها به صحن دانشگاه اعتراض کرده و خواهان توقف چنین روندهایی شده‌اند.

این دانشجویان ضمن صدور بیانیه ای خواستار ایجاد فضایی مناسب برای ادامه تحصیل شان شده و یاد آور شده‌اند که فضای دانشگاه باید فضای اندیشه، گفتمان و نقد باشد.

دانشجویان دانشگاه تهران گفته‌اند: «این دانشگاه دیگر دانشگاه نیست. پیاده روی بازجویان وزارت اطلاعات و ماموران حراست است. دیگر اینجا مکان درس خواندن نیست. دانشگاه ما را، به ما برگردانید و در غیر این صورت ما را به اوین ببرید و از رنج تنفس در زندانی به نام دانشگاه رها کنید، بازجویان را ثبت نام کنید و آموزش دهید تا رفت و آمدشان به دانشگاه این همه بیهوده نباشد.»

در این بیانیه با اشاره به حمله به کوی دانشگاه تهران در 24 خرداد 88 آمده: «یکباردیگرهمگان نگریستند ، حتی رئیس دانشگاه تهران یک استعفای خشک و خالی نداد. یکبار دیگرجامعه علمی کشور ذلت پیشه کرد. پرونده کوی دانشگاه هنوز مورد بررسی قرار نگرفته، حتی گزارش پرونده کوی دانشگاه هنوز در صحن علنی مجلس قرائت نشده، بسیاری از دانشجویان در طی این یکسال و نیم بازداشت و روانه زندان شده‌اند. حمله به محل زندگی و استراحت دانشجویان نه تنها خاتمه نیافت که تبدیل به رسم و عادت خشونت طلبان شد.»

این بیانیه با تاکید بر این که «طبق مصوبه مجلس ورود نیروهای نظامی و امنیتی به صحن دانشگاه ممنوع است» تصریح کرده: «حضور مداوم بازجویان وزارت اطلاعات و ماموران حراست در صحن دانشگاه و کنترل دانشجویان موجب سلب امنیت روانی لازم برای دانشجویان است. تماسها و احضارهای مکرر به حراست و کمیته انضباطی و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات ، فضای رعب و وحشت در دانشگاه ایجاد کرده است.»

دانشجویان دانشگاه تهران در این بیانیه از روسای دانشگاه، استادان و هیئت علمی درخواست کرده‌اند که «نسبت به این فضای نامناسب در دانشگاه واکنش نشان داده و مانع حضور و ورود نیروهای نظامی ،اطلاعاتی، امنیتی به صحن دانشگاه شوند. اندیشه را با اندیشه می توان پاسخ گفت. اجازه دهید فضای دانشگاه، فضای اندیشه، گفتمان و نقد باشد که بی شک این فضا به سود منافع ملی خواهد بود.»

منبع: تحول سبز
 


 
 

1389/12/18

کشورهای موسوم به گروه پنج به علاوه يک روز چهارشنبه در بيانيه ای از ايران خواستند با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری کند.

گرگوری بردنيکوف، سفير روسيه در آژانس بين المللی انرژی اتمی در بيانيه ای که به نمايندگی از پنج به علاوه يک قرائت کرد گفت: «ما با هدف و روحيه همکاری به مذاکرات ژنو و استانبول آمديم و در جريان مذاکرات استانبول ايده های سازنده زيادی برای تقويت اعتماد سازی و بهبود مذاکرات با ايران مطرح کرديم.»

وی افزود: «در حالی که تلاش های ما هيچ نتيجه ای در پی نداشت، کماکان از ايران می خواهيم روحيه همکاری از خود نشان دهد.»

سفير روسيه در ادامه گفت: «ما آمادگی خود را برای ورود به يک روند فعال با ايران اعلام می کنيم. از ايران انتظار داريم عملگرايانه و واقعگرايانه عمل کرده و به پيشنهادهای ما و باز بودن درهای گفت و گو توجه کند.»

پنج کشور عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل يعنی چين، آمريکا، روسيه، فرانسه و بريتانيا همراه با آلمان، کشورهای موسوم به پنج به علاوه يک هستند که در موضوع اتمی جمهوری اسلامی، با ايران گفت وگو می کنند.

يوکيا آمانو، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی نیز روز دوشنبه و در جلسه افتتاحيه شورای حکام آژانس گفت که صلح آميز بودن فعاليت های اتمی ايران قابل تاييد نيست و افزود که نمی تواند تضمين کند ايران در پی دستيابی به بمب اتمی نيست.

منبع: رادیو فردا

پیشینه:
آژانس نمی تواند صلح آمیز بودن فعالیت های اتمی ایران را تایید کند


 
 

فرمانده نیروی انتظامی:
1389/12/18

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی خواسته که پلیس راهنمایی و رانندگی با «بدحجابی»، «رفتارهای غیراخلاقی»، «نصب تصاویر و علائم شیطان پرستی» و «نوشته‌های موهن» در برخی خودروها برخورد کند.

وی که در همایش مدیران ترافیک سراسر کشور در خصوص اجرای قانون راهنمایی و رانندگی در سال 90 سخن می‌گفت، از جذب «پلیس افتخاری» در قانون جدید خبر داد.

فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به استفاده از تصاویر و علائم «شیطان پرستی» و «نوشته‌های موهن» در برخی از خودروها، تاکید کرد: «از پلیس راهنمایی و رانندگی انتظار داریم که با مشاهده چنین تصاویر و نوشته‌هایی برخورد کند.»

احمدی مقدم در اظهار نظر مشابهی خواستار آن شد که ماموران پلیس راهنمایی و رانندگی در صورت مشاهده «بدحجابی» و «رفتارهای غیر اخلاقی» در خودروها با آن‌ها برخورد کنند.

منبع: مهر


 
 

1389/12/18

مصطفی تاج زاده احکام صادر شده برای دستگیرشدگان پس از انتخابات را احکامی سیاسی، غیرقانونی و از پیش مشخص شده خوانده و صدور آن‌ها را نشانه رفتار یک دولت کودتایی نامقتدر و نامشروع دانسته است.

وی در پاسخ به پرسش‌های خوانندگان صفحه فیس‌بوکش افزوده: «هدف حزب پادگانی از صدور چنین احکامی این است که یک شمشیر دموکلیتوسی بالای سرمان نگاه دارند تا بیرون زندان دست از پا خطا نکنیم و منفعل بمانیم.»

تاج‌زاده با بیان این که «ما بدهکار ملت هستیم و نه بدهکار بازجوها در اوین» اعلام کرده: «من با همین تن رنجور آمادگی زندان را دارم. ولی هرگز از حق خداداد خودم برای اندیشیدن، سخن گفتن و کار جمعی و حزبی کردن صرف نظر نمی‌کنم و مادام که زنده‌ام احدی در کسوت فقاهت یا مسند قضاوت نخواهد توانست این حق را از من سلب کند.»

وی با تاکید بر این که «جسم من در اختیار آن‌‌ها است، اما روحم، ایمانم، امیدم و آزادی‌ام هرگز» گفته: «زیر بار این بخش از حکم قرون وسطایی دادگاه که مرا می‌خواهند از حقوق مسلم و خدادادی‌ام محروم کنند نخواهم رفت. صدور همین احکام نشانگر این است که در کشور یک کودتای واقعی اتفاق افتاده است.»

مصطفی تاج‌زاده با بیان این که «زندان‌ها را هم مثل بقیه جاهای ایران سراسر سبز خواهیم کرد» گفته: «به مسئولان پرونده‌ام هم صراحتاً گفته‌ام که سکوت نخواهم کرد و فعالیت‌های قانونی و اصلاح‌طلبانه خود را به جد دنبال خواهم کرد، چه در زندان و چه خارج از آن. البته آنان به تجربه دریافته‌اند که دایره نفوذ سخنان ما در زندان بسیار بیشتر از خارج زندان خواهد بود.»

منبع: صفحه فیس‌بوک مصطفی تاج‌زاده
 


 
 

1389/12/18

مصطفی قاسمی، رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران از افزایش 15 تا 17 درصدی بیماران کلیوی در کشور خبر داده و گفته تا کنون هیچ‌گونه کار شاخص علمی در زمینه بیماران کلیوی در کشور انجام نشده است.

این در حالی است که در 6 ماهه نخست امسال نیز حدود 800 نفر از بیماران دیالیزی کشور تحت عمل جراحی پیوند کلیه قرار گرفته‌اند که بر اساس پیش بینی‌های صورت گرفته انتظار می‌رود این آمار در پایان سال به بیش از 2100 نفر برسد.

هم‌اکنون به دلیل اینکه فرهنگ استفاده از اجزای بیمار مرگ مغزی برای پیوند به بیماران هنوز جا نیفتاده عده‌ای برای تامین نیازهای مالی خود به فروش کلیه خود اقدام می‌کنند و قیمت فروش یک کلیه به مرز 10 میلیون تومان هم رسیده است.

مصطفی قاسمی، رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران با انتقاد از پرداخت یک میلیون تومان هدیه ایثار به دهنده کلیه از سوی دولت، گفت: «انجمن بیماران کلیوی از ابتدا که این موضوع مطرح و سپس اجرایی شد، با آن مخالف بود. هزینه‌های درمانی به قدری سنگین است که این یک میلیون تومان هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. ضمن اینکه مراحل پرداخت آن به قدری طولانی و خسته کننده شده است که برخی بیماران حوصله‌ای برای پیگیری مراحل دریافت این مبلغ را ندارند.»

قاسمی افزود: «بنیاد بیماریهای خاص 16 میلیارد تومان بودجه از دولت می‌گیرد اما الان سه ماه است که هدیه ایثار یک میلیون تومانی به دهندگان کلیه پرداخت نشده است. »

خطر وقوع بیماری‌های قلبی و عروقی در مبتلایان به نارسایی پیشرفته کلیه 30 برابر جمعیت عادی است از همین رو شعار امسال روز جهانی کلیه «با مراقبت از کلیه‌های خود از بیماری‌های قلبی و عروقی پیشگیری کنید» انتخاب شده است و تبلیغات آن در چند روز گذشته در سطح شهر دیده می‌شود.

به گفته محسن نفر، دبیر انجمن علمی نفرولوژی همه افراد به‌طور روتین سالی یک بار با مراجعه به مراکز درمانی می‌توانند از سلامتی کلیه خود آگاه شوند به‌طوری که نارسایی کلیه به عنوان بیماری خاموش هیچ گونه علائم بالینی ندارد و زمانی فرد متوجه بیماری خود می‌شود که خیلی دیر شده است. 

دکتر عباس بصیری، رئیس مرکز تحقیقات کلیه و مجاری ادراری دانشگاه بهشتی نیز اعلام کرده سنگ کلیه شایعترین عارضه اورولوژی در ایران و جهان است که در کشور ما آمار شیوع این بیماری 37درصد است.

منبع: تهران امروز
 


 
 

1389/12/18

دکتر حسین سیف‌زاده استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، عصر روز دوشنبه ۱۶ اسفند ماه، با ابلاغ مستقیم آموزش به طور قطعی از دانشگاه تهران اخراج گردید.

اوایل هفته جاری مکاتباتی با این استاد در این خصوص از سوی حراست و همچنین ریاست دانشگاه تهران صورت گرفته بود ولی در کمال ناباوری تمامی دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران حکم قطعی اخراج این استاد در عصر روز دوشنبه به وی ابلاغ شد.

بنا به اظهار برخی از دانشجویان، مسئولین آموزش دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در خصوص این اخراج عنوان داشته‌اند که دکتر سیف زاده بنا به صلاحدید مسؤولین بازنشسته شده است.

بسیاری از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی در ترم جاری با وی واحدهای درسی متفاوتی برداشته اند و با اعلام این خبر دانشجویان در بلاتکلیفی به سر می‌برند.

همچنین خبر این اخراج باعث اعتراضات گسترده‌ای در سطح اساتید و دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه شده است.

به گزارش جرس پرونده این استاد در حراست دانشگاه تهران شامل عکس‌هایی از او در محیط دانشگاه و مجموعه کامل ضبط شده از صدای وی در هنگام ارائه درس در کلاس‌های مختلف است که ضبط و جمع آوری این اطلاعات توسط عوامل نیروهای حراست و بسیج دانشجویی دانشکده صورت گرفته است.

اول آبان ماه امسال نیز دکتر سیف زاده به حراست دانشگاه تهران فراخوانده شده و به مدت سه ساعت و نیم توسط ماموران وزارت اطلاعات در خصوص مباحث مطرح شده در سر کلاس های درسی اش بازجویی شده است. در همان تاریخ برخی از سایت‌های خبری از اهانت و برخورد فیزیکی با این استاد در حین بازجویی خبر دادند.

دوهفته پیش کامران دانشجو وزیر علوم در سخنانی تهدید آمیز گفته بود: «اگر تعداد بسیار قلیلی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها همچنان اصرار دارند که با جریان فتنه همراهی کنند مسئولان مربوطه باید به صورت قاطع و در چارچوب قوانین با آنها برخورد کنند. در این شرایط خطاب به مدیران دانشگاهی تأکید می‌کنم که هیچ مدیری در هیچ دانشگاه دولتی و یا غیردولتی حق مسامحه با این افراد را ندارد.»

حسین سیف‌زاده دارای مدرک دکتراى علوم سیاسى از دانشگاه سانتاباربارا کالیفرنیا و فوق دکتراى علوم سیاسى از دانشگاه هاروارد است. وی تا کنون 22 کتاب تالیف و 172 مقاله فارسی – انگلیسی به رشته تحریر در آورده که تعداد قابل توجهی از تالیفات وی نیز موفق به دریافت مجوز چاپ نشده است.

منبع: دانشجونیوز، جرس
 


 
 

1389/12/18

سحام نیوز از قول یکی از اعضای خانواده کروبی خبر داد که آنها همچنان هیچ خبری از پدر و مادرشان ندارند.

این عضو خانواده کروبی گفت: «متاسفانه تا این لحظه هیچ اطلاعی از وضعیت مهدی کروبی و فاطمه کروبی نداریم و بنا به شواهد قوی معتقدیم ایشان در منزل نبوده و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند.»

وی تاکید کرد: «تا زمانی که به صورت حضوری با پدر و مادر در منزل دیدار نداشته باشیم، هرگونه خبر مبنی بر حصر خانگی ایشان و مواردی از این دست را تکذیب می‌کنیم.»

به گزارش سحام نیوز هنوز از سرنوشت سومین عضو خانواده کروبی، یعنی علی کروبی که در بازداشت به سر می‌برد نیز خبری در دست نیست.

سایت کلمه پیشتر در خبری از «بازداشت خانگی» موسوی و رهنورد نوشته بود که با واکنش رسانه‌ها و فعالان جنبش سبز روبه‌رو شد.

منبع: سحام‌نیوز
 


 
 

1389/12/18

در پی تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی علیه ایران که موجب بسته شدن حساب‌های ایران در بیشتر کشورهای اروپایی شد، دو بانک اسپانیایی نیز اعلام کرده‌اند حساب‌های بانکی ایران در این کشور را بسته‌اند.

به گزارش پرس تی وی، دو بانک اسپانیایی «بانکو استاندر» و «لا کیشا» دستور بسته شدن حساب سفارت ایران را صادر کرده‌اند اما هنوز حساب‌های شخصی ایرانیان مقیم اسپانیا و همچنین حساب‌های شخصی کارکنان سفارت را نبسته‌اند.

بانک‌های اسپانیایی گشایش هر نوع حساب جدید مشتریان ایرانی را مشروط به تایید شورای عالی بانکی این کشور کرده‌اند اما تا کنون همه تقاضاهای جدید در این زمینه رد شده و این اقدام مشکلاتی برای شهروندان ایرانی بی‌ارتباط با جمهوری اسلامی نیز فراهم آورده است.

این در حالی‌ست که یک هیئت اقتصادی ایرانی متشکل از اعضای عالی‌رتبه اتاق بازرگانی ایران به منظور دیدار با مقام های اسپانیایی و گفت‌وگو بر سر توسعه روابط اقتصادی دو کشور، روز دوشنبه گذشته وارد مادرید شدند.

این دیدار در جریان همایش بین المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایران صورت خواهد گرفت که هدف آن تشویق اسپانیایی‌ها برای مشارکت و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی ایران از جمله حوزه نفت و انرژی است.

در عین حال سفیر ایران در اسپانیا مدعی‌ست که تحریم‌ها علیه ایران «بی اثر» بوده از «آمادگی اسپانیایی‌ها برای سرمایه‌گذاری در ایران» خبر داد.

اقدام بانک‌های اسپانیائی در شرایطی انجام گرفته که با تصویب چهارمین قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر نیز به طور جداگانه بر شدت تحریم‌ها افزوده‌اند.

منبع: مردمک

پیشینه:

امارات ٤١ حساب بانکی ایرانی را در راستای تحریم‌ها مسدود کرد

حساب بانکی پرس تی وی در لندن مسدود شد

آمريکا دو بانک ایران و شرکت نفت و گاز پارس را تحریم کرد

 


 
 

1389/12/18

محمد خاتمی، در تماسی تلفنی با فرزندان میر حسین موسوی و زهرا رهنورد از حصر غیر قانونی آنها ابراز تاسف و از فرزندان موسوی دلجویی کرد.

به گزارش کلمه، آقای خاتمی در این تماس خطاب به دختران موسوی گفته است: «با حصر غیر قانونی فرزند معنوی امام و همسر مبارز و عالم ایشان با اتهام های واهی هر روز ضربه ای جدید به انقلاب وارد می شود.»

آقای خاتمی در تماس تلفنی خود با فرزندان موسوی، با تاکید بر صداقت میرحسین و «دلبستگی وی برای  بازگشت به ارزشهای انقلاب» نسبت به حل مسئله حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز ابراز امیدواری کرد.

میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان از روز 25 بهمن ماه ابتدا با حصر کامل خانگی مواجه شدند اما چندی بعد به گفته نزدیکانشان توسط نیروهای امنیتی ربوده شده و به مکان نامعلومی برده شدند.

درباره بازداشت یا حصر خانگی رهبران سبز گزارش‌های ضد و نقیضی منتشر شده است. روز گذشته وب‌سایت کلمه گزارش داد انتقال میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به زندان حشمتیه تایید نشده و آنها در حصر خانگی به سر می‌برند. با این حال درباره مهدی کروبی و همسرش وضعیت همچنان مبهم است.

چندی پیش دختران موسوی در نامه سرگشاده‌ای اعلام کردند که هیچ خبری از وضعیت سلامت پدر و مادرشان ندارند و ارتباطشان با آنها به طور کامل قطع شده است.

منبع: کلمه


 
 

1389/12/18

علی مطهری‌، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی می‌گوید چنانچه «تز مکتب ایرانی» از سوی احمدی‌‌نژاد متوقف نشود سوال از وی در دستور کار قرار می‌گیرد.

آقای مطهری در نطق میان دستور خود در جلسه علنی امروز مجلس، با انتقاد از مواضع اسفندیار رحیم‌مشایی و محمود احمدی‌نژاد درباره «مکتب ایرانی» گفت: «مکتب ایرانی که توسط مشایی مطرح شده و توسط احمدی‌نژاد هم به دلیل ضعف بینش اسلامی و ارادت به مشایی مطرح می‌شود، کیان اسلامی را تهدید می‌کند.»

اسفندیار رحیم مشایی، رییس دفتر محمود احمدی‌نژاد یکی از دولتمردانی است که متناوبا از مکتب ایرانی سخن می‌گوید و انتقادهای فراوانی را از سوی محافظه‌کاران متوجه خود کرده است.

مطهری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «نمونه دیگر مسأله حجاب است. بعد از مصاحبه چند ماه پیش آقای احمدی‌نژاد، پوشش اسلامی رو به انحطاط نهاد که حتی این روزها می‌بینیم حجاب در حد بلوز و شلوار رسیده است.»

این نماینده مجلس در پایان تاکید کرد: «چنانچه احمدی‌نژاد تز مکتب ایرانی را متوقف نکند و همچنان به مسأله حجاب و عفاف بی‌توجه باشد ضمن حمایت از خدمات دولت موضوع سوال از رییس‌جمهور را که به دلیل اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها متوقف کرده بودیم در دستور کار قرار می‌دهیم.»

منبع: آٰفتاب
 


 
 

1389/12/18

الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی می‌گوید هفت نفر در ایران معوقات بانکی ۱۵۰۰ میلیارد تومانی دارند.

آقای نادران که امروز گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد مطالبات شبکه بانکی کشور را در مجلس قرائت می‌کرد، این گزارش را فاقد شفافیت و کارشناسی لازم دانست و خواستار اعلام اسامی این هفت نفر که به گفته وی معوقات بانکی ۱۵۰۰ میلیارد تومانی دارند شد.

وی گفت: «از مجموع معوقات بانکی، هفت میلیون نفر بدهی‌هایشان حدود یک و نیم میلیون تومان است و ۹ پرونده وجود دارد که هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بدهی به سیستم بانکی دارند که تنها معوقات دو پرونده وصول شده است.»

وی افزود: «باید این گزارش اعلام می‌کرد که هفت نفر باقیمانده چه کسانی هستند و چرا بدهی‌های خود را نمی‌پردازند.»

روز چهارشنبه، کمیسیون اقتصادی مجلس در گزارش خود پیرامون مطالبات شبکه بانکی کشور، بر افزایش حجم مطالبات معوقه بانکی در ۱۰ سال گذشته تأکید و اعلام کرد که کل مطالبات «معوق و مشکوک‌الوصول بانک‌های دولتی و بانکی‌هایی که دولت در آن ها سهم دارد» افزایش یافته و از «۱۵۰ هزار و ۴۲۳ میلیارد ریال در اسفند ۸۶» به «۳۳۵ هزار و ۶۶۵ میلیارد ریال در شهریور ۸۹» رسیده است.

الیاس نادران در این زمینه تأکید کرد: «در بخشی از گزارش، ۲۰ عامل فرابانکی در مورد معوقات به سیستم بانکی معرفی شده که هفت مورد مربوط به قوه قضائیه و سه مورد در مورد نرخ تورم، نقدینگی و تغییرات قیمت ارز و دو مورد نیز در مورد بحران اقتصادی جهانی است.»

وی در ادامه افزود: «در این گزارش هیچ اشاره‌ای به نقش دولت و عوامل ذی‌نفوذ در دولت که همه ابزارهای پولی و اعمال قدرت را در اختیار دارند، نشده است.»

نماینده مردم تهران با تأکید بر این که گزارش مزبور یک بار دیگر در آستانه قرائت با تذکر وی به کمیسیون بازگشته بود، اعلام کرد که گزارش جدید همچنان دارای «تناقضات متعدد» است.

الیاس نادران این گزارش را «فاقد شفافیت، کارشناسی لازم و ساز و کار لازم برای حل مشکل کشور» دانست و در انتقاد از آن اعلام کرد که «اگر قرار بود مشکلات سیستم بانکی به درستی کالبد شکافی شود، باید بدهی افراد مختلف به سیستم بانکی طبقه بندی و میزان آن اعلام شود.»

منبع: ایسنا و رادیو فردا


 
 

1389/12/18

اکبر هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای مجلس خبرگان گفته است که آیت‌الله علی خامنه‌ای دستور داده است با افراطیون خاطی که «خارج از قانون» اقدام به توهین و افترا می‌کنند برخورد شود.

آقای رفسنجانی سه‌شنبه شب در جمع ۶۰ نماینده مجلس خبرگان که به دیدار وی رفته بودند، این مطلب را بیان کرده است.

هاشمی گفته که «رهبری، دستور برخورد با افراطیون خاطی را که خارج از قانون، اقدام به توهین و افترا می‌کنند صادر کرده‌اند و امیدواریم این پدیده زشت و مضر در کشور متوقف شود.»

وی افزوده است: «متأسفانه روش ضد ارزشی و زشتی توسط گروهی افراطی در بعضی مناطق در برخورد با برخی روحانیون انجام می‌شود و می‌گویند آن‌گونه که ما فکر می‌کنیم ائمه جمعه هم باید همان‌گونه بیاندیشند و خلاف سخنان آنان سخنی نگویند.»

در این دیدار آقای هاشمی از آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، رئیس جدید مجلس خبرگان، تشکر کرده و گفته است: «باید از آیت‌الله مهدوی ‌کنی تشکر کنیم که با وجود کسالت، این مسئولیت را با محبت پذیرفتند.»

در هفته های اخیر و بویژه در آستانه انتخابات مجلس خبرگان، رسانه‌های نزدیک به دولت و رهبر جمهوری اسلامی تبلیغات گسترده‌ای را علیه هاشمی رفسنجانی و خانواده وی صورت دادند.

همزمان فیلمی از لباس شخصی‌ها در اینترنت منتشر شد که در آن با الفاظ رکیک به فائزه هاشمی توهین می‌کردند.

این فیلم که بازتاب گسترده‌ای داشته است با واکنش دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران روبرو شد و دادستانی تهران روز سه‌شنبه اعلام کرد که چند نفر در رابطه با توهین به دختر آقای رفسنجانی بازداشت شده‌اند.

منبع: سایت هاشمی رفسنجانی و رادیو فردا

پیشینه
فحاشی لباس شخصی‌ها با الفاظ رکیک به فائزه هاشمی
آیت‌الله مکارم شیرازی: فیلم توهین به فائزه هاشمی بسیار زننده بود


 
 

1389/12/18

ایرج افشار، کتابشناس و پژوهشگر حوزه ایرانشناسی و مولف، گرآورنده و مصحح حدود ۳۰۰ عنوان کتاب پس از طی یک دوره بیماری خونی در ۸۵ سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت.

خبرگزاری‌ها چند روز پس از بستری شدن ایرج افشار در بیمارستان جم، روز چهارشنبه خبر درگذشت این ایران‌شناس شهیر را منتشر کرده‌اند.

فهرست مقالات فارسی از یادگارهای بی نظیر اوست و دوره فرهنگ ایران زمین و نامواره افشار در پژوهشهای ایرانی از کارهای شاخص او به شمار می رود. وی معرفی کننده دهها نسخه قدیمی به جامعه کتابخوان ایران و محققان ایرانشناس است و بسیاری از متون و اسناد مشروطیت را تصحیح و منتشر کرده است و بنیانگذار چندین مجله و سردبیر شماری از بهترین مجلات دانشگاهی ایران بود.

ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد و در دبستان زرتشتیان و شاهپور تجریش و دبیرستان فیروز بهرام تحصیل کرد.

او فرزند محمود افشار، روزنامه‌نگار و شاعر موسس مجله آینده، بنیانگذار موقوفات دکتر محمود افشار یزدی و یکی از استادان مدرسه دارالفنون بود. ایرج افشار در سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۵ به عنوان مدیر داخلی مجله آینده فعالیت داشت و پس از درگذشت پدرش، سردبیری این مجله را بر عهده گرفت.

آقای افشار در سال ۱۳۲۸ با ارائه رساله اقلیت‌ها در ایران در رشته حقوق قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. اما عمده فعالیت علمی او در زمینه تاریخ و ادبیات کلاسیک و مشروطه بود.

سردبیری مجله سخن به صاحب امتیازی پرویز ناتل خانلری و مدیریت مجله کتاب‌های ماه و سردبیری مجله راهنمای کتاب از جمله فعالیت‌های او در حوزه مطبوعات پیش از انقلاب ایران بوده است.

او همچنین مدتی ریاست کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران و ریاست مرکز ملی کتاب وابسته به کمیسیون ملی یونسکو را بر عهده داشت.

ایرج افشار همچنین عضو هیات ناظر دانش‌نامه ایرانیکا، عضو افتخاری انجمن مطالعات ایرانی در آمریکا و کتابشناس آثار فارسی در دانشگاه هاروارد و از اعضای شورای علمی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی در تهران بود.

منبع: بی‌بی‌سی و ایسنا


 
 

1389/12/18

مهدی جامی
سیبستان

روز سه شنبه کلمه متنی مبهم و بی منطق منتشر کرده که مثلا خبر قبلی اش را در باره زندانی شدن رهبران سبز تصحیح کند و از اینکه چنان خبری داده است عذرخواهی کرده است. من فکر می کنم این عذرخواهی که انگار ادای نوعی حرفه ای گری است، بیجا و بی معنا ست. جای عذرخواهی نبوده است و کلمه در خبررسانی در باره مهمترین و حساس ترین مساله امروز جنبش با بی مسئولیتی و بی دقتی آشکاری برخورد کرده است. برای اینکه روشن شود مشکل خبر چیست روگرفتی از متن خبر را اینجا می گذارم:

«پس از سه هفته ابهام و تناقض در گفتار مسوولین  عالیرتبه و  نپذیرفتن مسوولیت قطع ارتباط موسوی و کروبی توسط  متصدیان امور، تحقیق و بررسی کلمه مشخص کرد آقای موسوی و خانم رهنورد در بازداشت خانگی به سر می برند./ به اطلاع مخاطبان محترم می رساند، در روزهای گذشته با توجه به  انکار و ابهام  مسوولین در اطلاع رسانی، با پیگیری زیاد،  خبری به کلمه مبنی بر انتقال موسوی و رهنورد به  پادگان حشمتیه  رسیدکه بر  مبنای آن و نیز به دلیل برخی اخبار نگران کننده دیگر اقدام به اطلاع رسانی صورت گرفت. بدیهی است تناقض گویی، پرده پوشی و ابهام در گفتار مسوولان در مورد وضعیت این عزیزان نیز به اخبار نگران کننده دامن می زد، وضعیتی  ابهام الودی که هم اکنون نیز از سوی مسوولان ادامه دارد. عدم شفافیت و صداقت مسوولان در این زمینه  و عدم اطلاع رسانی  امکان دریافت خبر دقیق و  قطعی را تا کنون با مشکلات جدی مواجه کرده است./ اما با  ادامه تحقیقات کلمه در روزهای اخیر  مشخص شد خانم رهنورد و آقای موسوی  تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی  به سر می برند که  بدینوسیله خبر انتقال و از منزل به  بازداشتگاه تصحیح و از  مخاطبان محترم عذر خواهی می شود./ لازم به ذکر است  وضعیت نگهداری ایشان در منزل، با توجه به قطع کامل ارتباطات با دنیای خارج و سلب اختیار تردد از ایشان، چیزی فراتر از حصر به معنای ممنوعیت  تردد و خروج از منزل است  و در واقع نوعی بازداشت خانگی است که تاکنون هیچ مرجع قانونی حاضر به موضع گیری و پذیرش مسئولیت رسمی این عمل غیر اخلاقی و غیر حقوقی نشده است. کلمه در صورت  هر گونه اطلاع از وضعیت آقایان موسوی و کروبی مخاطبان  را در جریان قرار خواهد داد.»
 
این خبر یک دو جزء خبری دارد اما با همه اجزای خبر زندانی شدن رهبران سبز همپوشانی ندارد. بنابرین تا تکلیف همه اجزا روشن نشود خبر سابق به قوت خود برقرار است.
 
این خبر می گوید انتقال به «حشمتیه» نادرست بوده است و موسوی و رهنورد در بازداشت خانگی هستند. 
 
این خبر نمی گوید:
آیا در تمام این مدت که خبر انتقال به حشمتیه مطرح بوده انها در خانه خود بازداشت بوده اند؟
این خبر نمی گوید مهدی کروبی و فاطمه کروبی هم در خانه خود در بازداشت اند؟
این خبر روشن نمی کند که ایا فرزندان موسوی و رهنورد با آنها ملاقات کرده اند؟
این خبر نمی گوید که اگر رهبران سبز در خانه خود بازداشت اند چرا فرزندان آنها در این مدت خبرهای دیگری داده اند؟
 
این خبر می گوید «تا لحظه» نوشتن خبر موسوی و رهنورد در خانه بوده اند. یعنی خبرنویس اطمینان ندارد که پس از آن هم در خانه مانده باشند و به جای دیگری منتقل نشده باشند. در واقع «در لحظه» نوشتن خبر در خانه بوده اند؛ نه «تا لحظه» نوشتن خبر که بین خبر حشمتیه و این خبر را می پوشاند.
 
شب امیرارجمند به بی بی سی می گوید موسوی و رهنورد امروز ساعاتی در خانه بوده اند! و خود هم اذعان دارد که قطعا پیش از این مدتی در خانه نبوده اند. معنای این دو جمله بسادگی این است: موسوی و رهنورد به محلی در خارج خانه منتقل شده بوده و در آنجا بازداشت بوده اند و امروز ساعاتی به خانه برده شده اند. لابد برای اینکه قسم حضرت عباس مقامات قضایی تماما دروغ نباشد.
 
آیا این موضوع نقض انتقال انها به خارج از خانه آنها ست؟
 
و بر فرض که نام آن محل که آنها در خارج خانه زندانی بوده اند «حشمتیه» نبوده باشد تغییری در وضعیت انها می دهد؟
 
از آن بدتر ساعتی پس از این انتشار این خبر سحام نیوز نوشت که از کروبی ها خبری در دست نیست و شواهد قوی حاکی است که آنها در خانه خود نیستند. چطور می شود که موسوی و رهنورد در خانه باشند و کروبی ها در خانه نباشند؟
 
 نهایتا: مگر مکرر نگفتند و نشنیدیم که تکذیب خبر زندانی بودن رهبران سبز منوط به تماس فرزندان آنها با ایشان است؟ من نمی دانم چه اضطراری موجب شده یک خبر بی سر و ته در تکذیب خبر قبلی و در واقع تایید ادعاهای مقامات منتشر شود. اما برای من و برای هزاران هزار آدمی که نگران رهبران سبز هستند خبر وقتی تکذیب می شود که آن شرط قبلی انجام شده باشد و فرزندان رهبران بتوانند با آنها ملاقات کنند. فقط بیانیه فرزندان آنها که بگویند با پدر و مادر خود دیدار کرده اند و انها در خانه خود بوده اند و هستند قابل پذیرش است و لاغیر. لطفا با این خبر سیاسی کاری نکنید و عذرخواهی بیجا هم نکنید و عقب نشینی بی معنا هم نفرمایید. اگر هم اضطرار دارید دست کم امتیاز بگیرید و بدون ملاقات فرزندان با رهبران خبر را تکذیب نکنید و گرنه تا قیامت باید از هر چه می گویید و می خواهید عقب نشینی کنید.
 
آقایان، مدیران کلمه، مشاوران یا هر فرد و گروه دیگری که در این کار به دلیل آشنایی با موسوی حرمتی پیدا کرده اید، اجازه بدهید به شما اطمینان کنیم و اعتمادمان همین اول کار از بین نرود و گرنه انتظار نداشته باشید کسی برای مواضع و حرفهای شما ارزشی قائل شود و یا شما را به رهبری ولو شورایی بپذیرد.

 
 

آیت‌الله مکارم شیرازی:
1389/12/18

آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید قم با «زننده» توصیف کردن فیلمی که در آن لباس شخصی‌ها به فائزه هاشمی فحاشی می‌کنند از اصولگرایان خواست «مراقب زبان» خود باشند.

به گزارش مرکز حوزه، آقای مکارم شیرازی صبح امروز چهارشنبه در درس خارج خود گفت: «کسانی که خود را منتسب به حزب‌الله می‌کنند باید خیلی مراقب زبانشان باشند. من فیلم این قضیه را دیدم که بسیار زننده بود.»

این مرجع تقلید افزوده که «این برادرها {لباس شخصی‌ها} مراقب باشند زبان خود را حفظ کنند تا مبادا چیزی بر زبانشان جاری شوند که مخالف اسلام و آموزه‌های دین باشد.»

انتشار فیلم فحاشی گروهی از لباس شخصی‌ها به فائزه هاشمی بازتاب‌های فراوانی داشته، به طوری که دادستان تهران روز گذشته اعلام کرد دو تن از این فحاشان شناسایی شده‌اند.

در این میان برخی از وبلاگ‌نویسان تندروی محافظه‌کار نیز از فحاشی‌ها به مخالفان دولت و علی خامنه‌ای حمایت کرده و گفته‌اند که برای نخستین‌بار این آیت‌الله خمینی و خامنه‌ای بودند که فحاشی‌ را به ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی وارد کردند.

منبع: مرکز خبر حوزه

پیشینه
انتقاد از سکوت احمدی‌نژاد در مقابل فحاشی‌ها به فائزه هاشمی
فحاشی لباس شخصی‌ها با الفاظ رکیک به فائزه هاشمی


 
 

محمد یعقوبی کارگردان تئاتر:
1389/12/18

محمد یعقوبی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر وضعیت اجرای تئاتر در سال آینده را بسیار مبهم و نامطمئن توصیف کرد و گفت: «متاسفم که فضا را ناامید کننده می‌دانم و معتقدم نمی‌توانم به امیدواری تظاهر کنم.»

آقای یعقوبی به خبرگزاری ایسنا گفته است: «وقتی برای نمایش قبلی‌ام که اجرایش چند ماه است به پایان رسیده کاغذی حقوقی که قرارداد ما باشد، نگرفته‌ایم چگونه می‌توانیم به کار بعدی فکر کنیم؟»

وی افزوده که «گویی برای مسئولان هیچ اهمیتی ندارد، اگر مسئولان از جذب مخاطب توسط گروه‌های تئاتری سخن می‌گویند، چرا از گروه‌هایی که در این سال‌ها توانسته‌اند مخاطبان بسیاری را جذب کنند دعوت به کار نمی‌کنند؟»

وی همچنین با اشاره به سخت‌گیری‌های اخیر شورای نظارت و ارزشیابی در تائید متن نمایشنامه‌ها اظهار داشت: «حتی اگر سال آینده بخواهم کار کنم بعید می‌دانم بتوانم متنی ایرانی به صحنه بیاورم، چون نسبت به نمایشنامه‌های ایرانی سخت‌گیری بسیاری وجود دارد.»

بعقوبی اضافه کرده است: «حساسیت‌هایی که در برخورد با کارها دیده می‌شود، حتی درمقایسه با چند سال پیش بدتر شده است تا جایی که مطمئنم برخی از کارهای که چند سال پیش امکان اجرا داشت در شرایط فعلی غیر قابل اجرا شده است.»

از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد در ایران فشار‌ها بر فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افزایش یافته است.

وزارت ارشاد که مسئول نظارت و کنترل بر فعالیت‌های فرهنگی است طی این مدت محدودیت‌های فراوانی برای هنرمندان و فعالیت‌های هنری و فرهنگی اعمال کرده که این محدودیت‌ها با اعتراض‌های گستردگی همراه است.

منبع: ایسنا


 
 

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی اعلام کرد:
1389/12/18

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی از افزایش پنج درصدی مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی در کشور طی سال جاری خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، غلامرضا معصومی گفته که «با توجه به آمار ارائه شده در سال جاری حدود پنج درصد افزایش آمار مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی داشته‌ایم.»

معصومی در عین حال از کاهش آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات در دی ماه ۸۹ خبر داد و گفت: «امسال بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار دستگاه خودرو وارد چرخه ناوگان کشور شده که این مسئله در بالا رفتن آمار حوادث ترافیکی موثر است.»

طبق آمارهای اعلام شده توسط وزارت کشور و پلیس راهنمایی و رانندگی، طی سی سال گذشته بیش از ۸۰۰ هزار نفر در حوادث رانندگی در ایران جان خود را از دست داده‌اند.

براساس این گزارش‌ها خسارت‌های مالی تصادفات جاده‌ای در حال حاضر در ایران به سالانه هفت تا هشت هزار میلیارد تومان رسیده که این رقم معادل چهاردرصد تولید ناخالص داخلی کشور است.

معاون عمرانی وزیر کشور نیز چندی پیش گفته بود تعداد تصادف جاده‌ای در ایران ۲۰ برابر میانگین جهانی و ‌پنج برابر کشورهای هم‌تراز ایران است.

تراکم بالای خودرو در جاده‌ها، کمبود ظرفیت بزرگراه‌های کشور، وجود دو هزار نقطه حادثه‌خیز در جاده‌ها، کمبود خدمات ایمنی و امدادی و فرهنگ نادرست رانندگی از مهم‌ترین دلایل تصادفات جاده‌ای اعلام شده‌ است.

منبع: خبرگزاری مهر

پیشینه
تنها در دو روز اخیر ۱۰۸ نفر در اثر تصادف کشته و ۱۱۰۴ نفر مجروح شدند
افزایش چشمگیر آمار سوانح جاده‌ای


 
 

1389/12/17
همزمان با روز جهانی زن تعداد زیادی از مأموران انتظامی و امنیتی برای مقابله با حضور احتمالی مخالفان دولت، در خیابان های تهران مستقر شدند و درگیری‌های پراکنده‌ای در برخی نقاط تهران شکل گرفت. ویدیوهای زیر گوشه‌ای از این تجمعات پراکنده و حضور نیروهای امنیتی را نشان می‌دهد.

 
 

1389/12/18

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، تحریم های کشورش علیه ایران را تا ماه مارس ۲۰۱۲ تمدید کرده است.

او روز سه شنبه طی فرمانی جمهوری اسلامی را «خطری غیرعادی و خارق العاده علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده» توصیف کرد و به کنگره اطلاع داد که «وضعیت فوق العاده» در قبال ایران را یک سال دیگر تمدید می کند.

آقای اوباما نخستین بار در ماه مارس ۲۰۰۹ طی فرمانی مشابه، تحریم هایی که در سال ۱۹۹۵ توسط دولت بیل کلینتون علیه ایران به اجرا گذاشته شده بود را یک سال تمدید کرد.

این تحریم ها شرکت های آمریکایی را از کمک به توسعه صنعت نفت ایران، انجام مبادلات تجاری، صادرات و واردات و همچنین سرمایه گذاری در آن کشور باز می دارد.

روسای جمهوری ایالات متحده سالانه با تمدید «وضعیت فوق العاده» در برابر کشورهایی مانند ایران و کوبا تحریم این کشورها را ادامه می دهند.

تازه ترین دور تحریم های واشنگتن علیه تهران در تابستان سال گذشته آغاز شد که طی آن کنگره آمریکا به ویژه شرکت های نفتی خارجی سرمایه گذار در ایران را هدف قرار داد.

این تحریم ها برای اولین بار «ناقضان حقوق بشر» در ایران را نیز شامل می‌شد که در آن از جمله محمد رضا نقدی، فرمانده بسیج و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران به اتهام نقض حقوق بشر در فهرست افراد مورد تحریم آمریکا قرار گرفتند.

منبع: بی‌بی‌سی

 


 


شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته